شنبه خوب

نوامبر 18, 2008 § 36 دیدگاه

§ 36 پاسخ برای شنبه خوب

  • ناشناس می‌گوید:

    پس هنوز نفس مي كشه شنبه هاي خوب…
    شكر خدا.
    حالا قرار هست ما بفهميم چرا رفت توي كما يا نه؟

  • دانیال/ارنستو می‌گوید:

    الان چرا تعطیل کردین؟

  • فرشته می‌گوید:

    خدارو شکر

  • فرشته می‌گوید:

    اقای رها وبلاگ دارن؟

    ———
    خواب بزرگ: نه

  • sinozit می‌گوید:

    خودتونم می دونین این مجله تعطیل بشو نیست طرفداراش بیشتر از این حرف هاست…خوشحالم به خاطر برگشتش به امید خدا همیشه سرحالو پایدار

  • م س ا ف ر می‌گوید:

    یعنی برگشتین؟
    پس تا الان چه خبر بود؟
    خبر اختلافات داخلی دروغ بود؟
    یعنی ما این دو سه هفته سرکار بودیم؟
    یعنی این یه حرکت چلچراغی بود؟
    یعنی…
    من مردم از فضولی.

  • آيدين می‌گوید:

    شما لااقل مارو از دلنگراني دربيار…
    بد جور وابسته شديم…اعتياد كه ميگن همين نيست؟
    چقدر خوشحالم كه وبلاگتونو پيدا كردم…
    چقدر به شماها نياز دارم…نياز داريم…
    چي ميشه اخرش؟

  • ارتش سايه ها می‌گوید:

    ما دوباره آمده ایم با آن چه مدتهای زیاد فراموش کرده بودیم…تیترش این است:
    » بار دیگر… چیزهایی که دوست می داشتم »
    از اون شب باروني و برفي كه از سينما فلسطين
    و بعد از ديدن فيلم » حكم » اومدم بيرون،
    برام يكي از خاطره انگيز شباي زندگيمه… به رفيقم گفتم پسر…
    بزن بريم سمت لاله زار…
    دير وقت بود و مردم خوشبختانه به كانونهاي گرم خانوادگيشان پيوسته بودند.
    كسي حرف نزد. و اين دقيقآ بزرگترين لذت همراهي مان بود.
    ترانه حکم رضا يزداني را زير لب زمزمه مي كرديم و…
    نهايتش همين بود.
    خیلی مخلصیم
    علی / خوک کثیف / ارتش سایه ها

  • Rosa می‌گوید:

    خيلي خوشحالم! چلچراغ بهترين دوست من بوده و هست!

  • amoohooman می‌گوید:

    یکی به من بگه اینجا چه خبره !

  • هانیه می‌گوید:

    میشه 1نفرم به ما بگه اونجا چه خبره؟

  • الاله می‌گوید:

    حالا که دارم اینا رو می نویسم دستام می لرزه با اومدن اسم 40چراغ اشک تو چشمام جمع شده.دلم براش تنگ شده هرچند که یک ماهی میشه درست درمون نخوندمش…اما برادر عزیزم اقای روحبخش سالهاست که با مطالب شما و دیگر نویسنده ها زندگی کردم و بزرگ شدم اما…40چراغ تموم شده باید تمومش کنین دیگه تموم کنین…40چراغ سالهای اول یک خاطره شده.هنوز هم همتون برام مهم و قابل احترامید هنوز اقای عموزاده خلیلی برام مقدسه ولی نذارید بیشتر از این فرو بره 40چراغ…دیگه باید تموم کنید…

    ——-
    خواب بزرگ: خانم آلاله عزیز، شما «بزرگ» شده‌اید و اتفاقن نکته ماجرا همین‌ جاست.چلچراغ مجله تین‌ایجر بوده و هست اما نسل اول این مخاطبان که کمابیش دارند به 30 سالگی نزدیک می‌شوند نباید انتظار داشته باشند چلچراغ همسن آنها بزرگ شود. اگر چنین بود که «کیهان بچه‌ها» خیلی سال پیش باید تبدیل به «ارغنون» می‌شد! خوشحالیم که تکه‌هایی از بزرگ شدنتان را با هم بودیم ولی شاید وقتش شده مجله‌تان را عوض کنید.

  • سهیل می‌گوید:

    می‌شود بخش‌هایی‌مان هنوز کوچک بماند. برای من هنوز خریدن چلچراغ، همان حسی را دارد که خریدن شماره‌ی 7‌اش داشت. زنده‌باشد و موفق
    D:

  • sinozit می‌گوید:

    سلام اقای روح بخش عزیز بزرگ می شویم جایگزینی نیست هست؟….اگر هست لطفا خودت معرفی کن…

  • آونگ می‌گوید:

    نه آقای روحبخش عزیز، چلچراغ واقعا تمام شده. ما بزرگ شدیم. اما چلچراغ هم کوچک شد. بارها این را به آقای خلیلی گفتیم ولی توجهی نشد. خداوکیلی کلاهتان را قاضی کنید، آیا چلچراغ بعد از شماره ی 200-250 همان چلچراغ 100-150 است؟ من الان هم سن نسل اول خواننده های چلچراغم در اوایل کار چلچراغ، همان ها که خودتان گفتید. ولی چلچراغ برای من دیگر کوچک است (و البته بگویم که من بزرگ نیستم.) نگویید این جرف را بارها و بارها از هم سن و سالان من نشنیده اید. ما هنوز هم خودمان را و مقدار زیادی از بزرگ شدنمان را مدیون چلچراغیم اما ای کاش این تعطیلی همیشگی بود. ای کاش پیش از اینکه چلچراغ نمام شود تمامش می کردید. ای کاش…

    ———–
    خواب بزرگ: آونگ عزیز! شاید سنتان آنقدر نباشد که این قصه را بدانید: روزی روزگاری در دوران عسرت فیلم و تاتر و هنر مجله‌ای منتشر شد به نام «فیلم». فیلم هنوز هم منتشر می‌شود- و عمرش دراز باد- اما سالهاست که با این پرسش خوانندگان قدیمی روبروست: چرا مثل قبل نیستید؟
    جناب هوشنگ گلمکانی یک‌بار مفصل توضیح داد. اول این که تجمع همه آن سینمایی‌نویس‌ها در یک نشریه جبر خوش زمانه بوده و با این همه تنوع سلیقه اساساً اتفاقی غیر عادی و تکرار نشدنی. بنابراین خیلی طبیعی است که وقتی بستر نسبتاً متنوعی از نشریات سینمایی وجود داشته باشند این نویسنده‌ها بر اساس ذائقه‌شان محل کار تازه‌ای بیابند.
    در چلچراغ هم همین‌ اتفاق افتاد. بعضی از نویسنده‌ها بزرگ شدند و طالب آزمودن تریبون‌های دیگر. اختلاف ذائقه و سلیقه وجود داشت اما چلچراغ تنها نشریه‌ نسل سوم بود. وقتی نشریات دیگری با این سیاق آمدند طبیعی بود که دیگر نمی‌شود با قفل و زنجیر هم این تنوع سلیقه را یک جا متمرکز کرد.
    دوم این که گردانندگان مجله فیلم بارها گفته‌اند که این مجله دبیرستان سینماست. نه بیشتر و نه کمتر. در همین حد هم باید ازش انتظار داشت. من طی دو سال اخیر در شمار همان دسته‌ خواننده‌های فیلم بودم که غر می‌زدم و مجله را در یک تورق نیم‌ساعته تمام می‌کردم. اعتراف می‌کنم که گاهی مثل شما از ذهنم می‌گذشت که ببندنش و خلاص. تا این که دیدم این چه فرآیند بیمارگونی‌ست که هر ماه بخرم و غرولند کنم و آرزوی تعطیلی‌اش را داشته باشم! سه ماه است از اعتیاد 15 ساله‌ام دست کشیده‌ام. حالا راحت‌ترم. و راحت‌تر می‌توانم برای مجله فیلمی‌ها آرزوی موفقیت کنم. و به احترام همه آنچه از ایشان آموختم کلاه از سر بردارم.الان می‌توانم برق چشمان آن جوان 17 ساله‌ای که از دکه مجله فیلم می‌خرد و با ولع می‌خواند را درک کنم.
    همه مجلات خوب دنیا اول تب تندی دارند؛ تب تند هم که می‌دانید زود عرق می‌کند. و بعدش البته زندگی ادامه پیدا می‌کند مجله سیر طبیعی‌اش را طی می‌کند. با مختصات خودش، با هویت و چاشنی روزمره‌گی خودش. خواننده‌های خوب به تدریج با این مساله کنار می‌آیند. آن تب مشترک اولمان غیر قابل بازگشت است.همچنان که شور و شوق 2 خرداد. همچنان که خیلی چیزهای دیگر. حالا 7 سال می‌گذرد. چلچراغ از سد چند دادگاه گذشته، طبیعی است که محافظه‌کارتر و عاقل‌تر شده باشد. تجمع نویسندگان اولیه‌اش غیر قابل بازگشت است. بعضی بابت همان تنوع سلیقه جدا شده‌اند. بعضی‌شان اصلن ایران نیستند. بعضی‌شان سراغ حرفه آتیه‌دارتری رفته‌اند.
    اما حالا همه کسانی که آنجا می‌نویسند امیدوارند خشتی بر جوانی کسی به جا بگذارند.امیدوارند خوانندگانشان قبل از این که به آرزوی عجیب و دردناک شما برسند، با خاطره‌ای خوش ازشان جدا شوند.
    خب …طولانی شد. حرف هنوز زیاد است. شاید روزی متمرکزتر و بهتر بتوانم بنویسمشان.

  • شازده می‌گوید:

    اولا که خوشحالم
    دوما که بازم خوشحالم که دوران سازندگی رو هم با موفقیت پشت سر گذاشتی و وارد جرگه ی مردها شدی. سلا ما رو هم برسون!

    ————
    خواب بزرگ: ولله شازده جان ، حضرات به این نتیجه رسیده‌اند 20 روزی تا مرد شدن فاصله داریم برایمان اضافه خدمت زده‌اند!

  • نازلی ل.م می‌گوید:

    چقــــــــــــــــــــــــــــــــــدر خوشگل بوووووود این جوابیه تون(برای آونگ)
    آخـــــــــــــــــی!حالا با خیال راحت؛چلچراغ نمیخونم…
    البته بعد از شماره 319…
    برای چلچراغ ِ محبوبم که جوونیمو، روزهای خوبشو، مدیونشم ارزوی موفقیت میکنم.

  • الاله می‌گوید:

    اقای روحبخش
    خیلی خوبه که خودتون دارید به یک سری مشکلات اشاره می کنید.مدت هاست که درکنار 40چراغ عزیز شهروند امروز(خدایش بیامرزاد)رو می خونم اما هیچی از علاقه ام به 40چراغ کم نمی کنه و نکرده وبله من با 40چراغ بزرگ شدم اما اون شور 40چراغ دیگه تموم شده اگه میگم بسه واسه اینه که محافظه کاری های 40چراغ و مشکلاتی که براش پیش میارن خدشه ای به هون شور وذوق وارد نکنه.قبول کنید دلایل عوض شدن 40چراغ فقط اونهایی که گفتید نبوده. واما 1نکته ی خیلی مهم اینه که گذشته از بزرگ شدنم(!)وتغییر 40چراغ هنوز هم مطالب منصور ضابطیان مو بر تنم سیخ می کنه.هنوزم صفحه های گاه به گاه شما سرکیفم میاره.هنوز بخش مهمی از دیدم به ادبیات رو مدیون سجاد صاحبان زندم و هنوزم ازشون یاد می گیرم.هنوز صفحه ی اول رو به عشق 1نوشته بر باد تازه ی اقای خلیلی دوست داشتنی وا می کنم.هنوز «برادر نگاهت را»ارش خوشخو و انتقادات تندشون یادم نرفته.هنوز نامه نویسی عشقمه(هرچند ماهاست که ننوشتم)هنوز بعضی از تکه کلام های رها تو دهنم می چرخه و هنوزم به خیلی از تفسیرهای علی میرمیرانی استناد می کنم اما…
    اقای روحبخش ما فکر می کردیم با40چراغ سالهای اول نه تنها خودمون بلکه دنیا رو می تونیم عوض کنیم.زیادی تند نسبت بهم موضع گرفتید…احساس مارو هم درک کنید!

    ———-
    خواب بزرگ: نه ولله چه موضعی! ماجرای مجله فیلم را پیش کشیدم تا باور کنید که درک می‌کنم

  • عسل می‌گوید:

    10000000000000بار ممنونم….
    40چراغ زندگی منه……
    ممــــــــــنون!

  • سورئالیست می‌گوید:

    چیزه….سروش.نه ولش کن بگم دعوا میشه باز! اهم….ولکام بک

  • ماهان می‌گوید:

    ولی این موج جدید نویسنده ها(نوقلم ها) وقعا افتضاح هستند. قبول کنید.

  • آونگ می‌گوید:

    آقای روحبخش عزیز! ممنون از جواب بلند بالا و با حوصله تان. من هم 6 ماهی چلچراغ را نخواندم. این را قبلا امتحان کرده ام. شاید حق با شماست. اما من در نشریه های مشابه چلچراغ (از نظر نوع مطالب و تنوع) چیزی که با گذشته های چلچراغ برابری کنه و منو راضی کنه پیدا نکردم. فکر می کنم باید به اعتماد اکتفا کنم.

  • آونگ می‌گوید:

    آقای روحبخش عزیز! ممنون از جواب بلند بالا و با حوصله تان. من هم 6 ماهی چلچراغ را نخواندم. این را قبلا امتحان کرده ام. شاید حق با شماست. اما من در نشریه های مشابه چلچراغ (از نظر نوع مطالب و تنوع) چیزی که با گذشته های چلچراغ برابری کنه و منو راضی کنه پیدا نکردم. فکر می کنم باید به اعتماد اکتفا کنم. نمی دانم…

  • فرزانه می‌گوید:

    میشه یه توضیحی هم در باره جدا شدن چند تا ازمهره های اصلی چلچراغ بدین لطفن

  • پریزاد می‌گوید:

    می میرم برات..

  • پدي می‌گوید:

    منم مثل همه از برگشتش خوشحالم ولي از اين دلم مي سوزه كه يه سازمان اگهي ها ارزش اين دو هفته نبودنو نداشت داشت؟

    ———
    خواب بزرگ: بامزه اینجاست که صحت این شایعات غریب جسته گریخته را بدیهی فرض می‌کنید!

  • پدي می‌گوید:

    بامزه تر اينه كه اين شايعه رو از زبون يكي از همونايي كه رفتن بشنوي واقعا جالبه اينطور نيست؟

    ———
    خواب بزرگ: و بامزه‌تر اینجاست که این شیطنت‌ها را، همان کسی که ازش نقل قول کرده‌اید ( و نمی‌دانم کیست) حاضر نخواهد بود به گردن بگیرد!

  • پدي می‌گوید:

    چرا حاضر نخواهد بود؟! خب وقتي گذاشت رفت يعني حق با اوناييه كه موندن؟
    يعني ميگي اسم هوتن تو سازمان اگهي ها تاحالا بود وما كور بوديم ونمي ديديم؟
    من اپم اگه سربزني ممنون ميشم

    ———–
    خواب بزرگ: «حق» و «باطل» بودن اینجا موضوعیت ندارد. تا حد زیادی پای اختلاف منافع در میان است. اما شما پدی عزیز! اسم ژوله و شرف‌الدین هم تا دو هفته پیش نبود به این معنی است که اساساً اختلاف سر آنها بوده؟ اطلاعات شما دقیق و کامل نیست.

  • پدي می‌گوید:

    نه از خود اقاي عموزاده هم كه بپرسي بهت ميگه كه خب اينا رفتن عوضش ‍ژ‍وله و شرف الدين وحسين پور برگشتن ناراحت نباش اگه بحث ما ديدن اسماي جديد باشه لابد بايد اينم گفت چون حسين يعقوبي بعد از رفتن شرف الدين اومد لابد باهم اختلاف داشتن ايا اينطور بود؟ اختلاف منافع! منافع اون 4تانويسنده بيشتره يا سازمان اگهي ها؟! ما چيز زيادي ازتون نخواستيم فقط مي خوايم همون قدري كه ما باهاتون صادقيم وهميشه همراهتونيم شما هم همين طور باشيد ببخشيد كه خواسته ي زياديه واطلاعات ماهم به قول شما كامل ودقيق نيست ونبايدم از اين كامل تر ودقيق تر بشه!

    ———-
    خواب بزرگ: 🙂

  • پدي می‌گوید:

    خب جوابمو گرفتم خيلي ممنون

  • پدي می‌گوید:

    مثل هميشه عادت شما 40چراغي هاست البته بجز اقاي عموزاده

  • پدي می‌گوید:

    بحث 40 چراغ به نظر به انتها رسیده میاد

    یا در نهایت اینه که با ابرو ریزی به کار خودشون ادامه میدن و خودشون میفهمن که دیگه دوره اشون تموم شده

    تا جاییکه من فهمیدم یه سری از نویسنده های مطرح تر 40 چراغ مثل میرمیرانی و صدری و خوشخو و ضابطیان خودشون رو از 40 چراغ کشیدن کنار. به این علت که میگن عمو زاده در حق خدا بخش و مظاهری (سرمایه گذاران کارگزارانی 40 چراغ) داره نامردی میکنه و نباید بدون نظر اونها به ادامه ی 40 چراغ به هر دلیلی بپردازه اما کسی این وسط نمیگه که شما خودتون از سر ترستونه که کشیدی کنار . به هر حال مزایای کار کردن تو روزنامه های کثیر الانتشار مثل اعتماد و کارگزاران و سرمیاه خیلی خیلی بهتر از هفته نامه ی تین ایجی هست.قابل توجه این که روزنامه های نامبرده همگی از ان این دو سرمایه گذار هستش.
    به هر حال 40 چراغ به احتمال زیاد با سردبیری سروش روحبخش به حیاتش ادامه میده و البته خبرنگارهای جزئی مجله هم مثل مرعشی و پویان امیری و ازاده عصاران و رامین طبرسی و تا اینجای کار صاحبان زند از مجله کشیدن کنار.

    شرمنده كه اينقدر اطلاعاتم كمه

    ——
    خواب بزرگ: پدی جان مفرح بود این آش در هم جوشی که گفتی! «خبرنگاران جزئی چون آزاده عصاران و صاحبان زند»! «سرمایه‌داران کارگزارانی چلچراغ» ! هاها .بحث ما به آخر رسیده پدی جان.این کامنت‌دانی دربست مال شما. بیا و افشاگری مبسوط کن. ولی شرمنده که دیگر جوابی نخواهم داد 🙂

  • پدي می‌گوید:

    من اينو نگفتم بلكه كپي كردم مگه تاحالا چه جواب قانع كننده اي داديد كه از اين به بعد بخواين بديد؟! اقاي روحبخش عزيز واقعا اينقدر خنده دار بود مايه تاسفه!!!! منم از اين به بعد سعي مي كنم بيام وفقط بگم چه پست قشنگي عجب وب خوبي!ايا مايل به تبادل لينك هستي؟! چون فكر مي كنم شما همينو مي خوايد!

  • الاله می‌گوید:

    راستش منم این شایعات رو شنیدم اما تا خود 40چراغی ها افشا نکردن باور نمیکنم.بعدم ببین دوست عزیز پدی جان فکر کنم حالت خوب نیست…ازاده عصاران مبتدیه؟وای خدایا اقای روحبخش من رو هم در خندیدن به فرمایشات این دوست عزیز سهیم بدونید…سجاد صاحبان زند…سجاد صاحبان زند…خبرنگار جزئیه؟به حق چیزای نشنیده!…

  • پدي می‌گوید:

    الاله جان اصلا فكر نمي كردم اين طوري باشي كسي كه نخونده حرف مي زنه!! گفتم كه حرف من نيست اگه راه تالار 40چراغو بلدي بيا وببين اين حرفو كي گفته وگرنه به توهم بايد گفت واي نظرخوبيه

  • mahtaab می‌گوید:

    فقط میتونستیم تو این مدت به خودمون امیدواری بدیم که تنها یاران ما در این روزگار قصد تنها گذاشتن ما رو ندارند .. ممنون بابت همه چیز. به سهیل فاطمی هم خیلی سلام برسونید.

این چیست؟

شما در حال خواندن شنبه خوب در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: