دومین پدر شرلوک

نوامبر 1, 2008 § 21 دیدگاه

 

اغلب اوقات زمانی که صحبت از خالق  شرلوک هولمز می‌شود همه به یاد سر آرتور کانن دویل می‌افتند. هیچ‌کس از خالق دوم هولمز یاد نمی‌کند. خالق شمایل شرلوک هلمز. صاحب همان دو حرف S.P که پایین تصویرسازی‌های هولمز به چشم می‌خورد: آقای سیدنی پجت.

سیدنی پجت بیش از 350 تصویرسازی بر داستان‌های کانن دویل انجام داد.تصاویر سیاه و سفید و غم‌انگیزی که بعدها منبع الهام تمام کسانی شد که قصد اقتباس نمایشی از هولمز را داشتند. در داستانهای دویل جز بینی عقابی و اندام لاغر هولمز اشاره دیگری به سیمای او نمی‌شود. در واقع آنچه ما امروز از هولمز می‌شناسیم، از چانه نوک‌تیز و مدل‌مو و حتی آن کلاه دو لبه معروف مدیون خیال سیدنی پجت است.

سیدنی پجت خیلی اتفاقی تصویرگر هلمز شد. سال 1891 مجله استرند سفارش کاری را به والتر پجت فرستاد. نامه به جای این که به والتر پجت ،تصویرگر جوان، برسد از دفتر برادر بزرگتر او سیدنی سر درآورد. سیدنی اولین تصویرگری‌ها را انجام داد. همزمان هم قصه‌های کانن دویل و هم تصاویر سیدنی شوری در علاقه‌مندان داستانهای پلیسی به پا کرد. بعد از آن بود که کانن دویل رسماً‌ از سیدنی خواست تصویرگری داستانهای بعدی را هم منحصراً به عهده بگیرند.

شایعه شد سیدنی برای ترسیم هولمز، برادرش والتر را مدل قرار داده. همان پیشانی بلند و مدل مو و چشم و فک و گونه. برای قضاوت در این مورد کافی است نگاهی به چهره والتر بیاندازیم:

همچنین سیدنی کلاه deerstalker  (که محبوب خودش نیز بود) را برای اولین بار سال 1891 روی سر کارآگاه گذاشت. نوعی کلاه شکار آهو که تا پیش از قرار گرفتن روی سر شرلوک هولمز چندان محبوب نبود. او  شنل کوهستانی Inverness را هم تن هولمز کرد و برای ابد تصویری یگانه از او ساخت.

پس از درگذشت سیدنی در 1908 کسان دیگر کار او را ادامه دادند. اما هیچ‌کس از چهارچوب جهانی که سیدنی برای هولمز و پلاک 221 ب خیابان بیکر ساخته بود خارج نشد و او همواره مهم‌ترین خالق بصری هولمز باقی ماند.

دوره مجله استرند با تصویر سازی‌های سیدنی یکی از گران‌ترین آرشیوهای تاریخ مطبوعات است. در نوامبر 2004 یکی از تصویرسازی‌های او برای داستان مسئله نهایی که هولمز و موریارتی را گلاویز بر لبه آبشار رایشنباخ نشان‌ می‌داد، در حراج سودبای نیویورک به قیمت  220 هزار و 800 دلار فروخته شد.

 

نمونه‌ای از Inverness cape و deerstalker

 

نمونه‌هایی از تصویرسازی پجت برای هولمز (برای دیدن اندازه بزرگتر کلیک کنید) :

 

   

 

 

 

+ گفتگو با کریم‌ امامی فقید درباره هولمز

+ کنار شومینه خیابان بیکر

+ رگه تاریک هولمز

§ 21 پاسخ برای دومین پدر شرلوک

  • Mohsen می‌گوید:

    شرلوک هولمز با آن چهره بی روح و ساکن یکی از دوست داشتنی هاست. ممنون که با خالقش آشنایم کردی.

  • پانته‌آ می‌گوید:

    نصيب شما هم بشه، مستر هولمز بطلبه، تشريف ببريد لندن، بيکراستريت شمارهء ۲۲۱ب، شفا بخواهيد. ما که جای شما رو خيلی خالی کرديم 🙂

    ———–
    خواب بزرگ: ما که ولله اگر یک دلیل داشته باشد روزی برویم شهر بارانی ارواح همین بیکر استریت لامروت است.راستی هنوز عکس مجسمه حضرت هولمز را که فرستاده بودید داریم ها… 🙂

  • سروش می‌گوید:

    یکی از تاثیر گذارترین جنبه های شرلوک هلمزی که ایرانی ها میشناسند , صدای دوبلور شرلوک هلمزه که زیاد بهش اشاره نمیشه. 🙂

  • فرشته می‌گوید:

    مرسی که در مورده هولمز توضیح دادید.
    به نظر من شخصیته هولمز قبل از هر چیزی به یه چشم تیز و تاثیر گزار نیازمنده.

  • سجاد صاحبان زند می‌گوید:

    تو هم دست کم از این باباسیدنی پجت نداری. من که شرلوک هولمز با تو می شناسم. با خیال تو.

    ————
    خواب بزرگ: به‌به! 🙂 مگر اینجا شما را ببینیم سجاد جان

  • ناشناس می‌گوید:

    اين از ان چيزهايي بود كه اگر نمي دانستمو مي مردم نيم عمرم بر فنا بود…
    واقعا بر فنا بود…
    نه خداوكيلي بر فنا بود…
    هر چه مي كشم از دست همين شرلوك هلمز و اتفاقا با همان كلاهش مي كشم…از انهايي ست كه پاي ثابت تفكرات من ست.گاهي توي ذهنم جاي من هم فكر مي كنم كه همين جا مي گويم كمال قدر داني را ازش دارم.

  • ناشناس می‌گوید:

    ها…امده بودم حرف خودم را بزنم حواسم پرت شد…
    خيلي اين شماره چل را دوست داشتم يك جور البوم خاطرات همه ما بود…من با ان يادگار قديمي شما كه دوباره اين شماره چاپش كرده بوديد كلي زندگي كرده ام…باورتان مي شود يا نه اما يكي از اثرگذارترين نوشته هاي زندگي من بود كه كلي تغيير توي زندگي ام داد…خواسته يا نا خواسته خودم را هم عوض كرد…بعله دقيقا همان موقعيت هاي سينمايي را مي گويم كه بهش نمي ياد ازين كارا بكنه وادم عوض كنه…خوبيش هم همين انعطاف و فروتنيش بود…

    ———-
    خواب بزرگ: راستش برایم خیلی سخت است تصور کنم چطور آن نوشته می‌تواند زندگی را تغیر دهد. برای خودم آنقدر جدی نبود. دوست دارم نگاه شما را بدانم…تا تعریف کنم که چطور مثل هر مخاطب خوب دیگری خودتان بهش معنی داده‌اید.

  • ن.شقایق می‌گوید:

    حق
    درود
    به عنوان یکی از طرفدارهای پر و پا قرص شرلوک هولمز از شما بسیار سپاسگزارم.
    به من هم سر بزنید.

  • پیکرتراش می‌گوید:

    خدا عوضت بده مرد! 🙂

  • ناشناس می‌گوید:

    د خوبيش همين بود ديگر.اين كه نوشته محكم و جدي به ادم تلنگر بزند كه كاري ندارد.
    پهمه كارهايي را كه كرد بخواهم بگويم مثنوي 72 من ست.اوليش اين بود كه سوژه را مي توان ازدل همين روزمرگي پيدا كرد كه هميشه حرفش را مي زني و …(كامنتهاي بعدش را يادت هست؟)بعدش اين كه كاري را كه همه مي كنند تو نكن.سوم اين كه بعضي كلمات توي متن جواهرند كه نمي گذارند نوشته بيافتد و…
    همان جاها بود كه براي چند جايي نوشتم و البته ان نوشته شما را گذاشته بودم جلوم و مي نوشتم گرچه نوشته من هيچ چيزش به ان نوشته شما نمي رفت.
    بعد مقدار متنابهي همه دوستم داشتند براي ان نوشته ها كه خب از ادمي كه هميشه اگهي هاي تسليت را براي رفقا مي نوشت و …عجيب بود…همان وسط ها بود كه زندگي م با همان روزها و اتفاقاتش كه ادامه جريان ان نوشتن بود تغيير اساسي كرد.حالا اگر چه 180 درجه متفاوت از روزهاي قبل از ان مجموعه نيستم اما 120 درجه كه تفاوت دارم.
    حق با شماست اما ان تلنگري كه بايد يك نوشته به ادم بزند تا بفهمي نوشتن بلدي انجا بر اين موجود نازل شد…
    اخرين باري كه ان نوشته را يك دور خواندم و نوشتم 3 هفته قبل بود…قراربود نامه اي به همان چل وزين بنويسم.
    حس ان نوشته شايد بزرگ ترين چيزي بود كه داشت گرچه پارتيشن بندي بود اما لحن يك اهنگ و برخي از جملات و كلماتش …
    بعضي وقتها ادم با نوشته هاي يك نويسنده ان قدر رفيق ست كه فكر مي كند اگر من هم مي نوشتم دقيقا همين ها را مي نوشتم.نوشته هاي شما اغلب براي من اينجوري ست.حالا شما فكر كنيد توي چل هر چند وقت به چند وقت اين جوري مي نويسيد؟منظورم اين ست كه اين نوشته ميان نوشته هاي شما تازگي خودش را داشت.شايد اين بود دليلش يا چه مي دانم هر چيز ديگري…
    ديده ايد ادم گاهي به جوكي مي خندد كه هيچ كس نمي خندد از شعري لذت مي برد كه هيچ كس…از اهنگي از فيلمي از جمله اي از…

    حالا ادم فكر مي كند كه اين اتفاق مي توانست با هر نوشته و هر زمان ديگري باشد اما هيچ كس كه نداند خودم كه مي دانم نمي شد.
    من هم نگفتم فلسفه وجودي نوشته متحولم كرد.گرچه خيلي از نوشته هاي ديگرتان اين كار را با ادم مي كند.

    ———–
    خواب بزرگ: چه طور بگویم که آن نوشته خیلی عادی بود که نه فروتنی الکی تلقی شود نه به کسی که از آن خوشش آمده بربخورد؟ خب مطمئن بودم که شما «خود»تان را در آن دیدید و چیزهایی را یادتان انداخته. این «خود» هم باید «خود» حسابی باشد که بتواند از آن نوشته تکان بخورد. که بتواند نوشته را به «آن روزها و اتفاقاتش» ربط بدهد. اساسا این هنر همه کسانی است که نوشتن را می‌فهمند. چطور بگویم این کامنت ناشناس حواسم را جمع کرد و منقلب کرد و گیجم کرد و معادلاتم را به هم ریخت و دستم را لرزاند و چیزهایی را یادم آورد که پاسخ متملقانه‌ای تصور نشود؟

  • ناشناس می‌گوید:

    حالا كه فكر مي كنم.يك جا پشيمان مي شوم از گفتنش…نبايد مي گفتم.2 تا كامنتم را يك جا پس مي گيرم.

    ———
    خواب بزرگ: پس نمی‌دهیم 🙂

  • سروش می‌گوید:

    سلام
    سایت رادیو وبلاگستان راه افتاد. اگه خواستی ثبت نام کن رفیق
    http://www.radioweblogestan.com
    http://www.station.radioweblogestan.com
    شاد باشی و موفق

  • پدي می‌گوید:

    اقاي روحبخش اپم اگه بيايد خوشحال ترم مي كنيد

  • صندوقک می‌گوید:

    نمی دونستم خیلی جالب بود مرسی

  • hamed می‌گوید:

    خدا رحمت كنه جرمي برت رو
    الحق كه خدا ساخته بودش براي نقش هلمز
    با اون بازي محشرش وااااااي

  • Hamid Reza می‌گوید:

    با نوشتن مطلب شما بار دیگر سری کتابهای هولمز با ترجمه بسیار خوب مرحوم کریم امامی را که اتفاقا همراه با همان عکسهائی است که توسط سیدنی پجت در مجله استرند به چاپ رسیده است را از کتابخانه ام درآورده و نرور کردم. وافقا این کتابها بدون این تصاویر یک چیزی کم داشت. همان طور که دوستمان نیز فرمودند نباید از صدای خوب آقای بهرام زند که باعث ماندگاری بیشتر شرلوک عزیز نزد ما ایرانیان شده یادی نکرد. با تشکر از پست خوبتان.

  • […] دومین پدر شرلوک اغلب اوقات زمانی که صحبت از خالق شرلوک هولمز می‌شود همه به یاد سر آرتور کانن دویل می‌افتند. هیچ‌کس از خالق دوم هولمز یاد نمی‌کند. خالق شمایل شرلوک هلمز. صاحب همان دو حرف S.P که پایین تصویرسازی‌های هولمز به چشم می‌خورد: آقای سیدنی پجت. […]

  • رضا عالی نیا می‌گوید:

    سلام
    ممنون بخاطر خاطره که دوستش میدارم و دوستش میداری
    شرلوک قهرمان همیشگی و بد عنق من و سر آرتور ضد استعماری که از ملکه نشان گرفت دایی همیشگی من است سپاس سپاس سپاس سپاس سپاس سپاس سپاس !

  • jbakhtyar می‌گوید:

    شرلوک هلمز و سریال هایش را بسیار دوست دارم
    کار این آقا نیز جای تقدیر دارد
    هم چنین شما بابت معرفی
    ممنون

  • ناشناس می‌گوید:

    خوب خوب

  • […] و شنل آیکونیک هولمز را هم می‌توانید پای ایشان بنویسید. اینجا درباره هنر ایشان و تاثیرش در خلق هولمز […]

این چیست؟

شما در حال خواندن دومین پدر شرلوک در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: