کتابهایی برای ننوشتن

آوریل 12, 2010 § 19 دیدگاه

اين چند کتابي است که مي‌خواهم بنويسم. کي مي‌نويسم؟ نمي‌دانم.

1 راهنماي تازه شوهرها. براي نوعروس‌ها انواع کتابها وجود دارد که بهشان ياد مي‌دهد بايد چطور از پس مسائل خانه‌داري بربيايند. ولي مردها – تا جايي که سراغ دارم- از اين نعمت بي‌نصيب‌اند. تمام مردهايي که هيچ‌وقت کنار دست پدرشان نبوده‌اند و سررشته‌اي از امور فني ندارند، قطعن طعم تلخ  اولين خرداد زندگي مشترکشان که روي پشت‌بام با پديده‌اي به اسم کولر روبرو شدند، به ياد دارند.
آه که چه درد آور است وقتي نوعروس مي‌فهمد آن قهرماني نيستي که بلد است با مته کار کند. خوشبختانه من با صبوري همسرم و لطف يک مغازه ابزار فروشي در خيابانمان و زحمت تعدادي دوست نازنين از پس اغلب اين آزمون‌هاي دشوار آزارنده برآمدم. اين کتاب براي مرداني‌ست که خوش ندارند آزمون و خطا کنند.

2 کتاب 77 . این یک رمان است. درباره دو نوجوان که به مدت یکسال و هفته‌ای یک‌بار از ساعت 6 صبح تا ساعت 11 شب اجازه دارند با هم باشند.و خب فرصت مغتنمی‌ست که زندگی را کشف کنند.

3 هیچ ایده‌ای ندارم که چیست. اما اسم فصل‌هاش اينهاست: حلقوي، خاردار، تاخيرانداز، توت‌فرنگي…چرا؟ خب اين  اين اسامي قرار است تبديل به استعاره‌اي براي روابط  انسانی شوند و خزئبلاتي اين چنين.

4  رضا11. این یکی درباره مرگ است. درباره تجربه مرگ عزیز است. در واقع مفصل آن دو سفرمرگ‌نامه‌ایست که پارسال به فاصله کمی رفتم. درباره انسی و بیشتر درباره مادربزرگم. درباره این که چطور می‌شود آدمیزاد درهم شکسته را آرام کرد کمی. در مورد این که چه از ذهن سوگواران می‌گذرد. رضا 11 کوچه نوستالژیک خانه از دست رفته مادربزرگ است.درباره این یکی زیاد نگویم. چون امسال اگر پا بدهد می‌نویسمش.

§ 19 پاسخ برای کتابهایی برای ننوشتن

این چیست؟

شما در حال خواندن کتابهایی برای ننوشتن در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: