ازآزارها و دیگر شیاطین

مه 29, 2008 § 4 دیدگاه

                 

کودک من پروار است.
بسیار بهش اهمیت می‌دهم.تقریباً مهمترین قسمت وجودم است.شور و زندگی وآفرینشی اگر باشد از اوست.اما اما اما …انرژی زیادی برای تربیتش صرف کردم. او هم مثل همه کودکان خیلی راحت پتانسیل وحشی‌بازی را دارد.قابلیت لج‌بازی. حسودی. درک نکردن موقعیت دور و برش. و اسیر شدن به ترس های موهوم مخرب.
اما بهش یاد دادم که قضاوت و تصمیم را به عهده بالغم بگذارد.بهش اطمینان دادم تا دم مرگ اجازه نمی‌دهم کسی یا چیزی آسیبی به او برساند ،پس نباید از چیزی بترسد.
این تربیت سخت مدام، بسیار اوقات نتیجه داده.و گاهی هم شکست خورده.
با این حال عمیقاً اعتقاد دارم همه آدم‌های خلاق – که کودک پرواری دارند- باید بسیار نگران آسیب‌های احتمالی کودک شرور یا ترسیده‌شان به دیگران باشند.باید خیلی مراقب باشند که بابت تصمیماتی «کودکانه» دوستانشان را آزار ندهند و روابطشان را به گند نکشند…

§ 4 پاسخ برای ازآزارها و دیگر شیاطین

  • ناشناس می‌گوید:

    من بازم دير رسيدم:براي پست قبلي:
    به دينا امدن جبران ناپذير ترين(خطا؟)بشري ست ازين كه كلي آدم را به قدوم مباركتان سرافراز فرموده و فرح بخشيديد(سروش روح بخش هم در ايهام تناسب هم بي ان بخشيديد)كمال تشكر را داريم.اميدست ايام اتيه به كامتان بوده و رضايت خاطر را از حضور در اين سراي خاطي فراهم اورد.
    از طرف جمعي از ارادتمندان شما.

  • ناشناس می‌گوید:

    خدا خيرتان دهاد.چه طوري سر به راهش كرديد.ما كه نه چندان كودك چموشي داريم هر روز در پي خرابكاري هايش هزار و يكي طلب عفو به مقام مسيج براي دوستان حواله مي كنيم…
    خوشا به حالتان كه ازين پيام هاي دردناك نداريد.

  • شهره می‌گوید:

    لازم داشتم این مطلبو همین الان بخونم. تشکر!

  • s.k. می‌گوید:

    اين‌ها يعني چه؟

این چیست؟

شما در حال خواندن ازآزارها و دیگر شیاطین در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: