من پاکم

آوریل 30, 2011 § 9 دیدگاه

 

1 از زندگی افتاده بودم. تمام تلاشم این بود که آدم‌های آن ور تلفن صدای جانورهای بازی من را نشنوند.قرارهایم بخاطر یک دور دیگر بازی به تاخیر می‌افتاد و خواندن و نوشتن‌ام بابت لشگر‌کشی‌های پیاپی و فرساینده تعطیل شده بود.من رسمن معتاد بازی ایج‌آو امپایرز بودم.

2 چند بار به ترک فکر کردم. به نظرم لوس و مسخره می‌رسید که کسی برای ترک بازی کامپیوتری برنامه‌ریزی جدی کند و به خودش سخت بگیرد. تا این که امشب ساسان بهم فهماند که ترک بازی اصلن هم مسخره و شوخی نیست. برایم از خاطرات ترک‌اش گفت و این که چطور بازی زندگی‌اش را به زوال برده بود. راه و روش‌ها را گفت و با جدیت کسی که درباره مثلن ترک تریاک صحبت می‌کند در تازه‌ای برویم گشود.

3 بیست سالگی برای اولین بار ایج‌آو امپایرز یک را بازی کردم. طی یک دوره چند ماهه معتادش شدم. تا این که سی‌دی – که مال برادرم بود- از دست رفت و تمام. چند سال پیش برادرم سی‌دی‌ را به خودم بخشید طی یک زمستان گند بازی را درآوردم. سی‌دی شکست و تمام. بعد جستجوی ناکام برای پیدا کردن نسخه یکم بازی دست به دامن اینترنت شدم و تنها نسخه موجود تورنت همان نسخه هلندی بازی بود که دانلود کردم.زبانش را نمی دانستم، تنظیماتش یادم رفته بود، چند بار به دیوار خوردم و تمام.تا این که سه ماه پیش کل پک بازی را از یک تا آخرین نسخه جایی یافتم. اول فان بود. بعد اشتغال فراغت‌ام شد و بعد بلای جانم. برای اولین بار در زندگی به فکر ترک مرضی افتادم.

4 می‌توانستم یک هاگاکور (+)بر اساس این بازی بنویسم. رسوم زندگی ، سیاست و مبارزه را می‌شد ازش استخراج کرد(‌+). نامردی‌ست اگر از این بخش خوبش نگویم. همچنین آگاهم که خوب یا بد جای حس خدایگان‌ای نشست. همان حسی‌ که توامان هم نوشتن را برایم میسر می‌کرد و هم مقدار زیادی از زندگی عادی بزرگسالانه‌ام را به گند کشیده بود. این دوره اعتیادم به بازی دقیقن زمانی بود که روانکاوی بهم فهمانده بود من پانتئون نشینی در جهان آدمیان نیستم. آدمم.

5 ایج‌آو امپایرز محمل خوبی بود برای خداوندی بازنشسته که غرور و نخوت‌اش را سر بندگان بخت‌برگشته بازی خالی کند. بازی نه تنها عادت سالهای دیرینم را می‌آشامید بلکه  تکه احساس به حق خدایگانی را – که بی آن نمی‌شود خلق کرد-  نیز در خود می‌کشید.

6 ساسان صبورانه نشست کنارم. من آخرین دور بازی‌ام را در جنگی بسیار طولانی – یک ساعت و چهل دقیقه- بردم. بازی را آنستال کردم. و سی‌دی‌های محبوب را سپردم دست ساسان. خلاص.

7 به کوه کتابهای نیم‌خوانده کنار تختم نگاه می‌کنم. یاد ده‌ها نوشته ننوشته می‌افتم. از خودم می‌پرسم آیا چند ماه دیگر همچنان می‌توانم به همین راحتی گناهان خودم را  گردن این بازی ناز نسناس بیاندازم؟ منتظرم بفهمم…

§ 9 پاسخ برای من پاکم

این چیست؟

شما در حال خواندن من پاکم در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: