راهنمای عملی آش‌خوری

آوریل 12, 2008 § 54 دیدگاه

دقیقاً یکسال پیش مصادف با همین روزها در حال گذراندن ساعات پر اضطرابی پای اینترنت بودم.مدام در حال سرچ یک کلمه و وابسته‌هایش: سربازی. یکم اردیبهشت تجربه فیس تو فیس‌ام با این لغت شروع شد.

اضطراب ،خشم، ترس و درماندگی اولین احساسات روزهای آغاز ماجراست.و بعد مثل همیشه اوضاع بهتر می‌شود. سعی می‌کنی تکه‌های خوبی اگر دارد جذب کنی و بعدتر با لذتی مازوخیستی بهش عادت می‌کنی.

اصلی‌ترین مشکل همه کسانی که به خدمت فراخوانده می‌شوند بی‌اطلاعی است.فضای گنگ با خاطرات متناقض آدم‌های مختلف و قوانین پیچیده غیرقابل درک. هیچ کس نیست برایت تعریف کند دقیقاً قرار است چه بلایی سرت بیاید.

راهنمای عملی آش‌خوری را برای همان تحصیل‌کرده‌های نگرانی نوشتم که گیج و نگران اولین روز ماههای زوج باید خودشان را به جایی معرفی کنند. مجموعه 40 سئوال و جواب روشن و واضح درباره این که از فرجه 6 ماهه بعد از فارغ‌التحصیلی تا پایان دوره آموزشی دقیقاً قرار است چه اتفاقاتی بیفتد. از قوانین به درد بخور تا توصیه‌هایی درباره غذا. چند روز دیگر به اعزام تازه مانده و از قرار یکی از دوستان خوبم در شمار اعزامی‌های اول اردیبهشت است.این راهنما را به او تقدیم می‌کنم.

راهنمای عملی آش‌خوری

 

§ 54 پاسخ برای راهنمای عملی آش‌خوری

  • سولوژن می‌گوید:

    چه خوب می‌شود این نوشته‌تان را به یک فرمت دیگر (مثلا PDF یا HTML) نیز در جایی قرار دهید.

    ———-
    خواب بزرگ : راستش سولوژن عزیز، می‌خواستم پی ای اف اش را بگذارم.اما نرم‌افزار داک تو پی‌دی‌اف رو نداشتم و فرصت نشد لینکی برای دانلودش پیدا کنم.اگر دم دستت بود ندایی بده.ممنون

  • امید غیائی می‌گوید:

    خب استاد مثل اینکه جائی که شما خدمت کرده اید خبری از خشم شب و خورش وحشت نبوده است.خشم شب با تیر مشقی و زدن به در با شیشه های لرزان و خورش وحشت باآن طعم زهرماری اش.
    راستش من هم بگذارید تجربیات 6 ساله ام را که 5 سالش به صورت شبه نظامی بوده است را بگویم:
    سعی کنید هر طوری شده خودتان را متخصص کاری معرفی کنید.مثلا خطاطی از آن کارهائی است که به دردتان میخورد.چند روز مرخصی ساعتی روی شاخش است.به بهانه دوات و قلم و کاغذ مخصوص و اینها.
    اگر توانستید خودتان را منشی گروهان یا اکر شد گردان کنید که تا اخر از رژه و اینها خبری نیست.آمار هم به علاوه مرخصیها و لوجه نگهبانی هم بعضی وقتها دست شماست.موقعیت دراماتیک را که درک میکنید.از آن پیچهای داستانی عالی است.
    نضامی نشستن را تمرین کنید(خودتان بفهمید چطوریه.توضیح دادنش سخته)
    حتما برای تابستان شورتهای آستین دار ببرید که از عرق سوز شدن راحت شوید.اگر تابستانی شدید پودر بچه هم ببرید.
    مرحله تحویل گرفتن اسلحه را به شدت جدی بگیرید.حتی پین اسلحه که شاید مسخره بیاید گم شدنش شما را راهی خیابان شریعتی و سه راه قصر ودادکاه نظام میکند.
    همانقدر که شما ها از فرماندهانتان میترسید انها از حفاظت اطلاعات و عقیدتی سیاسی یگان میترسند.چرا که درجه و پست وشغل سازمانی همه دست آنهاست(این را به کسی نگوئید که اینها رااز یک کادر ارتش شنیده اید…..)
    از این به بعد تنبیهات اعم از کلاغ پر و بشین برپا ممنوع است.البته این را خیلی جدی نکیرید……
    و اینکه آموزشی بدی بزرگش به برپازدنهای صبح و خاموشی زذنهای شبش است.عادت کنید به زود خوابیدن و زود بیدارشدن، جند روزی مانده به خدمت.
    راهنمای عملی آش‌خوری را خواندم اما سئوالاتش را و جوابها را سرسری.اکر تکراری داشت شرمنده.
    شاید باز هم یادم آمد و آمدم گفتم.
    فعلا همین.
    مخلص.
    —————–
    خواب بزرگ: ولله مثل این که این طوری است که تازگی لیسانس‌ وظیفه‌ها خشم شب ندارند. اما چه خوب که این ها را گفتی.کاش باز هم بگویی و دیگران هم بگویند تا همه را در یک قالب واحد به عنوان جزوه مکمل آش‌خوری بگذاریم.
    پ ن : راستش بعضی جزئیات هست که گفتن و دانستنش خالی از لطف نیست. اما حقیقتش هنوز پایم گیر است و از شبهه‌های حفاظتی می‌ترسم.

  • shirva می‌گوید:

    ما که فعلن نوبتمون نیست ولی دانلود کردیم برای روز مبادا «به مباداش دقت کن». ممنون.

  • میرزا می‌گوید:

    یعنی من آن قدر خندیدیم که دل درد گرفتم. من سربازی نرفتم و به جایش در رفتم این طرف اطلس، هیچ خیال ندارم که خودم را گیرش بیاندازم. ولی ان قدر رفیق سربازی رفته داشتم که می گفتند و می گفتند که هر از گاهی فکر می کنم نکند واقعا سربازی رفتم و دچار فراموشی مقطعی شدم الان؟

    دم نوشت: حالا من pdf را ای میل کردم که اگر هنوز نداری، داشته باشی اش.
    ———
    خواب بزرگ: ممنون میرزا .ممنون 🙂

  • MimmiM می‌گوید:

    خواب بزرگ به سلامت باد
    خوشحالم كه اين راهنماي عملي تا اينجاي كار تقديم به من نشده ! ;D

  • سولوژن می‌گوید:

    دست شما و میرزا درد نکند بابت نسخه‌ی PDFاش! (:

  • دندان پزشک کاذب می‌گوید:

    سلام دوست آشخور من! من هم دو سال پیش همین راه تو را رفته ام و خاطرات دو ماه اول را که مصادف با دوره اموزشی بود مو به مو در اینجا ثبت کرده ام. به اینجا هم نگاهی بینداز: nazarberast.blogfa.com

  • کمال می‌گوید:

    من اول شهریور اعزام خوردم. هنوز نخوندم، برم بخونم ببینم به چه کارم می آید. مرسی

  • شکری محمد جواد می‌گوید:

    خدا رو شکر من از زیرش در رفتم! خوب آش بخوری!

  • صادق می‌گوید:

    خیلی جالب بود. دستتون درد نکنه و خسته نباشید

  • خازييل می‌گوید:

    آنجا كسي وقت آزاد دارد كه مثلا كتابي چيزي بخواند؟
    ———-
    خواب بزرگ: ولله خازیل جان! تو اون ساعت 5 عصر تا 9 شب که اسمش در اختیار خود است ، اگر از غذا خوردن و حمام و واکس زدن و این چیزها بگذریم عملاً آن قدر خسته‌ای که تنها به خوابی بزرگ فکر خواهی کرد! با این حال «وقتی یتیم بودیم» ایشی گورو و «افسون افسانه‌ها» ی بتلهایم رو تونستم در طی دوره و چند روزی که بخاطر نهست بازداشت بودم بخوانم.

  • مهدی می‌گوید:

    چند ماهی !!؟
    ————
    خواب بزرگ : عرض کردم البته اعزامم اردی‌بهشت پارسال بود. یک هفته دیگه 12 ماه تمام می‌شه و 8 ماه‌اش می‌مونه

  • مهدی می‌گوید:

    فکر کنم تو وبلاگ نویس های در حال خدمت ! خودم پایتون باشم ! :دی D:

  • اسپایدرمرد می‌گوید:

    چطوری هم برجی؟! این چیزا که گفتی بیشترش تو 01 صدق میکنه! من بدبخت که 02 بودم هیچ کدوم از این خوشی هایی که گفتی رو ندیدم!
    غذای زیاد ولی غیر قابل بلع!
    مرخصی ها فقط پنجشنبه و جمعه! (به شرط نگهبان نبودن! که محال بود تقریبا!)
    دو شب به خواب نگهبانی!
    همکاری!
    گروهبانهای عقده ای!
    و…
    راستی درباره پسر خدمتی هیچ توضیحی ندادیاااااااااا 😉

  • amin می‌گوید:

    جالب بود :))

  • protux می‌گوید:

    ای خدا خیلی باحال نوشتی من الان 8 ماه خدمتم دقیقا یک سال دیگر در چینین روزی من کارت می گیرم…

  • nader می‌گوید:

    سلام ممنون و یه سوال
    برای امریه این شد که میریم سازمان مربوطه و مدارک فارغ التحصیلی رو با برگ سبز میدیم و میریم آموزشی؟
    کجا تقسیممون میکنن؟ اونوقت برگه ای چیزی میدن که بریم سازمان مربوطه؟!! اگه بریم اموزشی می تونیم مطمن باشیم که سازمان مربوطه! کارهای مربوطه رو انجام میده؟ ممکنه کم کاری کنند؟ اونوقت چطور می تونیم پیگیری کنیم و خیالمون از این بابت راحت باشه؟
    خیلی آقایی . . .
    ——————
    خواب بزرگ : امریه گرفتن در سازمان‌های دولتی شرایط دارد.شما باید حداقل واجد یکی از شرایط مثل : تاهل ،‌خانواده شهید یا جانباز و…باشید.
    امریه گرفتن دو شرط دارد : اول پذیرفتن خود سازمان مربوطه و دوم موافقت ستاد کل نیروها مسلح . پذیرش سازمان با داشتن شرایط و پی‌گیری و شانس و بند پ درست می شود.با وجود این پذیرش نهایی امریه به عهده ستاد کل نیروهای مسلح است.یعنی مثلاً شما شرایط دارید و سازمان شما را در شهری (مثلاً تهران) پذیرش کرده اما در دقیقه نود معلوم می‌شود که ستاد کل بر اساس یک بخشنامه مبنی بر نگه نداشتن نیروی امریه در تهران کل قضیه را منتفی می کند( اتفاقی که دقیقاً برای خود من افتاد و مجبور شدم بدون امریه خدمت بروم)
    بیشتر از خیال راحت به پی‌گیری و توکل نیاز دارید.راستش وقتی صحبت از نظام است صحبت از تصمیمات دقیقه 90 هم هست.یعنی اطمینان صددر صد هیچ وقت وجود ندارد.اما در شرایط عادی باید بعد از پذیرش سازمان مدام با مسئول امریه های آنجا در تماس باشید و مطمئن باشید که اوضاع میزان است و نیازی به فراهم کرده مدارک تازه یا از این قبیل نیست.
    وقتهایی که امریه به مشکل برمی‌خورد هم بستگی دارد مشکل از کجا آب بخورد.اشتباه تاخیر و چیزهایی از این قبیل با زحمت و چاشنی استرس معمولاً قابل رفع است اما اگر به یک «نع» سازمانی برخوردید…خب .. بقول انگلیسی ‌ها :ریلکس اند انجوی !

  • nader می‌گوید:

    منظور از تقسیم بعد از انجام آموزشیه ها!! یعنی توی همون پادگان؟ اگه امریه به مشکل خورد چه باید کرد؟

  • سروش می‌گوید:

    خیلی باحال نوشته بودی. ایشالاه که عفوی چیزی بخوره تو سرمون

  • محمد امين اماني مهر می‌گوید:

    با سلام و تشكر .من هم تقريبا بك سال پيش كمتر كارتمو گرفتم.جو آموزشي رو خيلي خوب توضيح دادي.تو كه حالا 12 ماه خدمت شدي بهتره يه توضيحي هم راجع به راههاي پيچيدن(دودر زدن)- نهست هايي كه ثبت نميشه-بيرون آوردن اضافه خدمت از پرونده.و مانند اينها بدي كه خيلي خيلي تو طول خدمت به درد مي خوره.اگه تونستي يه توضيحاتي هم راجع به اصطلاحات تو خدمت بده.مثلا مت بالايي-يقلوي- مينوت- زيلو- خسته-آشخوركشي- و مانند اينها كه بيشترش هم زشته و نميشه راحت گفت و فقط تو سربازي كاربرد داره. آشنايي بيشتر با اين چيزا باعث ميشه كمتر از آدم آشخوري بكشن.

    ————–
    اتفاقاً 2 روز است در فکر نوشتن فرهنگ اصطلاحات سربازی هستم.شوق اش را دارم و فکر کنم نسخه اولیه اش زود آماده شود.
    اما درباره راههای دودره کردن.خب معذوریات اسم حقیقی نمی گذارد.اما در فورروم ها پر است از این چیزها

  • مهدی می‌گوید:

    این کدی که گفتی کجای برگه اعزام نوشته؟
    ————
    خواب بزرگ : متاسفانه برگه اعزامم را ندارم تا دقیقا بگویم کجا.ولی پیدا کردنش نباید سخت باشد.عدد مشکوک نامفهوم 4 رقمی روی برگه همین یکی است.
    توضیح این که این عدد فقط روی آخرین برگه ای که بهتان می‌رسد نوشته.

  • ناشناس می‌گوید:

    مرتیکه حداقل مینوشتی از کدوم گوری کپی پیست کردی!
    چنان ادعا کرده انگار خودش نوشته!
    منبع: مجله همشهری جوان!

    ——————–
    خواب بزرگ: اگر منظورت از همشهری جوان «چلچراغ» است که خب بله کپی پیست کردم چون نویسنده‌اش خودم بودم!
    اما اگر همشهری جوان چنین سرقتی کرده – که بعید می‌دانم- مشخصات مجله را بده تا پی‌گیر شوم

  • nader می‌گوید:

    ممنون از جواب.
    آقا سازمان مربوطه! به ما اوکی داده. مشکل اینه که هنوز دنبال مدرکمم! گفتن اونو بیار. یه هفته طول میکشه گمونم.
    حالا مونده بگیرم و دفترچه رو بپستم!
    یه چیزی نگفتی! یعد از اتمام آموزشی همون جا یه چیزی میدن میگن شما برو سازمان مربوطه؟ البته اگه شانس بیاریم و نع سازمانی نداشته باشیم

    ————
    خواب بزرگ: بله دیگر .همان‌طور که گفتم در برگه امریه شما که پس از اتمام دوره باید دستتان برسد نوشته که خود را به کجا معرفی کنید.

  • مهدی می‌گوید:

    ممنون. به ما یه برگه سبز دادن ولی جلوی محل اعزام نوشته متعاقبا اعلام می‌شود. فکر کنم اون برگ آخری رو بعدا می‌فرستند، ظاهرا یک ماهی قبل از اعزام. راستی الان اعزام لیسانس‌ها حداقل 6 ماهی بعد از ارسال مدارکشونه. از بس سرباز دارند بی‌شرفا.

  • […] نویسنده وبلاگ خواب بزرگ، یک کتابچه الکترونیکی با نام «راهنمای عملی آش عملی آش خوری» درست کرده. آش خوری یا همان سربازی چیزی است که تمام […]

  • بابک می‌گوید:

    مثل اینکه دیر رسیدم . قبلا وبلاگ یک فتحی چند ایمیل معرفی کرده بود که یکی از آن ها کارش این بود که یک فایل نوشتاری را ضمیمه ی ایمیلت می کردی و ارسالش می کردی به اون ایمیل ها بعد از یه مدت فایل PDF متنت را برات ارسال می کرد . بدون نیاز به نرم افزار : Pdf@koolwire.com

    ————
    خواب بزرگ: ممنون بابک عزیز.یادم می ماند

  • hisitech می‌گوید:

    دوست عزیز ممنون :
    ولی وضع یک مقدار برای دیپلمه ها یا فوق دیپلم ها یا حتی زیر دیپلم ها فرق می کنه مخصوصا اگر ارتش باشه . اکثر(نه همش) بخش های سپاه خیلی راحت تر است .
    البته امیدوارم ل۲۳ نوهد نیوفتید!!

    ———
    خواب بزرگ: حق با شماست.این راهنما متکی بر تجربیات شخصی است وقاعدتاً برای دارندگان لیسانس و بالاتر کاربردی تر
    اما کاش کسی پیدا شود و راهنمای آشخوری را برای فوق دیپلم ها و اصحاب مدارک پایین تر بنویسد.

  • مهدی می‌گوید:

    سلام ممنون از راهنمای آش خوریت. من آخر دیماه مدارکم را پست کردم که مثلا اردیبهشت اعزام بشم ولی الان سه ماه میگذرد و دریغ از حتی یک نامه یا دفترچه اعزام. راستی به فوق دیپلمه ها هم امریه میدهند؟ من شرایط فوق را برای امریه ندارم ولی بند پ را بحمدالله دارم. به امید تموم شدن آشخوریت.

    ————-
    خواب بزرگ : فوراً از طریق نظام وظیفه پیگیری کن.چون می دانی که اگر نامه فرستاده شده باشد و به هر دلیل دست شما نرسیده باشد نظام وظیفه مسئولیتی قبول نمی کند و خدای نکرده برایتان غیبت از خدمت رد می شود. در مورد امریه فوق دیپلم راستش دقیقاً نمی دانم اما شرایط امریه در خود سایت وظیفه عمومی باید باشد.

  • احسان می‌گوید:

    ممنون از زحمتي كه كشيدي …
    اول تير اعزامم ! مسلما خيلي مفيد خواهد بود .
    البته اين راهنما مفيد خواهد بود نه … !

  • farhad yalda می‌گوید:

    ارادت خدمت سروش بد خط سرباز خواب آلوده خونه ما نیومده

  • از خاطرات خدمت هم برامون بنویس. راستی؟ جشن تولده!!! بفرمایید در خدمت باشیم.

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    ما یک بار خودمان با چشم های خودمان دیدیم که چند نفر زامبی داشتند صحبت می کردند و این که در کابوس های شان نور بود و آن ها داشتند فرار می کردند. به آن جهت ما نوشتیم وگرنه که ومپایرها را می دانستیم. حالا گاس که یک وقتی هم درباره ی ومپایرهای وبلاگستان نوشتیم!
    در باب آن پوسیدگی هم حق با شماست. بار دراماتیکش را بچسب پسرجان، گور پدر واقعیت!!

  • من خوشبخت ترین سرباز جهانم، مگر نه ؟

    —————-
    خواب بزرگ :100% و خوب که خودتان هم قدرش را می دانید

  • pedi می‌گوید:

    این خیلی بی ربطه ببخشید ولی چرا عکست اینجا نیست به خودم این حق رو می دم که بدونم چه شکلی هستی

    ————
    خواب بزرگ: یکبار خبط نموده تصویر این جسم پر ملال را گذاشتیم اینجا.اما این حقی که به خودتان می دهید مرا کشته!:)

  • پوریا می‌گوید:

    راستش رو بخوای نمیدونم چرا مردم از این سربازی یک قول بی شاخ ودوم ساختن که فقط به خوابه پسرهای در سن وسال هفده یا هجده ساله میاد و توی خواب به اونها بشین وپاشو میده یا تمام عشقشون یعنی:موهاشون رو از اونها میگیره.
    راستش رو بخوای منم خیلی میترسیدم اما الان که 10ماه خدمت هستم فقط و فقط دعامیکنم کی صبح بشه و من برم پادگان چون انقدر خوش میگذره که کسی تا نره نمیفهمه.
    به خدا اش نمیدن من توی کل سربازیم فقط دو بار اش خوردم اونم از قابلامه سرهنگ پادگان کش رفتم.

  • سرزمين رويايی می‌گوید:

    ممنون !

  • khosh-khat می‌گوید:

    khoda sabr bede be sarbazane nabe mohammadie in mamlekat 🙂 !

  • walker می‌گوید:

    می شه یکی بیاد من رو ببره سربازی؟ یه جایی مثل «بندر دیر». یه کاری مثل معلمی …

  • کلاید می‌گوید:

    حالا این آش خوری، خودش یک خواب بزرگ نیست ؟
    تجربه اش را نداریم؛ حتی آموزشی. انگار قرار نیست آش خور شویم. ابوی محترم خودش فرار کرده بود، مرام گذاشت ما را هم فراری داد.

    ———
    خواب بزرگ: هر چیزی که می تواند خواب بزرگ شود.اما برای من بیشتر شبیه یکی از چرت های بعدازظهره که با خوابهای درهم و بی مزه! در ضمن ابوی باحالی دارید! سلام ما را بهشان برسانید:)

  • pedi می‌گوید:

    لوس اصلا نخواستم
    ——–
    خواب بزرگ:چی رو؟

  • mary می‌گوید:

    حالا شما در این وردپرس هی خدایی میکنی با آن همه لینک و فید و مید و دسته بندی و بایگانی و این سوسول بازیها! ما هم که اندازه ی خر مش نصرت از این کارها بلد نیستیم هی احساس میکنیم صاحب چه وبلاگ بی روغنی هستیم.
    با این کامنتدانی ی شلوغتان…
    چیش…ش
    په و نون: حسود خیلی هم آسوده است. به قول بلاگفا:داخل کروشه،زبان

    —————
    خواب بزرگ: بقول لیدی مان وقتی کلی دلیل در تایید حرفش دارد اما حوصله قانع کردن ندارد: بیشین بینیم باااا!
    این سوسول بازی ها خداوکیلی سوسول بازی است!قضاوت در مورد روغن راهم بگذار برای چشندگان.یک گیوت داریم باید نازش را برای نوشتن کشید لطفن جان ما دو تاش نکن!

  • mary می‌گوید:

    گیوت را من خودم پایه ام که یک جور ناجوری باعث به باستیل افتادنش بشویم و بعد هم بدهیم سرش را با گیوتین…بله.

    ما که فعلا آب و روغن قاطی کرده ایم و جغور بغور به خورد مردم میدهیم :دی

  • pedi می‌گوید:

    عکس تو رو

  • MODIR می‌گوید:

    آقا بسیار مورد استفاده قرار گرفت . اصلا انگار واسه من نوشته بودی . ممنون .

  • Fazanavard می‌گوید:

    آقا دمت گرم،‌ استفاده کردیم…

  • ali hajizadeh می‌گوید:

    به جز الافي ديگه چي؟

  • tireng می‌گوید:

    10 ماه خدمتم :دی اما جالب بود.

  • maryamjooni می‌گوید:

    یک تجربه

  • حمید می‌گوید:

    4/7/87من یه جورایی رو لبه تیغم تقریبا شرایط معافیت پزشکی دارم ولی می ترسم بیگرمش و بشه کفش های ملا نصرالدین که هر جا می ریم اداره رو .. رامون ندمون به خیال خودمون دو سال در رفتیم ولی بقیه عمرمون یکی از علت های بیکاری مون می شه

  • moein می‌گوید:

    من دارای مدرک فوق دیپلم می باشم ولی تاریخ اعزام من2/8 درصورتیکه اعزام به خدمت فوق دیپلم باید یکم ماههای زوج
    باشد به نظر شما اشتباهی انجام شده است؟

    ————
    خواب بزرگ: متاسفم که اطلاعی ندارم. با این حال این زمانبندی‌ها اصلن قطعی نیست.یعنی آنچه بوده نمی تواند اساس آینده هم باشد.

  • sdavood می‌گوید:

    بعد از ارسال مدارك در خواست اعزام ؛ چه برگه هايي برايم ارسال ميكنند

  • اشخور جوان می‌گوید:

    امدم به سربازی به هزاری اشتباق تا شوم مرد راه زندگانی در دوری و فراق مشق اول خودکشی بود خود کِشی و خود کشی تا نباشد زاین چند ما فکر سرکشی ما را لقب از مهر دیگر خران دادن اشخور و کف برگ و نا فهم جوان شد دو ماهم تمام شکرت خدا.. لاکن مانده من را هنوز سالی برا… مشق جمعی چنان تعلیمان دادند که گویا جان بودند و جان دادند… مشخو سر خورده ای امده برگه سبز که این نیز میگذار گر گوش داری این راز با خران خر باش و خر باش لیک با هر خردی دمساز مباش
    8 ماه خدمت!(نبود)

  • امین می‌گوید:

    من تازه 11 روز که رفتم! یعنی روزی میرسه که راحت شم.

  • امین می‌گوید:

    مادر چرا مرا 20 ساله کردی میان پادگان اواره کردی این شعر سر دیوار یکی از اسایشگاههای پادگان شهید باکری نوشته شده.

این چیست؟

شما در حال خواندن راهنمای عملی آش‌خوری در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: