نازش کنید و از اخلاقش نپرسید

آوریل 13, 2013 § 15 دیدگاه

1 قبل عید که با بچه‌ها نشسته بودیم یکهو قرار شد هر کس بگوید برای سال جدید چه تغییری می‌خواهد در زندگیش بدهد.

راستش دست من خالی بود. من دوست دارم همین‌جوری فریز شوم. دوست دارم سالم باشم، بروم سر کار، فیلم ببینم، کتاب بخوانم و دوستانم را ببینم. دوست دارم وضعیت موجودم را تا ابد حفظ کنم.
نمی‌خوام چیزی از عاداتم رو ترک کنم. نمی‌خوام چیز تازه‌ای هم بهشان اضافه کنم. به این معنی نیست که فکر می‌کنم پرفکتم. به این معنی که با خودم در صلح‌م. برای این صلح هم زحمت کشیده‌ام. ده سال اخیر زندگی در انواع خودشناسی‌ها و تراپی‌ها و روبرو شدن با همه تکه‌های ناخوش‌آیند وجود گذشت. حق‌م است بشینم زیر درخت و از صلح لذت ببرم.

به بچه‌ها همین را گفتم. خلاصه‌ ترش را.

2 ولی کمی مانده به تغییر سال نظرم عوض شد

3 بعد کلی تجربه می‌فهمی منصفانه‌ترین ( و کم استرس‌ترین) حالت رابطه با دیگران این‌ است که باهاشان همان برخوردی را بکنی که با تو می‌کنند:  مهربانی کنند، مهربانی کنی. بی‌توجهی کنند، بی‌توجهی کنی. ابزاری برخورد کنند، ابزاری برخورد کنی.
ایرادی وارد نیست. وین‌وین. بازی تمام

4 بازی نمی‌تواند تغییر کند؟

5 با خودم گفتم بیا سفر کنیم به دوران دانشجویی. جایی که ایده‌آلیسم و هورمون در هم می‌جوشیدند و جهان جای هیجان‌انگیزتری بود. زمانی که فکر می‌کردم باید با همه «درست» برخورد کرد حتا اگر با تو درست برخورد نکنند.

ایده‌آلیسم آن دوران خیلی زود با کله به دیوار سیمانی واقعیت می‌خورد، در اقیانوس باستانی گه سقوط می‌کنیم و خوش‌اقبال‌هایمان آنهایی می‌شوند که گنداب صرفن تا زیر چانه‌شان است.

الان اعتماد به نفس‌م بیشتر شده. با کلی دردسر بلاخره جایی هستم که فضولات زیر گلویم آرام گرفته. نیمی از زندگی‌م گذشته و اگر کمی خوش‌شانس باشم قرار نیست بالاتر بیاید.هنوز می‌توانم شعارهای خوبی بزنم ؛گرچه بهشان عمل نکنم.

بعد دیدم این موقعیت، این امواج آرام گه، این سکوت، این موهبت «سروایو» شاید به کاری بیاید.به کار یک تلاش دیگر.

6 اگر با کسی که با تو بدرفتار می‌کند ، مهربان باشی چه اتفاقی می‌افتد؟ خب، بگذار بشماریم : ابله فرض‌ت می‌کند. بدتر؟ ممکن است باعث شود خودت را سرزنش کنی. به خودت احساس بدی پیدا کنی. بدتر؟ از تو سواستفاده کند…

ابله فرض کند؟ بگذار بکند. اگر آنقدر ابله است که محبت انسانی را بلاهت تعبیر کند گو بکند. باعث شود خودم را سرزنش کنم؟ نه نگران این نیستم. من شبها بین دیو‌های روان می‌خوابم و نجات‌یافته از بدترین کابوس‌های درونم . کسی بدتر از آنها را نمی‌تواند به سرزمین من بیاورد. از من سواستفاده کند؟ بکند. ضرر من کجاست؟

اصلن قصد ندارم بگویم «مهربانی بی‌چشمداشت» هیچ باگ‌ی ندارد. اگر نداشت که نوع بشر جور دیگری تصمیم می‌گرفت. اما روی هم رفته در موقعیتی هستم که بتوانم از پس باگ‌هاش بربیایم. اعتماد به نفس و موقعیت کنونی‌م بهم اجازه این خطر را می‌دهد. خود بیست‌ساله‌ام را صدا می‌زنم و می‌گویم:..”هی بیا خطر کنیم.می‌خواستی دنیا را نجات بدهی؟ بفرما ..این سهمت. شروع کن! “

7 الان می‌دانم در دورهمی به بچه‌ها چه بگویم. قصد دارم «مهربانی بی‌چشمداشت» را تجربه کنم. بدون هیچ قراری،حتا یک طرفه،‌به هر موجودی به صرف زنده بودنش

لابد به تاسی از خرقانی : هر که در این سرای درآمد نازش کنید و از اخلاقش مپرسید…

خدا را چه دیدی؟ یا بعد مدتی عقب می‌کشم و به همان روش جواب پس‌داده می‌چسبم. یا …یا موفق می‌شوم  دست‌کم ادای زندگی در  آن جهانی را در بیاورم که دوست داشتم وجود داشت.
بعدش به قول مک مورفی می‌گویم: “ دست کم تلاشمو کردم”

§ 15 پاسخ برای نازش کنید و از اخلاقش نپرسید

  • ... می‌گوید:

    آنوقت است که در موردت می گویند:حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت…
    آره شیرین قلمی ات این را کم داشت به شدت،تا دوست داشتنی ات کند…نتیجه اش را هم بنویس،ببینیم چه می شود!

  • maryammohtadi می‌گوید:

    باورم نمی‌شه. من امروز تو کلنجار درونی بودم با خودم تمام وقت، که همچنان محبت بی‌چشمداشت بکنم به آدما یا سیاست رفتاری‌ام رو عوض کنم. این یکی هم خستگی‌های خودش رو داره. خیلی حال داد این متن‌ت. به شدت باهاش ارتباط برقرار کردم. خسته نباشی

  • سانتاماریا می‌گوید:

    استاد این رو که خوندم یادم اومدم که از خانم تراپیستت خیلی راضی بودی.
    به شماره و آدرسش احتیاج دارم برای یکی از دوستهام. مردیه که اوضاع خوبی نداره. یادم میاد چیزاهای خوبی از کارش نوشته بودی و فکر می کنم شاید شاید شاید بتونه بهش کمک کنه.
    خیلی ممنون میشم.

  • ناشناس می‌گوید:

    چه جالب .من هم امسال چنین تصمیمی گرفتم و سعی می کنم تا حد امکان بهش عمل کنم.

  • k می‌گوید:

    سخت است . سخت و عذاب آور .
    نه اینکه مهربانی نبینی . که هیچ چشمداشتی نداشته ای از اول . بیشتر بخاطر اینکه مهربانی را پای برخی کسان خرج کردن ، ریختن آب به پای بتون است . بتون درخت نیست که میوه بدهد . اینرا میدانی . توقعی هم نداشته ای اما …
    اما سخت است . سخت است و جانکاه . انگار که بگویی من آنم به پای خوکان نریزم ، من این در لطف و مهربانی را !
    یا یه همچه چیزی . بقول رفقا اصلن چه کاریه خب !

  • shin می‌گوید:

    آخر آخر همه اون حس ها که آدمو به شک سوءاستفاده و این جور چیزها می اندازه یه لذت خوبی در این بی چشمداشت بودن هست. حتی جایی که آدمو تبدیل به ماشین بهره کشی می کنند حتی.

  • Shahrokh می‌گوید:

    just the fact that we spend the good with nothing in return is the «pure good», anything else would be a «business», but this will be very hard in a world which has been designed to understand everything in terms of «actions & reactions»

  • امین می‌گوید:

    وین‌وینwin-win؟ شاید منظورتان تیت‌-فور-تت tit-for-tat است؟

  • soorena می‌گوید:

    سلام:) خب مهربانی بی چشمداشت وقتی خطرناکه که ناآگاهانه باشه یا به قصد جلب محبت. من امتحانش کردم; خیلی لذت بخشه وقتی که میدونستم این آدم جایگاهش اینه که من فقط بهش انرژی بدم محبت کنم و توقعی نداشته باشم در غیر اینصورت بعد از یه مدت رابطه رو خراب میکنه. اما از من میشنوید اصولن مهربانی بی دریغ به نوع بشر بسی لذت بخش و بی باگ! است.

  • Asiyeh می‌گوید:

    سلام جناب روحبخخش .(همین؟بله همین )

  • عسل می‌گوید:

    1.البته که نمیشه به خوبیه تو حرف زد.
    2.ما هم تو رو همبنجوری که هستی می خوایم. با این توضیح که اگرم یه روز یا یه روزایی همینم نباشی محبتی از تو دریغ نمی شه.
    3.فکر میکنم نمیشه این راهو انتخاب کردو پاسخ ندید حتی تو یه رابطه ی کوتاه یا اشتباه! به هر حال نتیجه مثبته…
    4.قبل از اینم جز این ازت ندیدیم:)
    5.خوشحالم که تو دوستمی:))

این چیست؟

شما در حال خواندن نازش کنید و از اخلاقش نپرسید در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: