سبک هندی یا مخمر ذهنی؟

مه 21, 2010 § 21 دیدگاه

«…گذشته از روش های غیراخلاقی این شرکت ها از جمله استفاده از اختلالات جنسی غیر مجاز و فضای آزاد غیر اخلاقی برای عضو گیری که بعنوان راهکار اساسی در دستور کار قرار داشت، استفاده از مشروبات الکلی جهت تخمیر ذهن مخاطب و القا عمل های غیرهوشمندانه جهت منافع گلدکوئست نیز بعنوان چاشنی این گونه اقدامات میتوان تصور کرد چرا که در بسیاری از دفاتر منهدم شده، مشروبات الکلی به میزان قابل توجهی کشف شده است…»

ببینم من دارم دیوانه می‌شوم و این یک جور سبک هندی در خبرنویسی‌ست ؟ یا خبرنگار تحت تاثیر «مخمرهای ذهنی» چنین چیزی نوشته. اختلالات جنسی غیرمجاز دیگر چه صیغه است که تازه بشود از آن استفاده هم کرد؟ تخمیر ذهن یک جور استعاره است یا یک فعل و انفعال شیمیایی؟ القا عمل‌های غیرهوشمندانه یعنی چه؟

این مهمل‌نویسی البته عوارض کاملن روشن فاصله زبان ( مثلن) رسمی از زبان آدمیزاد است. اتفاقی که در نثر قاجار هم قابل پی‌گیری است. شکاف ذهنیت رسمی با ذهنیت کوچه بازار و رواج تملق‌ اداری، چنان زبان بی‌مایه و بی‌معنی  خلق کرد که فقط به کار تفریح دادائیست‌ها می‌خورد.

§ 21 پاسخ برای سبک هندی یا مخمر ذهنی؟

  • پرده پرنگار می‌گوید:

    «اختلالات جنسی غیرمجاز »

    غلط املایی شه خیرات سرش… یعنی جنس های مخالف به صورت غیر مجاز مخلوط هستن و هی اختلاط می کونن!

    اما مشروبات الکلی که جهت تخمیر ذهن ازش استفاده می شه ، یه روبات آندرویید جدیده که زیارتم رفته و شده مش روبات ! کارشم اونجا با الکله . مغز و ذهن این جوونا رو می گیرن مث قارچ کامبوجا تخمیر میدن دردشو می گیرن میرفوشن به شیخ نشینا واسه افزایش قوه باه، یا واسه اشانتیون دخترای ایرونی.
    الکلشم خودشون می خورن. شبا جمعه.
    وقتی خوب سرشون گرم شد شروع می کنن به القا عمل‌های غیرهوشمندانه . اون دیگه گفتنی و نوشتنی نیس باس باشی ببینی.

  • tohid sharifi می‌گوید:

    میگن بعد مرگ ماکان بن کاکویه و پیروزی آل بویه خبر این پیروزی را چنین به عماد الدوله بویهی نوشتند : ماکان ثار کاسمهی
    یعنی ماکان به سرنوشت اسمش دچار شد . کاش می شد بازگشت ادبی دیگری را تجربه کرد .

  • Helen می‌گوید:

    اون موقع ها تابناک حالش بهتر بود!
    نوچ نوچ نوچ نوچ…

  • وحید می‌گوید:

    این بدبخت احتمالا منظورش از اختلال اختلاط بوده و از تخمیر هم تخدیر. منظورم اینه که سهم تایپیست نباید در خلق چنین شاهکاری نادیده گرفته بشه. گناه داره. بهش برمی‌خوره.

  • احمد حسین رسولی می‌گوید:

    اوضاع خیلی داره خراب میشه! چند وقت قبل یه کتاب دیدم به اسم «پیامک ها طنز و عاشقانه» وحشتناک غلط دار بود. ویراستار ها را چه شده است؟ نیستند یا کسی سراغشان را نمی گیرد؟

  • سامان می‌گوید:

    خجالت‌آوره. خجالت‌آورتر این که اینجا دارین می‌خندین. به چنین حجم عظیمی از خزعبلات لینک دادین و مثل جوک باهاش برخورد می‌کنین و لبخند می‌زنین؟ متاسفم که گول خوردم و روی لینک کلیک کردم. مدت‌ها بود این قدر عصبانی نشده بودم.

  • مستانه می‌گوید:

    سلام بی هوا دلم برای خوندن اینجا تنگ شد هر هفته با چهلچراغ میخوندمتون اما اینجا مدتی بود نیومده بودم
    دوباره یه حس قشنگ از خوندن نوشته هاتون پیدا کردم

  • گلچهره می‌گوید:

    همه اون مهملاتی که نوشتن تو یه جمله یعنی «گلد کوئست بد است »
    هرکی به گلد دست بزنه شاپره نیشش می زنه

  • دختر خنزر پنزري می‌گوید:

    واقعا حق داري چي بگم… چند وقت پيش يك كتاب گرفتم كه مترجمش كلي اسمش سر زبوناست و پايانانمه اش اصلا راجع به همين چيزهايي بوده كه ترجمه كرده با چاشني سينمايي. من چاپ سوم كتاب رو مي خوندم ولي باور كن در ده صفحه غلط هاي دستوري و ساختاري جمله ها انفدر زياد بود كه مداد برداشتم شروع كردم به درست كردن جمله ها… تا اين حد… سردبير و اين ها به كنار. چون من خبري ندارم از اين ها. ولي ما هنوز ويراستارهاي خوب تو كشورمون كم داريم. استادي داشتيم كه مي گفت آدمي كه كاري رو مي ده بيرون بايد هواي آبروي خودشو داشته باشد و حداقل چند بار متنش رو بخواند… اين قسمت حرفه اي زندگي يك نويسنده، مترجم، روزنامه نگار هست. چه برسد به ويراستار و سردبير كه اصلا كارشان همين هست.

  • Rozita می‌گوید:

    آقا سروش عزیز سلام .جای شما در 40چراغ بسی خالی ست!!!(الان تابلو شد که از 40 چراغی های قدیمی ام دیگه؟!هر چند که شما منو نمی شناسی)و اما اینکه در توانایی چرند گویی یک سری از اذهان که شکی نیس منتها چند وقت مطالبت و که می خونم هی قیافم شبیه علامت سوال میشه؟از بس که کلامت خارجیییی….(همون اصطاحات با کلاس انگلیسی و فرانسه و… رو میگم).کاش در موردش مینوشتی تا ما هم روشن شیم!

  • بشر می‌گوید:

    نه داداش مطمئن باش تو دیوونه نشدی….

  • بشر می‌گوید:

    نه داداش مطمئن باش تو دیوونه نشدی…

  • درخت ابدی می‌گوید:

    اینارو بهش می گن شعر پیشوندی یا شر و ور. تو سبک هندی طرف سعی می کرد بالاخره شعر بگه، اما این جماعت یه اطلاع رسونی ساده رو هم بلد نیستن.

  • فرزاد.خ می‌گوید:

    من همواره به آدمایی که طاقت میارن و خزعبلاتد امثال مطالب تابناکو می خونن غبطه می خورم آقای روحبخش شما که تو چلچراغ بودین باید بهتر بدونین که سبک هندی نویسی و مغلق گویی تو سایتای امثال الف وتابناک یه بیماری همیشگی بوده فقط یه مدتیه بد جوری عود کرده.

  • شرمین می‌گوید:

    قاجاریه هم به همین روش قشنگ می نوشتند ، کسی نمی فهمید و کارشان راه می افتاد . تاریخ می چرخد .

  • پوریا می‌گوید:

    زبان نوشتاری شما هم کم از آن ندارد!
    کاملن !!!!
    مثلن !!!!

    اگر مولانا و …را دیگران از ما می گیرند زبان فارسی را خودمان از خودمان بگیریم ! چطور است ؟

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      برای اطلاع عرض می‌شود که تنوین جز اعراب فارسی نیست و من اگر در شاهنامه فردوسی – که مدعی‌اند پارسی نبشته‌ترین شعر بعد از حمله اعراب است- یک تنوین پیدا کردید به شما جایزه می‌دهم.
      با این حال حذف تنوین برای این قلم بیشتر از این که حاصل غور و تفحص و نظریه پردازی یا احساس مسئولیت در برابر سره‌نویسی باشد حاصل رگ شیرازی‌ و بدقلقی کی‌برد است. همین که برای این دو دلایل قانع‌کننده‌ای هم باشد برایم کافی‌ست.
      عبارت » حذف تنوین» را گوگل کنید. چند سال پیش یادم هست بحث‌های جدی و مفصلی در این باره در جریان بود.

این چیست؟

شما در حال خواندن سبک هندی یا مخمر ذهنی؟ در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: