سه فریم محبوبم

ژوئیه 25, 2010 § 5 دیدگاه

 

صحبت كردن درباره نماهای محبوب سینمایی رایج است. بگذار درباره چند نمای تکان‌دهنده در عالم کمیک بگویم.

1 بانویی که بخاطرش می‌کشند

عکاس سابق تایمز کارش کشیده به فروختن عکس‌های یواشکی به اخاذان شهر گناه. نمی‌دانیم چی او را به این روز انداخته. در جاده خالی می‌راند. عصبانی و منزجر از خودش. به گند‌های که زده فکر می‌کند. به جهنم خاکستری که اسیرش کرده و این که حاضر است هر بهایی را برای احساس دوباره آتش بپردازد. اینجاست که دیگر تاب ندارد. ماشین را می‌زند کنار و یادش می‌افتد قرارهایی که با خودش گذاشته بود…

چیست دیوی که درونش تنوره می‌کشد؟ که درون همه ما. چیست این وسوسه بازگشت به جزیره؟ بانویی که بخاطرش می‌کشند این طوری شروع می‌شود.

 

2 سی روز از شب

آلاسکا، آخرین دقایق خورشید تا سی روز آینده. ایبن پلیس محلی جوان و همسرش غروب خورشید را نگاه می‌کنند. و همه چیز بعد آن شروع می‌شود. خون‌آشام‌ها به شهر حمله می‌کنند. کشتار وحشیانه و خونین. آنها قدرتمنداند و کسی نمی‌تواند جلویشان را بگیرد. تنها نقطه ضعفشان نور خورشید است که مقابلش خاکستر می‌شوند. قرار نیست فعلن خورشیدی طلوع کند.

عده قلیلی زنده مانده‌اند. ایبن تنها یک راه برای نجات دهکده دارد. خودش خون‌آشام شود. تنها با قدرت یک خون‌آشام است که می‌شود جلوی گله وحشی‌ها را گرفت. او پیروز می‌شود. خورشید روز سی‌ام طلوع می‌کند. زوج جوان دوباره گوشه‌ای به طلوعش را تماشا می‌کنند. این بار قرار نیست مثل همیشه خورشید نوید خوشی بدهد. روز برمی‌آید. حالا فقط یکی‌شان مانده. خاکستر دیگری را باد می‌برد.

 

3 تیمارستان آرخام: خانه‌ای خطرناک در زمینی خطرناک

جوکر رهبر شورشیان آرخام است. آنها بتمن را دعوت می‌کنند به ضیافت مجانین. جایی که باید بفهمد خودش هیچ کم ندارد از این دیوانگان. با بدترین ترس‌ها و ضعف‌هایش روبرو شود. و سر آخر وقتی چندان سربلند از آزمون‌ها بیرون نمی‌آید، جوکر ماندن و رفتن او را منوط می‌کند به سکه معروف دو چهره. او سکه‌اش را می‌اندازد. گویی روی سالم‌اش آمده و بتمن می‌تواند رها شود. جوکر طعنه می‌زند که اینجا خانه خودت است هر وقت که خواستی برگرد. با این حال قصه نه با شوالیه‌تاریکی تمام می‌شود و نه با ضدقهرمان موسبز‌اش. آخرین فریم‌های کتاب دو چهره را نشان می‌دهد. بیمار تنها و غمگین تیمارستان که شبیه خود ماست. نه قهرمان است نه ضدقهرمان. گاهی خوب است وگاهی بد. می‌فهمیم درباره آخرین بخت‌آزمایی‌اش دروغ گفته. سکه از سمت خط‌دارش آمده بود با این حال گذاشت که بتمن برود.  با خودش زمزمه می‌کند: کی به تو اهمیت میده…

§ 5 پاسخ برای سه فریم محبوبم

  • sara k. می‌گوید:

    wow!
    Oh my!
    Oh!
    Kheili khafan bud!
    Merci!

  • پرده پرنگار می‌گوید:

    من دوبار این تیمارستان آرکام لامسگ رو جدن خوندم اما هنوز کلللللی تلمیح و استعاره داره که توش موندم…( تو شرکت کنترل ترافیک که کار میکردم- داشتم این کمیک رو میخوندم – یهو دیدم رئیس کل روسا اومده بالا سرم واسه و میگه : کارتون مینین آقای …؟)

    بتمن هم برای غلبه به ومپایر ها چنین کرد. از جنس خودشون شد و از روشون پرید. راه پیشنهادی بودا هم همینه …

    یه پشه ی بی ناموسی هست که نیشمون زده و در گوشمون وزوز میکنه بخارون بخارون میتونی پراسپروی جزیره بشی. اما مرحوم فروید که میگفت این کامه ی مرگه. گویا بازخوانی لاکان از فروید ترکیب این دوتاس.

  • پرده پرنگار می‌گوید:

    توی سری اول انیمیشن های بتمن ، مدهتر (دیوانه کلاهدوز) چنین بلایی به سر بتمن میاره. بروس از خواب پا میشه و میبینه مامباباش (گزچه پیرهستن) زنده هستن و همه چی روبه راهه اما یه بتمن دیگه تو شهر میچرخه. بروس رو بالباس آستین بلند دیوانگان تو آرکام نگه میدارن و وقتی بلاخره فرار میکنه ، سر یه برج خودش (وین) رو با آلترایگوش (بت)
    روبرو میبینه و نهایتا با پایین انداختن خودش از بالای برج خودکشی میکنه.

    اما از اونجا که بناس واسه بچه ها باشه بعد کاشف به عمل میاداین دنیای مجازی مدهتر بوده و آلفرد و گوردون بروس رو از خواب غفلت بیدار میکنن.

    تیکه ی دوم مثل فصل های ورود تام سایر به کتاب هاکلبری قین است.

    نگو اینارو که تعریف کردم خودت دیده بودی که فین می کنما

این چیست؟

شما در حال خواندن سه فریم محبوبم در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: