چه شرلاک صدایش کنیم چه هرچی

ژوئیه 7, 2013 § 5 دیدگاه

متاسفانه امروز نه سالگرد تولد یا مرگ کانن‌دویل است ،‌ نه هولمز،‌ نه جرمی‌برت و نه هیچ کس دیگر. اما مگر نوشتن از شرلوک هولمز بهانه می‌خواهد. این خوشه‌چینی از وب برای دوست‌داران حضرتش.

مفسران زیادی در ماهیت افلاطونی روابط هولمز و واتسن مشکوک‌ند.گرچه هیچ وقت در قصه‌های دویل اشاره‌ای به این ماجرا نمی‌شود و اساسن بعید است از یک مرد سنتی ویکتوریایی که بخواهد در قصه‌هایش چنین شیطنتی کند، اما برای روانکاوان شواهد و مدارکی دال بر گرایشات یواشکی این دو نفر وجود دارد. می‌بینید که در یکی از تصویرسازی‌های اصلی مجله استرند این گمانه اندکی تقویت می‌شود:

The Illustrious Client
Strand Magazine-۱۹۰۲

اتاق خواب غیر معمول

 

حالا گذشته از حدس کارشناسان و گمانه زنی طوطیان شکرشکن هوادار باذوقی این کلیپ را  ساخته از صد سال معاشرت این دو یار وفادار در تاریخ سینما

به هر حال در جریان هستید که در سریال المنتری “آقا واتسن” تبدیل به “خانم واتسون” شده و در مجموعه انیمیشن هولمز در قرن بیست و دوم واتسن ربات است!

خانم جان واتسون و آقای هولمز

برند محبوب لگو هم نسخه خودش را از این دو یار قدیمی دارد:
هولمز و واتسن لگو

 

در این مستند از بی‌بی‌سی 4 می‌بینید که آقا واتسون با استفاده از فیلم‌های هولمزی ماجرای رفاقت خودش و شرلوک را روایت می‌کند.

گفتم فیلم‌های هولمزی ، در سال 1900 اولین هولمز تاریخ سینما ساخته می‌شود که خوشبختانه فیلمش موجود است. از آن زمان تا به امروز هولمز با بیش از 270 حضور در فیلم/سریال/ انیمیشن احتمالن رکورددار حضور یک کاراکتر در تاریخ سینماست.

تقریبن تا پیش از دوران سلطنت جرمی برت ، بازیل راتبن مشهورترین هولمز تاریخ سینما بود. او در دهه چهل و پنجاه میلادی بیش از بیست بار در قالب هولمز ایفای نقش کرد و محبوب دل پدربزرگ‌های ما بود.

هولمز محبوب پدربزرگ‌ها

غیر از بازیگرانی که بخاطر ایفای نقش هولمز مشهور شدند، بازیگران مشهور دیگری هم بودند که دست کم یک بار بازی در نقش هولمز را آزمودند. مثلن پیتر کوشینگ ، راجر مور ، کریستوفر پلامر ،  پیتر اوتول ، چارلتون هستون ، کریستوفر لی و حتا لتئونارد نیموی

هولمز به سبک آقای اسپاک

هولمز ویولن نواز قهاری بود و خب طبیعی‌ست که اغلب هولمزهای تاریخ سینما از نوای ویولن بهره برده‌اند. اینجا درباره رابطه موسیقی و هولمز بیشتر بخوانید.

در نبوغ آقای کانن دویل شک نکنید. خوشبختانه فیلمی از ایشان موجود است که در آن درباره خلق هولمز با ما سخن می‌گوید. اما نباید غافل شد که هیبت بصری هولمز مدیون سلیقه و خلاقیت آقای دیگری‌ست به اسم سیدنی پجت. او در زمان انتشار داستان‌های هولمز در مجله استرند تصویرساز این مجله بود و اغلب تصویرسازی‌های قصه‌های هولمز کار اوست. خلق این کلاه و شنل آیکونیک هولمز را هم می‌توانید پای ایشان بنویسید. اینجا درباره هنر ایشان و تاثیرش در خلق هولمز نوشته‌ام.
آقای پجت هولمز را براساس تیپ خودش طراحی کرد

شاید نسل ما هولمز را ابتدا با انیمیشن‌هایی که شبکه دو پخش کرد به یاد داشته باشد. اینجا می‌توانید قسمتی از تازی باسکرویل را با دوبله فارسی و صدای آقای افشاریه به جای هولمز ببینید. ما بعدها هولمز گرانادا ، هولمز بی‌بی‌سی، هولمز گای‌رچی و هولمز نیویورکی را هم دیدیم. و اما گرانادا…

سال 1984 سال مهمی‌ در اقتباس‌های سینمایی/ تلویزیونی هولمز است. تلویزیون گرانادا تصمیم گرفت یک بازسازی وفادار ( خصوصن وفادار به تصویرسازی‌های اصلی) از هولمز بسازد. برای این مهم متخصصان زیادی دور هم جمع شدند تا لندن ویکتوریایی آقای کانن دویل و خانه پلاک 221 ب را درست عین کتابها بازسازی کنند. حکایتش را اینجا نوشته‌ام.
اینجا هم می‌توانید بررسی تطبیقی تصویری کاملی از اپیزودهای هولمز گرانادا با قصه‌ها و تصویرسازی‌های اصلی ببینید.

اما دست آورد بزرگ گرانادا به طراحی صحنه درخشان و موسیقی به یاد ماندنی پاتریک گاورز محدود نمی شود. مجموعه گرانادا بازیگری را برای هولمز برگزید که به دشواری می‌توان تصور کرد که روزی دوران سلطنت‌ش بر این نقش به پایان برسد. خانم‌ها! آقایان! معرفی می‌کنم: جرمی برت

عالیجناب برت

در مورد هولمز جرمی‌برت چه بگویم که تکراری نباشد و حق مطلب را ادا کند؟ هولمز را اینجا یا اینجا از زبان خودش بشنوید. از پشت صحنه می‌پرسند اگر کسی خواست قربان صدقه تیپ‌ش بشود اشکال دارد؟ عرض کنم که اشکال که ندارد هیچ ، بلکه ثواب دارد.

 

نسخه پخش شده از سری گرانادا در تلویزیون ایران یک متاسفانه و یک خوشبختانه دارد. متاسفانه پخش این مجموعه همزمان بود با اجرای سیاست‌های  عجیب و غریب و حک و اصلاح‌های غیرعادی در زمینه سانسور. همان دورانی که ممیزان بخاطر حضور مثلن سگ در صحنه، تصویری از یک گل رز ( کشیده شده به اندازه قاب تصویر) را با اعتماد به نفس و در دقایق طولانی راهی آنتن می‌کردند.

اما خوشبختانه بابت این که دوبله این مجموعه دست گروه کاردرستی افتاد و صدایی برای هولمز انتخاب شد که گه‌گاه از صدای خود جرمی برت بیشتر به چهره می‌نشیند. جز یک مجموعه با دوبله نه خوب و نه بد آقای مقامی، آقای بهرام زند جای هولمز صحبت کرد و در لحظاتی تشخیص بهرام زند و شرلوک هولمز و جرمی برت از هم دشوار می‌شد.

مثلن رسوایی در بوهمیا را با صدای آقای زند ببینید و بشنوید.
در این دوران و بخاطر همان سانسورهای سلیقه‌ای متاسفانه تعدادی از اپیزودهای این مجموعه هم پخش نشد. مثلن اپیزود “ دوچرخه سوار تنها” که در آن آقای هولمز/ برت از توانایی‌هایش در مشت‌زنی استفاده می‌کند و کافه را به هم می‌ریزد.

آقای برت کافه به هم می زند

به خاطر دارم که همان موقع آقای زند در مصاحبه‌ای با مجله فیلم گفته بود، تیم دوبله کارها را پیش از سانسور و به صورت کامل دوبله می‌کند و تحویل شبکه می‌دهد. دل نگارنده به این خوش است که شاید جایی در این شهر نسخه‌های کامل و دوبله شده این هولمز در گاوصندوقی موجود باشد و شاید خدا با مهربانی روزی آن را سر راه ما قرار دهد.

اما سوال این است که هفت فصل هولمز گرانادا را از کجا گیر بیاوریم؟ خب این لینک سی گیگی تقریبن کاملترین لینک تورنت‌ی ست که از تمام هفت فصل هولمز گرانادا در نت پیدا می‌شود.
متاسفانه این مجموعه هیچ‌وقت به صورت بلوری منتشر نشده.اگر شده و کسی لینکی دارد خبر بدهد و قومی را از نگرانی برهاند

به هر حال جامعه هولمزی‌ها هم برای خودشان انجمن و دفتر و دستکی دارند. آنها سالی یک بار در کنار آبشار رایشن‌باخ جمع می‌شوند و مبارزه موریارتی و هولمز را بازسازی می‌کنند.تعدادی از عکس‌های 2011 شان را می‌توانید اینجا ببنید.

بازسازی مبارزه رایشن‌باخ 

گفتم رایشن‌باخ یادم آمد که هولمز بعد بازگشتش و در داستان “خانه خالی “ برای آقا واتسون تعریف می‌کند که این مدت در سفر بوده و از قضا به مکه هم سفر کرده.

این مقاله با اشاره به همین سفر در بیکراستریت جورنال منتشر شده. اسم مقاله هست: “حاجی هولمز” !

اینجا یادی هم کنیم از مترجم بهترین ترجمه‌های هولمز. آقای کریم امامی فقید که 24 داستان کوتاه هولمز را در چهار کتاب و برای نشر طرح نو ترجمه کرد. این مصاحبه ( که شاید آخرین مصاحبه مرحوم پیش از فوت‌ش باشد) را نه سال پیش و درباره هولمز با ایشان انجام دادم.

حالا دم آخری دو تا نکته هم بگویم. اول این که به عمد اشاره‌ زیادی به هولمزهای بعد برت نکردم. بعضی‌هاشان هولمزهای خیلی جذاب و خلاقی هم هستند. اما با این حال همه‌شان تازه‌اند و نسل جدید زیاد در معرض‌شان بوده. طوری که گاهی می‌بینم علاقه‌مندان به این آثار حتا درباره قصه‌های هولمز یا تصویرسازی‌هایش یا هولمز گرانادا مطلقن چیزی نمی‌دانند.

نکته آخر هم این که تلفظ درست نام هولمز – همچنان که آقای امامی هم در مقدمه رسوایی در کشور بوهم اشاره کرده- “شرلاک هومز” است و نه “شرلوک هولمز” . غلط مصطلح است و کاریش نمی‌شود کرد.

ما هواداران کویش هستیم. چه شرلاک صدایش کنیم چه شرلوک.

§ 5 پاسخ برای چه شرلاک صدایش کنیم چه هرچی

  • شرمین می‌گوید:

    بعله بعله درست می فرمایید ما هواداریم 🙂

  • HEBROWN می‌گوید:

    این پست باعث شد که دوباره بشینم و شرلوک همز از نوع جرمی برت رو از اول نگاه کنم. زبان اصلی نگاه میکنم با لهجه غلیظ و زیبای لندنی. ولی نمیدونم به دلیل عادتی بود که به دوبله فارسی این مجموعه داشتم و یا اینکه واقعا اینجوری هستش احساس میکنم صدای آقای زند دوست داشتنی تر و باجلوه‌تر بود برای شخصیت همز! یعنی اون شخصیت و کاراکتری که از همز تیزهوش در ذهنم هست بیشتر با صدای بهرام زند سازگارتره!

  • پرهام می‌گوید:

    محمود دولت آبادي در كتاب نون نوشتن مي گويد نكند ادبيات و هنر يك افيون باشد كه گوش و چشمم را با آن پر ممي كنم تا غرورم را پروار كنم؟

  • Milad می‌گوید:

    این پست شما رو همین الان خوندم، کلا تو ادبیات شرلوک هولمز کارآگاه محبوب منه، و به این نسخه جرمی برت هم ارادت خاصی دارم، این سایت نسخه سزیال جرمی برت رو تقریبا کامل داره اما فکر می‌کنم کیفیتش در حد dvdrip باشه http://warez11.in/ . تو هولمزهای جدیدتر نسخه گای ریچی جالبه اما به نظر من اون اصالت جرمی برت رو نداره، شبیه ولگردا کردنش تقریبا.

این چیست؟

شما در حال خواندن چه شرلاک صدایش کنیم چه هرچی در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: