نتوانم

اکتبر 10, 2008 § 12 دیدگاه

من بی جک و کیت، زیستن نتوانم         بی‌ سویر، کشید بار تن نتوانم

من بنده آن دمم که جان لاک گوید         یک دیسک دگر ببین و من نتوانم

لیبل: خماری شبهای پس از سیزن 4

§ 12 پاسخ برای نتوانم

  • نازلی ل.م می‌گوید:

    (((((= بابا شاعـــــــــــــــــر!!!
    خدائیش… ما هم همینجور میباشیم… با اینم خیلی حال کردم
    بی سایر،کشید بار تن نتوانم…
    اقا سعیدُ یادت رفت بگی.
    بی سعید هم خوردن و اشامیدن نتوانم.(اره میدونم خیلی لوس بود).((؛

  • محمد جواد شكري می‌گوید:

    اين لاست چه كرده ها!!!

  • sadjad می‌گوید:

    شپرد گم گشته بازآید به جزیره غم مخور
    کلبه جیکوب شود روزی گلستان غم مخور
    ای دل غمدیده حال جان به شود دل بد مکن
    وین بن شوریده بازآید به سامان غم مخور
    / این دو بیتی رو برا قسمت آخر سیزن چهارم سروده بودمی! ای روزگار!

  • فرهاد یلدا می‌گوید:

    نتوان

  • روزبهان می‌گوید:

    سلام
    اگر » کوبه «ی خانه ی مرا بزنید در را به روی شما می گشایم با :
    ( …و اینها همه از تمرین است )

  • محمد می‌گوید:

    ببین کامنت ساعت چند و نشون می ده من الاد ذارم سیزن یک و می بینم
    پسر رفتم دیدم با من کاری بکرد که شمس با رومی نکرد
    راستی یهکم از پستم و از یکی از پستای تو الهام گرفتم بدون ذکر منبع این حرفا
    بایستی ببخشید ریفیق

    ———-
    خواب بزرگ: 🙂

  • دیو می‌گوید:

    خماریش از خماری شیشه هم بدتره. من سیزن آخرو کم کم نگاه می‌کردم که تموم نشه.

  • پيمان نعمت پور می‌گوید:

    سروش جان سلام
    دلمان برايت تنگ شده اي كم معرفت به حق دوستي!!!رباعيت منو ياد اونشب انداخت …يادش بخير !انگار موبايلت رو واگذار كردي رفيق ؟ چون من شماره تو گرفتم يه نخراشيده برداشت و … تل منزل هم كه مدام رو پيام گيره و من اهل پيغام گذاشتن نيستم!!!!
    خلاصه …دنبال اين لاست لعنتي ام ، يه جا ديدمش تو يه سايت ميگه 8 دي وي ديه ! زير نويس فارسي… خريدم ، هنوز نيومده… ولي تو ميگي كه 22 تاست و حالم گرفته ميشه.
    اگر تا چند روز آينده با من تماس نگرفتي جونت در خطره پسر! بهتره بري همون جزيره قايم بشي. از خشم يه لر بترس كه عاقبت نداره …از ما گفتن بود.(يا حق)

  • ماهان می‌گوید:

    why do you think saeid is a bad man ?

    ———
    خواب بزرگ: نه ولله من کی فکر کردم سعید بدمنه؟ بیچاره اسمش جا نشد!

  • شرمین می‌گوید:

    می دونم جواب هیشکی رو نمیدیوواسه خودت گم می شی تو جزیره کوفتی و به ریش ما می خندی.این لاست که میگن همینه.سریالش قشنگه اما مردمش بدن.

    ———
    خواب بزرگ: شرمین عزیز! من الانش هم تو همان جزیزه کوفتی عزیز هستم. تو نیستی مگر؟

  • علي می‌گوید:

    ناديده ي لاست در جهان كيست بگو
    تا سيزن بعد چون توان زيست بگو
    اندر خم اين قصه اگر گيج و گمي
    پس فرق تو و گمشدگان چيست بگو

  • علي می‌گوید:

    دنباله ي لاست نه تو داني و نه من
    اسرار جزيره نه تو خواني و نه من
    از قصه ي جان لاك و جك و سوير و بن
    تا سيزن بعدي نه تو ماني و نه من!

    ——————
    خواب بزرگ : آقا ما رسمن لنگ را انداختیم ها 🙂

این چیست؟

شما در حال خواندن نتوانم در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: