آن که کدو را ندید

مه 11, 2012 § 18 دیدگاه

«آهای دهن‌دریده‌ها، هوارکش‌های ناسیونالیست، جهودهای خرپول، بی‌چشم و روها، دلقک‌ها، پرولترها، ننرها، نامردها، شکست‌خورده‌های بدبخت، نوکر صفت‌ها، مایه ننگ‌ها، بی‌بو و خاصیت‌ها، به دردنخورها، هزارپاها، انگل ها، الکی زنده‌ها، نکبت‌ها ، مترسک‌ها، عنصرهای تحمیلی، شما ثابت کردید که به تکنیک تنفس تسلط دارید.»

اهانت به تماشاگر/ پتر هانتکه

1 شاهین نجفی ناخواسته  با اعتقادات عده قابل توجهی سرشاخ شده. هیچ جای دنیا برای همچین کاری فرش قرمز پهن نمی‌کنند. جلوی هر کلیسای کاتولیکی بروید و مسیح را مسخره کنید احتمالن باید عواقبش را هم منتظر باشید.

2 آیا کار نجفی واقعن سرشاخ شدن با اعتقادات شیعه بوده؟ اگر کسی کار را شنیده باشد می‌داند بیشتر شبیه یه بامزه‌بازی چیپ است تا توهین. خوشبختانه تلاش‌هایی در حال انجام است که خودشیرینی عجولانه برخی خبرگزاری‌ها در ریختن خون بنده‌خدا خنثی شود. امیدوارم ماجرا سریع‌تر ختم به خیر شود.

3 ساختار این قطعه نجفی از لحاظی شبیه قطعه «همش» آلبوم آخ نامجوست. در هر دو قطعه بحرطویلی از قسم دادن به چیزهای بی‌ربط یا مضحک وجود دارد. حتا قطعه نامجو واژه «گ.ا » وجود دارد که از این حیث جسورتر از قطعه نجفی است. اما تفاوت این دو چیست؟ چرا قطعه نامجو چنین حساسیتی را برنیانگیخت؟

4 خیلی ساده. نامجو می‌داند با چه چیزهایی صلاح نیست شوخی کند یا شوخی‌اش غیر قابل دفاع از آب در می‌آید. اصلی‌ترین حساسیتی که در مورد کار نامجو بوجود آمد بخاطر قطعه » وضحی» بود. این قطعه را زمانی اجرا کرد که ساکن ایران بود و کارش یعنی خوانش ریتمیک متن مقدس در تاریخ موسیقی ایران بی‌سابقه نبوده و تاویل کارش به تمسخر چندان قریب به ذهن نبود. آنقدر که شاکی او – نه مثلن مدعی‌العموم آماده مچ‌گیری- یک قاری از آب درآمد.

5 نامجو بلافاصله از این رنجش ناخواسته ابراز ندامت کرد و نجفی بر او شورید . این همان تفاوت مشرب و نگاهی‌ست که می‌داند با کی چطور و کجا می‌شود شوخی کرد و کجا اگر لازم شد باید شکر خورد و نگاهی که نمی‌داند. تفاوت این دو زاویه را با احتیاط می‌توان تعمیم داد به نگاه اصلاح‌طلبان و انقلابیون. ایده‌های انقلابی عوارض انقلابی دارد.

6 فارغ از بخش موهن(؟) قطعه نجفی یک مانیفیست تند و تیز علیه همه است. انگشت اتهام به سوی همه گرفته و همه را مسخره می‌کند. نفس چنین کوبندگی در واکنش به رخوت یا سطحی‌نگری تکثیرشده بد نیست. خیلی از هنرمندان چنین کاری کرده‌اند.بحث سر فرم و لحن است. آيا می‌خواهی مخاطب را تکانی بدهی و او را متوجه وضعیت‌اش کنی؟  یا او را چنان برنجانی که گوش‌هایش را بگیرد؟ کی باید به قول «جان وو «به جای انگشت زدن به سر شانه افراد با پتک به سرشان کوبید؟‌ باز درک این ظرایف می‌تواند به نتیجه بامزه دیگری از مقایسه این قطعه نجفی و قطعه » الکی » نامجو بیانجامد. نامجو در قطعه «الکی» با لحن دیگری همین سمت و سو را دارد. عملن ما را مسخره می‌کند. به همه زندگی‌مان برچست «الکی»‌ می‌زند. اما تفاوت اینجاست که  آخر کار مخاطبان می‌خندند و برایش کف می‌زنند. احتمالن چون پیش از هر کس انگشت اتهام را به خودش گرفته. خود دراماتیکی که در ترانه ایفای نقش می‌کند. خودش سرفه می‌کند و بعد به یادمان می‌آورد «سرفه‌های الکی» . خودش ماستمالی می‌کند و بعد می‌گوید » ماستمالی‌های الکی». ما به خوبی می‌دانیم که او درباره زندگی خود ما صحبت می‌کند. اما آزار نمی‌بینیم. حس و حال آیرونیک قطعه الکی که خواننده  – بی‌آنکه بر برج عاج نشسته باشد و خودش را سرتر بداند- خودش را هم دست می‌اندازد همان تاثیری را می‌گذارد که قطعه نجفی احتمالن به دنبالش بوده.

7 حکایت همان‌ است که کدو را ندید…

§ 18 پاسخ برای آن که کدو را ندید

  • سپهر می‌گوید:

    به نظر من شاهین اعتقادات خودشو خوند ما نمیتونیم کسی که نظرش با ما موافق نیستو به صلیب بکشیم بعد بگیم هر کسی بود این کارو میکرد همه هم دزدی کنن دلیلی موجه برای دزدی نیست دوستان آزادی بیان و دین 2 قانون هر کشور دموکرات هستن

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      بحث خوبی و بدی زمانی حقوقی و زمانی اخلاقی است.
      ما در مورد ایده‌آل‌ها صحبت نمی‌کنیم.درباره همین بافت و جمعیت ایران با همین میزان حساسیت در مورد مفاهیم مذهبی و همین قدر بی تحقیق رگ غیرت ورم کردن صحبت می‌کنیم. بحث این است که با این شرایط حتمن مبدا اثر خود را برای عواقب احتمالی‌اش آماده کرده. غیر این باشد یعنی درکی از دور و برش ندارد.
      اما از منظر دیگر اگر می‌شد از کار او تاویل اهانت کرد ( که گمان نمی‌کنم بشود) با تلورانسی وسیعی از جریمه‌ها در بسیاری از کشورهای دموکرات هم قوانین محدود کننده‌ای وجود دارد.

  • no می‌گوید:

    کل پست به نظرم یکجور طرفداری از یک جریان تقدس سازی بود.با بند یک هم به شدت مخالفم.چون لااقل در جایی که من زندگی میکنم حتی پاپ رو مسخره میکنند و کسی چیزی نمیگه.یادم هست همین چند وقت پیش پاپ برای دیدار به این کشور اومده بود.مخالفان پاپ همزمان با استقبال کنندگان پاپ تظاهرات کردند و کلی پلاکردهای حاوی کاریکاتور و جملات تمسخر آمیز همراه داشتند..رسانه ها هم همه رو نشون میدادند.دموکراسی یعنی اینکه شاه ،رهبر و دین و شهردار و دانشجو و ….. بتونند حرفشون رو بزنند و شنونده مختار باشه قبول کنه یا نه؟یا موضعی منطقی در برابرش بگیره .نه اینکه شنونده برای خودش یک جدار حفاطتی اونم با تهدید به قتل درست کنه!

  • ناشناس می‌گوید:

    جدای از تمام طرح منطقی گونه این مبحث انچه باعث خجالت است عنوان این نوشته است که شرم اور و زشت میباشد.

  • سورمه می‌گوید:

    با اینکه با نظرت موافقم که شاهین نجفی نفهمیده داره برا کیا و چه جامعه ایه می خونه ولی نتیجه ی ناخودآگاه این جریان رو مثبت می دونم. چون باعث تابو شکنی می شه. بیشتر این تابو شکنی هم به خاطر آهنگ شاهین نجفی نیست، بیشتر به خاطر شیطنت رسانه ای و اعلام ارتدادشه. در واقع این وضعیت باعث می شه کاری که نجفی کرده دیگه انقدرا هم مردم رو عصبانی نکنه و اتفاقن یه سری بیان بگن آره کار اشتباهی کرده ولی حکم مرتد براش سنگینه و بیچاره گناه داره و … قبح یه چیزایی همینجوری کم کم می ریزه یا شایدم با سرعت بیشتری می ریزه.

    • Sia می‌گوید:

      اتفاقن شاهین نجفی فکر نمیکنم کسی باشه که ندونسته و نفهمیده یه همچین چیزی رو بخونه! بنظرم به وضع جامعه کاملن آگاه و ایین کار رو به عمد انجام داده!

  • س می‌گوید:

    راستش من این خواننده رو نمیشناختم رو کنجکاوی آهنگشو دانلود کردم و واقعا از آهنگش بدم اومد. ولی واقعیت اینه که اگه قسمتای مربوط به امام زمان و امام نقی رو حذف کنیم فقط یه سری کلید واژه میمونه از همه چیزایی که تو این یکی دو سال اخیر بهمون گذشته! شایعات و حرفایی که شنیدیم، اتفاقاتی که افتاد. اونا رو که این بنده خدا باعث و بانیش نبوده که ! ولی اتفاق افتادن همشون. و همه اینایی که الان داغ کردن اون موقع ترجیح دادن هیچی نگن. چون احتمالا حل مسائلی مثل اینکه چطور تو مملکتی که ادعای فرهنگش گوش فلکو کر کرده، این اتفاقات میوفته خیلی سخت تر از صدور حکم ارتداد واسه ادمیه که بهشون اشاره کرده!
    به شخصه فک میکنم اگه این بابا آهنگشو بدون پیش کشیدن اسم ائمه میخوند- آهنگ اعتراضی خوبی میشد.
    و به نظرم حکم ارتدادو باید واسه اونی صادر کنیم که شایعاتی مثل اون قضیه یاعلی رو پخش میکنه.یا با سکوتش به پخش کردن این شایعات کمک میکنه.

  • دلاویزترین می‌گوید:

    خوب بود!
    خوشم اومد.
    امروز توی ماشین داشتم آهنگ الکی رو گوش میدادم. دقیقا به همین تشابهات رسیدم. و چه کشف بزرگی بود واسم.
    پس سکوت میکنم.
    آقا موافقتم شدیدددددد

  • محمد می‌گوید:

    نامجو بلافاصله از این رنجش ناخواسته ابراز ندامت کرد
    1.شهامت کجاست پس؟!….آدمی که رو اعتقاد خودش نایسته به هیچ وجه نمیتونه زبون مردم باشه!!
    2.این آهنگ تمامن اتفاقاتی که واقعا افتاده و آدمایی که باعث این اتفاقا بودن و بهش دامن زدن و سر سری از کنارشون رد شدن لایق مرد تمسخر واقع شدنن
    3.چرا هرکس با زبون عامیانه صحبت میکنه رو بی سواد میدونین؟!
    4.من معتقدم این آهنگ آهنگ خاصی نبود که بخواد انقد در موردش بحث بشه اما متاسفانه اینجوری شد

  • علی می‌گوید:

    این بار به نظرم خواب بزرگ بر خلاف همیشه نگاه عمیقی به موضوع نداخته.
    ۱. اولا مقایسه نامجو و شاهین نجفی از اساس غلط است. سبکی که شاهین نجفی در اون کار می‌کنه یعنی رپ کاملا متفاوت با سبکی هست که نامجو توی اون می‌خوانه. پس بنابراین زبانی هم که شاهین از اون استفاده می‌کنه (حتی اگر اون رو بامزه بازی چیپ دانست که به نظرم این طور نیست) زبانی است که برای یک ترانه رپ از اون استفاده میشه.
    ۲. ابراز ندامت نامجو را اصلا نباید شهامت دانست. نامجو در اون زمان در ایران زندگی می‌کرد، هر کاری دیگری غیر از ندامت براش پیامدهای منفی داشت. ابراز ندامت اون به معنای نشان دادن پرچم صلح بود تا بتواند به سلامت زندگی کند و درست آخر از ایران بیرون بیاید و در نهایت «الکی» را بخواند. اگر اون ندامت رو نداشت شاید برای اون هم حکم صادر می‌کردن و «الکی» اصلا نمی‌بود.
    ۳. بند اول نوشته اصلا درست نیست. تو در این بند نه در مورد ایده‌آل بلکه در مورد وضع موجود در کشورهای دمکراتیک صحبت کردی. وضع موجود در این کشورها این طور نیست. در این کشورها اگر جلوی کلیسای کاتولیک بری و مسیح را مسخره کنی، پس از مدت کوتاهی مأموران پلیس احتمالا تو را دستگیر می‌کنند نه به دلیل مسخره کردن مسیح بلکه برای سد معبر و ناآرام کردن محیط و به هم زدن آرامش. اما اگر شعری بخوانی که در آن مسیح را مسخره کنی، کسی حتی دستگیرت هم نمی‌کند. در روزنامه در مورد این کار تو بحث می‌شه، میزگرد در تلویزیون و تفسیر‌های مختلف در این مورد پخش میشه. این افکار عمومی، یعنی تک تک مردم هستند که می‌توانند در این مورد نظر خودشان را داشته باشند. از تو خوششان بیاید یا تو را نفی کنند.
    ۳. شاهین نجفی اتفاقا بر خلاف نامجو خیلی هم خوب می‌دانست چی داره می‌خونه و پای «عوارض انقلابی‌اش» هم مانده بود. همونطور که خودش هم گفته اصلا قصد توهین به مذهب شیعه را نداشته و حرفش چیز دیگری بوده. سال‌هاست که مردم امام زمان را مخاطب خواست‌هایشان قرار می‌دهند، حالا یک نفر یک امام دیگر را مخاطب قرار داده. آن هم با دیدی انتقادی به شرایط جامعه‌ی کنونی. اصلا حرف این ترانه و پیام آن انتقاد به جامعه بوده که به نظرم افراد خیلی کمی آن را درک کردن و متاسفانه بحث‌ها به حاشیه کشیده شده.
    ۴. اگر بخش بزرگی از جامعه ایران مذهبی است (که هست) بخشی دیگری هم هستند که در فیس بوک صفحه‌ی همین امام را راه می‌ندازند و هر روز مطالبی در همین رابطه پست می‌کنند. پس این نشان می‌دهد که هر دو بخش جامعه را باید دید و باور داشت که این دو بخش وجود دارد. یک بخش نمی‌تواند دائما ادعا کند که بهش «توهین» شده و بخش دیگر دائما حواسش باشد (حتی در خارج از کشور) که مبادا حرفی بزند، کاری کند (رجوع به گلشیفته) که یک وقت توهین به بخش دیگری نباشد.
    ۵. حکم ارتداد، حکم سنگینی است. ما می‌توانیم بگوییم شاهین کار اشتباهی کرده اما اینه کسی حکم ارتداد را به همین راحتی در یک خط صادر کند، کار مضحکی است. چه بهتر که تمام این بحث‌ها موجب شود تا برای مردم قبح چنین حکمی بریزد. صرفا برای یک ترانه خواننده‌ای را که اتفاقا دست‌پرورده پس از انقلاب هست، مرتد دانست غیرقابل پذیرش است.
    ۶. نامجو کاری می‌کند که ما آزار نمی‌بینیم، شاهین (که او هم هیچ‌ وقت خودش را نشسته بر برج عاج و سرتر از دیگران ندانسته) کاری می‌کند که به باور برخی ما «آزار» می‌بینیم. (من از ترانه شاهین «آزار» ندیدم و به شخص خودم هم برنخورد.) اما چه اشکالی دارد؟ در که نمی‌تواند همیشه بر یک پاشنه بچرخد. اگر آزار دیدن باعث شود تا حواسمون به عوامل و آدم‌هایی که شرایط مورد بحث در ترانه را ایجاد کرده‌اند، جمع شود. این «آزار» چیز مثبت و خوبی است.

  • ناشناس می‌گوید:

    شاهین فقط از استعاره ها استفاده کرد اگر بنا به مسخره و توهین بود می تونست خیلی تابوهای دیگه رو بشکونه .استفاده از نقی و خیلی کلمات کلیدی دیگه تنها اشاره ای به ماجراهای تلخ یا بعضا داغ کشور بوده کما اینکه اشاره به شوشول فرنود این فرضیه رو تقویت میکنه که تنها شرح ماجرا داده شده

  • parsa می‌گوید:

    تمنا میکنم محسن نامجو رو اصلا با نجفی مقایسه نکنید.نامجو و نجفی هیچ تشابهی ندارند.یکی موزیسین و اون یکی یه ادم جو زده که تک تک کاراش ایراد تئوریک دارن.در مورد آهنگ نقی موضوع کار منو اذیت نکرد ولی کسی که داعیه دمکراسی طلبی داره و ادای آزادی خواهان رو در میاره باید بدونه که رنجوندن عقاید حتی 2 درصد از جامعه ای که کار برای اونا عرضه میشه در قاموس هیچ دموکراسی و آزادی نمیگنجه.من حتی اون رنجش و رادیکال شدن رو هم نمیپسندم ولی در کل کار درستی نیست که به اسم تابو شکستن؛توهین کرد و بعد از شور شدن آش تو مصاحبه های مختلف به تته پته افتاد.
    لطفا برای مقایسه کردن افراد هم بیشتر دقت کنید.در ضمن به نامه بعدی نامجو هم قبل از انتشار البوم آخ اشاره نکردید که از عذرخواهی کردنش عذرخواهی کرد.

  • nader می‌گوید:

    ملاک هر کار هنری استقبال مردم و صاحب نظران است و اگر اینهمه های و هو درباره ترانه ای و یا لخت شدن
    هنرپیشه ای تنها بخاطر اینکه هر دو اهل ایران سرزمین شعر و گل و بلبل اند برپا نمیکردیم شاید حتی کسی از
    واقعه قیامت علم شده با خبر نمیشد. اصلا ما از قیل و قال خوشمان میاید و معتاد به معرکه گیریم.

  • […] در وبلاگش، خواب بزرگ، شاهین نجفی را با محسن نامجو مقایسه می‌کند: «ساختار این قطعه نجفی از لحاظی شبیه قطعه «همش» آلبوم […]

  • شادي می‌گوید:

    ترانه را كه گوش دادم، ديدم مي شود نقي را به آدم هايي مثل خود شاهين نجفي هم قسم داد.

  • aki می‌گوید:

    خیلی منطقی بود … مرسی

این چیست؟

شما در حال خواندن آن که کدو را ندید در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: