فقط بگو شات آپ!

مه 13, 2010 § 31 دیدگاه

راه‌حلی برای خاموش کردن سرزنش‌های والد

نرو! نخور! نبین! نپوش! احساس نکن! تو بچه بدی هستی!..

1 این جملات می‌تواند زندگی هر بزرگسالی را به گند بکشد. آدم‌های زیادی افسرده و ناامید و درمانده می‌شوند بخاطر همین جملات. چرا؟ اینها چیست؟ چطور جلوشان را بگیریم؟

2 طعنه‌های والد سرزنش‌گر جملات ضبط شده ذهنی ماست در کودکی. توصیه‌های والدین ما تنها راه زنده ماندن در این جهان پر خطر بوده ، بنابراین ما بدون درکی از درست و غلط بودن این نصایح آنها را عمیقا در خاطر سپرده‌ایم. چنان عمیق که برای آگاه شدن مجدد از حضورشان باید در خودمان تامل کنیم. سکوت کنیم و به توصیه‌ها، حمایت‌ها و سرزنش‌هایی که از ناکجا هر لحظه در ذهنمان می‌جوشد گوش دهیم. کودکان درکی از ارزش و اهمیت این جملات ندارند، “آتش خطرناک است” همان‌قدر در خاطره ثبت می‌شود که “تو آدم بشو نیستی” و سالها بعد ممکن است ما همان‌قدر که عاقلانه دستمان را وارد شومینه نمی‌کنیم ممکن است خیلی جدی احساس کنیم که آدم بشو نیستیم. که بازنده‌ایم.

3 والد تنها در زمان‌های خاص نیست که صحبت می‌کند. او مدام در حال حرف زدن است. درباره ما قضاوت می‌کند، ما را می‌سنجد، تحسین یا توبیخ‌مان می‌کند. او یکریز حرف می‌زند.

4 آيا اغلب ما والد حمایت‌گر داریم؟ گرچه تا آنجا که می‌دانم هیچ بررسی آماری جهانی برای این نکته نشده، اما پاسخ احتمالن و متاسفانه منفی است. تعداد آدم‌های موفقی که از زندگی و وضعیتشان احساس رضایت و شادی دارند در نظر بگیرید. متاسفانه والد حمایت‌گر به همان اندازه نایاب است. شاید روزی با گسترش درک شیوه‌های تربیت فرزند بتوانیم همان‌قدر که وبا را مهار کردیم بتوانیم جلوی تولید والد‌های سرزنش‌گر را بگیریم، اما امروز آن روز نیست. ما همه‌مان در خلوت در محکمه‌ای ابدی و به شکل کافکا‌واری نامعقول و بی‌انصاف، مدام باید جواب پس بدهیم. جواب کارها و فکرها و احساساتمان را. پدر و مادر و معلمین همچنان روی دوش ما سوارند.

5 چطور می‌شود جلوی این محکمه ابدی را گرفت؟ روانشناسان تحلیل رفتار متقابل طی سالهای کوتاهی که از عمر این شاخه روانشناسی می‌گذرد پاسخ‌های کاربردی داده‌اند.بن‌مایه همه روش‌های ساکت کردن والد سرزنش‌گر، تقویت و گسترش بالغ است. اگر شما بالغ گسترده‌ای داشته باشید و بودن در وضعیت بالغ را تمرین کنید، راحت‌تر می‌توانید از چنگال حرافی قاضیان سخت‌گیر بگریزید. شما می‌توانید به احکامشان بی‌توجه شوید. زمانی که شما یاد بگیرید نوار ضبط شده والد سرزنش‌گر را نشنیده بگیرید، لاجرم تن به حکمش هم نخواهید داد. گو هزاران بار بگوید که شما بازنده‌اید،  اگر نشنوید شما احساس بازنده بودن نمی‌کنید. عمده این روش‌ها بر پایه ایگنور کردن صدای والد است. نه خاموش‌ کردنش. این صدای یک منشی تلفنی‌ست که دکمه ایرز ندارد و ظاهرن دست شما از خاموش کردنش کوتاه است.

6 حالا بیایید به امکانات دیگر فکر کنیم. درباره راه کاربردی دیگری که بشود صدای والد را خاموش کرد. راهی که یادگیری‌اش عملی‌تر باشد و نیاز به خودنگری و درک عمیق روانی نداشته باشد.

7 خیلی وقت نیست که می‌دانیم ما به واسطه “ زبان” است که فکر می‌کنیم و البته این آگاهی را مدیون سوسور و نسل‌های بعد زبان‌شناسانی هستیم که یادمان دادند حتی فکر کردن خارج از چنبره زبان غیرممکن است. مثال ساده و قدیمی در این زمینه وجود دارد که چطور زبان می‌تواند حتی فکر کردن ما را محدود کند : می‌گویند اسکیموها 115 لغت برای توصیف انواع برف دارند. چیزی که ما یک کلمه بیشتر برایش نداریم: برف. ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم درک و تمایزی که اسکیموها برای توصیف برف دارند درک کنیم. همه‌شان برای ما یک‌شکل است. ما برای فکر کردن اسیر چنبر محدودیت‌ها و مرزهای زبانمان هستیم.

8 بله…قرار بود به همین سئوال برسیم: “ پس والد ما هم به زبان خاصی حرافی می‌کند؟” قطعن. زبان مادری شما، زبانی که با آن بزرگ شدید. که پند و اندرزها را در آن زبان شنیدید. زبانی که به طور رایج توسط آن فکر می‌کنید. چنان که گفتم برخلاف تصورمان مفاهیم را نمی‌توانیم بدون استفاده از زبان و بصورت انتزاعی انتقال دهیم. حتی به خودمان. حتی در گفتگوهای درونی خودمان ما به زبانی خاص صحبت می‌کنیم. گرچه شاید بخاطر ماهیت ذهنی دیالوگ‌های والد تشخیصش کمی سخت باشد اما والد من قطعن به زبان مادری من که فارسی‌ست صحبت می‌کند. زبان پدر و مادر و معلم‌هایم. او به زبان فارسی‌ست که مرا بازخواست و محاکمه می‌کند. تنبیه و تشویقم می‌کند. همان زبانی که با آن فکر می‌کنم.

9 اگر دو یا چند زبانه باشید قطعن تفاوت کارکتر خود را زمانی که به زبان‌های مختلف صحبت می‌کنید احساس کرده‌اید. بسیاری از دو زبانه‌هایی که با آنها صحبت کرده‌اند اعتقاد داشته‌اند موقع صحبت کردن به زبان دوم فعال‌تر و انرژیک‌تر، یا احساساتی‌تر یا خرمندترند. چرا؟ صحبت کردن – و از آن مهم‌تر فکر کردن- به زبانی دیگر چه تغیر روانی در ما ایجاد می‌کند؟

10 یادمان هست که والد نوار ضبط شده است. امکان ضبط مجدد یا حذفش نیست.او به زبان مادری ما حرف می‌زند. پس اگر ما به زبان دیگری فکر کنیم عملن او را از کار انداخته‌ایم. او دیگر نمی‌تواند به افکار ما دسترسی داشته باشد که بخواهد درباره‌شان قضاوت کند. او اصلن سر درنمی‌آورد قرار است چه تصمیمی بگیریم که بخواهد جملات منفی‌اش را روانه‌مان کند. او مجبور است مثل آدم‌های لال با تعجب گوشه‌ای بنشیند و ما را نگاه کنید. به همین دلیل است که در زبان دیگر آزاد‌تریم، شادتر، منطقی‌تر یا حتی احساساتی‌تر. زمانی که به زبان دیگری فکر می‌کنیم والد داده‌ای ندارد که بخواهد بر اساسش قضاوت کند و عملن از کار می‌افتد.

11 خب، حتی اگر فرض کنیم این طور است آیا احتمال ندارد که بعد مدتی زبان تازه را یاد و سرزنش‌هایش را از سر بگیرد؟ پاسخ قطعن منفی‌ست. این بالغ ماست که توانایی یادگیری دارد. نه والدمان. یادمان نرفته که اگر می‌شد به والد چیزی یاد داد اصلن کارمان به اینجا نمی‌کشید. بنابراین اگر زبان دیگر در کودکی جملات والدانه نشنیده‌ایم، امکان ندارد این بخش بتواند درکی از آن داشته باشد.

12 فکر کردن به زبان دیگر سطحی عمیق‌تر از صحبت‌ کردن و معاشرت در آن زبان است. مرحله‌ای‌ست که هر زبان‌آموزی مهارت در آن را به تدریج فرا می‌گیرد. این که گفتگوی درونی‌تان هم به زبان دوم باشد.این‌چنین است که همیشه اتاق امنی برای بالغ خود خواهید داشت که بدون دخالت و پیش‌قضاوت‌های والد به کارش برسد و تصمیمش را بگیرد. زندگی کند و لذت ببرد.

13 I can go everywhere I want. And I can do everything I like. So I am free now and you see, my parent can’t understand any word!

14 والد من البته دید که من یک سری خط و نقطه نوشتم، ولی بلد نیست این زبان را بخواند. ساکت است و نمی‌داند الان باید چه نقی بزند!

15 امتحان کنید.

بعد از تحریر:

یک نگاه به دیگر کامنت‌ها بندازید..به نظر من مقاومت سریع اغلب کامنت‌ها بامزه و پیش‌ بینی شده است. می‌تواند خودش موضوع یک مطلب دیگر باشد. کاری که من گفتم کمی نیازمند تمرین است -اساسا به زبان دیگری فکر کردن حتی برای کسانی که به زبان دیگری مسلط اند تمرین می‌خواهد- و مطمئنم به این سرعت کسی نمی‌تواند درش به نتیجه برسد.
مقاومت سریع فقط یک چیز را می‌رساند. ترس والد را از حذف شدن. اولدوروم بولدوروم می‌کند. مثل کامنتی که محسن گذاشته، از الان می‌گوید که نمی‌شود…نمی‌توانی، مثل کامنتی که دمادم یا yellگذاشته‌. یا دست به دامن روزهای خوبش می‌‌شود ، مثل کامنت پرده پرنگار….چه می کنه این والد

§ 31 پاسخ برای فقط بگو شات آپ!

  • […] This post was mentioned on Twitter by hot_blog. hot_blog said: خواب بزرگ: فقط بگو شات آپ! http://bit.ly/c6tLIP […]

  • Helen می‌گوید:

    wow. this post was great! I loved it. Now that i read this words I remember that a time I wrote some things, in english and saved that paper becouse that have a deep effect on myself. «I am a good girl and…» or some thing like it.
    migam age englisim kheyli ghavi nabashe. finglish ham javab mide?
    D:

  • محسن می‌گوید:

    طرف گفت:
    in fact I know what you are speaking about
    I know English et Je parle français

    you are always a stupid loser
    and of course a bad boy!

  • دمادم می‌گوید:

    همون زبان دوم هم باز سرزنش گریهایی ازنوع خود را خواهد داشت.

  • پرده پرنگار می‌گوید:

    Baaaaaaaaaaaabe
    Come to mother baby let me hold u in my arms
    Why’d he ever have to leave me
    ?
    Worm,your honor , let me take him home
    .

    بترس از چنین قیوم و قیومتایی

  • shiva می‌گوید:

    عالی بود
    والد نکوهشگر درون من تا حالا منو کلی از زندگی عقب انداخته ، اما از حالا به بعد من اونو دور میزنم!
    اینطوری: I can do everything I like !

    باز هم ممنون ، پست عالی ای بود.

  • yell می‌گوید:

    valede man dar hame hal ghor mizane
    va man motadam be ghor zadanhash
    vase ine ke
    allan ke nist
    chizii to zendegim kame
    hataa agar man be zabane MAD ha fekr konam
    baz ham jaee chizii kame!
    miss u mom

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      یک نگاه به دیگر کامنت‌ها بندازید..به نظر من مقاومت سریع اغلب کامنت‌ها بامزه و پیش‌ بینی شده است. می‌تواند خودش موضوع یک مطلب دیگر باشد. کاری که من گفتم کمی نیازمند تمرین است -اساسا به زبان دیگری فکر کردن حتی برای کسانی که به زبان دیگری مسلط اند تمرین می‌خواهد- و مطمئنم به این سرعت کسی نمی‌تواند درش به نتیجه برسد.
      مقاومت سریع فقط یک چیز را می‌رساند. ترس والد را از حذف شدن. اولدوروم بولدوروم می‌کند. مثل کامنتی که محسن گذاشته، از الان می‌گوید که نمی‌شود…نمی‌توانی، مثل کامنتی که دمادم یا شما گذاشته‌اید. یا دست به دامن روزهای خوبش می‌‌شود ، مثل کامنت پرده پرنگار….چه می کنه این والد 🙂

  • anonymous می‌گوید:

    اگه درست منظورتون رو فهمیده باشم و والد همون صدایی باشه که تو مغز آدم گاهی وقتها شروع به سرزنش کردن می کنه من خیلی وقتها دیدم والدم دیالوگهای تو بعضی فیلمها رو به زبون انگلیسی تکرار می کنه…(!!!)

      • anonymous می‌گوید:

        باور بفرمایین جدی می گم !!
        مثل این یکی :
        I’m already feeling like an idiot most of time anyway…..
        من خودم خیلی وقته دارم به این فکر می کنم چقدر این نظریات روانشناسی تحلیلگرانه ناقص به نظر می آن گاهی اوقات….حالا نمی دونم اینهام افکار والدمه یا نه !

  • درخت ابدی می‌گوید:

    ای امان از این والد زبون نفهم! فکر می کنه خیلی سرش می شه و خبر نداره که سال هاست منجمد شده و نمی تونه دیگه از چیزی لذت ببره.
    تحلیل رفتار متقابل یکی از کاربردی ترین شاخه های روان شناسیه.
    من خوبم-تو خوبی.
    مرسی.

  • درخت ابدی می‌گوید:

    ای امان از این والد زبون نفهم! فکر می کنه خیلی سرش می شه و خبر نداره که سال هاست منجمد شده و نمی تونه دیگه از چیزی لذت ببره.
    تحلیل رفتار متقابل یکی از کاربردی ترین شاخه های روان شناسیه. روان اسماعیل فصیح که معرفی ش کرد شاد.
    مرسی.

  • naeem می‌گوید:

    سلام…فقط چون حال داد گفتم سلامی عرض کنم

  • پرده پرنگار می‌گوید:

    به هر حال ما نه سر فرویدیم نه ته لاکان اما فروید و لاکان متفق الغوول هستن که از دست پدیده ای به نام » نام پدر» نمی شود خلاص شد ، حتی شوما دوست عزیز. مگه اینکه بعدها مثل هملت شروع کنی دو پهلو گویی و یا مثل خواننده های راک که از قابلیت های زنانه ی زبان استفاده می کنن بشه تا حدودی از زبان پدر و نام پدر فاصله گرفت. اما فرار هرگز… پست جالبی بود ممنون.

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      پرده پرنگار جان! متاسفانه حق با شماست. اگرچه خاموش کردن والد سرزنش‌گر دقیقن رهایی از دست تصویر پدر نیست که رهایی در کار نخواهد بود.

  • cool می‌گوید:

    اگرچه تايم اين پست تمام شده ولي من يك سوال دارم اگر يك نفر 2 يا 3 زبانه باشد ولي اين زبانها را در همان كودكي و با زبان اول ياد گرفته باشد تكليف چيست؟؟؟؟سوال متفرقه نمي كنم هاااا اين وضعيت شخصي خودم است يعني مثلا من وقتي به زبان ديگري هم فكر كنم احساس حضور فعاليت والد را دارم اين نسخه براي من جواب مي دهد؟؟؟

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      اگر همه این زبان‌ها را در کودکی یاد گرفته باشد، – و خصوصا پدر و مادر و مربی‌ با همان زبان امر و نهی اش کرده باشند که احتمالن کرده‌اند- خیر فکر نمی‌کنم جواب بدهد. تئوری تنها ادعای پاسخ دادن در قالب زبانی را دارد که بالغ در بزرگسالی یاد گرفته.

  • علی.ش می‌گوید:

    Ooooh baby, oooh baby, oooh baby,

    You’ll always be baby to me

    PINK FLOYD – MOTHER

  • دریمر می‌گوید:

    ینی الان فکم رو زمینه… ایول… به خدا ما همیشه خیلی دست کم گرفتیم این صحبتا رو

  • بلال می‌گوید:

    نکته نغز و نیکویی بود
    من هر میخوام به انگلیسی یه چیزی بگم یه یه چیزی بنویسم
    یه بحث عمیقی مثلن
    یهو میبینم که خیلی زود تر از اون چیزی که فک میکردم رسیدم به اصل مطلب، در حالی که تو زبون مادری کلی به اون اصل مطلبی که دستاورد خودمه افتخار میکنم وسعی میکنم که با کلی مقدمه چینی که بزرگ و بزرگتر بدارم در حالی که تو سکند لنگوئح با خودم تعارف ندارم.
    کلا از این حرفای بیربط در پی انتقال این معنا بودم که گفتی آدم تو یه زبون دیگه که فک میکنه یهویی کلی خلاق میشه و اینا به طرز عجیبی برام محسوس بوده همیشه.
    و خلاصه این دلیلی که الان اینجا براش پیدا کردم به جسم بیجانِ پدیده ی افزایشِ خلاقیت در زبان های ثانویه باعث روح بخشید و موجبات ذوق کردنم را فراهم فرمود
    لله درّکَ یا سروش

  • آرش می‌گوید:

    اولا که جنابعالی این کامپلیمان رو هیچ احتیاج نداری ولی خوب ! شما بدون موضع ترین و بهترین تحلیلگری هستی که من تا حالا دیدم. و اینکه در مورد این مساله باید بگم من والد نکوهش گر یا سرزنش گری نداشتم، انگلیسی رو از 6 سالگی یاد گرفتم و سعی کردم فرهنگش رو بدونم نه اینکه فقط آکادمیک باشه. فکر می کنم شخصیت دیگری در زبان دیگه ای داشتن زیاد نباید به این مساله که گفتی مربوط باشه و اصل قضیه باید برگرده به ورِ دومِ آدم. اون نیمه ای که پنهانِ یا تاریک یا در حفاظه و گهگداری بهش رجوع میشه. اونهایی که خارج می رن و اونجا زبونِ دومی رو یاد می گیرن چرا اول اصطلاحاط عامه و فحش های اون زبون رو می آموزن؟ چون اقلیتن و با اقلیت ها می گردن و اون ها هم تو همین سیکل قرار دارن. من فکر می کنم آدم تو زبون دوم خودش می خواد که شخصیت دیگه ای باشه و همون چیزهایی رو یاد می گیره که اون شخصیت تعیین می کنه. بله ممکنه فرار از شخصیت شکسته شده ای باشه که بانی اون والدِ، ولی آدم ها چه سرزنش شده و چه نه به هر حال همیشه دنبال هویت و شخصیت دیگه ای هم می گردن. من همونطور که گفتم والد سرزنش گری نداشتم و البته شخصیت انگلیسیم همینیست که در فارسی هم هستم. فقط نظرم رو محض همکاری گفتم که چون اولین بارم بود فکر می کنم گند زدم و حرفم رسانا نیس.
    خیلی چاکرم

  • ستاره می‌گوید:

    اين هم بايد كار همان والد باشد: يك زماني آدم خودش را «مي داند»، اضلاعش را، حدودش را، اصولش را. درست وقتي به اوج خودش، به مرزهاي خودش ميرسد اما شروع ميشود: انگار كه بايد فراتر برود. آدمهايي كه در دوره عمرشان به اضلاعشان نمي رسند خوشند؟ عوامند؟ مرده اند؟ حرف بايد سر همين باشد،از مرز رد شدن، بي وسعت شدن، خدا شدن . . . خداگونه شدن … در به روي هستي گشودن . . .

این چیست؟

شما در حال خواندن فقط بگو شات آپ! در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: