رویای سی و نهم : توتم

سپتامبر 24, 2009 § 5 دیدگاه

77/7/9  خواب مي‌بينم:

پیرزنی نزد ما می‌آید. دم در. عصایی چوبی و کاسه‌ای به دست دارد. چادری به کمر بسته و دندان ندارد.

آب و غذا می‌خواهد…با شوخی می‌خواهیم ردش کنیم برود…ناگهان لوحی ، سنگ‌نبشه‌ای، کاغذی به دستم می‌رسد. نمی‌دانم از کجا آمده … رویش نوشته:

» آمده‌ایم پیمانه شویم. کوش تا پیمانه‌ات پیمانه عشق باشد. برای رسیدن به جمیع حالات و اوساط الاحوال و بینی و بین‌الله . و قبله‌گاهت قلم و جلوه‌گاهت آن زن ، که تو را به مقصد رساند.»

§ 5 پاسخ برای رویای سی و نهم : توتم

این چیست؟

شما در حال خواندن رویای سی و نهم : توتم در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: