پلان B …یا چگونه از حمله ناگهانی زامبی/روح/خون‌آشام/ شیطان زنده بمانیم؟

نوامبر 19, 2010 § 55 دیدگاه

من همیشه برای اجرای  پلان B آماده‌ام. آدمیزاد نمی‌داند ممکن است چه اتفاقی برایش بیفتد. مثلن چهل متر طناب که سرش به جای امنی وصل شده و زیر تخت حلقه شده و  در مواقع لزوم سر دیگرش از پنجره بیرون پرت می‌شود یکی از پلان‌های B محبوبم است ( گرچه این که می‌توانم آیا به سلامت چند طبقه را مثل کوماندوها با طناب پایین بیایم خودش مسئله دیگری است) سیل، زلزله یا حمله دزدی دیوانه کمترین چیزهایی‌ست که نگرانش هستم. تازگی مچ خودم را در حال آمادگی برای وقایع آخرالزمان گرفته‌ام. زمانی که زامبی‌ها تهران را بگیرند،‌ همه شیاطین به زمین سرازیر شوند و وامپیرها روی سرمان هوار می‌شوند. حالا تو بگو دیوانه یا خرافاتی‌ست. تاریخ ( یا دست کم هالیوود) ثابت کرده خرافاتی‌ها احتمال نجات‌یافتن‌شان بیشتر است. فرش‌میت‌ها آنهایی هستند که دارند این را می‌خوانند و پوزخند می‌زنند.

خب از کجا شروع کنیم؟

ورودی‌ها :

نگران ورود وامپایرها نباشید. آنها برای ورود به ملک شخصی باید حتمن اجازه صاحبش را داشته باشند.(بیایید دعا کنیم در مورد املاک اجاره‌ای هم جواب بدهد) بنابراین اگر یک آقا یا خانمی که صدای فش‌فش از خودش در می‌آمد و دندان نیشش بفهمی نفهمی کمی دراز بود آمد دم در و با شیرین زبانی خواست دعوتش کنید، فقط در را ببندید. وامپایرها می‌توانند هیپنوتیزم کنند، بنابراین به چشم‌هایشان نگاه نکنید.  در مورد خانم‌ها که اصلن به هیچ‌جایشان نگاه نکنید.دنیا پر از خون‌آشام مونث است که هیکل خانم  مونیکا بلوچی را دارند و تذکرات گشت ارشاد را جدی نمی‌گیرند. بنابراین فقط در را ببندید و تمام.

در مورد زامبی‌ها وضع کمی سخت‌تر است. آنها گرچه خنگ‌اند و بلد نیستند با سنجاق سر قفل در را باز کنند، اما متاسفانه گله‌ای حمله می‌کنند و خدا می‌داند که هیچ دری جلودار یک گله زامبی گرسنه که خودشان را می‌کوبند بهش، نیست. بنابراین به قفل و کلید کامپیوتری‌تان ننازید. از این حفاظ‌های فلزی بگذارید و یک کمد سنگین آنقدر نزدیک در ورودی داشته باشید که بشود در موقع لزوم با کمی جابجا کردنش جلوی در را پوشاند.

اما شیاطین. آنها حیله‌گرترین مهمان‌های ممکن‌اند. نه اجازه می‌گیرند نه در جلوشان را می‌گیرد. باید یک خط پرو پیمان نمک جلوی ورودی‌ها – و پنجره‌ها- بپاشید( کاری که من مجبورم هر شب قبل خواب انجام دهم) مراقب باشید این خط نمک جایی شکستگی نداشته باشد و ممتد باشد. با این حال چون تولید طوفان و باد یکی از تخصص‌های شیاطین است، دعا کنید مثل گرگ بد گنده فوت نکنند تا نمک‌هاتان را باد ببرد ( نمک را از نان‌خشکی‌ها بگیرید که اگر باد برد دلتان نسوزد) بنابراین راه دیگر را هم محض اطمینان امتحان کنید. تله شیطان.

در این روزگار اگر می‌خواهید زنده بمانید باید بتوانید شکل بالا را از امضاءتان سریع‌تر بکشید. تله شیطان، شکل ناقصی از مهر سلیمان است. روی همه نوچه‌های لوسیفر جواب می‌دهد. نقش انسان ( ستاره پنج پر) در میان و نام پنج فرشته مقرب در مقام نگهبان. شیاطین نمی‌توانند این نشان را دور بزنند. بنابراین ترکیب آن با میزان متنابه نمک می‌تواند شما را تا حدی از یک حمله شیطانی در امان دارد. به این در نمونه توجه فرمایید:

در مورد ارواح کاری از دستتان برنمی‌آید. آنها مثل چارپا سرشان را می‌اندازند پایین و می‌آیند تو و چیزی جلودارشان نیست.

مقاومت، مبارزه:

صلیب را فراموش کنید. تاثیر صلیب مال زمانی بود که مسیحیان بیشتری بهش اعتقاد داشتند. الان خیلی روی تاثیرش حساب باز نکنید. نقاط ضعف خون‌آشام یکی نقره است و دیگری نور خورشید. پس یک گردن‌بند یا دست‌بند نقره همراهتان داشته باشید. از آنجایی که در خانه اغلب ما شات‌گانی که گلوله‌هایش مرمی نقره داشته باشد، پیدا نمی‌شود به زنجیر‌های بلند نقره قناعت کنید. زنجیر نقره‌تان دست ‌کم باید یک و نیم متر باشد که بتوانید ازش به عنوان شلاقی کارآمد استفاده کنید. نگران نازکی‌اش نباشید چون خون‌آشام‌ها قدرت پاره کردنش را ندارند. وسیله کاربردی‌تر البته یک چاقوی نقره است ولی نمی‌دانم چاقوی نقره را دقیقن از کجا می‌توانید بخرید( من یکی برای خودم سفارش دادم) لابد می‌دانید که خون‌آشام‌ها فقط در یک صورت می‌میرند، قطع شدن سر یا فرو شدن تیرک چوبی/نقره به قلب.از آنجایی که می‌دانم شما هم مثل من دل قطع کردن سر ندارید به راه دوم می‌پردازیم؛ یک سلاح کاربردی: Horton  Tacoma Trac – 150 Crossbow

بله آقای اینانلو، می‌دانم شما این را می‌شناسید. بگذارید برای بقیه بگویم که این تفنگ شکاری اساطیری از زمان ون‌هلسینگ مرحوم تا کنون یکی از سلاح‌های محبوب شکارچیان خون‌آشام هم بوده. قیمت این سلاح در بازار جهانی حدود دویست سیصد هزار تومن است که خدا می‌داند برای زنده ماندن از چنگ یک خون‌آشام تشنه، رقم زیادی نیست. می‌ماند تهیه نیزه چوبی مناسب که باید با کمی ابزار نجاری و زمان گذاشتن روزی تعطیل و آرام درست‌شان کنید. یادتان باشد نشانه گرفتن جایی غیر از قلبشان وقت تلف کردن است.

زامبی‌ها فقط با انفجار کله‌شان است که می‌میرند. همچنان که می‌دانیم از آنجایی که اعطای مجوز نگه‌داری شات‌گان به قصد دفاع برابر حمله زامبی‌ها خیلی رایج نیست. از ترکیب دسته بیل و قدرت بدنی استفاده کنید. دسته بیل را می‌شود از همه مصالح فروشی‌های معتبر خرید. قدرت بدنی هم به طور جنرال برای زنده ماندن در برابر هر حمله‌ای لازم است. شایعه‌ای در مورد زامبی‌ها وجود دارد و آن این است که اگر فکر کنند مثل خودشانید کاری به کارتان ندارند. بنابراین محض اطمینان روزی یک ربع جلوی آینه ادای زامبی در بیاورید و یک کیف کوچک لوازم آرایش و گریم همیشه پر شالتان باشد. هیچ معلوم نیست ، شاید دو روز دیگر مجبور شوید برای زنده ماندن  آب از دهانتان سرازیر شود و در خیابان همراه یک گله خرناس بکشید و بلنگید.

در برابر ارواح و شیاطین می‌توانید از سلاح های مشترکی استفاده کنید: نقره و نمک. چاقوی نقره که برای مبارزه برابر خون‌آشام استفاده کردید یادتان هست؟ یک علامت دام شیطان روی قبضه‌اش رسم کنید و بصورت چند منظوره مقابل شیاطین هم ازش استفاده کنید. این شکلی:

نمک هم برای تاراندن ارواح موثر است. گرچه راه حل کامل برای خلاصی از شر ارواح انتقام‌جو با نمک‌سود کردن و سوزاندن جنازه آنهاست. ولی خب پیدا کردن جنازه یک روح وحشی که به آدم حمله می‌کند کار ساده‌ای نیست، بنابراین شما به همان مقاومت کردن قناعت کنید.

آب مقدس می‌گویند روی شیاطین تاثیر دارد. بهتر است با تردید این شیوه را استفاده کنید، اگر صلیب روی وامپایرها و برنامه” از تو می‌پرسند” روی میزان بزهکاری در ایران موثر بود ، قطعن این یکی هم موثر خواهد بود. سریع‌ترین راه تولید آب مقدس ( با خلوص پایین)  هم چنان‌که می‌دانید هم‌زدن آب معمولی با صلیب نقره است. خود دانید.

اما در مورد فراری دادن شیاطین از بدن تسخیر شده. راستش را بخواهید در مورد متون مورد استفاده در مراسم جن‌گیری اختلاف نظر زیادی وجود دارد. گرچه اغلب سر ذکر بند‌هایی از مزامیر به زبان لاتین تفاهم دارند. برای دیدن نمونه‌ای از این متن‌ها می‌توانید اینجا را بجورید. از آنجایی که منبع موثقی درباره تاثیر مراسم زار بر شیاطین نداریم، بد نیست محض اطمینان دمام و دهل هم دم دست داشته باشید. یا شیاطین به دست شما بیرون پرت می‌شوند، یا شما توسط همسایگان‌تان.

×××

خب ، اگر تا اینجای مطلب را خوانده‌اید تبریک می‌گویم. شانس نجات شما در آخرالزمان بسیار بیشتر از باقی رفقایتان است که به هیولاهای اعتقاد ندارند.

با این حال دشمن دیگری برای همه‌مان باقی مانده که متاسفانه هیچ راهی برای رهایی از او نمی‌دانم. او با شما هم‌دلی می‌کند، حتی ممکن است پیشنهاد بدهد با هم بروید شکار زامبی. او معمولن سفید می‌پوشد و یک تور پروانه‌گیری دستش دارد و کت چپه تن آدم می‌کند. او تا کنون بسیاری از همقطاران همیشه آماده ما را شکار کرده و متاسفانه قوانین موجود دست او را در شکار ما باز می‌گذارد. طلسم و نقره و نمک بر او سازگار نیست.

آنها به خودشان می‌گویند مامور تیمارستان. از آنها حذر کنید.

§ 55 پاسخ برای پلان B …یا چگونه از حمله ناگهانی زامبی/روح/خون‌آشام/ شیطان زنده بمانیم؟

  • آسمان می‌گوید:

    یعنی اگه این پاراگراف آخر را ننوشته بودی خودم آدرس ات را می دادم به یکی از اون لباس سفید پوشایی که تور پروانه گیری دارند. P:

  • محدثه می‌گوید:

    ای بابا، کاش آخرش رو نمی نوشتید..

  • پرهام می‌گوید:

    روز به روز بهتر می نویسی

    و نبوغت منو بیشتر شگفت زده می کنه

  • سياوش می‌گوید:

    چند وقت بود كه مي خواستم برات پيغام بذارم مخصوصا بعد از اون پست «تيم كرسي ها»خودم هميشه دلم مي خواست يك همچين متني براي صبح هاي زود بنويسم.چون همون حسي رو بهشون دارم كه تو به شش ماهه دوم داري.از نوشته هات خيلي لذت مي برم و به خيلي ها هم معرفيش كردم.خوش و سلامت باشي

  • پدرام می‌گوید:

    معرکه بود سروش.

  • الف.رها می‌گوید:

    جمله آخرش باحالتر بود. فکر کنم بهتره دمای کرسی رو یکم بیارین پایین تر. دکستر هم کمتر ببینین. می ترسم این جوری تا زمستون شروع نشده مرد نامرئی بشین. اول هولمز بعد خون آشام . . .خدابه خیر کنه.

  • zova می‌گوید:

    خیییییلی باحال بود
    چطور شد که اینو نوشتی
    لطفا بهم بگو

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      ممم. راستش خیلی وقت بود که می‌خواستم حاصل سالها تعقیب و گریز و نمک‌پاشیدن پشت در را یک جا بنویسم.از آنجایی که افسر تیمارستانم تازگی به کما رفته و دیگر دستش به من نمی‌رسد گفتم اینجا بنویسمشان 🙂

  • اصلان می‌گوید:

    خب، حالا که این همه رو خوندیم و کلی هم جالب بود بد نیست یه نگاهی هم به قسمت Scientific view این مدخل ویکی بشه! همینجوری اتفاقی از لینکهای داخل نوشته بهش رسیدم :
    http://en.wikipedia.org/wiki/Exorcism

  • Helen می‌گوید:

    =))
    اون قسمت ادای زامبی در اوردن و مامورای تیمارستان خیلی بامزه بود.
    با پخی کردن چی؟ در نمی روند؟ من تصورم اینه که گاهی ساده ترین راه جواب می ده.

  • درخت ابدی می‌گوید:

    آخراش می خواستم هورا بکشم که رستگار شدم، دیدم داری هشدار میدی که بهتره احساساتم رو کنترل کنم.
    حالی بردیم.

  • نازنین می‌گوید:

    سلام شما خبری از مهندس خسته ندارین؟

  • تک درخت می‌گوید:

    عالی

  • منو گرفتن مواظب خودتون باشين الان ريختن تو كافي نت، سعي مي كنم لوتون ندم ولي ميدونين كه بعضي وقتا نمي شه تحمل كرد

  • مامورسفید پوش تیمارستان می‌گوید:

    پس همتون جمع شد اینجا ها پدر سوخته ها این تور من کو؟

  • پدرام می‌گوید:

    سروش، روایت‌های متواتری هم وجود دارند که از سیر به جای نمک گفته‌اند…کدام را باید جدی گرفت؟ 🙂

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      نه پدرام جان، با چند تایی‌شان که خودمانی‌تر شدم پرسیدم، تاثیر سیر بر خون‌آشام‌ها شایعه‌ای بیش نیست، حتی تضمین کردند تاثیر یک جفت جوراب یک هفته مانده در تاراندنشان از موثر تر است

  • کامبیز می‌گوید:

    منِ بدبخت رو بگو که دو هفته‌ی متوالی مجبور شدم از سر بی‌موضوعی این دوتا قضیه (چه طور از دست زامبی‌ها قصر در بریم و روح و دیمِن و امثالهم چی هستند و چه باید کرد در مقابلشان) رو برم سر کلاس برای یه مشت آدم ناباور (اونم به انگلیسی! و هر بار نزدیک ۴۰ دقیقه) توضیح بدم. کم مونده بود وسط جلسه‌ی لکچر دوم استاد نه چندان محترم زنگ بزنن با ستریت‌جکت منو ببرن. 😐

  • ساسان م. ک. عاصی می‌گوید:

    تو گودر گفتم می‌آم این‌جا مفصل بنویسم محض این‌که شیاطین و ارواح نفوذی رو بپیچونم. ندیدی دیروز عکس شِر کرده بودن که زامبی‌ها هم گوگل می‌کنن؟ این‌جا امنه ولی، مرسی که عکسا رو گذاشتی :دی
    حالا رزومه که ببینی بی‌خود نمی‌گم باید این رو هم به‌عنوان سومین مورد همکاری در نظر بگیریم :دی آی ام لجند را به وی‌ آر لجند تبدیل خواهیم کرد.
    اول این‌که چند سال پیش با یکی از رفقا دو ساعت تمام نشستیم نقشه‌ی کامل فرار از دست زامبی‌ها کشیدیم و تا ایده‌ی تشکیل یه گروه مقاومت در برابر زامبی‌ها هم پیش رفتیم، فول‌تجربه در کنارت خواهم بود وقتی زامبی‌ها به تهران رسیدن، باید یه محل قرار مشخص کنیم :دی
    ایده‌هایی هم دارم برای خلاصی از دست شیاطین دسته‌ی آخر :دی
    بهترین راه برای فرار از دست‌ این شیاطین همون روش مقابله با زامبی‌هاس، هرچند این لامصبا نیش می‌زنن و زهرشون به‌شدت خواب‌آوره. موجودات کثافتی‌ان، شنیدم بروبچ رو می‌برن روشون آزمایش انجام می‌دن با برق، پیرترهاشون مغزخوارن… همون فقط یه راه داره، به محض دیدن‌شون باید با بیل حساب‌شون رو برسی و شروع کنی به دویدن. یه راه امن‌تر و خیلی‌خیلی بهتر و صدالبته سخت‌تر هم هست. این یکی حسابی جواب می‌ده و خوبی‌ش اینه که فرار تو کار نداره و شک ندارم خودت هم بلدی. راه‌ش اینه که روش خودشون رو پیش بگیری، خوش‌زبونی و پیش‌دستی کردن و همراهی. کلاً باید بزنی زیر همه‌چیز، همون‌موقع اگه یه زامبی هم اومد طرف‌ت خیلی خونسرد بگی طرف همسایه‌مونه و سلام کنی. وقتی سفیدپوشه از ومپایر حرف زد بزنی زیر خنده که این بچه‌بازیا چیه. تجربه نشون داده که اگه خوب اجرا کنی نود و هشت درصد بخت فرار داری.
    در مورد گریم هم یه مشکلی هست که ممکنه تازه‌کارا رو به‌خطر بندازه؛ سرنوشت بیل موری فقید بیچاره رو تو زامبی‌لند که یادت هست؟
    یه نکته هم درباره‌ی ارواح و شیاطین و… مرئی اضافه کنم: آینه. البته روش دفاعی نیست و برای ارواح نامرئی جواب نمی‌ده، در عوض خیلی به‌درد تازه‌کارایی که فرق ناتالی پورتمن و جانی دپ و نسخه‌ی ومپایری‌شون رو نمی‌دونن می‌خوره. خودم خونواده رو راضی کردم یه گنده‌ش رو بذارن جلوی در، محض احتیاط. فقط کافیه وقت سلام‌علیک یه نگاه زیرچشمی به آینه انداخت. هرچند، برای یه حرفه‌یی همون حضور یه روح مرئی بدون باز کردن در کافیه تا بفهمه چه خبره. گربه هم خوبه آدم داشته باشه به‌هرحال. (آقا وقت‌ش نرسیده یه فکری به حال ارواح چارپاطوری کنیم؟ رو اعصابنا! پریشبا یکی‌شون اومده بود تو خواب‌م، ازون ژاپنیای بدمصب‌شون هم بود. منم تو خواب عجیب آسیب‌پذیرم هنوز متاسفانه… نمی‌دونستم چه کنم، اول شروع کردم اوراد خوندن به فارسی و عربی، دیدم داره نگام می‌کنه، بعد خنده‌م گرفت و فکر کردم گند بگیرن که نه لاتین بلدم و نه اوراد کتاب مقدس، یهو از دهن‌ام پرید جیزز کرایست و از خواب پریدم، نفهمیدم ربطی داشت یا نه. پدرم دراومد خلاصه…)
    اگه رزومه‌م رضایت‌بخشه خبر بده یه طلسم فراخوانی‌يی چیزی رد و بدل کنیم :دی
    پ.ن.: بازم، محشر بود :دی

  • نازنین می‌گوید:

    خب بگو خبر ندارم !یا هر چیز دیگر…چمیدانم…شما که دست به جواب دادنتان خوبست ……گاهی کمی شخصیت هم بد نیست!خدایش نگه دارد هم آدم بود هم دوست داشتنی…

  • حمیدرضا می‌گوید:

    بترس تا رستگار شوی. وحشت پیش از آنکه به فضاهای تاریک و غمزده دوران گوتیگ مدیون باشد، وامدار داستانهای بزرگ و تاثیرگذاری همچون آثار جاودانه‌ برام استوکر و مری شلی است. از طرف دیگر سینمای اکسپرسیونیستی صامت آلمان بر این گونه تاثیر شگرفی گذاشت و در تکمیل و تکامل وحشت نقش مهمی ایفا کرد.

  • همایون می‌گوید:

    خیلی جالب بود…..

  • غزل می‌گوید:

    هم آموزنده بود هم خنده دار

  • س. می‌گوید:

    کاشکی تهش رو جور دیگه ای تموم می کردی. مثلا انقده واضح نمی گفتی تیمارستان و اینا… مبهم تر می گفتیشون. ولی بامزه بود. کلی خندیدم

  • ستاره می‌گوید:

    يعني شما اينا رو امتحان كردين؟ همه رو؟ 🙂

  • سجاد می‌گوید:

    عالی عالی حالا ادرس تو بده تازامبی هاحمله کردن بیام پیشت من11ساله هستم برای همین گفتم مامی تونیم زامبی کش معروف بشیم

  • سجاد می‌گوید:

    ادرس

  • […] فوج فوج به تفریح می‌روند و خیالشان راحت است که بلدند چطور با زامبی/خون‌آشام/روح/ شیطان روبرو شوند. در حالیکه این همه داستان […]

  • snip می‌گوید:

    این قدر نشین سریال supernatral رو ببین

  • apaclips می‌گوید:

    agha man to in chizataze varedam ye herfei mikham bahash tabadole nazar konam arian_mahkom@yahoo.com

  • ناشناس می‌گوید:

    پس با این لوایتانها چیکار کنیم
    اینا نه نمک سرشون میشه نه آب مقدس نه گلوله نقره ای و نه فلز خالص و….
    راستی یادت رفت بنویسی برای پری ها همیشه یه مشت نمک یا شکر همراه داشته باشیم
    و نکته ی دیگه هم که یادت رفت این بود که بگی با دوربین به همه نگاه کنیم تا اگه تغییر شکل دهنده ای بود تشخیص بدیم
    آهان این گرگ نماها هم خطرناکن
    من همیشه یه چاقوی نقره ای و یه چاقوی فلزی با یه ته پر که با سنگ نمک پرش کردم زیر بالشم میذارم و یه هفت تیر لوله بلند هم همیشه دم دستمه که یک در میون گلوله هاش نقره ای و فلزی هستش
    بدنم رو هم با یه طلسم قفل کردم تا شیطان نتونه تسخیرش کنه

  • Sara winchester می‌گوید:

    سلام؛همهطور كه از اسمم پيداس از فاميلاي دين وينچسترم؛چند باريم با سم و دين رفتم شكار جاتون خالی زامبي كباب خيلي چسبيد؛اتفاقا اشنا داشتم يه سويت شيك و نقلي تو امين اباد رزرو كردم؛الانم از روي تجربه چند تا نکته رو به شكارچيان عزيز گوشزد ميكنم؛1-براي كشتن جن از چاقوي نقره كه روش خون انسان باشه استفاده كنيد2-ومپاير هاي عزيز رو ميتونين با يه سرنگ خون مرد مرده بيهوش کنيد؛100درصد تضميني يه روز ميخوابه؛3-براي اين كه مطمىن بشيد يه نفر تسخير شده به لاتين اسم خدا رو بيارين(كريستو)چشماش سياه ميشه؛4-مادر همه هيولا ها با خاكستر ققنوس كشته ميشه5-براي گيج كردن فرشته ها از يه نماد كه با خون فرشته كشيده شده استفاده ميشه و براي(خدايا توبه)كشتنشون از يه چاقوي خاص كه الان دست محبوب دل ها جيگر خودم كستيله استفاده ميشه6-تله شيطان از ورودش جلوگيري نميكنه؛وقتي شيطان واردش بشه ديگه نميتونه خارج بشه؛نمك از ورود جلوگيري ميكنه؛ولي از اون واسه کشيدن تله استفاده نكنيد که خاصيت تله رو از بين ميبره؛
    با تشكر از توجه شما؛به اميد شكاري پربار تر؛
    راستي اگه ميشه يه عكس كامل از تله شيطان واسم بفرستيد كه همه جاش معلوم باشه؛در كل خيلي باحالي؛؛؛؛

  • NE DA می‌گوید:

    عالی بود. خوندم. سبک نوشتن و خلاقیتی که به کار می برید رو خیلی می پسندم. این متن رو در کل خیلی دوست داشتم. منم علاقه ی شدیدی به شکار و کشتن زامبی ها پیدا کردم و شک ندارم این موجودات، آخرش حمله می کنند! گاهی اینقدر دوست دارم برم دم خونمون از اون گیاه سبزا که تیر به زامبی ها می زنه، بکارم!!! به لخره آدم کف دستش رو که بو نکرده! یهو دیدی یه شب حمله کردن…. حتی گاهن ممکنه در قالب موش یا موجودات دیگه هم حمله کنند… بدونین که اونا بی شک همون زامبی هائی هستند که قدرت تغییر شکل دارند و ممکنه به شکل هر موجودی در بیان…من خودم تجربشو داشتم که می گم…ادای زامبی رو درآوردن، خیلی ایده ی باحالی بود. نگران اون سفید پوش ها نباشین. من اونا رو خوب می شناسم، می شه راحت دورشون کرد… من خودم تا حالا کلی دورشون کردم، رفتن پی کارشون. در مورد زامبی ها اما باید به فکر کاشتن و جمع آوری انواع گیاه ها باشین. قارچ آهن ربا هم برای خلع سلاح زامبی هائی که مجهز به کلاه ایمنی یا تبر و ابزار هائی از این قبیل هستند، خیلی کارسازه…..

  • ناشناس می‌گوید:

    سریال supernatural رو کمتر نگاه کن که این حرفا رو به مردم ساده و خنگ تحویل ندی. قربون خدا که خودشم از حماقت آدما تعجب کرده

این چیست؟

شما در حال خواندن پلان B …یا چگونه از حمله ناگهانی زامبی/روح/خون‌آشام/ شیطان زنده بمانیم؟ در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: