رویای چهارم : اره‌ها

اوت 19, 2009 § 10 دیدگاه

مهر 87 خواب می‌بینم:

در خانه‌ای روانکاوم. قبلن دو بار به چنگ جیک ساو افتاده ام و بدنم پر است از زخمهای او. دوباره می‌سد. این بار یک نفر نیست. چند نفرند. همه با ظاهر جیک ساو. این  دفعه دوست تر و مهربان‌تر است انگار. به من اجازه می‌دهد جایم را عوض کنم. سیگار بکشم و غذا بخورم و دستشویی بروم. همین من را می‌ترساند.ما چند نفر را گرفته. من و صاحب خانه و پسر خانه را . اما این بار ترسناک تر است. آنها در حال کار گذاشتن تجیهزات شکنجه شان هستند و ما را نشانده‌اند جلو تلویزیون تا نگاه کنیم. مادر خانه  فرار می‌کند. یا ظاهرن فرار می‌کند. مطمئن ام که ساو اوضاع را در دست دارد و گرنه اجازه فرار به او نمی‌داد.ما همین‌طور منتظریم. انتظاری افتضاح . می‌دانیم بزودی طعم دردهای وحشیانه را باز خواهیم چشید. آنها با خونسردی در پی نصب و راه اندازی تجهیزاتشانند. حمله نمی‌کنند. کاری نمی‌کنند. و این انتظار دارد ما را می‌کشد. دنبال راهی هستم که تمام شود ماجرا. ولی نمی دانم چه کنم. آنها حمله نمی‌کنند….

پ ن : به پیشنهاد دوست عزیزی خوابهام را می‌گذارم اینجا. سه خواب را نوشته‌ام و این چهارمی‌ست.  در داستان خواب‌ها تغیری نمی‌دهم جز زمانی که اشاره به شخص حقیقی دارد که به اختصار خواهم نوشت.می‌خواهم روزی یک خواب بگذارم تا 40 تا شود. نمی‌دانم تعدادش چه اهمیتی دارد.شاید یکماه و ده روز دیگر اوضاع بهتر از حالا باشد.شاید بشود نوشت. خواب‌ها به ترتیب زمانی منتشر نخواهد شد. تاریخ هر کدام را که همان‌موقع ثبت کرده بودم ، خواهم نوشت. از 10 سال پیش تا حالا. و البته بعد چهلمی اگر شد در تدارک یک موخره مفصل‌ام.

§ 10 پاسخ برای رویای چهارم : اره‌ها

  • سمیرا می‌گوید:

    خوبه عمو سروش . این خوابت که حدیث نفس همه تو این خراب آباده… . انگار هممون منتظریم. خوبه که ما رو به جرم نوشتن خوابهامون شکنجه نمی کنن… خوابهات شده مثل یه نوع رئال جادویی
    اگه هم خواستی این کامنت رو هم حذفش کن 🙂

  • مسعود می‌گوید:

    احتمالن قبل ترش «زلیگ» وودی آلن رو دیده بودی که فکر کردی توی خونه ای روانکاوی. و فیلم های «اره» رو دیده بودی چون جیگ ساو تو ذهنت بوده و همین طور «Scary Movie 4» رو دیده بودی چون چند تا جیگ ساو بودن!
    خوبی خواب اینه که میشه ازش برداشت هایی باب میل کرد. جدای این شوخی ها من چیزهایی که می خواستم ازش گرفتم.
    راستی از اون مدل خواب ها هم تعریف می کنی؟!!!!

    • خواب بزرگ می‌گوید:

      چه ‌می‌خواستی و گرفتی؟
      کدوم مدل خوابها؟ خوابهای احتلام که قصه ندارد…و متاسفانه یا خوشبختانه سالها می‌شود که نمی‌بینمشان

  • محبوبه میم می‌گوید:

    ما خواب می بینیم یا خواب ها ما را می بینند ؟ کدام واقعی تر است ؟ کسی نمی داند . هردو جهان با یکدیگر با کلمات نامفهومی سخن می گویند .
    شاید بعد از چهل خواب جناب خضر از راه برسد و آب پاکی روی دست همه بریزد کسی چه می داند ؟

  • WalKer می‌گوید:

    سروش، حتم دارم این موخره مفصل هم در شمار آن نوشته های تان خواهد بود که برایم ، وه، دنیایی کاملند. و چه قدر مشتاقم که ببینم ش. 29 سپتامبر. «7» مهر.
    هفت و چهل و رویا و روح …

  • شرمین نادری می‌گوید:

    برادر جان.تو نوشتن خوابهایت را در 30 july آغاز کردی.یعنی 8 مرداد.کافیست عدد 8 را در گوگل جستجو کنی و نشانه هایش را بیابی. این تقدیر است که تورا پیش می راند.تقدیر،قدرت ماورا و اتفاقات پیشگویی شده. خوب قرار است 40 روز هم طول بکشد،پس عدد 40 را هم جستجو کن.عددی که اهل تصوف،زرتشتیان،ایرانیان باستان،علاقمندان علوم غریبه قرون وسطی و کیمیاگران اعتقاد داشتند ،یک دوره کامل است.دوره استحاله شبانگاهی ، روزه های سکوت، جدا شدن ارواح مردگان از دنیا ی مادی ، کنار آمدن ارواح نوزادان با زندگی این جهانی و…. تو قرار اصلی ات را برای نوشتن از19 آگوست گذاشتی،عدد مفرد 19 را پیدا کن.کافیست تمام اعداد را جمع بزنی و به عدد 10 برسی. بعد هم صفر و یک را جمع کن تا به عدد یک برسی.عدد آغازین . شروع جهان . یکی شدن با چرخه کائنات .عدد خورشید.عدد شانس کشور ایران (البته به گفته ابوریحان بیرونی) و عدد شهرت.از 28 مرداد هم به این رموز می رسی.باور می کنی یا نه،28 مرداد قسمتی از تقدیر ایران بوده،آغازی تلخ و دردناک شاید.اما آنچه آورده شهرت است و این هم سویه تاریک عدد 1 است . سویه ای که نشانه شناسان می گویند؛ با تذهیب نفس ،تکیه بر رای جمعی و کمک گرفتن از نظرات دیگران ، قابل تغییر است. کاری که نسل هاست فراموش شده.اما تو ناخودآگاه با شریک کردن ما در رویاهایت زنده اش کرده ای. راه را باز بگذار.بگذار قضاوتت کنند.شاید کسی جمله ای از تقدیر با خودش بیاورد.کسی چه می داند، برادر جان؟

  • […] کامنت شرمین را بخوانید! […]

  • 6 می‌گوید:

    آقای صادق هم جایی گفته آدم 40 روز زنا نکنه، از سرش میفته.

این چیست؟

شما در حال خواندن رویای چهارم : اره‌ها در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: