ما طرفداران

اوت 26, 2012 § 5 دیدگاه

یکی از لذات بزرگ زندگی این است که عده‌ای fan چیزی بنشینند و درباره سوژه مورد علاقه‌شان مدتها گپ بزنند و صفا کنند.
ما طرفداران کامیک‌بوک در ایران از این لذت – نسبتن- محرومیم. هر از گاهی با آیدین و ساسان فرصتی دست می‌دهد ولی خب کم است.
من کمی از این لذت را در کمیک‌فروشی‌های استانبول تجربه کردم.

اول بگویم فروشنده کمیک‌فروشی و اکشن‌فیگور فروشی مثل هر فروشنده‌ دیگری نیست.او پیش از این که فروشنده باشد خودش فن چیزی‌ست که دارد می‌فروشد.یک جور کارشناس پنهان است. نوجوان نامرئی‌ست. و زمانی که توی خریدار هم «فن» هستی، تشکیل جامعه‌ای کوچک می‌دهید فراتر از رابطه خریدار و فروشنده.

اول که در کمیک‌فروشی می‌چرخیدم ، طرف فکر کرد یک علاف سر راهی‌ام .کسی که آمده وقت بگذراند( والبته که با این افراد هم برخلاف ایران بسیار مهربان برخورد می‌کنند) بعد آدرس یک دو کمیک را ازش گرفتم و نیشش باز شد. من و او و تعدادی رفیق دیگرش که آن اطراف پلاس بودند چهل دقیقه نشستیم و گپ زدیم. جوری که دست آخر کلکسیون خاص خودش را که پشت دخل بود رو کرد. تعدادی از کمیک‌های چاپ اول.

انگار که ما در جهان دیگری زندگی می‌کردیم. انگار که ملیت ما کمترین اهمیتی نداشت. با انگلیسی ساده درباره قلم‌گیری فرانک میلر و گراورهای بتمن: سیاه و سفید صحبت کردیم. و بحث روزمان هم به راه بود: شوالیه سیاه برمی‌خیزد که تبلیغش همه جا بر در و دیوار استانبول دیده می‌شد. من هنوز فیلم را ندیده بودم و آنها قرار بود امشب بروند. من می‌خواستم آی‌مکس ببینم، بنابراین فروشنده برایم رفت در سایت ترکی‌زبان سینما که برایم بلیت رزرو کند. سالن تا چند روز آینده پر بود. آدرس آنجا را برایم نوشت و توضیح داد که از طریق مترو چطور می‌توانم از میدان تاکسیم خودم را به آنجا برسانم.

بعد برایش تعریف کردم که دنبال  شمشیر نوری کلکسیونی خاصی هستم . دوست اکشن‌فیگور فروشش که آن سمت خیابان بود نداشت. زنگ زد به یک اکشن‌فیگور فروشی دیگر – که گویا چندان هم رفیق نبودند- و از او پرس و جو کرد. نسخه لوک‌اسکای‌واکر را که می‌خواستم نداشت و فقط شمشیر یودا را داشت. باز بدم نمی‌آمد ببینمش. برایم آدرس آنجا را هم نوشت و مسیر را با حوصله توضیح داد. بعد هم توصیه دوستانه‌اش این بود که اگر مغازه آن سمت خیابان را دیده‌ام این مغازه تازه دیگر چیزی برای کشف نخواهد داشت ( چهل دقیقه بعد فهمیدم درست می‌گفته) …

این نوع از همدلی و رفاقت و شعف یواشکی را در رابطه هیچ فروشنده و خریدار دیگری پیدا نمی‌کنید. ما – جماعتی که خیلی‌ها فکر می‌کند مغزمان پاره‌ سنگ دارد- می‌توانیم جغرافیا را شوخی بگیریم.

حالا اینها را گفتم که یک مجموعه مستند شش قسمتی معرکه را معرفی کنم:‌مردان کمیک.
دوست عزیزی آن‌را معرفی کرد و با دیدنش طی این دو روز آنقدر ذوق زده شده‌ام که دلم نیامد به شما نگویم. آقای کوین اسمیت، چهار نفر از دوستان کمیک‌فروشش را نشانده و با هم درباره این عوالم گپ می‌زنند. در این میان شاهد ماجراهای جالبی که در مغازه رخ می‌دهد هم هستیم. مثلن روزی که مغازه تخفیف ویژه برای کمیک‌های زامبی گذاشته و از بدشانسی فروش چندانی نکردند،‌یک نفر با سه نسخه طراحی شده اصل از صفحات Silver Surfer سرمی‌رسد و دل یکی از فروشنده‌ها را ربوده و حسابی پیاده اش می‌کند.

بعد برای این که لذت‌تان ماندگار شود بگردید این Comic-Con Episode IV: A Fans Hope را هم پیدا کنید و ببینید. مستند شیرینی از سفر زیارتی چهار فن به جشنواره کمیک‌کان سان‌دیاگو.

اگر تا اینجای مطلب برایتان معنی داشت، تورنت کردن این مجموعه هم نباید برایتان کار سختی باشد. لذت ببرید.

§ 5 پاسخ برای ما طرفداران

  • درخت ابدی می‌گوید:

    هوووم، طرفدار چیزی بودن باعث دل‌گرمی می‌شه.
    کمیک خوب هم خوب چیزیه. خاطره‌ی تماشای «سین‌سیتی» هنوز با منه.

  • Ali Tajadod می‌گوید:

    تو باید فیلم paul ر اببینی . که شاید دیده ای

  • ناشناس می‌گوید:

    سلام، اولین باره میام این جا ولی انگار داره کم کم خوشم میاد !
    چند رو آینده دارم یه ماموریت کاری میرم استانبول، خیلی خوبه اگر بتونی آدرس او کامیک بوک رو بهم بدی که بتونم چند ساعتی از فضای خشک و جدی جلسات کاری به اونجا و دنیای اسکای والکر ها پناه ببرم.

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      HAYATTAN ZEVK ALMAK İÇİN HER ŞEY.
      ÇİZGİ ROMAN, ACTION FIGURE, COMICS, HEYKEL, TİŞÖRT, KUTU OYUNLAR GİBİ BİRÇOK ŞEYİN BULUNDUĞU TÜRKİYE’NIN TEK EĞLENCE DÜKKANI
      MODA CAD.NO:33/A KADIKÖY
      0216 336 39 41

      آن سمت خیابان ده متر پایین ترش هم مغازه دریمرز است که اکشن فیگور فروشی قدری ست

این چیست؟

شما در حال خواندن ما طرفداران در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: