زنجیرها دریدند…چه کسانی؟

سپتامبر 19, 2015 دیدگاه‌ها برای زنجیرها دریدند…چه کسانی؟ بسته هستند

یک پزشک پست گذاشته بود درباره تاثیر ماه‌های تولد بر سلامت جسمی. برای خردادی‌ها استعداد ابتلا به شیزوفرنی هم ذکر شده. به نظرم منصفانه است. مگر من عکس مخلوقات عجیب را در کاشی و ترک دیوار پیدا نمی‌کنم؟ مگر مدام دنبال الگوهای تکرار شونده نمی‌گردم؟ مگر اعتقاد ندارم همه سالهای زندگی‌م تکرار سه سال 77 تا 79 است؟ که هر سه سال یک بار همه چیز برایم از اول شروع می‌شود.
بعد یادم افتاد همه قصه‌هایی که نوزده بیست‌سالگی نوشته‌ام – یا دوست داشتم بنویسم- درباره این موقعیت تکرار شونده است که یکی یک جایی گیر می‌کند. یا در زمانه ناموافق یا در مکان اشتباه. فکر کنم این را داود بهم گفت. ابن وسط یک جور شهودی درباره حلقه سامسارا هم هست. این که یک اشتباه را آن قدر تکرار می‌کنیم تا یاد بگیریم و انتخاب دیگری کنیم. حالا در زندگی‌های مختلف یک جورهایی فانتزی می‌شود ( و چه باحال می‌شد اگر درست بود). اما در همین تایم لایف. در همین دوره زندگی محدود.
داوکینز می‌گفت اگر عمر طبیعی بشر هفتصد سال بود به احتمال زیاد هیچ وقت از عرض خیابان رد نمی‌شد. یعنی ریسک تصادف هنگام عبور از عرض خیابان برای موجود هفتصد ساله ریسک قابل محاسبه‌ای ست. حالا ماجرا همین است. اگر توانایی این را داشتیم که آن قدر از خودمان فاصله می‌گرفتیم تا الگوهای اشتباه را در می‌آوردیم شاید که رستگار می‌شدیم. یکهو نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم : «آها…گیرت آوردم اشتباه تکراری پدرسگ.تویی که زندگی من و دودمانم را تباه کردی»
مثل بصیرتی که آدم‌های توی فیلم‌ها بهش می‌رسند ( یا نمی‌رسند) مثل اطلس ابر واچوفسکی‌ها.
برای همین برگشتم عقب. از جایی که ردش را داشتم شروع کردم. از زندگی‌کریم‌خان. جد هفتم. بعد هی فاصله می‌گیرم از دیوار نگاهشان می‌کنم. تا نزدیک‌تر. تا کسانی که کمابیش آمارشان را دارم. پدربزرگم. عموی بزرگم. پدرم. ژن‌ دارد چه استراتژی اشتباهی را بارها تکرار می‌کند؟ که همه‌مان باید کلی هزینه بدهیم که بلاخره یاد بگیرد؟
برای خودم مسیر را بارها بازسازی می‌کنم. آن قدر جلوی چشمم است که نامر‌یی شده. ولی قهوه می‌خورم و بهش فکر می‌کنم تا پیداش کنم. مچ چند تاشان را گرفته‌ام. ولی خیلی‌هاشان مانده‌اند. در لباس مبدل کنارم نشسته‌اند و می‌گویند : «ما راه حل‌های بکر و معقولی هستیم. به ما اعتماد کن»
زیر لب می‌گویم “زکی. رسوا می‌شوید. رسواتان می‌کنم.

حالا اگر بگویند هزینه رهایی از تکرار اشتباهات ، جنون است می‌ماند این که : فقط یک شماره کارت بهم بدین

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

این چیست؟

شما در حال خواندن زنجیرها دریدند…چه کسانی؟ در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: