عشقِ اول راهب

نوامبر 14, 2012 § 4 دیدگاه

«انتقام‌جویان» چقدر مستحق توجه است؟

انتقام‌جویان در مقام «فیلم»:
باید اعتراف کرد جمع و جور کردن اولین مولتی بلاک باستر تاریخ سینما کار ساده‌ای نبوده و آقای جاز ودون مثل یک مربی فوتبال منصف اجازه داده همه ستاره‌هایش در فرصتی برابر عرض اندام کنند و طرفداران هر شش ابرقهرمان مارول راضی و خوشحال به خانه برگردند و در سایت آي‌ام‌دی‌بی ده ستاره کامل را تقدیم فیلمش کنند.بعد از  انتقام‌جویان مرز تازه‌ای برای میزان ترشح آدرنالین نوجوانان طرفدار فیلم‌های ابرقهرمانی فتح شده که کار را برای سازندگان بعدی این قبیل فیلم‌ها سخت می‌کند. می‌شود گفتگوی دو نوجوان را تصور کرد که یکی‌شان درباره اکران فیلم ابرقهرمانی تازه‌ای به دوستانش خبر می‌دهد و جمع دوستان مسخره‌اش می‌کنند که :‌چی؟‌فقط یک ابرقهرمان دارد؟

انتقام‌جویان در مقام «فیلم خوب»:
میانگین 137  هزار رای کاربران آی‌ام‌دی‌بی به فیلم انتقامجویان 8.4 از 10 امتیاز است. برای روشن شدن ماجرا اسم چند فیلم دیگر که چنین امتیازی را دارند مرور کنیم:‌ مرد سوم، گاو خشمگین، 2001 : یک ادویسه فضایی، غلاف تمام فلزی و محرمانه لس آنجلس.
انتقام‌جویان گرچه تجربه تازه‌ای در بلاک‌باستر سازی‌ست ( فیلمی که برای ساخته شدن، منتظر تولید سه بلاک باستر دیگر یعنی ثور، آیرن من و کاپیتان امریکا که شخصیت‌های اصلی داستان را معرفی می‌کنند ماند) ، داستانش را بدون لکنت تعریف می‌کند و در مقام یک رکورددار فروش قسمتی از تاریخ سینما خواهد ماند، اما شاهکار؟ فیلم خوب؟ بی‌خیال رفقا! . انتقامجویان یک فیلم معمولی است که بسیار بسیار از هم‌امتیاز‌هایش فاصله دارد.  نه خلاقیت تکنیکی تکان‌دهنده دارد ، نه داستان  چندلایه.
طی چند ماه اخیر بارها دیدم کسانی که ذوق سینمایی قابل اعتمادی داشته‌اند من‌باب کنجکاوی از رژیم سینمایی عادی‌شان تخطی کرده و به عنوان اولین فیلم ابرقهرمانی عمرشان انتقام‌جویان را دیده و حسابی ذوق زده شده بودند.
لازم است اینجا ماجرا را کمی روشن کنیم. حقیقت این است که بسیاری از منتقدان تماشای آثاری از سینمای وحشت، فانتزی یا علمی‌تخیلی را دون شان خود می‌دانند. برای همین آرشیو ذهنی‌شان از چنین فضاهایی بسیار فقیر است. طبیعی‌ست که اگر روزی از روزها کشف تخیل ناب و لذت‌های نوجوانانه به سراغشان بیاید ( که در این مورد فروش فیلم به قدری کنجکاوی برانگیز هست که از سوی اهالی عبوس‌تر سینما هم دیده شود) احتمالن چونان راهبان تارک دنیا ای که ناگهان چشمشان به جهان باز شده، عاشق اولین موجود مونث شوند که سر راهشان قرار دارد. برای  خیلی از این فیلم‌بین‌ها ومنتقدان انتقام‌جویان نقش همان اولین زن را دارد.
در حالیکه فیلم نسبت به هم‌ قطاران خود نه خلاق‌تر که صرفن بلبل‌زبان‌تر است. داستان ساده‌اش را بدون لکنت تعریف می‌کند. گرچه امتیاز بزرگی است اما اگر معیارهای تشخیص خوب و بد هنوز تغییر نکرده باشد، از هیچ فیلمی اثر بزرگ نمی‌سازد. صرفن آن را قابل دیدن می‌کند.
اگر  بیننده اهل فن ( اما کم‌تجربه در تماشای اقتباس‌های‌ کمیک‌ بوکی)  از تماشای انتقام‌جویان ذوق زده شده به او پیشنهاد می‌کنم برای ارتقاء ذائقه‌اش اینها را ببیند: بتمن(1989)، بازگشت بتمن(1992)، هل‌بوی (2004)، هل‌بوی2: ارتش طلایی (2008)، شهر گناه (2005) ، نگهبانان( 2009)، کنستانتین (2005) شوالیه تاریکی (2008)

انتقام‌جویان در مقام «خوب»:
«دی‌سی‌کمیکز» و» مارول» دو ناشر کهنه‌کار کمیک‌های ابرقهرمانی‌ امریکایند. هر دو با اختلاف زمانی اندکی از اواخر دهه سی شروع به کار کرده و تا امروز  نزدیک به سه نسل طرفدار کمیک‌بوک تحویل جهان داده‌اند. طرفداران این دو ناشر بیشتر از طرفداران همه داربی‌های تاریخ برای هم کرکری خوانده‌اند و هم را دست انداخته‌اند.
معروف‌ترین شخصیت‌های خلق شده در دی‌سی‌کمیکز سوپرمن، بتمن و واندروومن‌اند و مشهورترین های مارول اسپایدرمن، هالک و ایکس‌من.
کمپانی سینمایی طرف قرارداد با دی‌سی‌کمیکز ، برادران وارنر است و تولیدکننده سینمایی محصولات مارول، پارامونت.
مارول بخاطر قصه‌های خطی و شخصیت‌های ساده بیشتر به ذائقه طرفداران کم‌سن و سال نزدیک است. در عوض دی‌سی‌کمیکز با کاراکتر‌های چندوجهی ، پی‌رنگ‌های پیچیده داستانی و اشارات فرامتن برای بزرگسالان جذاب‌تر(با پرس و جوی ساده ای از بچه‌های فامیل هم خواهید دید که اسپایدرمن میان این گروه محبوب‌تر از بتمن است)
مارول تقریبن با همان اختلاف زمان اندکی که نسبت به تاسیس دی‌سی‌کمیکز دارد ، بسیاری از ایده‌ها را از روی دست دی‌سی‌کمیکز بلند کرده. نمونه‌اش همین انتقام‌جویان. در 1960 دی‌سی‌کمیکز در حرکتی ابتکاری تعدادی از ابرقهرمانانش را در کمیکی واحد و با نام «لیگ عدالت» یک جا جمع کرد؛ ایده‌ای هوشمندانه و اقتصادی که طرفداران تضمین شده‌ای داشت. سه سال بعد مارول همین ایده را در جهان ابرقهرمانان خودش پیاده‌کرد و تیم «انتقام‌جویان» را تشکیل داد.( برای کسانی که به تاریخ کپی‌برداری‌های مارول از دی‌سی‌کمیکز علاقه‌مندند شاید این نمونه جدید هم بامزه باشد: دی‌سی‌کمیکز سال گذشته در حرکتی انقلابی و در پروژه‌ای موسوم به The New 52 تعدادی از مشهورترین کمیک‌هایش را بعد هفتاد سال دوباره به شماره صفر برگرداند و از نو شروع کرد. همین امسال مارول با شعار شرم آور » حالا نوبت مارول است!»‌اعلام کرده که تعدادی از کمیک‌هایش را ری بوت خواهد کرد!)
بنابراین اگر انتقام‌جویان را (مثل بسیاری دیگر از محصولات مارول) تولید شده برای مخاطبان کودک و نوجوان بدانیم به قدر کفایت قابل دفاع است؛ ضمن سرگرمی یاد می‌گیرند که روحیه تیمی‌داشته باشند، به اسباب‌بازی‌هایشان پز ندهند و به برادر موطلایی‌شان حسادت نکنند. اما اگر کسی دنبال معرفی این فیلم به عنوان نمونه خوبی از جهان ابرقهرمانی برای مخاطب بزرگسال باشد،  هم به جهان ابرقهرمانان و هم به شعور مخاطب بزرگسال توهین کرده است.

منتشر شده در ماهنامه 24

§ 4 پاسخ برای عشقِ اول راهب

  • علی می‌گوید:

    به نظرم یکی از دلایل مهم اینکه انتقامجویان نمونه موفقی است این است که کلا دنیای مارول نسبت به دی سی کمیک دنیای ساده تری است. چه چیزی بهتر از یک دنیای خوب و پر امید برای یک تماشاگری که دنبال تفریح هست. تا آنجا که من می دانم قهرمان های دنیای مارول هیچکدام مشکل اگزیستانسلیستی خاصی ندارند. همه شان با این قدرتی که حالا از یک جایی به شان رسیده راضی اند و تلاش می کنند زندگی کنند. هیچکدام شان مثل بتمن یا سوپرمن نیستند که بخواهند در هستی بودنشان شک کنند یا با جامعه مشکل داشته باشند. حتی در نمونه ضعیفی مثل گرین لنترن هم می شود این ترس ها و تردید ها را در قهرمان های دی سی کمیک دید. ولی در عوض آدم های مارول بیشتر آدم هایی هستند که یک خوبی ذاتی دارند و همیشه تلاش می کنند که آن کاری را که فکر می کنند درست را انجام دهند، هر چند همه دنیا بگوید که نمی شود. یک جور قهرمان تیپیک آمریکایی با همان لحن شوخی وار، خونسردی و انسان دوستی آمریکایی. حالا شما خودت فکر کن که رفته ای سینما نشسته ای و می خواهی یک چیزی ببینی برای لذت بردن. طبیعی است که بیتشر دوست داری داری یک داستان شسته رفته با یک اکشن خوب ببینی که قهرمان هایش هم آدم های خوبی هستند و همه چیز مرتب است و آدم هایش در نهایت باعث می شود که به انسانیت امیدوار بشی. رهایی از شاوشنگ و نور زمستانی هر دو فیلم هایی هستند در باب امید .\ دومی را کمتر کسی از مخاطب عام سینما دیده است، در حالیکه الان تقرییا هر کسی که فیلم که فیلم ببینید می دانند که رهایی از شاوشنک چیست، چون داستان خوبی است که آدم را امیدوار می کند، سوال های خیلی سخت فلسفی هم برای آدم ایجاد نمی کند.
    به خاطر همین است که مارول علاقه بیشتری کلا به جمع کردن تیم های سوپرقهرمانی دارد. با اینکه ایده اول از دی سی کمیک اومده ولی مارولی ها ازش استفاده بیشتری می کنند تا داستان هاشون رو یه رنگ روی جدید بدهند. تقریبا هر شخصیتی که دنیای مارول وجود داره یه بار توی سری کمیک های انتقام جویان ظاهر شده. دیگه فکر کنم فقط ایکس من ها مونده بودند که الان هم که دارند یه سری کمیک جدید چاپ می کنند که کلا مقابله انتقام جویان و ایکس من هاست.

  • azin می‌گوید:

    ای بابا بیشتر بنویسید جناب روحبخش! بحث در مورد تفاوت های مارول و دی سی کامیکز روشنگر بود 🙂 راستش من خودم هم به جز سه تا اسپایدرمن سم ریمی که مال دوران نوجوانی بودن و دوتا از سه گانه بتمن نولان چندان اهل فیلم های سوپر قهرمانی نبودم و فیلم های اینجوری ندیدم ولی این انتقامجویان به مذاق من هم خوش نیومد در واقع از سه نفری که این فیلم رو میدیدیم یک نفر بعد از یک ربع خوابش برد خودم وسط دیدنش شام هم درست کردم (بدون اینکه چیزی از دست بره فی الواقع) و دوست دیگر از سر رودربایستی با من که فیلم رو به خاطر رنکینگ خوبش در IMDB پیشنهاد کرده بودم ، انتقامجویان رو نگاه کرد. فیلم بی نهایت طولانی بود و بینهایت طول کشید تا بره سراغ اصل ماجرا وحتی برای من که دورم از این دنیاها خیلی قابل پیشبینی بود. ولی خب یک فایده داشت در مورد فیلم های ابر قهرمانی به نمره ی IMDB اعتماد نکنم . یکی دیگه از نا امیدیهای بزرگ امسال هم اسپایدرمن مارک وب بود که به نظرم خیلی ابلهانه و خیلی ضعیف تر از فیلم هایی بود که چند سال پیش دیدیم و از قضا این هم نمره خیلی خوبی تو IMDB داشت

  • زد می‌گوید:

    عجب! آقای روحبخش پاتون به 24 باز شده؟
    این دومین نوشتتون بود…. آیا در آینده هم چیزی مینویسید اونجا؟
    راستی خیلی خوبه که هنوزم اینجا مینویسین.

  • میلاد می‌گوید:

    کلن نمره های imdbبرای سرگرمی یه سری احمقه

این چیست؟

شما در حال خواندن عشقِ اول راهب در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: