قهرمانان

فوریه 15, 2012 § 15 دیدگاه

1 وقت تنگی که می‌شود کاری به بقیه ندارم. یک جور هیستریکی مثل ویولونیست‌های تایتانیک دلم می‌خواهد تا دم آخر نوید یک جور خوشی و بی‌خیالی را بدهم. اگر جایی و جوری به «رسالت» نویسنده اعتقاد داشته باشم همین‌جاست. دوست دارم دست پیش را بگیرم. دوست دارم مخاطبم- هر کی که هست- پیش از این که از بدبختی دق کند، از خنده بمیرد. از خوشی بمیرد.به خوبی  آگاهم که به انفعال، ساده‌انگاری – یا حتا بدتر: سازشکاری- متهم خواهم شد. با این حال رفع و رجوع کردن کار جهان را به آدم‌های غیر منفعل پیچیده سازش ناپذیر وا خواهم گذاشت و نه  تنها این جور وقتها دلم را خوش می‌کنم به فیلم‌هایی که می‌بینم، بلکه به هر کس که دستم برسد توصیه می‌کنم جای اعمال قهرمانانه سرش به کارش باشد و حالش را بکند. ولله که بعد شصت سال نمی‌بینم مرگ وارتان گره‌ای از کار جهان- حتا تاریخ معاصر ایران- باز کرده باشد.و بین خودمان باشد موافق‌ترم که «بودن به از نبود شدن خاصه در بهار» . این از من.

2 «عمل قهرمانی» گاهی به ضد خودش تبدیل می‌شود. راهی می‌شود برای فرار از دشواری و پیچیده‌گی‌های روزمره‌گی. فعالیت(حتا مرگ) طاقت سوزی برای در رفتن از زیر بار مسئولیت زندگی. مسئولیت همین زندگی عادی معمولی خاکی زمینی تو سری‌خورده.

3 اپل همیشه مدعی تفاوت بوده و خیلی‌ها معتقدند این احساس خاص بودن و متفاوت بودن که اپل با طراحی و تبلیغات به مخاطبش القا می‌کند احتمالن بیش از «کیفیت» محصولات در گسترش این برند تاثیر داشته. در روزگاری که همه پی‌سی‌ آی‌بی‌ام دارند داشتن کامپیوتر جمع و جوری سفیدی که نقش سیب گاززده دارد می‌تواند مثل لباس چسبان ابرقهرمانی باشد که  کلارک کنت، یک کارمند دست و پا چلفتی معمولی، زیر پیراهن سفیدش پوشیده. تبلیغات جدید گالاکسی‌تب سامسونگ  موتورولا زوم همین ایده را نشانه رفته. شخصیت یکی از تبلیغات موتورولا زوم جوانی است که در یک دنیای 1984 گونه تماماً سفید، یک تبلت کوچک سیاه دارد. انگار بعد چند دهه حالا قصه «تفاوت» معکوس شده. انگار دیگر کسی که اپل دارد آدم متفاوتی نیست. وقتی همه زیر پیراهنشان لباس کشی چسبان سرخ و آبی پوشیده باشند، متفاوت – بخوانید قهرمان- کسی‌ست که احتمالن آن زیر چیز دیگری داشته باشد. حتا اگر زیرپراهنی دو شب نشور باشد.

4 یک زمانی دلمرده و عبوس بودن – خودمان که در جریانیم-  یک جور اعتراض اجتماعی/فرهنگی بود. اعتراضی به جهان ریاکار پدران که ادعا می‌کردند همه چیز گل‌وبلبل است. هنوز که هنوزه خوانده شدن بوف‌کور توسط فرزندان تابوی پدران- الان- بالای پنجاه سال است( یاد بی‌بی بخیر که دنبال آقای هدایت می‌گشت که بابت گمراه کردن مجید حق‌اش را کف دستش بگذارد) امروز یک نگاهی کنیم به خودمان و دور و بری‌هامان، ببینید چقدر تلخ‌ایم. وضع بد قبول. گه می‌بارد از در و دیوار. قبول. کی نباریده؟ جخ امروز -که – از مادر نزاده‌ام. «تاریخ ما تاریخ بی‌قراری بود»

5 حالا انتلکتوئل‌ها، معترضان، برهم‌زنندگان وضع موجود، کودکان ناهمگونی که در برابر طوفان می‌ایستید، امروز در جهان تلخ تلخ تلخ که هیچ‌کس نه امیدی به رستگاری می‌دهد نه آنقدر سخاوتمند است  که لبخند رایگان تحویلت دهد،‌نگاهی کنید به خودتان. مباد که شما هم مثل همان مردمان مسخ‌شده جهان سفید اپل، جای این که منادیان چیزی » دیگر» باشید ، خود بخشندگان خاک به خاک بر سران شوید. یکی شوید مثل همه آدم‌های – به حق – عصبی و آشفته و مستاصل. وقتی همه دلمرده‌اند،» دیگر بودن» شاید برقرار کردن دوباره تعادل است. با دیدن شادی‌های کوچک و شریک کردن دیگران درشان. کشف دوباره زندگی روزمره. چه بسا که همین «زندگی» عمل قهرمانانه‌مان باشد. شاید این طوری کمی تعادل برقرار شد.

6 شاید «بهار خنده زد و ارغوان شکفت»…

§ 15 پاسخ برای قهرمانان

  • امیر می‌گوید:

    می شه در عین حال که غمگین هستیم، به روی خودمون نیاریم و به دیگران حتی امید هم بدیم. این یعنی مردونگی! 🙂

  • مسعود می‌گوید:

    مثل همیشه عالی…
    من فکر میکنم زیاد هم کار سختی نباشه شادی بخشیدن… یه سلام گرم موقع سوار شدن به تاکسی، لبخند زدن به چهره دوست داشتنی ولی عبوس کودکی در آغوش مادری خسته، یا با صدای بلند صبح بخیر گفتن به پیرمرد رفتگر و … هیچکدوم اینها بخدا کار سختی نیست

    پ.ن: اون اشارتی که توی بند سوم به تبلیغ گالکسی داشتید مربوط به تبلیغ موتورولا زوم هستش…

  • داود می‌گوید:

    عالیه رفیق

  • علی می‌گوید:

    بسیار هم خوووووب، بسیار هم عااااااالی. دم آقای نویسنده هم گرررررررم

  • مرجان می‌گوید:

    چه کسی گفته سازش عمل بدی است؟!چه کسی گفته سازش یعنی خیانت؟! خیلی واضح و مبرهن: طرفی که داری باهاش سازش و مصالحه و مذاکره می کنی باید با فن مذاکره آشنا باشه یا نمایندخ واقعی اون حزب باشه.تا زمانی که بعضی ها خودشان را حق می دانند و باقی را آشوبگر و باطل و کافر چه گفتگویی می تواند صورت بگیرد؟ مگر حق و باطل می تونند سر میز مذاکره بنشینند؟

  • ستاره می‌گوید:

    Fun,honest and true

  • ... می‌گوید:

    ای‌ خداوند! به‌ علمای‌ ما مسوولیت
    و به‌ عوام‌ ما علم‌ و به‌ مومنان‌ ما روشنایی‌
    و به‌ روشنفكران‌ ما ایمان‌ و به‌ متعصبین‌ ما فهم‌
    و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب‌ و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌
    و به‌ پیروان‌ ما آگاهی‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت‌
    و به‌ اساتید ما عقیده‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده‌
    و به‌ خفتگان‌ ما بیداری‌ و به‌ دینداران‌ ما دین‌
    و به‌ نویسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور
    و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به‌ نومیدان‌ ما امید و به‌ ضعیفان‌ ما نیرو
    و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخی‌ و به‌ نشستگان‌ ما قیام‌
    و به‌ راكدان‌ ما تكان‌ و به‌ مردگان‌ ما حیات‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه‌
    و به‌ خاموشان‌ ما فریاد و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌
    و به‌ شیعیان‌ ما علی‌ و به‌ فرقه‌های‌ ما وحدت‌
    و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبینان‌ ما انصاف‌
    و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی‌
    و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم‌ و استعداد فداكاری‌ و شایستگی‌ نجات‌ و عزت‌ ببخش!

  • Helen می‌گوید:

    سسیپسژشس اثر کرده. 🙂

  • ریحانه می‌گوید:

    اون قسمت رسالت نویسندگی خیلی شیرین بود. یک سوال هم داشتم. شما از میان کارگاه های نویسندگی حوزه هنری و ارسباران کدام را پیشنهاد میکنید؟..خودتان کارگاه نویسندگی خوبی سراغ دارید؟

  • مونس می‌گوید:

    ممنون بابت شیرینی کلامتان
    عیدم مبارک شد
    ممنون

  • آلاله می‌گوید:

    ممنون از نوشته زیبایتان.یک وقت هایی حرف منم همین هست به دور و اطرافیان می گویم همه مان می دانیم اوضاع خراب است و همه مان خوب می دانیم چقدر حالمان بد است اما بجای ژست گرفتن و در خود غرق شدن و از بدبختی حرف زدن،گاهی بد نیست بی خیال دنیا بگوییم و بخندیم و مثل دختران دبیرستانی در خیابان ریز ریز بخندیم و گاهی به جای حرف های جدی به گفتن چرندیات دلخوش کنک خودمان مشغول شویم.گاهی زندگی یعنی همین لحظات ساده و کوتاه خندیدن.دوست دارم به این افراد ژست غم بگویم : بی خیال همه می دانیم که چقدر همچی در هم هست تکرارش فقط به من یادآوری می کند که تو دوست عزیز مقدار زیادی در ژست هستی و من متأسفانه حالم از تو بهم می خورد

این چیست؟

شما در حال خواندن قهرمانان در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: