زنده

فوریه 8, 2010 § 29 دیدگاه

زنده‌ام.

و پی‌گیری نکردن  اخبار ،اجتناب از پذیرفتن مسئولیت‌های استرس‌زا، یک دوجین سریال و فیلم و کتاب خوب، یک چند شب‌نشینی دوستانه ، سیتالوپرام 20 میل و بسیار نوشتن، چیزهایی‌اند که زنده نگه‌ام می‌دارند.
چرا می‌خواهم زنده بمانم؟ خب…راستش باید بعضی قصه‌ها را بگویم. برای همه کسانی که دم سحردر قبرستان خالی هق‌هق تلخ یکی را می‌بینند مثل کریم  سر گور تازه. برای همه‌ کسانی به چهره رفیقی خیره شده‌اند مثل حافظ که چشمهایش دودو می‌زند، حافظه‌اش مختل شده و بدون قی کردن آب دهانش در سطل استیل حتی نمی‌تواند اسمت را صدا بزند. برای همه کسانی که یک شب زمستان  خبر ناگهانی مرگ مامانی نازنینی را می‌شنوند که بزرگترین حامی‌ زندگی‌شان بوده. برای همه کسانی که هر روز خبر بد شنیده‌اند و صدای زنگ تلفن دلشان را آشوب می‌کند. اینها قصه‌هایی‌اند درباره تاب آوردن، دوست داشتن و از دست دادن. برای روایت کردنشان زنده‌ام.

§ 29 پاسخ برای زنده

  • میم می‌گوید:

    درست… ما فقط با نوشتن زنده می‌مانیم

  • علیرضا می‌گوید:

    و چه بسا که با دیدن و زجر کشیدن و شاید گاهی به دل کشیدن

  • درخت ابدی می‌گوید:

    این روزا بهترین آرزو اینه: زنده باشی.

  • چپ‌كوك می‌گوید:

    درد مشترك
    همه فيلم‌هايي كه دو سال اخير ديدم رو دوباره دارم مي‌بينم و عجيبه كه انگار بار اوله مي‌بينمشون. مي‌ترسم مجبور شم همه كتاب‌ها رو هم دوباره بخونم.

  • کافه نسبیت می‌گوید:

    خووب زنده باشی خواب بزرگ!

  • بنفشه می‌گوید:

    حالم بده و هر روز بدتر میشه. دل منم آشوب میشه از زنگ تلفن و از فضای مجازی و خبرهاش. روایت کردنش چه اهمیتی داره؟ فقط زنده بمان، روایت نکن.

  • اد می‌گوید:

    خیلی خوب بود.موفق باشی رفیق!

  • پرهام می‌گوید:

    زنده بودنتان دریچه امیدی است برای من.

    برای خیلی هایی چون من ، که هر روز منتظر روایت های تازه ی شما هستند.
    زنده هستید تا قصه بگویید.

    زنده اید تا روایت کنید…

  • سمیرا می‌گوید:

    امیدوارم که زنده و زنده دل باشی دوست خوب…
    روزهای سنگینیه. وقتی دقت می کنم می بینم که اکثر این شبا با ریختن یکی دو گالن اشکی که نمی دونم کجا بوده سر می کنم… نه که فکر کنی غمگینم بیشتر در عجبم و کمی هم در هراس از همه چی. از قصه مادرم که نمیدونم آخرش چجوری روایت میشه… به خاطر «مامانی» بازم متاسفم

  • بیمار روانی می‌گوید:

    در زندگي زخم هايي هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد شاید هدف انسان از زندگی کردن مبارزه با این زخم هاست

  • محبوبه میم می‌گوید:

    زنده بودن تا وقتی که روایتی برای گفتن باشد سروش. وتا وقتی که توانی بر گفتن روایت . دلیل خوبی ستن بر زندگی .

  • شرمین می‌گوید:

    وقتی که غمگینم، وقتی که می ترسم،وقتی که درد دارم ؛چشمهایم را می بندم و می افتم توی خانه کهنه و مهربان مادر بزرگ، با همه شیرینی های مانده و خورش قیمه های دوست داشتنی اش. بعد یادم می افتد ، چقدر شیرین می خندید ، چقدر بی پروا عشق می داد ، چقدر قصه داشت برایم و چقدر از شادی ام شاد می شد. می دانم خود خواهانه است ، اما این عشق می توتند هر کسی را نجات دهد. پس باز چشمهایم را می بندم و آرزو می کنم مادر بزرگ همه جهان شوم.برادر جان امروز نوبت توست که عشق را به این دنیای تو خالی و تنها باز گردانی .

  • خازییل می‌گوید:

    من خودم یک چند صد جفت گوشِ تر و تازه جمع کرده ام، خیلی مرتب چیده ام توی یک سینیِ دور طلا، آماده ام تا بیاورم و تقدیم تان کنم. و عجالتن گوش بنده ی حقیر نیز جایی در میان همین گوش هاست و البته همه شان تیز شده و بی تاب شنیدن حکایت های بزرگ خواب بزرگ هستند.

  • agh hamid می‌گوید:

    و زنده ايم براي اينكه بنويسيم براي اينكه رازي را برملا كنيم يا دردي را واگوييم و يا
    زنده ايم براي نوشتن
    من كه تنها براي اين نفس ميكشم
    ديگران را نميدانم

  • شیوا یگانه می‌گوید:

    دلتنگم، دلتنگ از کوچه‌ها
    از معبر، از گذر از کوچه‌ها
    آی نسیم سحری صبر کن..

  • مهدی می‌گوید:

    در اوج مهربانی آرزو میکنم که زنده بمانی خواب بزرگ و عزیز؛ و در اوج خودخواهی توقع دارم روایت کنی…

  • Dr.kermani می‌گوید:

    با سلام خدمت شما

    اميدوارم حالتون خوب باشه
    يکي از خوانندگان وبتون هستم
    خوشحال ميشم اگه با وبگاه سلامت ما تبادل لينک کنيد.

    Page rank 4

    اگه قابل دونستين لينک ما رو در پيوندهاي خودتون ثبت کنيد .
    موفق باشيد
    http://www.kermani.blogfa.com

    اکثر وب هایی که ما تبادل لینک کردیم دارای پیج رنک 5 می باشند

    موفق باشید
    …………………………

    hi dear
    you have a good site, if you have tendency to link exchange with our site please link my site with

    name ‘Dr.kermani’ and send your site link for me by contact form so i link your site, i to get verry

    happy ,have cooperation with you thanks alot dear bye

  • ن می‌گوید:

    big sleep یعنی چه ؟

    ———
    خواب بزرگ: یعنی خواب بزرگ

  • نیلوفر می‌گوید:

    با دنبال نکردن ِ اخبار بدجوری موافقم 🙂

  • 1990born می‌گوید:

    آقا شما خیلی باحالید .
    لطفا زنده بمانید .

  • شرمین می‌گوید:

    می شه بنویسش دیگه؟ مگرنه همه فامیل عاقت می کنن.از ارواح رفته تا ارواح برگشته.برادر جان منتظریم.

  • زهرا می‌گوید:

    زنده زنده است ….

  • زهرا می‌گوید:

    زنده زنده است …

  • توکا می‌گوید:

    من خبر نداشتم… خیلی متاسف شدم و…

  • شازده می‌گوید:

    ای کاش می شد فریاد زد از ته دل به ته ته ته اعماق اون چاه سیاه عمیق که انگار هزاران ساله که کر شده از بس که مرده!

  • -------------- می‌گوید:

    مدتی بود با گوگل ریدر پیگیر نوشته هات بودم
    موفق باشی
    لینک شدی دوست

  • سالی می‌گوید:

    صبح بخیر سروش عزیز گاهی برای اینکه به خودمان ثابت کنیم که هستیم مینویسیم …الان از یه کابوس غمگین جدا شدم و منتظر تعبیر ان هستم امیدوارم خیر باشد.

  • sharif می‌گوید:

    خوش مزه بود

این چیست؟

شما در حال خواندن زنده در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: