اینها فقط فیلم‌اند؟

دسامبر 8, 2010 § 34 دیدگاه

1 وقتی درباره ماجرای اعدام ( موافقید یا مخالف؟ )  یا دستگیری موسس ویکی‌لیکس ( جرم اخلاقی؟ ) بحث می‌شود، گیج می‌شوم. بحث ندارد. تکلیفش به قدر نتیجه 2×2 روشن است.دو تا فیلم در دنیا هست که دیدنشان فکر می‌کنم خیلی صریح تکلیف این دو موضوع را روشن می‌کند.یعنی لازم نیست کلی آدم به خودش فشار بیاورد،‌فکر کند، استدلال کند یا بحث کند. فیلم را می‌بینید و بعدش: بینگو! همه چیز روشن است.

2 زندگی دیوید گیل درباره یک گروه مخالف مجازات اعدام است. شامل چند استاد دانشگاه و شاگردانشان. یکی از آنها به جرم قتل دیگری دستگیر می‌شود. یک فیلم ویدئویی به روشنی صحنه قتل را  نشان می‌دهد. او را اعدام می‌کند. پس از مرگش سندی منتشر می‌‌شود که نشان می‌دهد مقتول سرطانی – که جز همین گروه مخالف بوده- با کمک دوستش اتانازی کرده و متهم ماجرا – به عمد- خودش را قربانی نظام قضایی می‌کند تا نشان دهد در مقابل جان آدمی هیچ سندی قابل اعتنا نیست. و اگر اشتباهی شده باشد – که بسیار محتمل است – آدم مرده را دیگر نمی‌شود برگرداند.

اگر درست یادم مانده باشد، ماجرا واقعی بود و اقدام آنها و فشار رسانه‌ها مجازات اعدام را دست‌کم در آن ایالت حذف کرد. منطق آنها روشن بود. اصلن کاری به بحث استحقاق آدم‌ها ندارد ( هیتلر باید اعدام می‌شد؟) ما آدمیم. آدم اشتباه می‌کند. ما اشتباه می‌کنیم. اگر در قبال یک متهم اشتباه کنیم دیگر امکان جبرانش وجود ندارد. به همین سادگی. اشتباه می‌گویند؟

3 اینسایدر، شاهکار قدر ندیده آقای مایکل مان غیر از این که فیلم خوبی‌ست و یک پاچینوی قالی کرمان دارد، درباره شکل سانسور در جوامع آزاد است. قاعده این ممالک می‌گوید همه می‌توانند حرف بزنند. وقتی ترس حبس و بند نیست همه همه‌جور حرفی می‌زنند. ممکن است چرند محض بگویند، ممکن است افشاگری کنند. اما اگر حرف‌هایی که شهروندان می‌زنند احیانن به ضرر کسی باشد او چه کار می‌کند؟ مثلن بزرگترین کمپانی سیگارسازی دنیا؟

جفری ویگند، کارشناس شرکت سیگارسازی موریس کشف می‌کند تعدادی از افزودنی‌های شیمیایی کارخانه‌شان از مواد شناخته‌شده سرطان‌زاست. اعتراض می‌کند اما حذف این مواد یعنی ضرر مالی به شرکت. بنابراین محترمانه و با قبول شرایطی ( رازداری در قبال بیمه درمانی دختر بیمارش) کنار می‌کشد. دست روزگار او را سر راه تهیه‌کننده کهنه کار برنامه افشاگر 60 دقیقه می‌گذرد. لوئل برگمن از کنار همچین سوژه درخشانی نمی‌گذرد. با لطایف‌الحیل ویگند را وا می‌دارد مقابل دوربین حاضر شود و ماجرا را تعریف کند. صحبت میلیون‌ها دلار و حالا بی‌آبرویی‌ست. پس شرکت موریس ساکت نمی‌نشیند. تمام زندگی ویگند را زیر و رو می‌کند. خطاهای معمولی گذشته او، خالی‌بندی‌های دوستانه او ، حالا همه چیز می‌رود زیر ذره‌بین. باید ثابت کنند ویگند سابقه دروغگویی ( لافی که به کسی زده) یا دزدی ( پول یک دربازکن خراب را نداده) دارد تا حرفهای تازه‌اش هم بی‌اعتبار شود. ویگند از این همه سرک کشیده شدن به زندگی روزمره و گذشته‌اش شوکه می‌شود. وقتی برگمن شاکی است که چرا این نقاط تیره را زودتر بهش نگفته تا بتواند ازش حمایت کند، قاطی می‌کند که : «همه از این اشتباهات می‌کنند» و ویگند سعی می‌کند برایش توضیح دهد حالا دیگر تو «همه» نیستی…

4 از چند ماه پیش که خبر ابراز نارضایتی کسانی از انتشار سند در ویکی‌لیکس منتشر می‌شد منتظر این بودم. اینسایدر را دیده بودم و می‌دانستم که جولیان اسانژ حالا دیگر » همه» نیست. این نظریه توطئه که ویکی‌لیکس کلن ساخته «خودشان» است  علی‌الحساب شل و بی‌مدرک است( انتشار مدرک جعلی برای » خودشان» چه حسنی دارد؟ آن هم یک بازی به وسعت همه جهان؟ که اگر لو برود واترگیت پیشش روسفید است؟ چطور می‌شود وسط این همه رسانه مخالف گرگ و گرسنه چنین پنهان‌کاری عظیمی کرد؟  و …) ولی بدون در نظر گرفتن صحت اسناد با نماد انسانی آن جولیان اسانژ چه می‌شد کرد؟ زندانی‌اش کرد؟ به جرم افشاگری؟ با این همه قانون حمایت از آزادی بیان؟

5 حتمن می‌دانید که در یک همدستی بدون برنامه‌ریزی تقریبن اغلب کشورها به موسس ویکی‌لیکس رو ترش کردند.( از کجا معلوم خودشان هدف بعدی افشاگری نباشند؟) دادگاهی در سوئد علیه او حکمی صادر کرد و در لندن دستگیر شد. اتهام او – تا آنجا که گفته شده- «تلاش خشونت آمیز برای نزدیکی بدون کاندوم بوده است»! هاه.. آهای کسانی که اینسایدر را دیده‌اید. لبخند بزنید!

6 کی‌ می‌گفت اینها فقط فیلم‌اند؟

 

 

§ 34 پاسخ برای اینها فقط فیلم‌اند؟

  • فرشید می‌گوید:

    لب خند 🙂

  • مجید می‌گوید:

    خیلی خوبه که آدم مسائل رو این طور بتونه به هم ربط بده(در واقع ارتباطشون رو پیدا کنه).
    مثلا من ، مدتی متالیکا گوش می دادم و اشعارشان را با ترجمه می خواندم.
    پس از مدتی از اگزیستانسیالیسم با خبر شدم و مسلما اندکی بعد با نیچه.
    وقتی از سارتر و نیچه می خواندم ، تشابهاتی میان این دو و برخی اشعار متالیکا دیدم.پیش خودم بود این تشابه و خیال می کردم اگر جایی بیان کنم ممکن است کسی بخندد!
    تا این که پس از شاید دو سال بعد از کشف این موضوع به خودم گفتم اصلا بیا توی گوگل بزن «نیچه و متالیکا»….در واقع»Nietzsche and MetallicA».بعد دیدم که بله….چنین کتابی وجود دارد:
    http://books.google.com/books?id=A_BG9m155J8C&printsec=frontcover&dq=nietzsche+and+metallica&hl=en&ei=FOL_TL76PMTKswa8oqXzDg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=2&ved=0CCkQ6AEwAQ#v=onepage&q=nietzsche%20and%20metallica&f=false
    و بعد که در قسمت Disc 2 از کتاب نام اگزیستانسیالیسم را دیدم احساس خوبی داشتم از کشف خودم که حالا کسی آن را نوشته است.

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      بله خب دنیا به هم ربط داره

      • مجید می‌گوید:

        و این ارتباط خیلی من رو متعجب کرد:
        امکان این که یک نفر عمران بخواند و اقتصاد کم است.اما:
        یکی از آشنایان من فوق دیپلم عمران دارد.بعد کارمند بانک شد.بعد برای پیشرفت در بانک الان دارد لیسانس اقتصاد می خواند.با او در همین مورد صحبت می کردم.او که می خواست مرا به وجود خدا و نظم در این عالم مجاب کند گفت : یک نمودار بوده در مورد مقاومت به بتن فلان شکل.حالا هم در اقتصاد یک نمودار دیده است در مورد مقاومت نمی دونم چی چی(یک اصطلاح اقتصادی)دقیقا به همان شکل.دقیقا به همان شکل.

  • یک دختر خوب می‌گوید:

    در پاراگراف دوم مخالف اشتباهی تایپ شده محالف 🙂
    خسته نباشم با این کامنت 😀

  • ریحانه می‌گوید:

    اونها فیلم می سازند..ما هم فیلم میسازیم..انها پای تفکرشان می استند..ما هم می ایستیم

  • Helen می‌گوید:

    اگه به جای انگلیس تو ایران بود جرمش می شد: ایجاد اختلال در عبور و مرور و تشویش اذهان عمومی.
    مثلن یه پاکت گوجه سبز دستش بوده بعد گوجه سبزا ریخته وسط خیابون.

  • درخت ابدی می‌گوید:

    اونایی که معتقدن دموکراسی غربی فقط جزم اندیشیِ فلسفیه بهتره فیلما رو عمیق تر نگاه کنن. (اگه دلشون خواست، مقایسه هم بکنن.)

  • sandbaad می‌گوید:

    mesle hamishe matlabe khoob o ta’ammol bar angizie !
    raasti az kelaas haaye 3shanbe che khabar?
    dar morede oonaa ham minvisid injaa?

  • ابراهیم می‌گوید:

    سلام،
    وقتی جهان‌بینی کسی را هالی‌وود بنا نهاد، نمی‌توان انتظار مطلبی عمیق‌تر از این داشت. بگذریم، برای گفتن چیز دیگری آمده‌ام:
    در بهترین حالت Wikileaks یک حرکت اصیل است. اما فکر کرده‌اید حتی در این حالت چنین موجودی چه قدر راحت می‌تواند مورد سوء استفادهٔ دست‌گاه‌های اطلاعاتی دنیا قرار بگیرد؟ خوراندن اسناد جعلی یا دست‌کاری‌شده توسط مثلاً NSA به گروهی مثل Wikileaks از نوشیدن آب برای‌شان راحت‌تر خواهد بود. از طرفی آیا فکر کرده‌اید Wikileaks چه قدر می‌تواند برای همین قدرت‌های اطلاعاتی مفید باشد؟ در دنیایی که اعتماد مردم به مسئولین و رسانه‌های کنونی به واسطهٔ دروغ‌هایشان سلب شده، به یک رسانهٔ جدید نیاز است که مردم به آن اعتماد کنند. چه کسی از Wikileaks (چه اصیل، چه ساختگی) بهتر؟ راستی می‌دونستید یکی از اعضای کلیدی Wikileaks مدتی پیش استعفا داد؟ می‌دانید دلیلش چه بود؟ گفت Wikileaks به مجرایی برای CIA تبدیل شده است. از ویکی‌پدیای انگلیسی:
    In 2007 John Young, operator of Cryptome, left his position on the WikiLeaks Board of Directors accusing the group of being a «CIA conduit.»
    توصیه می‌کنم بحث‌های http://www.reddit.com/r/conspiracy را در این باره پی‌گیری کنید. آن جا می‌توان نظرهای عمیق‌تری یافت.

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      این که جهان‌بینی من بر چه پایه‌ای ست یا میزان عمقش اهمیتی ندارد.
      تئوری‌‌های توطئه برای اثبات باید قادر باشند به چند سئوال پاسخ بدهند:
      » آنها» چطور قادر به کنترل عواقب توطئه‌شان هستند؟
      » آنها» چطور می‌توانند توطئه‌ای خلق کنند که برای ایجادش نیاز به تعداد زیادی همدست است ، اما ردپای خودشان را پاک می‌کنند؟
      چنان که بدانید ( یا نمی‌دانید) رسانه‌ها در جهان اول گرچه هر کدام مشخصن درگیر منافع منابع مالی خودشانند اما به قدر تنوع دارند و طیف صاحبان این منافع گسترده است که به هیچ رو نمی توان همه‌شان را با مثلن یک خواسته دولتی هماهنگ کرد. همیشه جایی پیدا می‌شود که ساز مخالف بزند و دنبال آتو گرفتن باشد. به همین دلیل پیش از این فلان هزار سند توسط سیا در ویکی لیکس جاسازی شود، اسناد این جاسازی جایی درز خواهد کرد.
      همچنین باید بتوانیم خیلی واضح بفهمیم » آنها » چه منفعتی می‌برند؟
      ماجرا وقتی قرار است مخفی بماند، بنابراین نمی‌شود به سیاست‌مدارهای دلخورشده دوست فهماند که بازی است. تاثیر ماجرا روی روابط این قبیل کشورها چگونه خواهد بود؟
      می‌بینید. البته که احتمال هر چیزی وجود دارد ولی برای درک میزان احتمالات به بینشی عمیق‌تر از تحلیل خبر سیما نیاز است 🙂

  • شرمین می‌گوید:

    هردوی این فیلم ها رو دیده بودم ، تمام مدت هم بهشون خندیدم که ای وای …ولی وقتی تو نوشتی فهمیدم اونی که می نویسه مهمه نه اون چیزی که نوشته می شه ؛
    آوازه خوان نه آواز…

  • ستاره می‌گوید:

    ظاهرا ويكي ليكس بيشتر تو بورسه تا اون اولي، آيا دليلش لغت خشونت آميز ماجراي دومه كه قتل عشقي در ماجراي اولو تحت الشعاع قرار ميده؟ يا ارتباط ماجراي دوم به دنياي غريبه ها و كله گنده ها؟ يا…؟!

  • مهشاد می‌گوید:

    واااااااااااای آره،دقیقا
    چه خوب گفتین
    تازه یادم اومد
    دارم تصویرهاشو بیاد میارم
    .
    .
    .
    لبخند میزنم…!

  • سینا می‌گوید:

    اسناد جعلی نیستن، اگه بود که همهٔ اونایی که اسمشون توشه تا حالا خفمون کرده بودن. بحث سر اینه که آمریکا میخات یک سری سند‌ها رو بشه یا اینکه کسان دیگه‌ای میخوان اون سندا رو بشه.

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      آمریکا یعنی دقیقن کی؟ یعنی اوباما؟ شخص اوباما؟ یعنی دموکرات‌ها؟ یعنی اکثریت سنا؟ دوست من ،هیچ مرکزی در عالم به اسم آمریکا که تصمیم بگیرد کاری بشود و بشود وجود ندارد. تصمیم‌های اجراییٍ خیلی واضح در اغلب موارد برآيند نیروهای مختلف و جبهه‌های گوناگون‌اند. حالا این که «یک کشور «تصمیم بگیرد یک توطئه مخفی راه بیاندازد تا حال بعضی کشورها را بگیرد خب شبیه تاترهای دهه فجر مدارس است در زمان ما که یکی عموسام می‌شد یکی فلان یکی بهمان.

  • مهدی عمرانی می‌گوید:

    جناب سروش
    آن از مطلب افخمی که دندان روی جگر گذاشتیم و سیگار نکشیدیم در خواندنش، خدایی بعد از یادی از اینسایدر می شود دست به سیگار فلیپ موریسمان نبریم برادر؟

  • نینا می‌گوید:

    کلا به نظر من دموکراسی روشی هست که از روم باستان پایه گذاری شده و دیگه کم کم کارایی نداره. به درد دنیای امروز نمی خوره! آخه می دونید دموکراسی سوراخ و سمبه زیاد داره.

    حالا اگه ندیدید چند ساله دیگه سیستم های جدید کشورداری و سرمایه داری در دنیا ایجاد میشه. فقط دارم با خودم فکر می کنم برای اینکه مردم هر کشوری از دست این دموکراسی راحت بشن و به یک سیستم جدید برسن چندتا انقلاب و چندتا خون و چندتا کشته و جنگ در دنیا اتفاق میوفته ..

  • رضا می‌گوید:

    اینا فقط فیلمن

  • Alir3za می‌گوید:

    اينسايدر رو هنوز فرصت نكردم ببينم ولي ديويد گيل رو كه ديدم تا چند وقت هنگ هنگ بودم

  • افسانه می‌گوید:

    واقعا نمیشه اسم «فیلم» روشون گذاشت ! … هر دو عالی بودند.

  • […] + اینها فقط فیلم‌اند؟ به‌اشتراک‌گذاری این:دوست‌داشتن:دوست داشتنBe the first to like this. […]

  • نار می‌گوید:

    اگه بخوایم اینجوری حساب بکنیم در مورد هیچ یک از گناهان و جرائم نباید اقدامی بکنیم. مثلا حبس ابد هم موجب ضایع شدن زندگی فردی میشه که ممکنه کاری نکرده باشه. حبس دو سال هم باعث تباه شدن دوسال از زندگی انسانی میشه که قابل برگردوندن نیست. تبعید ممکنه موجب از پاشیدن خانواده ای بشه اما بعدا بفهمیم طرف اصلا گناهکار نبوده. و موارد مشابه این. نمیخوام بگم اینها شبیه مرگه.اما اگر بخوایم به ظاهر اکتفا نکنیم و امر قضاوت بر اساس شواهد رو اشتباه بدونیم کار به این جا هم می کشه.

این چیست؟

شما در حال خواندن اینها فقط فیلم‌اند؟ در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: