درازای دست خبر می‌دهد از سرّ درون

سپتامبر 5, 2010 § 46 دیدگاه

1 یک ژانر عکس هست که همیشه مرا غمگین می‌کند: سلف پرتره.

2 حالا منظورم کار عکاس‌های حرفه‌ای نیست که من‌باب تفنن خودشان را سوژه عکاسی می‌کنند، این عکس‌هایی را می‌گویم که در پروفایل آدم‌ها هست و نشان می‌دهد خودشان دوربین- موبایل- را دست گرفته‌اند و سعی کرده‌اند بدون آینه و با آزمون و خطا کادر درست را ببندند. اگر کمی مغرورتر باشند احتمالن سعی کرده‌اند حتی به دوربین هم نگاه نکنند که عکس طبیعی جلوه کند. انگار شرمشان می‌آید دیگران بفهمند که کسی نبوده ازشان عکس درست حسابی بگیرد و خودشان به ناچار آستین بالا زده‌اند. انگار یادآوری این حقیقت برایشان ناخوش‌آیند است…. كه هست.

3 فرقی نمی‌کند که به دوربین نگاه کنند یا نه. کادرشان درست باشد یا نه.  بازو تا نزدیک مچ‌شان در پرسپکتیوی عجیب به سمت دوربین آمده باشد یا نه. بهترین نوع این عکس‌ها باز هم لو می‌رود. بخاطر فاصله کمابیش یکسان دوربین از سوژه. بخاطر شباهت طول دست‌ در نژاد انسان. این فاصله – که اگر تعداد زیادی از این عکس‌ها را دیده باشید دیگر می‌توانید با یک نظر درکش کنید- قدرِ تنهایی آدم‌هاست.

4 همه- تقریبن همه- روزی داخل فریم کس دیگری بوده‌اند و خواهند بود. وسط یک عکس خانوادگی یا جمع دوستانه. در مواقع نایاب‌تری سوژه عکاسی شدن دوست خوش‌ذوقی. ولی وقتهایی هست که اینها کافی نیست. دوست داری در عکس پروفایل‌ات- مثلن در فیس‌بوک- کمی سلبریتی باشی. کمی متفاوت ، کمی این‌جوری کمی آن‌جوری. دوست داری وَری‌ت در عکس نشان داده شود که دیگران راحت نمی‌بینند. اینجاست که اغلب افراد چنان بخت‌یار نیستند که دوست عکاسی آنان را سوژه عکاسی آرتیستیک کند.  پس خودشان دوربین دست می‌گیرند و سعی می‌کنند آن وَر مکتوم‌شان را ثبت کنند. عملی که خودش خودش را نفی می‌کند. می‌خواهند ثابت کنند ، چقدر کول و متفاوت‌‌اند به عوض ثابت می‌کنند  چقدر تنهایند و  چقدر خالی‌ست جای کسی که بتواند جایشان دکلانشر بزند. که کسی او را آنجور که دوست دارد نمی‌بیند.

5 از حالا به بعد عکس‌های پروفایل دوستانتان را نگاه کنید. هر کدام از دوستان نزدیکتان را که دیدید خودش از خودش عکس گرفته، زنگ بزنید و بگویید دارید با یک دوربین می‌روید سروقتش. بگویید یکساعتی وقت خالی کند.

دوستان خوب باید بتوانند آن ورِ هم را ببینند که دوست دارند عکس پروفایلشان باشد.

پ.ن:  وقتی نوشته‌ای ایده خام و بی‌ربطی  طرح می‌کند عصبانی نمی‌شوم. از کنارش رد می‌شوم. دنیا پر است از ایده‌های بی‌ربط و تئوری‌های اشتباه و نتیجه‌گیری‌های غلط. تنها دو حالت است که این موارد عصبانی‌ام می‌کند. یک این که عده زیادی آن ایده را تایید کرده‌ باشند. حالت دومش این است که برجک‌ام را زده باشد. حقیقتی را فاش کرده باشد که از افشاءاش به هم می‌ریزم. این نوشته در گودر – و چند موردی همین‌جا- خیلی سریع و پیش از این که لایک‌هایش زیاد شود تعدادی کامنت «عصبانی» دریافت کرد. این کامنت‌ها اغلب از این عصبانی بودند که  سلف‌پرتره عکاسان آماتور را گذاشته‌ام پای تنهایی‌شان. آنها از این که تنها خوانده شده بودند «عصبانی» بودند. حتی حاضر بودند این کار پای خودشیفتگی نوشته شود اما پای تنهایی وسط نیاید. کیست که نداند نارسیست‌ها تنهایند. و آنها همچنان خودشان را سوژه عکاسی می‌کنند چون دیگری یا نیست، یا آن‌قدر زیاد یا آن قدر عمیق توجه نمی‌کند به ثبت کردن آدم. گرچه این نوشته اول صرفن ایده‌ای بود ، خیال‌پردازی بود درباره سلف پرتره. حالا مطمئن شدم که بیراه نرفته.

عصبانی کردن آدم‌ها نمی‌تواند مطلوب نویسنده‌ای باشد. اما چه باک اگر برجکی خورد و صاحبش شاید- شاید- به صرافت این افتاد که از خودش بپرسد چرا؟

§ 46 پاسخ برای درازای دست خبر می‌دهد از سرّ درون

  • ستاره می‌گوید:

    چه کشف موذیانه و زیرکانه ای،‌ها ها، از این به بعد یادم باشه ازش استفاده کنم، اینطوری:» این عکسو خودت گرفتی‌ نه؟؟ معلومه!» یا مثلا:»باز از خودت عکس گرفتییی‌؟؟»

      • ستاره می‌گوید:

        اوپس، ببخشید! بخوانید شیطنت آمیز!

        در ناراحت کننده بودن تنهایی آدمها که شکی‌ نیست، اما میشه اینطوری هم به موضوع نگاه کرد: از برکت تکنولوژی آدما میتونن هر ۵ ثانیه از خودشون عکس بگیرن، خوب دیگه نمیرن آتلیه، انصافا بعضیا هم توی این کار ماهر میشن.

  • 20 می‌گوید:

    Bravo
    از رو کامنتهای این پست هم میشه طرفتو روانکاوی کنی؟ (چشمک)

  • مهدا می‌گوید:

    کلّی احساس تنهایی کردم با نوشته ت.

  • نیروانا می‌گوید:

    آخ که چقدر از این عکسها دارم…آخ که چقدر از مواقع تنها بودم…آخ که چقدر درد داشت این نوشته ات…

  • زیتون می‌گوید:

    من اعتراض دارم ! این عکس ها ضرورتاً نشانه ی تنهایی آدم ها نیستو بعضی وقت ها آدم ها می خواهند خودشان را از بیرون ببینند. بعضی وقت ها هم می خواهند ببینند واقعاً قضیه ی رنگ رخساره و این ها درست هست یا نه. البته پیشنهاد انسان دوستانه شما سنت پسندیده ای است اگر پا بگیرد.

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      البته که حکم قطعی نیست. چند نفر دیگر هم همین نظر را داده بودند در گودر. من این را بدیهی فرض می‌کنم که خوانندگان پای نشانه‌شناسی چوبین بود و کلن داریم بر اساس خیال‌پردازی و گمانه‌زنی سعی می‌کنیم تکه‌ای از حقیقت که نگفته مانده را نشان دهیم. همین کامنت پیشین را ببینید. این یکی از دلایل مهم خودعکس‌نگاری آدم‌هاست. گیریم که همه‌اش نباشد.
      ور نه منطق ریاضی که برنمی‌دارد. وقتی در دنیایی زندگی می‌کنیم که می‌گویند شاید دو به علاوه دو در بعدی موازی نتیجه 4 ندهد معلوم است که نباید و نمی‌شود اینها را حکم قطعی گرفت. چه این. چه هرچی در این حوزه کشف و شهود شخصی خواب بزرگ یا هر کس دیگری نوشته یا خواهد نوشت.

  • آناهیتا می‌گوید:

    غم انگیز بود

  • لحظه می‌گوید:

    از اون نوشته‌های خوب «قدیمی».

  • روزبه می‌گوید:

    نگاه حداکثر بامزه‌ای بود، ولی نه لزومن درست. به نظر من که بسيار هم بی‌ربط و الکی. ساده‌سازی مسأله در حد ساده‌انگاری.

  • مهسا می‌گوید:

    … و در تمام مدتی که دارید از دوستتان عکس می گیرید به این فکر نکنید که عکس پروفایل خودتان را خودتان گرفته اید:)
    جالبه وقتی احساس تنهایی می کنیم معمولا مهربانتر می شیم و گاهی اونقدر به دیگران محبت می کنیم که محبت کردن(بدون چشمداشت محبت)جزیی از وظایفمون به حساب می آد.من خودخواهم؟بله هستم و به نظرم بخشی از هر ابراز علاقه ای نشون دهنده خودخواهی یک آدمه
    خلاصه وقتی درست نیاز داریم کسی ازمون عکس بگیره هیچ کس نیست…و همه بهانه های خودشون رو دارند.می دونید جدیدترین بهانه ای که شنیدم چی بود؟»تو زیادی محبت می کنی یعنی می دونی غیرعادی»!…جایی نوشته ای با این مضمون خوندم که طبق یک «عادت» فرانسوی وقت دیدار همسرت در محل کارش گونه هاش رو می بوسی(فکر کنم هویت میلان کوندرا).غم انگیز نیست؟که حتی برای ابراز علاقه هم خط و روش معمول و معلومی وجود داشته باشه؟و رد شدن از این نرمال های خشک و بی بو و خاصیت شما رو زیر سوال ببره؟

  • درخت ابدی می‌گوید:

    یک سه پایه می تونه فاصله ی بین دوربین و تنهایی و سوژه رو حرفه ای تنظیم کنه.

  • ناشناس می‌گوید:

    مثل خنجر در قلب آدم فرو می رود انقدر که دیگه حتی نمی تونی به فکر جواب دندان شکن بیفتی ، همون قضیه برج و نمی دونم چی….

  • سپیده می‌گوید:

    حق با شماست…چون من اغلب همیشه گوشیمو گرفتم جلو صورتم .دستمو بردم جلوتر وایسادم جلوی آینه اتاقم بعد انگشتمو فشار دادم رو دکمه دوریبن و بی حرکت صبر کردم تا صدای چیک چیک دوربین موبایل خیالمو راحت کنه که اینم یه عکس دیگه …اینم یه تنهایی دیگه…اینم یه عکس دیگه که یادت میندازه تنهایی…من نمی خوام بگم این نوشته شما در باره همه صدق می کنه…نه .ولی من اغلب با دوربین موبایلم تنهایی ها مو ثبت کردم…منم همیشه به این دست درازی که انگار گدایی محبت از دوربین میکنه دقت کردم…هر کاریش کنی باز تابلوه که دستتو دراز کردی تا از ژست های تنهاییت که معمولا از تو چشمای تو عکس پیداست عکس بگیری…چیلیک چیلیک…الان که فکر می کنم میبینم پر بیراه نمی گین…ولی دلیل این همه ناراحتی رو نمی فهمم …چرا باید از این که از خودمون وتنهاییامون عکس گرفتیم ناراحت بشیم…دلیل این کامنت ها رو نمی فهمم…دلیل این اعتراض ها رو…اگه تنها نبودیم که عکس دو نفره می گرفتیم …هر چند تو عکس های دونفره هم باز تنهاییم…انتخاب هوشمندانه ای بود…یادم باشه از این به بعد بیشتر تنهاییمو ثبت کنم.

  • علیرضا می‌گوید:

    خواستم بگویم بعضی ها محض تفریح و بازیگوشی از خودشان عکس می گیرند… گفتم یک نگاهی بکنم بعد نظر بدهم.
    عجیب این که از سیصد و اندی رفقای فیس بوکی فقط دو نفر چنین سلف پرتره هایی داشتند که یکی شان بازیگوش و دیگری به غایت تنهاست.. پیش از این چنین عکس هایی خیلی بیشتر بود، حالا این که دعوت شما قبلاً مستجاب شده یا جریان چیز دیگری است، نمی دانم!

  • الف.رها می‌گوید:

    سلام. نوشتت یه جورایی غم انگیز بود اما حقیقت داشت . این روزا آدما خیلی تنها شدن. یا حداقل من خودم که این طوریم. میای به یکی دل میبندی تمام لحظاتت میشه اون . و اون وقت …

  • 10 می‌گوید:

    zaman ke migzare.
    az vaghti nojavoon boodam o majalatoono mkharidam
    ta halla ba Post haaye Lost o Shokhmi o in AAKHAri

    yadde oon shere mioftam ke migoft

    har lahz alaagham be to bishtar mishe az pishhhhhhhh

    lol

  • نیکی می‌گوید:

    ببخشید اگر بخواهم از اشتراک خواب بزرگ انصراف بدم چیکار کنم؟

  • shervin می‌گوید:

    دوست خوبم:
    كاري به درستي و نادرستي حرفت ندارم…كه خب برميگرده به تعريفمون از تنهايي …واين كه اساسن آياهركي از خودش عكس مي گيره تنهاس و هر كي ديگران ازش عكس مي گيرن تنها نيست!!!
    نكته جالبي كه به نظرم اومد اين بود كه اين ايده شما صرفا بسط يه تجربه شخصي بوده…قضيه همون دانشجوي دختري كه ازاستادش مي پرسه اگه فلان چيز گلوكز داره پس چرا شيرين نيست؟!!
    نمي دونم شايد من و هر كس ديگه اي وقتي كسي دور وبرش نيست و حوصلش هم سر رفته و يه دوربين يا موبايلي هم دم دستش باشه از خودش عكس بندازه و بعدش ببينه كه بد نشده و بعدش بذاره مثلا تو فيس بوكش ولي همه اين ها كه گفتي شايد صادق باشه الا تنهايي…..

    ولي با همه اوصاف ايده قشنگي بود و منو به صرافت انداخت كه عكس پروفايلمو عوض كنم)):

    راستي شما يك نفر رو سراغ نداري كه از من عكس بندازه؟

    راستشو بخواي اين روزا بدجور تنهام))))):

  • سودي می‌گوید:

    حرفت را قبول ندارم عصباني هم نيستم اتفاقا چون ازين كارا زياد مي كنم – عكاس حرفه اي هم نيستم با تو مخالفم.يعني من همان قدر كه مي تونم با يك سوژه اجتماعي يا عكاسي پرتره از كساني كه اجازه اش را مي دهند حال كنم مي توانم با عكاسي از خودم نيز حال كنم.چون معمولا اتفاقي توي اين عكس ها مي افتد كه در عكس هاي دسته جمعين مي افتد حتي در عكس هاييي كه به صورت تكي در فضايي خاص مثل مهماني مي گيري نمي افتد.
    خيلي ناخودآگاه وقتي از خودت عكس مي گيري مي روي سمت فضايي كه دوست داري تويش بيافتي حتي اگر سراميك كف خانه باشد بعد هم از طرفي كسي نمي تواند بگويد مثلا يمك لبخند پت و پهن بزن يا نه…شايد اين نوع عكاسي يك حالتي مثل تنها به خريد رفتن ست كه خودتي خودت.
    اين سكه يك روي ديگر هم دارد مي گويي ادم هايي كه مي خواهند ور ديگر شخصيتشان را نشان ديگران بدهند …
    شايد ميخ واهد اين اجازه را به ديگران بدهند تا ديگران ور ديگر ذهنشان را ببينند.

  • سودي می‌گوید:

    بعد هم مي شود بيشتر از عصبانيت از عصباني شدن ها خوش حال شد.ان كه بتواني لج ديگران را درآوري لذت بخش ست…2نقطه دي

  • vahideh می‌گوید:

    ma hame mahkom be tnhayi hastim,be ghole rodaki ba sadhezar mardom tanhayi,bi sadhezar mardom tanhayi

  • آسمان آبی می‌گوید:

    سلام
    من هم وقتی کوه میرم دچار همین مسئله میشم
    خیلی هم ژست عادی میگیرم که انگار نه انگار که تنها بودم
    همیشه هم یه غم عجیبی تو این عکسا بود که خودم برای خودم دلم میگرفت
    ولی الان که نگاه میکنم کوه رفتنمم برای فرار از تنهایی و التیام اون بوده
    متن روان شناسانه ای بود ممنون

  • ریحانه می‌گوید:

    این عکس را چه کسی از تو گرفته؟ حجت؟

  • srsh می‌گوید:

    سلف پرتره دارم ولی نذاشتم تو فیس بوکم چون می دونستم می فهمن که تنهام . یه حسی بهم می گفت خودتو لو نده که اینقدر بی عکسی :دی
    ولی جمله های آخرش خیلی فوق العاده بود. ولی تا وقتی تنهاییمونو لو ندیم همین یه ذره احتمال اینکه با دوربین بیان سراغمون نابود میشه:دی

  • رویا می‌گوید:

    سلام
    امیدوارم که حالتون همیشه خوب باشه و خوب بمونه.
    مطلبتون چندتا نکته جالب توجه داره : تنهایی آدمهاچه از نظر فیزیکی چه از نظر عاطفی- تعداد این عکسها که به اندازه تنهایی آدمهاست- لو رفتن این تنهایی ها – کسی آدم را آنجور که دوست دارد نمی‌بیند و توجه به عکس پروفایلها و… با یکمی وبگردی چیزهای زیادی دستگیرمون میشه . اما به این قضیه تا حالا فکر نکرده بودم مرسی از اینکه به ریزه کاری ها توجه می کنین.
    برام خیلی جالب بود.

  • افسانه می‌گوید:

    مطلب جالبی بود چقدر منم ازین عکسا دارم خیلی هم دوستشون دارم یعنی نارسیسم؟
    وبلاگ جالبی داری و من شیفته ی بحثهای متافیزیک آن شدم چون منم یه تجربه هایی داشتم و میخواستم ببینم آدمهای دیگه ای مثل من هست یا نه؟

  • y.mkj می‌گوید:

    به نظر من که اینطور نیست . همین شمایی که اینجا از خودت می نویسی ، مثل این است که بگوییم چون کسی نیست ازت تعریف کند یا دربارت بنویسد حودت اومدی داری افکار خودت را می نویسی….
    من منظورم کسی که به یک پروفایل پیکچر احتیاج داره ولی عکس نداره نیست . کلن می گم میلیون تا دوست داشته باشی که تو رو همینجوری که می خوای می بینن بازم دوست داری دوربین دست بگیری از خودت عکس بگیری یا طرح از خودت رو نقاشی کنی و از خودت بنویسی و به بقیه بگی شما هنوز من_ واقعی رو ندیدین

  • چند روز پیش داشتم به این فکر می کردم که چقدر دور و برم پر از آدم های تنهاست. با تو موافقم که این پدیده عکاسی از خود هم یکی از پیامدهای زندگی تنهایی آدم های تنهاست. آدم چه کار می تواند برای تنهایی آنها بکند؟ راه بیفتد برود از یکی یکی شان حال و احوالی بپرسد؟ ازشان عکس بگیرد؟ به درد دلشان
    گوش کند یا همین طوری دست روی دست بگذارد؟ نمی دانم. چیزی که هست این است که تنهایی این آدم ها را نمی توانی برطرف کنی. شاید فقط اندکی بتوانی از تنهایی درشان بیاوری. عمق تنهایی درمانی ندارد. دنیا پر از آدم های تنها با دست های دراز و عکس های غم انگیز است.

  • بی سرانجام می‌گوید:

    سلام
    تازه این جا رو پیدا کردم و قلمتو دوست داشتم و همین طور محتوای پست هات رو.تبریک می گم بابت هر دوش.

این چیست؟

شما در حال خواندن درازای دست خبر می‌دهد از سرّ درون در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: