لایک‌هایی که نداشتی

مه 30, 2010 § 23 دیدگاه

می‌نویسیم که دنیا را جای بهتری کنیم؟ می‌نویسیم که حال دیگران را بهتر کنیم؟ می‌نویسیم که …؟

گودر و فیس‌بوک و اینها مچ‌مان را باز می‌کنند. ما لایک خوردن را دوست داریم. ما دوست داشته شدن را دوست داریم. شاید این نوشته‌ها برای لایک‌هایی‌ست که  وقتی بچه‌تر بودیم باید بهمان می‌دادند. که شایدآن‌قدر که باید نداده‌اند- دریغ کرده‌اند، بلد نبوده‌اند یا فکر کرده‌اند لازم نیست- و گرسنه ماندیم.شاید این‌ کلمات قرار است آهن‌ربای کیس و هاگ و لایک‌هایی باشد که سر وقتش نبوده‌اند.

.

.

.

چرا می‌نویسیم؟

§ 23 پاسخ برای لایک‌هایی که نداشتی

  • کرگدن تنها می‌گوید:

    هَر فعلی، در فعل دیگری معنا پیدا می کُنَد؛ «نوشتن» هم از این قاعده مستثنا نیست. «نوشتن»، برای «خوانده شدن» است؛ شاید تنها فلسفه ی نوشتن نیز همین باشد…

  • rs232 می‌گوید:

    بعضی وقت ها هم می نویسیم که خودمان را محک بزنیم و متوجه شویم که اندیشه ما تا چه اندازه برای دیگران قابل قبول است.

  • وحید می‌گوید:

    این کلمات قرار است آهن‌ربای کیس و هاگ و لایک‌هایی باشند که سر وقتش نبوده‌اند؛ که اگر سر وقتش هم بوده‌اند کم بوده‌اند؛ که اگر سر وقتش بوده‌اند و کم هم نبوده‌اند به میزان دلخواه(به قول برنامه‌های آشپزی) نبوده‌اند؛ که اصلا تمام کیس‌ها و هاگ‌ها و لایک‌های دنیا را هم بدهند مگر این میزان دلخواهِ لعنتی حاصل می‌شود؟

    آدم‌ها یا می‌نویسند یا زندگی می‌کنند. اگر زندگی می‌کنند که هیچ! نوش جانشان. اما اگر می‌نویسند لابد کم یا زیاد شبیه زرتشتِ نیچه‌اند که می‌گفت: «نیازمند دستانی هستم که به سویم دراز شوند.»

  • محسن می‌گوید:

    کدام نویسنده‌ای را در جهان می‌شناسید که از خود نپرسیده باشد «برای چه می‌نویسم؟» و کدام نویسنده‌ای را می‌شناسید که به دنبال این سوال دست از نوشتن کشیده باشد؟

    (نونِ نوشتن/محمود دولت‌آبادی/نشرچشمه)

  • Helen می‌گوید:

    می نویسم که نوشته شود چیزهایی که دلم می خواهد. در این دنیای مجازی هم، شاید مخاطبی پیدا کند. شاید کسی انتقادی کند. شاید کسی لایک بزند. شاید کسی فحش بدهد. شاید کسی هندوانه بگذارد زیر بقلمان…
    چرند نوشتن بهتر از هرگز ننوشتن است.

    تفسیرتون کمی بی رحمانه بود.
    و در صورت حقیقت داشتنش… حقیقت تلخی رو برملا کردین.

  • Helen می‌گوید:

    در ضمن، با این گفته می شه همه ی فعالیت ها رو تفسیر کرد. نه فقط نوشتن. هر چیزی که منجر به لایک خوردن بشه.

  • نيک ناز می‌گوید:

    من تا به حال لایک در گودر نداشته ام ، اصلا نمیدانم چه حسی دارد داشتنش. خوانندۀ زیادی هم ندارم اصلا راستش را بخواهید، هیچ ندارم…اما هنوز می نویسم چون آرام میشوم بعد از هر نگارش.

  • انگشتان من می‌گوید:

    این از آن موضوعاتی است که مرا می رنجاند وبه چالش می کشاند…وقتی که نوشته ای هست و تمنایی که تهش می ماند :دوستم داشته باش ،من را با نوشته ام

  • شیرين می‌گوید:

    نوشته هات رو دوست دارم!! لـــــــــایک!

  • سه شنبه می‌گوید:

    معمولا هر نويسنده اي يك چرا مي نويسمي دارد . من چرا مي نويسم «رضا قاسمي » را بيشتر پسنديدم چون بيشتر يك داستان بود . خونده ايد ؟!

  • شیوا یگانه می‌گوید:

    خوب همه بچه ها مثل هم بزرگ نمی شن… منظورم اینه که بعضی هاشون با آدمای عجیب زندگی می کنن( اونا حتی توجه نمی کنن که بچه شون چطوری داره بزرگ می شه) .این واقعا مهمه و عدم توجه باعث می شه که آدم یه سوراخ بزرگ تو صفحه روحش بوجود بیاد.
    من قبلا این مشکل رو با نامه نوشتن برای ابراهیم رها و چلچراغ حل می کردم. یادش بخیر، خیلی روزای خوبی بود… ولی اونا الان دیگه ماها رو از چلچراغ پرت کردن بیرون! و ابراهیم رها هم انقدر معروف شده که دیگه نامه هامون رو نمی خونه.

  • درخت ابدی می‌گوید:

    این سوال سختیه.
    نوشتن برای کسی که می نویسه بخشی از زندگیه. میل به موندگار کردنِ درکش از اطراف و خودش. و شاید راهی برای متمایز کردن خودش از بقیه. یه جور ابراز وجوده.

  • srsh می‌گوید:

    تو وبلاگ پوتشکا پست یکی مونده به آخر یه چیز خیلی کامل در این مورد خوندم. اگه وقت کردی بخون
    http://pootshka.blogfa.com/post-178.aspx

  • شیدا می‌گوید:

    خب
    فکر کنم خوب باشه

  • م. می‌گوید:

    «زنده بودن یعنی دبده شدن. یعنی ورود به نور نگاهی پر محبت. هیچ کس از این قانون مستثنی نیست….»

این چیست؟

شما در حال خواندن لایک‌هایی که نداشتی در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: