?Et tu, Brute

اوت 12, 2008 § 10 دیدگاه

 

برادر جان آن مرد غمگین کیست؟

او ؟ روزگاری تنها امپراطور سرزمین‌هایی بوده که می‌شناسیم.

مقربین و شیاطین و مردگان همه مردی را می‌شناسند که قرن‌هاست کنجی نشسته و  نگاهش ناکجا را می‌جورد.

حالا به فتوحاتش فکر می‌کند؟ به زن‌ها و شراب‌ها و جشن‌ها؟ به جنگ‌ها؟ به علت قتل خودش؟

نه! او سزار است و  قرن‌های قرن است تنها به بروتوس فکر می‌کند….

§ 10 پاسخ برای ?Et tu, Brute

  • نسترن می‌گوید:

    آه، تو هم بروتوس!!!قرن هاست که از صبح تکرارش می کنی…شب شده، خنجری تا دسته در سینه ی وابستگی هایت فرو رفته!!!

  • علیرضا می‌گوید:

    استاد آپم . خوشحال میشم سری بزنید . من معمولا از اینجور نظر ها نمی دهم ! الآن هم دیگه استثنائا اینطوری شد :d
    موفق باشید

  • محبوبه میم می‌گوید:

    آه بروتوس بروتوس
    این زخم را می بینی ؟

  • امید می‌گوید:

    «بروتوس، تو هم؟»
    این سه کلمه دریایی از معناست. شکسپیر چه کرده!

  • سوفیا می‌گوید:

    کی بروتوسه؟

  • علیرضا می‌گوید:

    شاید هم داشته باشیم !

  • سلام سروش عزیز
    احساس من اینه که سروش مجازی با سروش چلچراغی خیلی متفاوته . سوالهای زیادی که این روز ها دارم و شاید نمی تونم همش رو تو دفتر مجله ازت بپرسم و آووردم اینجا که بتونم به کارم ادامه بدم و مثل خیلی ها که کنار گذاشته می شن کنار نرم . چرا مخاطب چلچراغ هجو رو می پسنده و دوست نداره از دنیای کاملا حقیقی حقیقت رو به زبان .اقعی خودش بشنوه ؟ پرا باید همه چیز و با شوخی و بزله گویی آسون کنیم ؟ چرا باید لقمه های جویده شده رو تو دهنش بگذاریم تا لطف کنه و ببلعه ؟ چرا طی هفت سال هنوز یاد نگرفته که فکر کنه و ما باید تمام اون چیزی رو که برای خلقش فکر می کنیم رو به صورت اطلاعات بی رزش در اختیارش بگذاریم ؟ از این جهت می گم بی ارزش که سعی نمی کنیم یادش بدبم راجع به اونا فکر کنه و فقط یادش می دیم حفظ کنه . چرا ما هم باید راهی رو بریم که آموزس و پرورش رفته و نتیجه اش جز تحویل دادن یه عده لمپن نشده ؟ امیدوارم کمکم کنی . منتظر کامنتت هستم

    ———–
    خواب بزرگ: نیمای عزیز!
    1. نثر و نگاه چلچراغ مثل هر نشریه دیگر برآیند دو عامل است: طیف سنی/ اجتماعی تعریف شده برای مجله و بعد ترکیبی از سلایق آدم‌هایی که آنجا کار می‌کنند.
    2. مخاطب تعریف شده چلچراغ بین 17 تا 25 سال سن دارد. این که مجله مشتری 30 ساله یا 10 ساله هم دارد طیف تعریف شده را مثل آن جمله معروف «بچه‌های 9 تا 99 «ساله گل و گشاد نمی‌کند. از طرفی لحن چلچراغ باز مثل هر نشریه دیگری برآیندی از سلیقه بنیان‌گذارانش است.
    3. مرز باریکی است بین این که درباره مسائل سبک بنویسی یا این که سبک بنویسی. حتمن می‌دانی که مجله همیشه شبیه بهترین و آرمانی‌ترین حالتش نیست. اما دست کنم به این سمت میل می‌کند که مسائل جدی را بدون جدیت مطرح کند. نوشته‌های بزرگمهر، علیرضا و افشین با بزله گویی همراه نبوده‌اند اما همان چیزی را داشته‌اند که اسمش را می‌گذاریم لحن چلچراغی.
    4. حالا این موضع‌گیری که مجبوریم سخیف بنویسیم چون نمی‌توانیم در متن‌مان مثلن 10 تا اصطلاح تخصصی به کار ببریم یا برای جذب مخاطب نیازی به تیتر دندان‌گیر یا میان‌تیر اغواکننده داریم ، می‌تواند هم حاصل نشناختن امکانات لحن نسل سوم باشد و هم بیشتر حاصل ندانستن چیزی که بهش می‌گوییم ژورنالیسم.
    5. برای این که روشن شود دفاع من از آن لحن و آن کذایی ربطی به موقعیت (؟!) حال حاضر من در مجله ندارد می‌توانی این را هم نگاهی بیندازی که مال زمانی است که نه تنها نمی‌نوشتم آنجا بلکه هنوز آثار کدورت‌هایی هم بود.
    6. من روزنامه‌نگار تکه ( کوچکی ) از من مجازی‌ام است. چنانکه من مجازی تکه‌ای از من منم. مثل همه.اما چرا نتوانی در دفتر مجله بپرسی؟ سیگارهای زیادی منتظر دود شدند رفیق تا از گپ‌های کنج راه‌پله ایده ببارد. 🙂

  • ناشناس می‌گوید:

    جرجیس راه افتاد

  • هاتف می‌گوید:

    راه افتاد . منظور این بود.

    ——–
    خواب بزرگ: مبارک باشد رفیق

  • with out name! می‌گوید:

    ‹gahi ensan oonghadr khodesh pasb mishe ke yadesh mire faghat nabayad be digaran harf bezane!
    shayad bayad kheyli chizaro az dast dad ta ghadreshoono fahmid
    va gahi be lajan keshide shodan ro adam motemaden shodan mibine…!!!!!
    omidvaram shoma az oonaii nabashi ke goftam!!!

    ———
    namane :bigsleep?!

این چیست؟

شما در حال خواندن ?Et tu, Brute در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: