ذن و فن نگه‌داشت کامپیوتر

سپتامبر 22, 2010 § 15 دیدگاه

 

1 آن اوایل فکر می‌کردم کامپیوتر فقط چند قطعه الکترونیکی‌ست که سر هم شده و با نیروی برق و کمک برنامه‌نویسان حاذق می‌تواند کمک کند به امور بشر. یک چیزی مثل تلویزیون یا ریش‌تراش اما پیشرفته‌تر. به تدریج فهمیدم ماجرا اساسن چیز دیگری‌ست.

2 اولین شک‌ها مال زمانی است که سیستم خراب می‌شد و مهندسان کامپیوتر نمی‌فهمیدند چه دردش است. یکی می‌گفت از ویندوز است، تشخیص یکی کارت گرافیک بود و دیگری مطمئن بود که رم‌اش مشکل دارد. دقیقن مثل وقتهایی که با مشکلی غیر از سرماخوردگی می‌روید پیش دکتر‌های سرشناس شهر و هر کدام یک نظری می‌دهند.

3 بعد دیدم این چیزی که بهش می‌گویند سیستم  “مود” دارد. گاهی حالش خوش است حال می‌دهد به آدم. گاهی هم دمغ و سگ‌اخلاق است. این که چند تا برنامه را همزمان بتواند بخواند – کشف کردم- که ارتباط سرراستی با میزان رم‌اش ندارد. به “حس”‌اش ربط دارد. مثل نوجوان‌هایی که تازه کشف کرده‌اند بچه‌ها از کجا می‌آیند، شروع کردم به تست کردن و وررفتن با این ایده.

4 …و بعله.امروز با اطمینان می‌گویم این چیزی که بهش می‌گویند سیستم یک جور روح یا چه‌ می‌دانم سیستم احساسی دارد. حتی از این بالاتر قادر به تله‌پاتی با صاحابش است. وقتهایی که هنگ می‌کند من دقیقن می‌فهمم از کدام هنگ‌هایش است یا قرار است چقدر طول بکشد. از پیش می‌دانم چه وقتهایی با ری‌استارت مشکلش حل می‌شود و چه وقتهایی نیازمند محبت و توجه است. وقتی محبت بخواهد ننر می‌شود. باید ده نفر را بیاری بالای سرش. باید بشود نقل مجلس. درباره‌اش حرف بزنند و کیس‌اش را باز و بسته کنند. باید -حتی گاهی – مقداری خرجش کرد. تا دوباره خوشحال شود و احساس به‌دردبخور بودن بکند.وای از زمان‌هایی که سگ می‌شود. می‌خواهد بهت ثابت کند که تو مالکش نیستی. از فرمان‌های ساده سرپیچی می‌کند. سر باز کردن فایل‌های معمولی هنگ می‌کند. این طور وقتها بهش فحش ندهید ( نمی‌دانم دقیقن چه تصوری از مادر و خواهر دارد ولی) با فحش و فضیحت بیشتر لج می‌کند. یک کاری می‌کند که کلن بی‌خیالش شوید. اگر بحث صرفن بداخلاقی باشد با کمی قربان صدقه رفتن و وعده وعید دادن ( برایت یک هارد اکسترنال می‌خرم دو ترابایت) اغلب مشکل حل می‌شود.

5 اگر نمی‌خواهید وسط یک کار وقت‌گیر گرافیکی یکهو بدون سیو کردن خاموش‌شود، اگر نمی‌خواهید مثل همه وسایل الکترونیکی با ضربه خوردن و برخورد با اشیا تیز و برنده یا مایعات ، خراب شود و به هم بریزد، باید احساساتش را درک کنید. ببینید که کی خسته می‌شود؟ کی دلداری می‌خواهد؟ چه چیزهایی سر ذوقش می‌آورد؟ چه جور موسیقی به مذاقش خوش می‌آید؟ اینها را باید ذره ذره و با حوصله کشف کنید.

6 اینها را که گفتم هر کاربر کامپیوتر ( یعنی کسی که دست‌کم 6 ساعت در روز با کامپیوتر سر و کار دارد) خودش یا فهمیده یا خواهد فهمید. باقی هم که فال ورق‌اش را فقط بلدند بگذار به کارشان برسند…

§ 15 پاسخ برای ذن و فن نگه‌داشت کامپیوتر

  • الف.رها می‌گوید:

    من همین قضیه رو راجع به موبایلم کشف کرده بودم.یعنی یه موقع هایی که نمیهواد اس ام اس سند شه کاملا تابلو عمل میکنه دکمه هاش سکگین کار میکنه.یا وقتی لج میکنه هنگ میکنه. راجع به لپی جون هم حالا که شما میگی میبینم بله ایشون هم بللللللللللللللللللله،همچین که لجش میگیره یه هو همه چیو میپرونه.
    همون قدر که آدما دارن روحشن رو از دست میدن،انگار اشیا روح همین آدمها رو جذب میکنن، خوب بالخره روح نه از بین میرود نه تولید میشود تنها از جایی به جای دیگر میرود !

  • الف.رها می‌گوید:

    اوووووووووووووووووووووه،چه قدر غلط. ساری.
    نمی خواد
    سنگین
    روحشون
    بالاخره

    معلوم نیست حواسم کجاست!!!!!

  • گلچهره می‌گوید:

    فال ورق :))))))))))
    منم با همین فال ورق و آهنگ گوش دادن تو برنامه winamp شروع کردم.چون ده-دوازده سال پیش کارایی دیگه ای ازش انتظار نداشتم و یاد گرفته بودم هرجا گیر کردم کنسل یا علامت ضربدر و بزنم 😀
    الان دیگه بازیای بهتری باهاش میشه کرد البته هنوزم ضربدر میزنیما اما از وقتی دوستیمون دو طرفه شده کار باهاش اسونتر شده 🙂
    اسم این پست و باید میذاشتین «روانشناسی کامپیوتر «

  • Ehsan می‌گوید:

    همه این‌ها درست بود درباره کامپیوتری که روحش مایکروسافتی است. کامپیوترهای لینوکسی اینطوری نیستند.

  • مهدی می‌گوید:

    امان از اونایی که بدون توجه به مود کامپیوتر میان میگن : چقدر سیسمت کنده !

    • تک درخت می‌گوید:

      من سیستمم قدیمیه. اما با همین سیستم راه میام و همیشه هم همه کارامو راه میندازه. اما عمرا یه غریبه بتونه باهاش کار کنه. همون دقایق اول طرف شروع میکنه به غر غر و این عزیز نازک دلم بهش برمیخوره و دیگه همه چی تعطیل

  • ستاره می‌گوید:

    ای بابا!! شما خوبیییین ؟ (:

  • hamidreza می‌گوید:

    این توهمیه که بعضی وقتها منم دارم، ولی با خوندن این مطلب به این فکر افتادم که از کجا معلوم این «احساست و مود و …» که برای انسانها قائلیم هم از این نوع نباشه؟ فقط چون قطعات انسان رو خودمون نساختیم و سرهم نکردیم توهم بودن قضیه برامون بدیهی نیست.

  • وحید می‌گوید:

    سلام
    دقیقا همین جوریه که میگی، جالب اینجاست که وقتی مشکل کامپیوتر یکی رو حل میکنی و در جواب اینکه «چش بود ؟» به سادگی میگی «حال نداشت» یا «نمیدونم» ، طرف باورش نمیشه و فکر میکنه نمیخوای فوت کار رو یادش بدی !

  • آرش می‌گوید:

    همه چیز بواسطه ی انرژی واحدی با همه چیز در ارتباطه. فقط مساله ی کامپیوتر نیس. من سعی کردم شخصیت خودم رو به عنوان اسکروچ به دوستانم بقبولونم که هیچ وقت از من انتظار به امانت گرفتن چیزی رو نداشته باشن. موفق بودم و جنبه ی اسکروچ بودنم هم به شوخی می گذره و دردسر ساز نیس. به امانت رفتن وسایل شخصی در این روح مابینشون با من ایجاد اختشاش می کنه و نگهداریشون رو سخت D:

  • Omid می‌گوید:

    Yesterday working, Today is not working!
    Windows is like that…

  • امین می‌گوید:

    موافقم!

این چیست؟

شما در حال خواندن ذن و فن نگه‌داشت کامپیوتر در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: