اگه شورم شور تو دارم

آوریل 22, 2008 § 42 دیدگاه

 

صداش رو قبلن شنیده بودم. اما اولین بار که گوش تیز کردم داشت چیز عجیب و غریبی می‌خواند:

یه روز لولیتای شیک‌پوش‌ام   یهو دید که پیش روش‌ام                                                        چهچه‌ای زدم و گفتم :          عاشق که نمی‌شم

هنوز چند دقیقه از این لاف نگذشته که یکهو شروع می‌کند به شطحیات بافتن و اصلاً اسم و صورت و معنی را ول می‌کند این بار معشوقش را می‌خواند: شکلات شیک‌پوش‌ام… دیری از این توصیف غیرعادی نگذشته که ادعای عاشق نشدنش را هم به کل از یاد می‌برد و از بقیه می‌خواهد نمره این عشق قشنگ را تعین کنند! ما خب از  همان اول  از آن شور و ملنگی و سودامزاجی حدس می‌زدیم که طرف عاشق عاشق است و این گنده‌گویی‌ها بهش نیامده و کلن نمی فهمد دارد چی می‌گوید.

خلاصه از همین ترانه بود که هر جا اسم فرامرز آصف را می‌شنیدم شاخک‌هام تیز می‌شد ببینم  احساس توصیف ناپذیر این ترانه که میان مزبله‌های پاپ می‌درخشید حاصل یک اتفاق بوده یا شیدایی یک دیوانه راستین.

***

اطلاعات کوچه بازار می‌گفت که فوق‌لیسانس معماری دارد. در بازی‌های آسیایی سال 1974 در رشته پرش سه گام مدال برنز را برای ایران به ارمغان می آورد که رکوردش به مدت 32 سال و تا همین اواخر پا برجا می‌ماند.(در سایت  سازمان تربیت بدنی  اشتباهاً دو میدانی ذکر شده)سال 2007  هم در مجموعه‌ای بازی می‌کند با اسم عجیب «شازده ، جا.کش، شغال و اخته«

خب…بامزه است اما دلیل نمی‌شود.از این خوش‌خوشان هم یک جورهایی شرمنده بودم. با اون یقه باز و زنجیرهای آویزان و اداهاش .لابد از این گول‌های لس‌آنجلسی که فکر می‌کنند خبری است. تا این که شنیدم  چطور وضع خودش و مهاجرت و درس خواندنش را دست می‌اندازد . وسط یک شیش و هشت،‌ اول شاهد مناظره حاجی و مبارک‌ایم( یک تکه غیر عادی دیگر وسط این همه آهنگ بازاری) بعدش بحر طویل مضحک و سوزناکش را آغاز می‌کند:

وای‌ی‌ی..طبق آمار دقیق دفتری در ثبت اسناد محل / ده دوازده سال پیش از مملکت خارج شدم/نذر کردم واسه یه لقمه نون و یه مدرک مهندسی /نذر بي‌جا کردم و آواره دنیا شدم/حاجی بنده چی بودم؟ /حاجی بنده چی شدم؟ /چاکرت در یک زمان شرمنده هم چین و هم ماچین شدم.

بعد تعریف می‌کند که چطور لورنس صحراها و کلومبوس دریاها شده است.

حاجی هم البته شنونده این بحر طویل است و هر گاهی تیکه‌ای می‌اندازد: یه چیزی وسط صحرا شدی و یه چیزی وسط دریا شدی؟

باز می‌نالد که : جاه و جلاه پیشکش‌تون / مال و منال ارزونی‌تون/ یا بیشترک و یا کمترک /فرقی نداره به درک/وقتی می‌شی زهره‌ترک

تعریف می‌کند که  سینه سپر کرده و با کمک ایزد دانا و توانا یه دو سالی تو زمین تو آسمون چهار دست و پا با چنگ و دندون یه نفس دویده..

بعد ناکام و پشیمان و از همه جا رانده حاجی را شاهد می‌گیرد که :

این ور قر بدم یار گله داره : /که تو شهر فرنگ حوصله داره/اونور قر بدم نقل و نبات نیست /حاجی درد دلم را هیچ دوا نیست

او البته سفره دلش را باز می‌کند و قصه را ادامه می‌دهد.اما همین صداقت تکان‌دهنده کافی بود که گله نکنیم که طرف تو شهر فرنگ حوصله داره..اینجا بود که دیدم چقدر  این دیوانه قدرندیده که به ناحق میان دیگرانی بر خروده را دوست می‌دارم.بدون شرمندگی..

***

حالا در مثال که مناقشه نیست.مگر نبودند کسانی که کیل‌بیل را می‌گفت کپی از آشغالهای کره‌ای و چینی است؟منظور این که دانستن تفاوت بین آشغال و کسانی که از آشغال‌ها ملاتی برای کار خلاقه درست می‌کنند اول کمی سخت است.برای همین اصلاً انتظار ندارم کسانی که گذری و در مجلس ترقصی صدای آصف را شنیده ‌اند بتوانند همین حالا به متفاوت بودن دنیای او اعتقاد بیاورند.

از طرف دیگر با ارجاع به نگاه مطالعه‌گران میان‌رشته‌ای که قادرند از مبتذل‌ترین آثار مفاهیم یکه بیرون بکشند می‌خواهم از ایراد : طرف مال این حرفها نیست رها شویم.

بعدش با خیال راحت بنشینیم و درباره کار یک آرتیست پست‌مدرن، یکی از آخرین دلبستگان روحوضی ،یک دیوانه مشنگ دوست‌داشتنی با دیسیپلین ، صحبت کنیم.

***

این مناظرات حاجی و مبارک بعداً فهمیدم که پای ثابت همه آلبومهاش است.یک ترک حاجی همیشه دارد. شخصیت‌هایش هم غیر از حاجی و مبارک ( که همان مختصات روحوضی‌شان را دارند) یکی راوی است ( که مثلاً با صدای اصلی‌اش می‌خواند) که معمولاً دلباخته و خجالتی است و دنیا تو سرش زده و یک هم‌خوان زن هم هست که گاهی سر وکله اش پیدا می‌شود و با صدای کلفت و پر عشوه تکه‌های خاله زنکی می‌اندازد و یک داستان موازی – معمولاً بی‌ربط-را روایت می‌کند. همانی که که در این آلبوم آخری بحر طویل فوق‌العاده من بودم و مامانم اینا را می‌خواند.

مثلاً در ترک حاجی آلبوم ترمه و یاس شخصیت زن شروع می‌کند که :

حاجی یه دختر لیسانسه/ تو کشور فرانسه/معلم کلاسه/ خوشگل و خوش لباسه/کاندیدای سپاسه/این دختر لیسانسه/که مثل یاس، یاسه/با این که با کلاسه/یه کمی کم حواسه/آخه عاشق رقص والسه/آرزوشم وگاسه/می‌گه شانسم تو لاس و گاسه/آخه خیر نبینی حمومی /این رسم رقص والسه؟/آخه کی گفته که شانس آدم فقط تو لاس و گاسه

بعد راوی شروع می‌کند به نفرین کردن حمامی و با حزن حاجی را گواه می‌گیرد که :

حاجی این لنگ و قطیفه ارث پدر جد و جدیدن پدر این پسر ماست /هفتاد و دو ملت براش میمیرن / غش می‌کنن و سر هر تیکه‌اش هم / مشکل و دعواست / آخه رخت تن ماست/واسه سوزه و سرماست/حمومی خیر نبینی / از ماست که بر ماست

غصه اش می رسد به اینجا آخر که :

بابا لنگ و قطیفه و دستمال سینه و تاج طلا و کپی نوار و قلم و دوات و سبیل بابا جهنم/ اون یکی چیزا رو بردن…اون یکی چیزا رو بردن

کاری‌ ندارم که این کپی نوار چه تکه فوق‌العاده‌ای است. مسئله این است که گاهی فکر می کنم واقعن : اون یکی  چیزا رو بردن!

***

اون تکه آرتیست پست‌مدرن را همین‌جوری نگفتم.تنها اسمی است که می‌توانم روی ترکیب مشنگی طنزآمیز فعلی و حسرت نوستالژیک عمیقش نسبت به دورانی دیگر بگذارم.

به دلایل کاملاً شخصی نمی‌خواهم درباره این قسمتش بنویسم.خودتان بشنوید:

   

و البته از عاشقانه‌هایش …

   

***

ظاهر و باطن. نگران تمسخرهای احتمالی نخواهم بود.بیشتر در فکر کسانی هستم که با خط‌کش‌های عتیق راه می افتند در عالم هنر و خودشان را از خیلی چیزها محروم می‌کنند.

§ 42 پاسخ برای اگه شورم شور تو دارم

  • ادریس یحیی می‌گوید:

    اصل جنس را جا انداختی که برادر! رعنا ش را دریاب!

  • ئه‌سرین می‌گوید:

    دست بیعت با شما می‌دهیم!

  • فؤاد می‌گوید:

    از همان حاجی که بچگی‌ها شنیدم ازش خوشم آمد، و آن ویدیوی جالبش که گویا شهروز رفیعی ساخته بود. بگذریم، عاشقانه‌هایش هم جای خود را دارد که چگونه عشق یلدا (همسرش) را در آهنگ قشنگ روزگار جا می‌دهد و آهنگ عروس را برایش می‌خواند. فرامرز عاصف پرنده‌ی موسیقی ایران شخصیت جالبی دارد، دوست‌داشتنی‌ست.

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    چه خوب که یک آدم حسابی پیدا شد و از این بابا نوشت. گوهری است در محدوده ی خودش این آقا. هم خوب می شود رقصید، هم خندید. خانه اش را دیده ای؟ یک ویدیویی داشت تله ویزیون تپش، آن مردک، امیرقاسمی، رفته بود خانه ی این آدم و مصاحبه و حرف و حواس ما به تابلوهای خوبی پرت بود که روی دیوارهای خانه ی خوش معماری اش بود.
    در عین حال، با آقای ادریس یحیی مان هم وحدت می کنیم!
    ———
    خواب بزرگ : آقا هوایی مان کردی با یاد دیدار خانه اش.اما در باره رعنا. اون خودش اصلا یک پست جداگانه است.هر چه با خودمان کلنجار رفتیم دیدیم نامردی است اینجا بیاوریم.خصوصاً که خیلی ها نمی دانند که این «آدمای بی نشون که نیمه شبها واسه دلشون » اصلاً اشاره به راوی یک ترانه مهجور قدیمی دارد که تو کوچه ها دنبال رعنایش می گشته و کلی چیز دیگر.عمری اگر باقی بود و تیرباران گوجه فرنگی نشدیم شاید که …

  • هديه می‌گوید:

    در راستاي جناب هرمس و تکيه کلام‌هاش، ما با اين پستتان وحدت مي‌کنيم!

  • محمود می‌گوید:

    آقا مونده بود اینجام یه آدمی پیدا کنم که مث من با آصف زندگی کنه. هر چی می کنم به این جماعت بفهمونم بابا این یکی با بقیه تومنی هفت صنار فرقشه، نمیره به خرجشون…
    زنده باد

  • adel می‌گوید:

    خيلي خوب مي نويسي , حتما ادامه بده , من وبلاگ نویسی رو رها کردم و الان پشیمونم .

  • آذین می‌گوید:

    های.. چه خوب! پست شما و کامنت ادریس یحیی و هرمس… یعنی که آخ که چه رعنا را دوست دارم و چه آن خانه و آن قیافه ی ریشو و لحن آرام را هم و این مشنگ بازی ها را به قول شما.
    گرچه گاهی روی اعصابم هم می رود مثل این چایی چایی و اینها، اما شما را به خدا آن رعنا را هم بنویسید. خب؟
    ——–
    خواب بزرگ :چشم .دنبال اون قطعه ای می گردم که آصف ازش یاد کردم.متاسفانه الان ندارمش و لازمه حتمن پیداش کنم.
    از طرف دیگر نوشتن از اون قطعه برای خودم و کسانی در این عالم معنایی دارد که خب باید که روزش برسد
    خوشحالم که شما هم…

  • Samane می‌گوید:

    چه خوب یکی پیدا شد و از آصف نوشت

  • نازلی می‌گوید:

    من در این مورد بیل‌میرم اقا :ي اومدم بگم ممنون بابت لینک به راپیسودی اونو.
    ———
    خواب بزرگ: خواهش می شود

  • زیر خط IT می‌گوید:

    اتفاقا چند روز پیش همه ترک های حاجی رو دانلود کردم یادمه فرامرز میگفت وقتی حاجی رو برای اولین بار خوندم همه بهم خندیدن ولی گفتم که بعدا میفهمید من چی گفتم الان واقعا میبینیم که راست میگه
    بجز حاجی ها شاهکارهایی مانند رعنا ، جنگ و صلح ، ننه جون رو هم نمیشه از یاد برد. متاسفانه همونجور که خود فرامز هم بارها گفته مارکت ایرانی دنبار کارهای تجاری میگرده واسه همین آلبوم جدیدش زیاد به سبک گذشته نیست اما این قول رو داده که اگر اشتباه نکنم افار 7 یا 8 قراره تمام فقط شاما سری آهنگ های حاجی باشه

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    هدیه خانم، دخترم! این درست که ما خدای دزدها و چوپان ها هستیم، اما در ملا عام دزدی نمی کنیم که! آن تکیه کلامِ وحدت کردن هم مالِ این میرزای بی نوای خودمان است که ما یک چندی است هی به نام خودمان سند می زنیم اش!

  • گلاره می‌گوید:

    ما هم همان که بقیه گفتن.ضمن اینکه یکجایی مصاحبه ای ازش دیدم که می گفت این قسمت آهنگش که میگه:حمومی آی حمومی … رو بعد از خبرهایی که از وضعیت امنیت زنان و دختران در ایران شنیده(وخصوصآ خبری مبنی بر تجاوز یک پیزشک به یک خانم جوان)گفته.
    گوگل ریدیری میخونیمتون 😉

  • ليلا می‌گوید:

    فرامرز آصف را هميشه دوست داشتم، بخصوص شعر ستاره‌اش را .

  • کامیار می‌گوید:

    چه جالب که این همه آدم به آصف علاقه داشتن و چیزی نمی گفتن . البته من 3 4 سال پیش آصف گوش می کردم و عاشق یکی از عاشقانه هاش ( همینی که تیتر پستته ) بودم : » تو خدایی تو ناخدایی تو بی صدا و باصدایی » . نه تنها از لحاظ شعری بلکه از لحاظ موسیقیایی با بقیه ی لوس آنجلسی ها فرق داره و یک جور رندی توی کاراش به چشم می خوره و جالب اینجاس که نه ادعایی داره نه اهل سروصدا و جار و جنجال و ادا و اطواره ( هر کار عجیب غریبیم تا جایی که بتونه انجام میده ) .

  • میرزا می‌گوید:

    جناب هرمس، آقا مال من و شما ندارد که. همه شریکیم آقا. این حرفها ندارد که. (انگار من نبودم ای میل زدم که سند تکیه کلام به اسم خودت می زنی ها؟)
    پا پوزش از جناب خواب بزرگ که کامنت دانی اش صحنه برخورد کپی رایتی شد. دو نقطه دی
    ————-
    خواب بزرگ: آقا فکر کنید کامنت دونی خودتونه.کامنت دونی من وشما نداریم که

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    آقا اصلن ما پیشنهاد می کنیم یک جایی درست بشود این تکیه کلام ها را بشود آن جا ثبت کرد که پس فردا، پسون فردایی یکی مثل همین میرزا بلند نشود ادعا کند روی تکیه کلام های ملت!!!

  • میرزا می‌گوید:

    اِاِاِ… دیدی آقای خواب بزرگ؟ دیدی؟ این هرمس جدی جدی برداشت وحدت را اسم خودش سند زد. بشکند این دست که نمک ندارد. آقا من شکایت می کنیم. عدالتخانه کجاست؟ نظمیه؟ آژان؟ برسید آقا. روز روشن سند می زنند. من اعتراض دارم. آقا نصف وبلاگستان شاهد است. برسید آقا.

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    گفتید نصف وبلاگستان؟! تعدد شاهد های تان را به رخ ما می کشید؟ زنگ که خورد، بایستید دم درب خروجی آقا!

  • میرزا می‌گوید:

    باکی نیست. باکی نیست. فقط بگذارید حساب کنم، چون شما طهران هستید و من مونترال اگر بر حسب کیلومتر با احتساب اقیانوس و لغو شدن پرواز سیدنی-ژاپن از قرار فرسنگی دو ریال حساب کنید این درب خروجی دقیقاً می شود خروجی دوم ساختمان اپرای مسکو. آنجا منتظریم سر هرمس.

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    ببینیم جرئتش را دارید تنها بیاید میرزا یا خیلی از به اصطلاح هواداران تان را پشت آن یکی درِ اپرای مذکور، پنهان خواهید کرد.

  • خواب بزرگ می‌گوید:

    گاس که ما هم با شما وحدت می کنیم رفقا

  • مَتَتی می‌گوید:

    آقا چه شه شبگردیها و عربده کشیها کردیم با این ترانه رعنا! از این شوخ و شنگیش خوشم میاد، حالا جوات یا هر چی!

  • میرزا می‌گوید:

    دیگ به دیگ می گوید روت سیاه. مرد مؤمن شماه خودت به هرمس و رفقا معروفی آن وقت می گویی من جرات ندارم تنها بیایم؟
    (پارادوکس: اگر خود آدم جزو رفقا باشد آن وقت چطور می شود آدم به عنوان رفقای خصمش برود با خودش دعوا؟) اصلاً آقا این بحث را به چهار سال و دو روز بعد به صرف شراب و شاتوبریان در رستوران طبقه دوم برج ایفل موکول بکنیم؟

  • Farbud می‌گوید:

    اولندش که آصف بدشانسی آورده. یعنی لس‌آنجلس نابودش کرده -نه این‌که چیز خاصی بر ضد لس‌آنجلس داشته باشم، ولی نابودش کرده. بعد این که «پرستوهای خسته» و «از تو چه پنهون» و «کمرباریک» و «دلم اونجاست» رو هم مد نظر داشته باشید که ما خراب این چهارتاییم. آخر هم این‌که یه مقدار کمیک‌بوک این‌جا رو بیشتر کنید. نیاز داریم به اون‌جور پست‌هاتون گاهی.

    ———-
    خواب بزرگ: چشم فربد جان!داریم شیپوری می زنیم که بزودی صداش درمیاد

  • محبوبه میم می‌گوید:

    به یاد گذشته ها ویاگذشته ی سپری شده به یک بازی وبلاگی دعوتی .

  • Mehdi می‌گوید:

    من هم بعضي كارهاي آصف را شديدا مي‌پسندم. البته خيلي بيشتر كارهاي قديمي‌تر را…
    من اولين كاري كه از آصف ديدم و خوشم اومد همون «ديشب تو كجا بودي» بودش!

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    حالا این ها هی وسطِ ما می پرند و از به اصطلاح خواننده ای به نام آصف حرف می زنند، همین ها که خواننده ی این وبلاگ هستند، مثل همین آقای بیگ اسلیپ، مرد مومن تو مگر از خودت وبلاگ نداری که هی این وسط بحث ما و میرزا می پری؟ پاشو برو در وبلاگ خودت از آصف بنویس خب. بعد هم ما با تغییر قرار دعوا موافقیم که. فقط نمی شود آن چهار سال و اندی را بکنید یک سال و اندی؟ ما هم دل داریم آقاجان.

  • میرزا می‌گوید:

    آقا خوب گفتی. من هی فکر می کنم این آصف کی هست که اینها هی می آیند وسط معرکه قربان صدقه اش می روند. انگار متوجه جدیت مساله نیستند. آقای خواب بزرگ هم لطفا در اسرع فرصت سند و قباله وبلاگتان نشد کامنت دانی را به آدرس طهران، سر هرمس مارانا یا مونترال، میرزا پیکوفسکی بفرستید. و البته در مورد قرار پاریس هم عرض شود من تماس گرفتم خوشبختانه جا داشتند و برای دوازده سپتامبر سال آینده میز رزرو کردم و سپردم شراب شاتو بلان 87 هم حتما داشته باشند.
    ——————
    خواب بزرگ: من بدبخت بی دندون ، اومدم دیدن پسرعموم ، آخه دیدن پسرعمو سند و قباله لازم نداره…
    پ ن : 12 سپتامبر آینده شما احیاناً یک داور سر میز دوئل تان لازم ندارید؟

  • riraa می‌گوید:

    آهنگ «ببین از تو چه پنهون» و «اندک اندک» و «یه خبری دارم» رو هم اضافه کنید.

    پ.ن: محظوظ شدیم بسی!

    ————
    خواب بزرگ: اندک اندک که هستش-اصلا تیتر نوشته است- بقیه رو هم چشم

  • باکونون می‌گوید:

    «خط میکشه و رسم میکشه و هی عکس گوسفند میکشه»

    طفل صغیر بودیم آقای روح بخش وقتی برای اولین بار تو یکی از مسافرخونه های کوچیک مشهد از تو واکمن پسر خاله مون صدای فرامرز آصف رو شنیدیم و کلی کیف کردیم که این بابا کیه که انقدر باحال میخونه.بعد همینجور گذشت و گذشت تا رسیدیم به اینجا که همچنان گوش می کنیم.از رعنا بگیر تا عروس مهتاب و من بودم و مامانمینا و …
    نه آقا جان.بحث آصف از بقیه جداست.غلط میکنه هر کی مسخره کنه.

  • میرزا می‌گوید:

    آقای خواب بزرگ، بنده با فرماندهی کل نیروهای دوئل در پاریس مذاکره کردم، حضور شما به عنوان داور بلامانع است. فقط قرار شد پول شام را شما بپردازید.
    با احترامات فائقه
    —————–
    خواب بزرگ : چیزه … می دونید ..من تعریف فلافل های پاریس را خیلی شنیدم

  • سعیدیوس می‌گوید:

    آقا ما مدت‌ها منتظر این پست شوما بودیم . آصف‌بازی.
    وعده‌ش رو داده بودی برار. قبلنا. بعد دو ماه آش‌خوری چسبید. این بابا البت چیزشعر هم زیاد خونده. کللن آدم مشنگ دوست‌داشتنی‌ئیست که ماتحت پساشوتیسم‌ را پاره نموده است. و همین هم دلیل دوست داشتن ما.

    آقا منم وحدت با فلافل اضافه تو پاریس می‌خوام. احیانن نخودی نمی‌خواین؟

  • اعظم می‌گوید:

    جالب بود به گونه اي ديگر ديدن و به گونه اي ديگر فكر كردن !

  • mastane می‌گوید:

    محشره من همین چند روز قبل داشتم فکر میکردم آهنگ های آصف رو از کجا پیدا کنم مرسی

  • حسین می‌گوید:

    چه خبر از اون آدمای بی نشون؟!

    آقا دستات درد نکنه.
    کلی صفا کردیم.

    شاد زی

  • امين می‌گوید:

    مي بخشيد اگر يكي از اعضاي اين سايت آهنگ هاي حاجي آصف يا شو آنرا دارد مي تواند شو راروي سايت youtubeبار گذاري كند تا علاقهمندان به آصف همگي از آنها استفاده كنند خيلي خوشحال ميشوم كه كسي اين كار را انجام دهد

    با تشكر

  • zari می‌گوید:

    man ahange kamar barik ro mikham

  • assefmusic@blogfa می‌گوید:

    دمت گرم، وسوسه شدم وبلاگ‌و آپ كنم …

  • رهگذر می‌گوید:

    همین طوری از سایتت دیدن کردم، منو بردی سال 80، اون وقتی که عاشق آصف شدم و کل طبقه همکف ما تو خوابگاه دانشجویی اون آهنگ «تو خدایی تو ناخدایی» رو می خوندن، یادم میاد سر امتحان ریاضی2 به جای جواب این آهنگ همیشه توی ذهنم می پیچید:)، بازم دمت گرم که با نوشته قشنگت حساب آصف رو از آدمهای جلف جدا کردی،

  • NeghNeghoo می‌گوید:

    به به
    سالن از پستو باحالتر، پستو از سالن
    جمع دوستان جمعه
    هم از متن و هم از حاشیه محطوط شدیم مبسوط

این چیست؟

شما در حال خواندن اگه شورم شور تو دارم در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: