رویای بیست و هفتم: استاد

سپتامبر 12, 2009 § 2 دیدگاه

78/12/3  خواب مي‌بينم:

استادی داشتم که به من پهلوانی و شیوه رزم می‌آموخت. در فضایی باستانی. در دوران عتیق…

مرا به معرکه‌ای واقعی فرا می‌خوانند. با حریفانی که گمان نمی‌بردم از پسشان برآیم. هر چند سربلند از آزمون‌ها بیرون آمده بودم اما بدون حضور استاد می‌ترسیدم.

رزم‌آوران، سیاه‌پوشان، شیران و هیولاهای چندسر را در هم کوفتم. در میدانی دایره‌‌وار می‌چرخیدم و مرحله به مرحله مبارزه می‌کردم.

می‌فهمم در تمام این اوقات استاد گوشه‌ای از محیط دایره در حال تماشای من بوده…

§ 2 پاسخ برای رویای بیست و هفتم: استاد

این چیست؟

شما در حال خواندن رویای بیست و هفتم: استاد در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: