مصلحت

ژوئن 22, 2010 دیدگاه‌ها برای مصلحت بسته هستند

آورده‌اند که پیغامبر با صحابه از غزا آمده بودند. فرمود که طبل را بزنند- که “امشب بر درِ شهر بخسبیم و فردا درآییم.”

گفتند “ یا رسول الله، به چه مصلحت؟” گفت “ شاید که زنانِ شما را با مردانِ بیگانه جمع بینید و متالم شوید و فتنه برخیزد.”

یکی از صحابه نشنید. در رفت. زنِ خود را با بیگانه یافت.

فیه‌مافیه ( مقالات مولانا)

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

این چیست؟

شما در حال خواندن مصلحت در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: