یاد کی می‌رفت و ما عاشق و بیدل شدیم؟

اوت 2, 2010 § 41 دیدگاه

 

1 اولش  یک موسیقی آرامی بود. بعد یکی یکهو داد می‌زد: “هر که دل‌آرام دید…” باید که دبستانی بوده باشم. ولی یکهو چارچنگولی می‌ماندم. گوشم تیز می‌شد به صدای تلویزیون. اصلن نه می‌فهمیدم دل‌آرام چیست. نه  از دل آرام رفتن  یعنی چه. نه چشم ندارد خلاص… فقط یکجورهایی آنقدر صادقانه و دردناک و با قطعیت می‌آمد دو بیت می‌خواند که شوکه می‌شدیم و شک نداشتیم دارد حرف مهمی می‌زند. حرفهایی که شبیه باقی سرود‌ها نیست و باید چارچنگولی آب دستت است ول کنی و گوش بدهی…

2 سالهای نوجوانیم، اولین خارخارهای عشق را که حس کردم. زمزمه‌ام شده بود همین تا تهش که می‌گفت: حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت… اگر شب بود و بیرون می‌رفتیم و همه تردماغ بودند، چند قدمی راهم را کج می‌کردم برای معشوقه‌های خیالی و نیمه‌خیالی زیر لب می‌خواندم این قطعه را که حس می‌کردم مال همین وقت‌هاست. این آهنگه هم مثل خود عشق یک‌جور راز شخصی عزیز بود. ربطی به کتاب و درس و مدرسه نداشت. ربطی به مهمانی‌ها و قهرهای آدم‌ها نداشت. ربطی به نگرانی از آینده نداشت. تکه‌ای بود که خودت کشفش کرده بودی. و مزمزه می‌کردی تا نشئه‌ شوی.

3 یادم رفت. آدم فراموش‌کار است. بزرگ می‌شود. برخلاف تصورش درس و مشق و کتاب، این حرفهایی که می‌زنند، این دنیاهایی که می‌گویند نه که از بین نمی‌رود. کم‌کم می‌شود همه زندگی‌اش. دیگر جایی نمی‌ماند برای این که به کسی بگویی: خالقت نامور..

4 آن سالی که ببرخیزان اژدهای پنهان آمد. خیلی از فیلم خوشم آمد. مفتون خط عاشقانه ساده ، روایت شهرزادی‌اش و جلوه‌های ویژه شاعرانه‌اش شدم. از همه اینها گذشته یک جایی دارد آن آخرهای فیلم که لی‌موبای – که حالا برای خودش استاد رزمی‌ست و کسی شده- نشسته روبروی معشوقه قدیمی‌اش. در یک اتاق یا آلاچیق لخت و ساده. وسط یک ماجرای حادثه‌خیز. چند دقیقه‌ای آرامند و لی‌موبای برای اولین بار است که دارد به عشق قدیمی اعتراف می‌کند. آنجا دیالوگی دارد به همین مضمون… که همه عمرش همین واحه است. همین چند لحظه آرامِ کنارِ هم بودن و باقی ایام رفت.. باز یادم آمد. همه چیز. آن شب‌ها. آن زمزمه‌ها.

5 حالا دوباره یک‌نفر این را جایی شِیر کرده. یک نفر که لابد او هم چشمش نداشته خلاص. رهایی‌ ازش ممکن نیست. هر از گاهی باید باشد که یاد آدم بیاورد. که یادمان بیاید تا کجاهامان فرو رفته‌ایم. اصلن امیدی بهمان هست یا نه؟

6 برش دارید. یاد تو را محمد سریر ساخته و جمال‌الدین منبری اجرا کرده و شعرش مال سعدی‌ست.

§ 41 پاسخ برای یاد کی می‌رفت و ما عاشق و بیدل شدیم؟

این چیست؟

شما در حال خواندن یاد کی می‌رفت و ما عاشق و بیدل شدیم؟ در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: