مرده‌ها باید مرده بمانند

آوریل 24, 2010 § 7 دیدگاه

 

89/1/31

خواب می‌بینم: می‌گویند خبر غیر منتظره‌ایست . اتفاقی افتاده باید بروم مشهد. کم کم حقیقت ‌‌را می‌فهمم. مامانی زنده شده. نمی‌دانم چطور ممکن است ولی گویی رخ داده. بهش زنگ  ‌می‌زنم، تلفن خانه شان جواب نمی دهد. مثل این که چیز دیگری هم هست که بقیه به من نمی‌گویند. به قدری که باید خوشحال نیستند. بلاخره می‌بینمش. می خندد و آرام است اما احساس خاصی نشان نمی‌دهد. انگار مرا نشناخته. بغلش می‌کنم و فشارش می‌دهم و گریه می‌کنم. دارد برای مادرم تعریف می‌کند که تلفن را جواب نمی‌دهد چون حوصله توضیح دادن به همه را ندارد. از برخورد سردش تعجب می کنم. خواهرم کاغذ پاره‌هایی را سر هم کرده که  چند فرمول شیمیایی بر آن نقش بسته است.

شب باید مامانی را برای چکاب ببرند پیش دکتری که او را برگردانده. یک شرکت بزرگ پزشکی است که مدتی‌ست این کار را می کند. مرده‌ها را برمی‌گرداند و با فرمول‌های پیچیده بافت بدنشان را می کند مثل روز اول .فضای امنیتی خاصی دارد .دکتر نمی‌گذارد هیچ کدام از مشتریان هم را ببینند. چیزی را پنهان می کند. می‌فهمم این بازگشته‌ها هنوز نمی توانند درست غذا بخورند یا دفع کنند.رفع امورشان با دستگاههای این شرکت ممکن است.می گویند باید صبر کنیم. و صبر می کنیم و صبر می کنیم.

سالن انتظار پر است از آدمهایی که ساعتهاست صبر کرده‌اند. دوستی آنجاست و چیزهایی  می‌گوید درباره شارلاتان بودن این شرکت. که چطور فقط ظاهر نعش پوسیده را با دوپینگی شیمیایی برمی‌گردانند. در حالیکه از درون مرده‌اند. یک جا فیلم سادیستی می‌بینم که دانلود شده و فعالیت های شرکت را توضیح می دهد. این که چطور مغز و چشم بیمار را در می‌آورند و در ترکیبی خاص از و همبرگر و گوشت های آماده ظاهر انسانی برایشان تدارک  می‌بینند و پول های میلیونی به جیب می زنند. نوع پیشرفته‌ای از تاکسیدرمی‌ست. فرمولی که خواهرم کشف کرد درباره همین بود. اینها زنده نیستند.

همه پول می دهند تا عزیزشان را دوباره ببینند.نمی‌خواهم مامانی این‌طوری برگردد. می‌فهمم مرده‌ها باید مرده بمانند.

§ 7 پاسخ برای مرده‌ها باید مرده بمانند

این چیست؟

شما در حال خواندن مرده‌ها باید مرده بمانند در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: