طبقه من، حراج

دسامبر 7, 2011 § 48 دیدگاه

1 فرض کنید دست و بالتان را بابت ممیزی باز بگذارند و بگویند می‌توانی یک فیلم بسازی برای تخریب طبقه متوسط. نتیجه کار احتمالن چیزی تو مایه‌های تهران من، حراج یا شرایط خواهد بود.

2 مگر نه این است که سالهاست قصد دارند طبقه متوسط شهری ایران را به فساد و بی‌بند و باری متهم کنند؟ بگویند تنها دغدغه این طبقه مست‌شدن و رقصیدن و هم‌خوابگی‌ست؟‌ دو فیلمی که گفتم مستقیمن آب میریزد به آسیاب همین ایده‌ها.

3 سازندگان جفت این فیلم‌ها پرستیژشان این است که دارند درباره مشکلات و محدودیت‌های جامعه ایرانی صحبت می‌کنند. اما گیر کار جایی‌ست که گویا نه تجربه زندگی این طبقه را دارند نه تصوری از بدمن‌های قصه. و بدتر از همه توانایی‌شان در قصه‌گویی سینمایی خیلی بهتر از حاج‌فرج‌ یوزارسیف نیست.

4 چند سال پیش باشگاه خبرنگاران  گزارشی به شیوه دوربین مخفی ساخته بود. یعنی مثلن دوربین مخفی بود. گفتگو با یک جوان عرق‌خور. طرف نشسته بود در یک اتاق نکبت‌زده. روی دیوارش هم یک پارچه بود با این نوشته : pop music .احتمالن در وب باشد اگر کسی حال جستجو داشته باشد. بعد جوان دانشجوی عرق خور قصه قرار بود اهل موسیقی و هپروت باشد. ولی سازندگان فیلم کذایی به قدری از ماجرا پرت بودند و میزانسن‌شان آنقدر کودکانه بود که فقط می‌شد به استکان آبی که طرف می‌خورد خندید. در فیلم شرایط هم نماز‌خوان فیلم نمازی می‌خواهند که نه مال اهل تسنن است نه مال شیعیان. سجده‌ای می‌کند که بیا و ببین. همه‌چیز باسمه‌ای‌ست. هم آدم اگر می‌خواهد قصه آدم عرق‌خور را تعریف کند باید آداب عرق‌خوری بداند هم کسی که می‌خواهد شخصیت‌اش نماز‌خوان باشد، نماز کسی را دست‌کم نگاه کرده باشد.

5 از تصویر مضحک و ابلهانه‌ای که این دو فیلم از لایف‌استایل دور و بری‌هام ساخته شرمگین‌ام. از هم‌سویی شوم این تصاویر با تریبون‌هایی که به قدر کفایت خفت‌مان می‌کنند عصبانی‌ام. این ما نیستیم. این زندگی ما نیست. ما این الکی‌خوش‌های بی‌بته خنگ هپروتی نیستیم. که اگر بودیم وضع‌مان به از این بود. لازم هم نمی‌شد ماشین دزدی از رومان رد شود. دو بار.

§ 48 پاسخ برای طبقه من، حراج

  • امیر می‌گوید:

    تهران من حراج و قشر متوسط جامعه؟! نه آقا! نه…

  • madox می‌گوید:

    به نظرم فیلم تهران من حراج، افتضاح بود، آن یکی را ندیده ام، ولی این که بخواهد طبقه یی را تخریب کند، گمان نکنم.

  • اشکان می‌گوید:

    «وضعیت» را ندیده‌ام اما «تهران من حراج» را دقیقاً درست می‌گویی. اصلاً این فیلم، یک فیلم غوطه‌ور در کلیشه‌هاست. از اون پارتی و دستگیری و بعد قبرستان ظهیرالدوله و در بسته و قبر فروغ و حاملگی و اون پسر خارج بزرگ شده که نمی‌دونم چرا اینقدر به شکل بدی بده! نمی‌دونم چرا این فیلم اینقدر معروف شد. شاید به خاطر دستگیری بازیگرش. جلسه‌ی شعرخوانی‌ش رو داشت یادم می‌رفت! چه شعر کلیشه‌ای و مزخرف و بی‌سر و تهی خوند این خانوم کارگردان! هر چی هم فیلم رو نگاه می‌کردم و به خودم می‌گفتم خب حالا از کلیشه در میاد دیگه… صبر داشته باش! اما تا آخرش روی همون خط مزخرف رفت که رفت! یه فیلم بد که توی سس روشنفکری خوابونده بودنش!
    یه جوری باید به کارگردانش گفت: خانوم ما نخواستیم شما از ما دفاع کنی! بیخیال!

    • ناشناس می‌گوید:

      با مزست ! این اتهام کلیشه ای boodan هم خیلی کلیشه ای و نخ نما شده !!!طرف فیلم ساخته تو سینمای ایران از لحاظ مضمون و روایت و فرم بی سابقه هست..زرتی فتوا میدیدم کلیشه ای است ..کدوم فیلم ایرانیو سراغ دری با این زبون اریژینال ؟پس هنر چی باید باشه ؟

  • baran می‌گوید:

    متاسفم که درک سینمایی شرطی شده ای دارید..البته از همان اول نوشته که این فیلم art-house را همردیف فیلمی سطح پایین مثل شرایط کرده اید قضاوت ضعیف خود را نشان داده ید .این نوع نگاه, روی دیگر نگاه تمامیت طلب حاکم فعلی است که به نوبه خود مایل به سینمای سفارشی و پروپوگانداییست..دنبال خوب و خوش نشان دادن و پاستوریزه کردن بازنمایی هاست .نگاهیست که مایل نیست به آنچه که هست بپردازد بلکه شیفته اتو کشی و تظاهر و ریاکاریست…این فیلم از معدود کارهای قبل تحسین دهه قبل سینمای ایران و کاری پیشروست …حیف که کلیشه ها ،از هر قماش ذهنمان را اسیر کرده ..

  • sima می‌گوید:

    عجب ؟! !ولی من و دوستانم این فیلم را می ستاییمنه تنها بخاطر نو آوریش در فرم و روایت یا صحنه های نقاشی گونه فیلم یا بازی عالی مرضیه ،بلکه بخاطر نگاه جسورش در گذاشتن از ریاکاری متداول و رایج در سینمای ایران و دیدگاه عمیق و بیطرف و انسانیش…اتفاقا این فیلم صدای طبقه متوسط است که گم بود

  • arash می‌گوید:

    shoma ba ekhrajiha haal kon baradar ….shomaro che be cinemay e honari!

  • آرمان می‌گوید:

    تخریب طبقه متوسط !! این فیلم صدای بلند این طبقه بود ..راستی فیلمو دیدی اصلا؟..چه ربطی به شرایط داشت؟!

  • koolan می‌گوید:

    shayad bayad be joz life style doostat ,negahi ham be jame’e ke dari toosh zendegi mikoni bendazi

  • nazgol می‌گوید:

    پیشنهاد : کمی به جز فیلمای تلویزیون ،یکm فیلمay متفاوت نگاه کنید و البته گاها کمی مطالعه راجع به سینمای هنری هم بدک نیست /نازگل

  • خواب بزرگ می‌گوید:

    baran، sima،arash،آرمان،koolan،nazgol:

    شاهد از غیب رسید، معنی پروپاگاند این است که کسی با آی پی یکسان با شش اسم مختلف در عرض نیم ساعت شش نظر مشابه بگذارد.
    🙂

    • santamariia می‌گوید:

      ها ها 🙂

    • Helen می‌گوید:

      :)) خب شاید این دوستان همون شش قلوهایی هستن که سال شصت و پنج تو بیمارستان مصطفی خمینی به دنیا اومدن.

      • خواب بزرگ می‌گوید:

        هاهاها….کم کم باید یاد بگیرن یکی به نمایندگی حرف بزنه 🙂

        • nazgol می‌گوید:

          وبلاگ نویس نسبتا محترم ..اگر کلا نقد نویسی و اصلا قضاوت های کلی شما در زندگی روزمره تان هم مثل کشف هوشمندانه تان راجع به آی پی آدرس های یکسانی که افاضه فرمودید باشد که باید گفت پناه بر برادر حسین کیهان سیاه کن متوهم !!
          جالب است که فقط ۲۰-۳۰ نفر آدم را در زندگی دیده ایم و احیانا ۷-۸ کتابی نیمه کاره خوانده ایم و یک شبه منتقد سینمایی شده ایم!..مجید جان ،دلبندم ،اینجا در غربت مکانهایی هاست بنام shared accomodation و یا جاهایی دیگر بنام asylum seeker detention camp که افراد بخاطر محدودیت امکانات چند نفر در یک خانه و از یک فضا و امکانات عمومی استفاده میکنند .مثل دانشجویان و پناهندگان .حیف که سر در برف داریم و خود را مرکز عالم و روشنفکر و همه چیز دان میپنداریم !نه برادر ،کمی باید به حرف جدید ،تفکر نو و احیانا جهان خارج از ذهنمان هم گاها باز باشیم ! این پارانویا که ریشه فرهنگی دارد مارا نکبت زده کرده عزیز ! لومپن و انتلکتوئل هم نمیشناسد ،همه از یک قماشیم !!
          راجع به فیلمبرداری فیلم هم اگر کمی به زبان کفر مسلط باشد میفهمید خانوم بانی الیوت چند جایزه بهترین فیلمبرداری دارد…علاوه بر این فیلمی که در موزه هنر معاصر نو یورک و سینما تک پاریس نمایش و با تحسین چند نفر از برجسته ترین منتقدان روز دنیا روبرو میشود کتره ای ساخته نشده .شاید باید اطلااتمان را راجع به سینمای آلترناتیو و غیر مرسوم بالا تر ببریم که این فیلم نمونه ای کم نظیر از این نوع سینماست …گفتنی زیاد هست..ولی حیف که ذهن هایمان بسته است و زبانهایمان بلند ما خاور میانه ای ها !

    • nazgol می‌گوید:

      وبلاگ نویس نسبتا محترم ..اگر کلا نقد نویسی و اصلا قضاوت های کلی شما در زندگی روزمره تان هم مثل کشف هوشمندانه تان راجع به آی پی آدرس های یکسانی که افاضه فرمودید باشد که باید گفت پناه بر برادر حسین کیهان سیاه کن متوهم !!
      جالب است که فقط ۲۰-۳۰ نفر آدم را در زندگی دیده ایم و احیانا ۷-۸ کتابی نیمه کاره خوانده ایم و یک شبه منتقد سینمایی شده ایم!..مجید جان ،دلبندم ،اینجا در غربت مکانهایی هاست بنام shared accomodation و یا جاهایی دیگر بنام asylum seeker detention camp که افراد بخاطر محدودیت امکانات چند نفر در یک خانه و از یک فضا و امکانات عمومی va computer va adslاستفاده میکنند .مثل دانشجویان و پناهندگان .حیف که سر در برف داریم و خود را مرکز عالم و روشنفکر و همه چیز دان میپنداریم !نه برادر ،کمی باید به حرف جدید ،تفکر نو و احیانا جهان خارج از ذهنمان هم گاها باز باشیم ! این پارانویا که ریشه فرهنگی دارد مارا نکبت زده کرده عزیز ! لومپن و انتلکتوئل هم نمیشناسد ،همه از یک قماشیم !!
      راجع به فیلمبرداری فیلم هم اگر کمی به زبان کفر مسلط باشد میفهمید خانوم بانی الیوت چند جایزه بهترین فیلمبرداری دارد…علاوه بر این فیلمی که در موزه هنر معاصر نو یورک و سینما تک پاریس نمایش و با تحسین چند نفر از برجسته ترین منتقدان روز دنیا روبرو میشود کتره ای ساخته نشده .شاید باید اطلااتمان را راجع به سینمای آلترناتیو و غیر مرسوم بالا تر ببریم که این فیلم نمونه ای کم نظیر از این نوع سینماست …گفتنی زیاد هست..ولی حیف که ذهن هایمان بسته است و زبانهایمان بلند ما خاور میانه ای ها !

    • ناشناس می‌گوید:

      وبلاگ نویس نسبتا محترم ..اگر کلا نقد نویسی و اصلا قضاوت های کلی شما در زندگی روزمره تان هم مثل کشف هوشمندانه تان راجع به آی پی آدرس های یکسانی که افاضه فرمودید باشد که باید گفت پناه بر برادر حسین کیهان سیاه کن متوهم !!
      جالب است که فقط ۲۰-۳۰ نفر آدم را در زندگی دیده ایم و احیانا ۷-۸ کتابی نیمه کاره خوانده ایم و یک شبه منتقد سینمایی شده ایم!..مجید جان ،دلبندم ،اینجا در غربت مکانهایی هاست بنام shared accomodation و یا جاهایی دیگر بنام asylum seeker detention camp که افراد بخاطر محدودیت امکانات چند نفر در یک خانه و از یک فضا و امکانات عمومی استفاده میکنند .مثل دانشجویان و پناهندگان .حیف که سر در برف داریم و خود را مرکز عالم و روشنفکر و همه چیز دان میپنداریم !نه برادر ،کمی باید به حرف جدید ،تفکر نو و احیانا جهان خارج از ذهنمان هم گاها باز باشیم ! این پارانویا که ریشه فرهنگی دارد مارا نکبت زده کرده عزیز ! لومپن و انتلکتوئل هم نمیشناسد ،همه از یک قماشیم !!
      راجع به فیلمبرداری فیلم هم اگر کمی به زبان کفر مسلط باشد میفهمید خانوم بانی الیوت چند جایزه بهترین فیلمبرداری دارد…علاوه بر این فیلمی که در موزه هنر معاصر نو یورک و سینما تک پاریس نمایش و با تحسین چند نفر از برجسته ترین منتقدان روز دنیا روبرو میشود کتره ای ساخته نشده .شاید باید اطلااتمان را راجع به سینمای آلترناتیو و غیر مرسوم بالا تر ببریم که این فیلم نمونه ای کم نظیر از این نوع سینماست …گفتنی زیاد هست..ولی حیف که ذهن هایمان بسته است و زبانهایمان بلند ما خاور میانه ای ها !

    • sima می‌گوید:

      من که از اول گفتم من و دوستانم …..،،این جا shared accomodation زندگی میکنیم آقای شرلوک هولمز آماتور ! ما هفته پیش فیلمو دیدیم و واقعا دستمریزاد داشت !.اوریژینال از بیخ !

    • Jae می‌گوید:

      احیانا خبر داری که وردپرس توی ایران فیلتره و مردم با فیلترشکن می خوننش و خیلی ها از فیلترشکن های مشابه استفاده می کنن و در نتیجه آی پی هاشون رو یکی می بینی؟

  • metaphors11 می‌گوید:

    من فیلم شرایط رو ندیدم. ولی در مورد فیلم تهران من حراج، باید بگم شاید فیلم نماینده اکثریت قشر متوسط نبود. ولی نماینده اقلیتی از قشر متوسط بود که فیلمی در مورد اون ها ساخته نمی شه. یا اگر هم ساخته می شه، به خوبی شرایطشون رو روایت نمی کنه. «فساد و بی بندباری» اشلی ه که ارزش های سنتی جامعه به اون نوع لایف استایل می گه. وگرنه کسایی که اون سبک زندگی رو می پسندن بهش می گن «روابط آزاد». فیلم داره می گه نفوذ خانواده روی «جوانان» و نه «نوجوانان» به قدری زیاده که لایف استایلشون باید مطابق با ساختار مورد پذیرش خانواده باشه. یعنی طرف تو بیست و خورده ای سالگیش هم نمی تونه خودش برای سبک زندگیش تصمیم بگیره. قسمت مجازات شرب خمر(شلاق) رو هم که نشون می داد، یه چیزیه که قبلن تو فیلمهای سینمایی دیگه که از ایران ساخته میشه نبود. و سوالیه که سال بعد از ساخت فیلم، (موقع شلاق خوردن سمیه توحیدلو و پیمان عارف) در سطح عمومی جامعه مطرح شد که آیا حکومت حق این رو داره که یه همچین مجازاتی رو در نظر بگیره یا نه.

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      مشکل این فیلمها در برخورد کوته‌بینانه‌شان در جزئیات و بی‌دقتی سازندگان در حساسیت موضوع است. می‌شود فیلم خوبی ساخت درباره تعارض ارزش‌های جوانان با لایف‌استایل خانواده‌هاشان. بدون در آوردن » آها ..دیدین راس میگفتیم» والدین. که تهران من حراج آن فیلم نیست

  • فرهاد می‌گوید:

    شرایط رو گرفتم اما هنوز ندیدم اما در مورد اون یکی…نمیخوام از فیلم دفاع کنم یا تکذیبش کنم…
    اما نوع نقد و نگاهتو میخوام نقد کنم….چونکه کیهان و رجانیوز واره و اوره و شمسی کوره سعی میکنن ما رو لاابالی نشون بدن، پس به خاطر مبارزه با اونا باید خودمونو نمازخون و یه جور دیگه نشون بیدم که بهوونه دسشون ندیم؟ حالا که میتونیم آزادانه فیلم بسازیم باز بیایم دروغ بگیم و با روسری بریم تو تخت خواب؟
    اصلا نمیخوام از فیلم دفاع کنم چون خیلی قابل دفاع نبود، اما اینکه بگه نسل ما دنبال همین آزادی های (مثلا) مبتذل به نظر من پربیراه نیست…من به شخصه در وهله ی اول دنبال آزادی بیان و انتخاب آزادانه ی دین و هزار تا کوفت دیگه نیستم.چون تا وقتی من نتونم لایف استایل خودمو انتخاب کنم احمقانست که بخوایم به آزادی های مترقی فکر کنیم…آره دوست دارم بتونم آزادانه مست کنم و دراگ مصرف کنم و همخوابگی کنم.بعدش میتونم به آزادی های والاتر فکر کنم….
    پس از این جهت تلاش او فیلم رو میستایم…

  • ناشناس می‌گوید:

    کامنتای جالب تر از خود مطلب :)))
    و اینکع تازگیا مطلبا همین طور کم تر و کم تر میشه یه جاهایی دیگه در حد یه خط میشه که «من از …بدم میاد» فبلنا بیگ اسلیپ با خوصله تر همه چیزو با کوچک ترین جزئیات توضیح می داد.آخرم اینکه کاش یه کارگردان نسبی گرایی پیدا می شد یه سریالی می ساخت زندگیه بی هیچی ما طبقه متوسط رو همین طوری بی قضاوت نشون می داد…

  • siavash می‌گوید:

    فیلم نه مستند بود نه داستانی و نه اجتماعی کلا تو هیچ دسته ای نبود .روایت باید پر مغز باشه چه در معنا چه در ظرف اجراش . اونقدر لنگی در داستان و فیلم برداری داشت که حال آدم و بد کنه . جالب اینجاست که صحه گذاشتن به خوب بودن این دست فیلم ها شده مثه یه پرستیژ و تیپ روشن فکری .
    ممنون از مطلب خوبتون .

    • ناشناس می‌گوید:

      آره استاد سیاوش ،جزو هیچ کدام از این دسته بندیهایی که شما بلدید ,نبود !در سینمای هنری روز به این نوع کار docu-drama،میگویند که بین این مرزها حرکت میکند .و اتفاقا روایت سینمایی شاعرانه و چند لایه داشت!

      • سیمین می‌گوید:

        موافق با ناشناس!
        از اون بالا دارم دارم کامنتارو میخونم کیف میکنم!
        ظرایط رو ندیدم ولی با توجه به چیزایی که توی آی ام دی بی ازش خوندم بهنظرم هم از نظر تکنیک فیلم هم توانایی فیلمنامه نویسی و هم بازیگری و کارگردانی با تهران من حراج قابل مقایسه نیست!
        خدایی تهران من حراج بی نظیر بود بین فیلمای ایرانی!

    • ناشناس می‌گوید:

      راجع به فیلمبرداری فیلم : اگر کمی به زبان کفر مسلط باشد میفهمید خانوم بانی الیوت چند جایزه بهترین فیلمبرداری دارد…علاوه بر این فیلمی که در موزه هنر معاصر نو یورک و سینما تک پاریس نمایش و با تحسین چند نفر از برجسته ترین منتقدان روز دنیا روبرو میشود کتره ای ساخته نشده .شاید باید اطلااتمان را راجع به سینمای آلترناتیو و غیر مرسوم بالا تر ببریم که این فیلم نمونه ای کم نظیر از این نوع سینماست …گفتنی زیاد هست..ولی حیف که ذهن هایمان بسته است و زبانهایمان بلند ما خاور میانه ای ها !

    • nazgol می‌گوید:

      راجع به فیلمبرداری فیلم هم اگر کمی به زبان کفر مسلط باشد میفهمید خانوم بانی الیوت چند جایزه بهترین فیلمبرداری دارد…علاوه بر این فیلمی که در موزه هنر معاصر نو یورک و سینما تک پاریس نمایش و با تحسین چند نفر از برجسته ترین منتقدان روز دنیا روبرو میشود کتره ای ساخته نشده .شاید باید اطلااتمان را راجع به سینمای آلترناتیو و غیر مرسوم بالا تر ببریم که این فیلم نمونه ای کم نظیر از این نوع سینماست

  • bacheha می‌گوید:

    وبلاگ نویس نسبتا محترم ..اگر کلا نقد نویسی و اصلا قضاوت های کلی شما در زندگی روزمره تان هم مثل کشف هوشمندانه تان راجع به آی پی آدرس های یکسانی که افاضه فرمودید باشد که باید گفت پناه بر برادر حسین کیهان سیاه کن متوهم !!
    جالب است که فقط ۲۰-۳۰ نفر آدم را در زندگی دیده ایم و احیانا ۷-۸ کتابی نیمه کاره خوانده ایم و یک شبه منتقد سینمایی شده ایم!..مجید جان ،دلبندم ،اینجا در غربت مکانهایی هاست بنام shared accomodation و یا جاهایی دیگر بنام asylum seeker detention camp که افراد بخاطر محدودیت امکانات چند نفر در یک خانه و از یک فضا و امکانات عمومی استفاده میکنند .مثل دانشجویان و پناهندگان .حیف که سر در برف داریم و خود را مرکز عالم و روشنفکر و همه چیز دان میپنداریم !نه برادر ،کمی باید به حرف جدید ،تفکر نو و احیانا جهان خارج از ذهنمان هم گاها باز باشیم ! این پارانویا که ریشه فرهنگی دارد مارا نکبت زده کرده عزیز ! لومپن و انتلکتوئل هم نمیشناسد ،همه از یک قماشیم !!
    راجع به فیلمبرداری فیلم هم اگر کمی به زبان کفر مسلط باشد میفهمید خانوم بانی الیوت چند جایزه بهترین فیلمبرداری دارد…علاوه بر این فیلمی که در موزه هنر معاصر نو یورک و سینما تک پاریس نمایش و با تحسین چند نفر از برجسته ترین منتقدان روز دنیا روبرو میشود کتره ای ساخته نشده .شاید باید اطلااتمان را راجع به سینمای آلترناتیو و غیر مرسوم بالا تر ببریم که این فیلم نمونه ای کم نظیر از این نوع سینماست …گفتنی زیاد هست..ولی حیف که ذهن هایمان بسته است و زبانهایمان بلند ما خاور میانه ای ها !

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      آی پی محترم 203.153.205.52:
      1. کشف آی‌پی در وردپرس تلاش هوشمندانه لازم ندارد.آی‌پی کاربران برای ادمین نمایش داده می‌شود.

      2. اگر فقط هفت هشت کتاب نیمه کاره در زندگی خوانده‌اید بسیار کم است. لطفن بیشتر مطالعه کنید

      3.من فیلمسازی خوانده‌ام

      4.فیلم شرایط و تهران من حراج، هردو بسیار فیلم‌های ضعیفی هستند

      5.حالا باز خدا خیر بدهد دفعه قبل متن‌ها فرق داشت. مشتاقم بدانم انگیزه‌تان از ده بار پابلیش کردن یک متن واحد به چند اسم چیست؟ 🙂

      • nazgol می‌گوید:

        abcوبلاگ نویس نسبتا محترم ..اگر کلا نقد نویسی و اصلا قضاوت های کلی شما در زندگی روزمره تان هم مثل کشف هوشمندانه تان راجع به آی پی آدرس های یکسانی که افاضه فرمودید باشد که باید گفت پناه بر برادر حسین کیهان سیاه کن متوهم !!
        جالب است که فقط ۲۰-۳۰ نفر آدم را در زندگی دیده ایم و احیانا ۷-۸ کتابی نیمه کاره خوانده ایم و یک شبه منتقد سینمایی شده ایم!..مجید جان ،دلبندم ،اینجا در غربت مکانهایی هاست بنام shared accomodation و یا جاهایی دیگر بنام asylum seeker detention camp که افراد بخاطر محدودیت امکانات چند نفر در یک خانه و از یک فضا و امکانات عمومی استفاده میکنند .مثل دانشجویان و پناهندگان .حیف که سر در برف داریم و خود را مرکز عالم و روشنفکر و همه چیز دان میپنداریم !نه برادر ،کمی باید به حرف جدید ،تفکر نو و احیانا جهان خارج از ذهنمان هم گاها باز باشیم ! این پارانویا که ریشه فرهنگی دارد مارا نکبت زده کرده عزیز ! لومپن و انتلکتوئل هم نمیشناسد ،همه از یک قماشیم !!
        راجع به فیلمبرداری فیلم هم اگر کمی به زبان کفر مسلط باشد میفهمید خانوم بانی الیوت چند جایزه بهترین فیلمبرداری دارد…علاوه بر این فیلمی که در موزه هنر معاصر نو یورک و سینما تک پاریس نمایش و با تحسین چند نفر از برجسته ترین منتقدان روز دنیا روبرو میشود کتره ای ساخته نشده .شاید باید اطلااتمان را راجع به سینمای آلترناتیو و غیر مرسوم بالا تر ببریم که این فیلم نمونه ای کم نظیر از این نوع سینماست …گفتنی زیاد هست..ولی حیف که ذهن هایمان بسته است و زبانهایمان بلند ما خاور میانه ای ها !

      • ناشناس می‌گوید:

        warning! Public release of some IP addresses without the consent of the owners an lead to serious legal prosecution according to law

  • arman می‌گوید:

    آره استاد سیاوش ،جزو هیچ کدام از این دسته بندیهایی که شما بلدید ,نبود !در سینمای هنری روز به این نوع کار docu-drama،میگویند که بین این مرزها حرکت میکند .و اتفاقا روایت سینمایی شاعرانه و چند لایه داشت!

  • ستاره می‌گوید:

    چه مي كنه اين بيگ اسليپ وقتي مي نويسه بوووووم

  • مهدی می‌گوید:

    لینک دانلود از این فیلم‌ها اگه دارید ممنون می‌شم بذارید

  • م. ایلنان می‌گوید:

    سروش جان، من بهت قول می دم اگه بزنه و یکی از اون برادرا… مثلا فرض کن نازگل (این بنده خدا با اثبات این که از جمله رجل سیاسی محسوب می شه از سوراخ شورای نگهبان هم عبور کرده… چه شود البته!!) کاندید ریاست جمهوری بعد از احمدی نژاد بشه، اونوقت اطمینان داشته باش همین برادرا… همین داداشایی که به نوبت نشستن و نظر دادن… به فاصله ی دو دقیقه دو دقیقه… به جناب نازگل رای می دن. باکی نیست، اگه فیلم برداره هم کاندید بشه بازم بش رای می دن ها…
    حالا برادر من بیا و بگو کسی که می خواد فیلم بسازه باید ابتداییات رو رعایت کنه، بگو باید اون جزییاتی رو که ممقلی، سبزی فروش دارقوزآباد سفلی هم تو نظرش میاد رعایت کنه… نه عزیز من، نه. با جماعتی که با همون pop music کلی حال می کنه چه حرفی می شه زد؟ داداش من، از نظر اون ها این فیلم خوبی بوده، حالا تو انتظار داری طرف که با دیدن این فیلم کج شده و به دوست دخترش، مثلا کانادایی، لبخند زده که: بعله… ما اینیم دیگه، بیاد و از حرفت ناراحت نشه؟
    با احترام

  • درخت ابدی می‌گوید:

    مشتاق شدم فیلما رو ببینم. اون موقع راحت‌تر می‌شه قضاوت کرد.

  • آذر می‌گوید:

    خداي من اينجا چه خبره ؟

    فيلم شرايط بد نبود افتضاح بود ، جزء‌ بدترين فيلم هايي كه در چند سال اخير ديدم
    فيلم تهران من حراج مي تونست خيلي بهتر باشه و خوشبختانه ديدنش خوش آيندتر از فيلم شرايط بود بازيگرها بهتر بودن فيلم قابل باورتر و روايت و فيلم نامه قوي تر بود

    همين جا از خانم نازگل مي خوام كه خودش رو كنترل كنه و بعد از گذاشتن تعداد زيادي كامنت با اسامي مختلف بره خستگي در كنه يا عصبانيتش رو جاي ديگه خالي كنه

  • soroush می‌گوید:

    تهران من حراج سیاه نمایی مفرط بود واسه کسایی که قراره با این شخصیت ها همزاد پنداری کنن مسخره به نظر میرسه ، تریاک کشی و علف بازی و بی قیدی و سطحی نگری جزو صفات این نسل نیست. و فیلم با تلسکوپ انداختن روی هزار موضوع و کل وکُل کردنشون ادم رو یاد سناریو های بداهه تو صف نونوایی میندازه … کودکان کار ،حقوق زن، ریشه های اعتیاد، ایدز، طلاق، رفتارهای جنسی، تضاد خانوادگی ، فضای سیاسی اجتماعی …این همه رو تو یک ساعت صاف میریزه تو ذوق ادم انگار صفه ی حوادث باز کرده تو فیلمش از این نظر فیلم شرایط با توجه به شرایط فیلم که در ایران کار نشده بود و همین موضوع فضای فیلم را غیر ملموس می کرد از جنبه ی انسجام موضوعی نسبتا خوب بود.

این چیست؟

شما در حال خواندن طبقه من، حراج در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: