مصائب یک جن‌گیر سیگاری

اکتبر 26, 2008 § 8 دیدگاه

          

شهروند امروز- آخرین راه حل همه آنهایی‌ست که مشکلات غیر عادی دارند. یک تماس می‌گیرند و سر و کله او پیدا می‌شود. با موهای بلوند و بارانی شلخته و کراوات شل  و افسردگی دائم و سیگار روشنش. او جان کنستانتین است. جن‌گیری شغل اوست.

جان کنستانتین اولین بار سال 1985 در کمیک هیولای مرداب نوشته آلن مور ظاهر شد. استقبال از این کاراکتر آنقدر بود که نشر ورتیگو ( دی‌سی‌کمیکز) سه سال بعد اولین جلد مجموعه کمیک دوزخ‌افروز را با محوریت کنستانتین روانه بازار کرد. مجموعه‌ای که تا کنون بیش از 250 کمیک‌ را شامل می‌شود.

دوزخ‌افروز فصل تازه‌ای را در کمیک‌های وحشت باز کرد. بازگشت به دخمه‌های گوتیک و ورود مذهب به فضای کمیک‌بوک از جمله‌ این اثرات است که می‌توان نشانه‌هایش را در کمیک‌های دهه نود امریکا ( مثلن  مجموعه کتاب جادو ) دید.
تا پیش از دوزخ‌افروز، حضور مسیحیت در ژانر وحشت محدود به هیولاهای مرتد و دراکولاهای دلشکسته بود. اگر قرار بود در  کمیک‌(یا فیلم) ترسناکی، کمی چاشنی مذهبی وارد شود، می‌شد نگاه کاتولیک و تقسیم‌بندی‌ دو قطبی خیر و شر   و نقش رهایی‌بخش کلیسا حضوری قاطع داشت.
در دوزخ‌افروز قواعد بازی شکسته می‌شود. نخست این که تقسیم‌بندی و مراودات خیر و شر به همان سادگی نیست که قبلن می‌دیدیم. در مورد خیر یا شر بودن بسیاری از شخصیت‌های کتاب نمی‌توان به نتیجه قاطعانه رسید. و بعد این که نقش کلیسای کاتولیک  و  واسطه‌های مذهبی در رستگاری موجودات بدبخت و فلک‌زده به شدت مورد تردید است. نه کسی در امان است و نه هیچ شری شر.

تصویرسازی‌های دوزخ‌افروز  نیز مانند بسیاری از کمیک‌های سریالی در طول سالها دستخوش تغیر بوده است. از تصاویر ساده چهاررنگ تا تصویرسازی‌هایی با جزئیات فراوان و پر رنگ و لعاب می‌شود در مجموعه پیدا کرد.در برخی قسمت‌ها تاکید بر خشونت عیان به چشم می‌خورد در بعضی دیگر سکوت و سادگی متافیزیک شرقی. تعدادی از کتاب‌ها مشخصاً برای مخاطبین اکشن‌پسند نوجوان تولید شده و شماری دیگر برای بزرگسالانی که می‌توانند از درک نکات و ریزه‌کاری‌های فرامتن کتاب لذت ببرند.

گذشته از قصه‌های نامتداول شخصیت خود جان کنتستانتین به شدت جذاب است.
شمایل و ظاهر کنستانتین از استینگ خواننده الهام گرفته شده، به همین دلیل زمانی که  فرانسیس لارنس اعلام کرد کیانو ریوز را  برای بازی در نقش کنستانتین، در نظر گرفته بسیاری از هواداران کمیک شاکی شدند.
جان کنستانتین متولد لیورپول است.زندگی‌ خانوادگی متلاشی دارد. همراه خواهر کوچکش نزد عمه‌شان زندگی می‌کند. او چیزهایی می‌بیند که نباید ببیند. چیزهایی که او را بعدها به لندن و آوارگی در کلوپ‌های زیرزمینی جن‌گیران انگلیسی می‌کشد.
او در عین حال که ظاهرن یک  شکاک کلاسیک است، با جدیت به شغل شریف جن‌گیری مشغول است. زیاد در مورد اعتقاداتش صحبت نمی‌کند و بارها متوجه می‌شویم  دودلی‌ها و ناامیدی او بسیار از ایمان روزمره مراجعانش عمیق‌تر و فلسفی‌تر است. انگار پس نقاب بی‌قید و بی‌حوصله‌اش یک مومن جنگاور و چالش‌طلب نشسته.
جان کنستانتین بی‌اعتقاد باید مدام برای مراجعان ابلهش توضیح بدهد که نه تنها دوزخ حقیقی‌ست، بلکه به لطف شغلش چندباری هم به آنجا سر زده!
یکی از تصاویر محبوب طرفداران دوزخ‌افروز فریمی‌ست که نشان می‌دهد جان  همچون هملت با جمجمه‌ای در دست نجوا می‌کند.

اولین زمزمه‌های اقتباس سینمایی از  کمیک دوزخ‌افروز به اوایل دهه نود برمی گردد. کمپانی براردان وارنر که امتیاز انحصاری اقتباس از آثار دی‌سی‌کمیکز را دارد سخت درگیر بلاک‌باستر بتمن است. از طرفی پروژه ساخت دنباله برای سوپرمن هنوز به نتیجه نرسیده و حساسیت‌ها برای قبول یک اقتباس دیگر بالا رفته است. هیچ‌کدام از فیلمنامه‌هایی که براساس دوزخ‌افروز نوشته شده توجه کمپانی را جلب نمی‌کند. این کش و قوس حدود یک دهه تا زمانی که دو فیلمنامه‌نویس جوان گمنام فیلمنامه کنستانتین را می‌نویسند طول می‌کشد.اقبال مجدد سینما به جهان کمیک در هزاره جدید سرانجام پروژه کنستانتین را کلید می‌زند.برای کارگردانی قرعه به نام فرانسیس لارنس، کلیپ‌ساز استرالیایی تبار می‌افتد. تغیرات آغاز می‌شود. جان کنستانتین بلوند انگلیسی تبدیل به مردی مشکی و  امریکایی می‌شود. محبوبیت کیانوریوز بخاطر ماتریکس آن‌قدر قانع‌کننده هست که کمپانی علی‌رغم دلخوری طرفدران حاضر به اعمال این تغیرات‌ است.سال 2005 فیلم اکران نسبتاً موفقی را تجربه می‌کند هر چند لارنس بعدها اعتراف کرد، با ترس و لرز در نمایش انگلیس فیلم حاضر شده است! فیلم البته به تغیرات ناگزیر دیگری هم تن داده بود. هالیوود بر خلاف دی‌سی‌کمیکز نمی‌توانست ساده از ممیزی تعدد صحنه‌های سیگار کشیدن شخصیت اول داستان بگذرد. به همین دلیل جان کنستانتین فیلم- برخلاف کمیک-  سرانجام متنبه می‌شود، دخانیات را ترک می‌کند و در سکانس پایانی به جای سیگار کشیدن آدامس می‌جود!

×××

منتقدی یک‌بار  شخصیت جان کنستانتین را با کارآگاه محبوب داستانهای چندلر قیاس کرده و گفته بود او یک فیلیپ مارلوی جن‌گیر است! قیاس بی‌راهی نیست.
همان تکبر و طنز و  تخصص و شلختگی؛ و همان نگاه ژرف به هاویه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم.

§ 8 پاسخ برای مصائب یک جن‌گیر سیگاری

  • شیزوفرنی تنها می‌گوید:

    اااااااا…پس مطلب این بود ما گشتیم نیافتیم.
    ترنس مترو باشه طلبت تا حوصله و وقتی باشه و بنویسمش.

  • behzad می‌گوید:

    پست جالبی بود

  • الی شبح می‌گوید:

    هوووووووووم، تصمیم گرفتی اینجا رو با کمیک شاپ ادغام کنی؟ 😀
    در کل خوب بود، باز هم از این نکات(؟!) بنویس. من که کمیک های دوزخ افروز رو نخوندم ولی قیافه کیانو ریوز هم به این شخصیته می خورد. من که خوشم اومد. در کل از عکس این شخصیته که اینجا گذاشتی به نظرم بهتره البته ممکنه علتش هم این باشه که کلا از قیافه کیانو ریوز خوشم میاد. ممکنه هم علتش این باشه که بیکارم و همین جوری دارم نظر تایپ می کنم و می خوام طولانی شه!!!

  • golmaryam می‌گوید:

    یک جن گیر هم توی لاست بود، نبود؟ نه، نه اون با روح مرده ها حرف می زد و می تاروندشون. هی.. یادش به خیر

  • خازييل می‌گوید:

    آقا جان

    قربان رويت بروم،
    بيا و اين پياله را بگير و برو بالا.

  • lady m می‌گوید:

    جناب خواب بزرگ قبلاها زرنگ تر بود و زودتر آپ می کرد. خواب زمستانی را بی خیال شوید و کمی آتش ‏برافروزید البته نه از نوع دوزخی اش.‏

  • عسل 40چراغی می‌گوید:

    چشم به راهیِ آفتاب
    که آينه‌خوانیِ رويا نمی‌شود.

    اين شبنمِ قانع به يکی گلبرگِ تاکی مگر
    اگر عمرِ سحرگاهیِ شبتاب را می‌دانست
    اين همه از لغزشِ انعکاس
    سرمستِ نور و نمازِ علف نبود.

    دريغا شبنمِ دريانديده‌ی من
    آسمان، برهنه
    باد، خواب وُ
    آدمی … تنهاست.

  • […] بزرگ! یه پست در مورد شخصیت کنستانتین و مجموعه ی Hellblazer نوشته ، یکی از بهترین سری کمیک های ورتیگویی که هم Art عالی داره […]

این چیست؟

شما در حال خواندن مصائب یک جن‌گیر سیگاری در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: