باختنی‌ها

ژوئیه 23, 2011 § 10 دیدگاه

در اغلب بازی‌های کامپیوتری باید جان به در ببرید، راه درست را پیدا کنید و پیروز شوید. در اغلبشان. نه همه‌شان.

در بازی NY defender  طرف حساب شما هواپیماهای انتحاری‌اند که خود را به برج‌های دوقلو می‌کوبند. شما باید هواپیماها را پیش از برخورد معدوم کنید. آخر بازی چه می‌شود؟ بازی آخر ندارد. تعداد هواپیماها آنقدر زیاد می‌شود تا زمانی که ببازید و برج‌ها فرو بریزند. شما نخواهید توانست از نیویورک محافظت کنید. شما به ناچار خواهید باخت. هر چه بیشتر مقاومت کنید امتیاز بیشتری خواهید گرفت. اما سرانجام خواهید باخت و برج‌ها فروخواهند ریخت. همچنان که  کسی نتوانست جلوی وقوع 11 سپتامبر را بگیرد.

 

Karōshi  یک کلمه ژاپنی‌ست که معادلی در زبان‌های دیگر ندارد. معنی‌ش می‌شود «مرگ در اثر کار زیاد» ( روشن است چطور ژاپن ژاپن شد؟) بازی کاروشی هم درباره کارمند بخت‌برگشته‌ایست که می‌خواهد برای رهایی از کاروشی خودش را بکشد! گرچه سازندگان بازی اکیداً هشدار می‌دهند در پی ترویج خودکشی نیستند اما این بازی‌ست که جان به در بردن از آن معادل باخت است.شما تنها زمانی برنده می‌شوید که علی‌رغم همه موانع بمیرید!

اما احتمالن هیجان‌انگیزتر از این دو همان ماشیناریوم قدیمی خودمان است. در قسمتی از بازی هواکش‌ی مسیر شما را سد کرده و ازتان سوالات هوش می‌پرسد. شما ابتدا سوالات را به دقت پاسخ می‌دهید اما هیچ اتفاقی نمی‌افتد. گاهی که سوالی را اشتباه جواب می‌دهید هواکش کذایی غرولندی می‌کند و می‌لرزد. پس از مدتی کشف خواهید کرد برای باز شدن راه هواکش باید او را آنقدر عصبانی کنید که بترکد. در واقع برخلاف ظاهر گمراه کننده معما اساساً باید اشتباه جواب بدهید تا این مرحله را برنده شوید.

«سانتیاگو از همه ماهیگیران دیگر دورتر می‌رود و صید او از همه صیدها بزرگتر است. او برنده بازی‌ است؛ به همین دلیل باخت او هم ناگزیر است؛ زیرا که بازگشت او بسلامت از آن راه دور در آن  دریای پر از بمبک گرسنه ممکن نیست. برنده کسی‌ست که به جای دور برود؛ اما هر کس به جای دور برود ناگزیر بازنده می‌شود. پس برنده همان بازنده است و بازنده همان برنده.»

نجف دریابندری. مقدمه پیرمرد و دریا

§ 10 پاسخ برای باختنی‌ها

  • ..|. می‌گوید:

    ..|.

  • mayede می‌گوید:

    جالب بود اگر اون اقتباس زیبای پایانی رو نمیداشت به سختی میشد نتیجه گیری کرد.

  • ستاره می‌گوید:

    وااي چقدر مايوس چقدر مايوس كننده بود. از زاويه جنوب غربي واررونه سرو ته چپكي هم كه به زندگي آدما نگاه كني همينقدر مايوس كننده است، همه چيز به مرگ نزديك ميشه، خلاص شيم سقط مرگ بريم، بميريم، مدفون شيم جسدمونو حشرات گاز بزنن برق كشي هم كه نداره … تف به اين بازي اَي ي ي

  • درخت ابدی می‌گوید:

    از یه دید دیگه، تو بعضی زمینه‌ها باید بازنده باشی تا بتونی تو زمینه‌های دیگه برنده محسوب شی.

  • آنکا بیرد می‌گوید:

    جای تاسف داره من نمی دونم این سایت ها که ژست روشنفکرا رو به خودشون می گیرن و خیلی ادعاشون هم می شه کلا خز هستن خاک بر سر مردم ما که همچیمن سایتایی بشه سایتای روشنفکریشون
    بچه تو هم برو بازیت رو بکن تو کجا نت کجا آخه خاک تو اون سر بی عقلت

  • مسعود می‌گوید:

    خیلی خوب بود… برنده بودن اساساً یک مسئله نسبی است… یعنی هرکس هر رخدادی را بسته به منافع خود نگاه میکند و بعد در موازنه (چی بدست میارم- چی از دست میدم) قرار میده و خودش و یا دیگران رو برنده و بازنده اعلام میکنه… در هر شکل لزوماً اونی که از نظر ما بازنده هست برای خودش هم بازنده بنظر نمیاد و بالعکس
    پینوشت: این «آنکا بیرد» هم یکم عصبیه بنظرم… من تا اونجا که یادمه خواب بزرگ هیچوقت ادعای روشنفکری نداشته و علاوه بر اون اگر هم داشته تنافری با بازی کردن نداره… هرجند که کامنت ایشون یجورایی شوخی بنظر میاد

  • پارسی گفت می‌گوید:

    بازی قشنگی هست. کاش لینک دانلود بازی رو هم گذاشته بودی دوست عزیز.

  • Jack Morrison می‌گوید:

    فوق العاده تفکر برانگیز بود این پست!
    راضیم ازن ناجور!!!!

  • میلاد می‌گوید:

    بازی shift هم یه امتحانی حتما بکن…
    That’s Great!!

  • شایان ذکر می‌گوید:

    اون بازی ماشیناریوم از از این دست چیزا زیاد داشت. یادمه یه جا گیر کرده بودم. هرکاری هم کردم نشده از اونجا رد بشم. دیگه بازی رو ادامه ندادم. احتمالا اونجا هم باید از همچین منطقی استفاده می کردیم!

این چیست؟

شما در حال خواندن باختنی‌ها در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: