هوسی دارم

سپتامبر 18, 2012 § 12 دیدگاه

1 می‌فرماد:
ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی / اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی

اسباب‌جمع؟ منظورش چیست؟ درویش یه لاقبا کجا اسباب جمع دارد؟

2به شوخی(؟) می‌گویم من برنامه‌ریزی زندگیم را تا شبی انجام داده بودم که بتوانم  بتمن را بصورت آی‌مکس زیارت کنم؛ و تا مدتی بعد آن شب دچار پوچی حاصل از بی‌آرزویی و بی‌برنامه‌گی برای ادامه زندگی شده بودم.

3 ممکن است به نظر شما آرزوی کوچکی برسد و فکر کنید خب معلوم بود که بهش می‌رسی. اما لازم است برای توضیح بگویم که یکی از تفریحات شب‌های چراغ خاموش جنگ برای خانواده کوچک ما جستن نقشه جهان با چراغ قوه و انتخاب مقصدی برای سفر بود. اوایل فکر می‌کردم که وقتی بابا و مامان انگشت می‌گذاشتند روی مثلن مکزیک و می‌گفتند خوبه،‌یعنی فردا باید شال و کلاه کنیم و چمدان برداریم. بعد دیدم که والدینم هر شب تصمیم‌شان را در مورد مقصد نهایی سفر تغییر می‌دهند. کم‌کم و با دلخوری کودکانه کشف کردم که این بازی ( به زعم من بی‌مزه)  زوج جوانمان است که آن شبها و روزهای دلگیر تاریکی بگذرد.
با گذراندن این تجربه در کودکی برایم شگفت‌انگیز بود که بتوانم یک فیلم محبوب‌ام را روزی در شرایط استثنائی ببینم.

4ولی با شما موافقم که آرزوی کوچکی بود. این را اخیرن فهمیده‌ام. نه این آرزو که اغلب آرزوها کوچک است. خوب که نگاه می‌کنم می‌بینم همیشه شکل و شمایل زندگی‌م شبیه چیزی بوده که چند سال قبلش آرزو کرده بودم. با این حال ناراضی‌ام و احساس می‌کنم چیزی کم است و باید کار دیگری کنم. نابسندگی ما از برآورده‌ شدن آرزوهایمان یک جور حقه داروین‌یست. یک بهانه پیشرفت و ارتقاء ژنی‌ست. بازی کوچکی برای این که  طی این عمر کوتاه در خودمان نگندیم. می‌بینید: آدمیزاد به هوس زنده است.

5برای همین دیگر زیاد نگران برآورده شدن آرزوهایم نیستم. چون می‌دانم که برآورده می‌شوند. به قول عزیزی چالش بعدی این است که اصلن چه آرزویی بکنی. چه آرزویی بکنی که مثلن جای دو سال بتواند ده سال از زندگی تو را بدواند و درگیر کند ؛ و البته بالا بکشد.

6آرزوی امروز من یک پکیج است.گرچه تازه نیست و از زمان دانشجویی بوده و حتا وقتی فراموشش کرده بودم باز هم در جهتش حرکت می‌کردم.

یک حوزه فعالیت هست که خیلی از شخصیت‌های زنده محبوب‌ام دارند:

خالق سریال‌اند. نویسنده کمیک‌ و قصه‌اند. تهیه‌کننده سینما و طراح گیم‌اند. یک جور فعالیت بی‌حد و مرز در حوزه اینترتیمنت در همان ژانرهای محبوب‌ام :‌ فانتزی / وحشت / علمی‌تخیلی/ معمایی

7 این جایگاه را در حال حاضر کسی به این شکل در ایران ندارد.
چون اول این که حوزه‌ سرگرمی تا نقش صنعتی نداشته باشد امکان انگیزه‌سازی برای فعالیت گسترده ندارد و در این چند سال جز در برهه کوچکی از ریاست جمهوری خاتمی سبد خرید خانوار خیلی برای محصولات فرهنگی جا نداشته است.
از طرفی این نگاه به حوزه سرگرمی خیلی در رسانه‌های نصیحت‌‌گوی رسمی ما رایج نیست.
بعد هم تعدادی از فرم‌های محبوب من برای فعالیت مثل کمیک‌بوک یا گیم خیلی هنوز زمین سفتی زیرپایشان نیست.
از ژانر وحشت و فانتزی هم نگو که همچنان پشت خط‌قرمزهای مگوی رسانه‌اند و کلی اما و اگر دارند.

8با این حال آرزو بر جوانان عیب نیست. از الان اعلام عمومی می‌کنم رسیدن به این جایگاه آرزوی من است برای یک دهه آینده و گوشه کنار می‌بینم بچه‌های خوش‌ذوق و باسوادی که آنها هم دارند از سمت خودشان این خرمن را می‌کوبند و جلو می‌روند.

9همچنین در مقام یک آدمیزاد زنده در سال 2012 که فن این مقولات است، هوس این دارم که جشنواره کمیک‌کان را زیارت کنم. دست کم یک‌بارش طی این یک دو سال آینده، و حتمن باری هم به عنوان مهمان و صاحب غرفه. نه پول‌اش را دارم نه امکان ویزایش را نه هیچی.

10 اما اصلی‌ترین عنصر را دارم: هوس‌ش را؛ اسباب جمع دارم.

§ 12 پاسخ برای هوسی دارم

  • همای می‌گوید:

    خیلی خیلی این پست عالی بود.
    این جمله رو دوست داشتم:
    5برای همین دیگر زیاد نگران برآورده شدن آرزوهایم نیستم. چون می‌دانم که برآورده می‌شوند. به قول عزیزی چالش بعدی این است که اصلن چه آرزویی بکنی. چه آرزویی بکنی که مثلن جای دو سال بتواند ده سال از زندگی تو را بدواند و درگیر کند ؛ و البته بالا بکشد.

    و اون جمله آخر، و اصلا کل متن رو :دی

  • ناشناس می‌گوید:

    البته ما کوچیک تر از اونیم که بخوایم در این رابطه نظر بدیم، ولی جسارتن دلیل داره که این شخصیت های مورد علاقه شما نود درصد آمریکایین احتمالن و ایرانی هم نیستند. اگه ما ایرانی ها خودمون رو باهوش ترین مردم دنیا می دونیم، آمریکایی ها هم خودشونو خلاق ترین ملت می دونن…

  • ناشناس می‌گوید:

    و خب ژاپنی ها هم که پیشرو صنعت ویدئو گیم در جهان بوده اند

  • علی می‌گوید:

    خوبه آدم کسایی رو می بینه که بدون حاشیه دنبال دغدغه های خودشونن فک کنم هرچی بیشتر باشه برا همه بهتره. بهتره به جای فکر کردن به اصلاح جامعه به فکر کار خودمون باشیم. کیفیت زندگی مون ببریم بالا. تجربه کنیم. خوش خوشکی باید گذراند
    جان لنون حرف خوبی میزنه می گه : زندگی اون چیزیه که برای تو در حال رخ دادنه، وقتی که در حال کشیدن نقشه های دیگه ای هستی.

  • نبي می‌گوید:

    با سلامي از نيويورك
    خب سروش جان من رسيدم …….. اين آرزو هم تمام شد. حالا موندم بعدش چه كنم؟
    به زودي اينجا ميبينمت

  • درخت ابدی می‌گوید:

    یادته اون مثلث سرنوشت‌ساز تابوهای ژانر وحشت رو که حتا اجازه ندادن اسمش برده بشه در کتاب هفته؟
    من هنوز هم طرفدار پرشور ژانر وحشتم و اتفاقا دارم تجدید قوا می‌کنم. این مطالبت داره راسخ‌ترم می‌کنه.

  • reyhaneh68 می‌گوید:

    خوش به حالتان زود به زود به ارزوهایتان میرسیدید

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      هوم. باور دارم که کار سختی نیست. می‌خوام و میشه. البته اگه باور داشتم قراره دیر برسم بهشون حدس می زنم که دیر می رسیدم

  • عسل می‌گوید:

    فک کنم اصل هم همان هوس است آقای بیگ‌اسلیپ :-]

  • رامینا می‌گوید:

    نویسنده ی این وبلاگ چقدر تنبل شده است.:(

این چیست؟

شما در حال خواندن هوسی دارم در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: