حقایقی درباره بروس پسر آقای وین

فوریه 28, 2008 § 12 دیدگاه

گاتهام ، شهر صنعتی در شمال ایالات متحده ، تحت تاثیر رکود اقتصادی قرار گرفت و هیچ گاه به روزهای طلایی خود بازنگشت.جنایت و فساد رو به فزونی گذاشت.نیروهای پلیس همه رشوه‌خوار جانیان شدند.شهر در تاریکی ابدی فرو رفت.برای نجات شهر باید شوالیه تاریک از خویش برمی‌خواست.

بروس : یک زندگی‌نامه

بروس تنها فرزند توماس و مارتا هیچ‌گاه روزهای خوش شهر را ندید و دو حادثه در کودکی مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغیر داد.

اولی سقوط در چاهی حوالی خانه اجدادی بود.چاه متروکی لانه صدها خفاش. و تصویر خفاشی عظیم‌الجثه و هول‌ناک در ذهن او نقش بست. دومی مربوط به شبی‌است که همراه والدین‌اش به تماشای اپرای نقاب زورو رفته بودند. هنگام بازگشت به خانه و در خیابانی خلوت زورگیر مسلحی به آنها حمله می‌کند و توماس و مارتا را می‌کشد.بروس تنها و شوکه‌شده تا مدتها کنار اجساد والدین‌اش می‌نشیند.

آلفرد پنی‌وورث- خدمتکار خانوادگی- با کمکهای فیلیپ عموی بروس او را بزرگ می‌کند. بروس بعد از فارغ‌التحصیلی به قصد کشف حقیقت از امریکا می‌رود.جهان را می‌گردد و سر آخر در دامنه‌های تبت تحت تعلیمات رزمی گروهی بنیاد‌گرا به نام ارتش تاریکی قرار می‌گیرد.او بزودی از استادان خود فراتر می‌رود اما توان همراهی با ایده‌های افراطی آنان را ندارد.بروس جوان پس از سالها به گاتهام بازمی‌گردد.با ایده‌ای خام برای نجات شهرش.شهری که مدتهاست او را مرده می‌انگارد.

همه چیز خیلی سریع رخ می‌دهد؛ترساندن دشمنان با ترسناک‌ترین تصویر ذهنی خودش : یک خفاش.غار متروک حالا خانه دوم بروس است .پر از ابزار و ادوات دست‌ساز.جایی برای زندگی دوم او به عنوان منجی شهر، شوالیه تاریک ،‌….بتمن.

شهرت خفاش عظیم‌الجثه گاتهام همه جا می‌پیچد.نیکی نیکی را جذب می‌کند. ستوان جان گوردون یکی از تنها پلیس‌های سالم شهر با بتمن همداستان می‌شود.او باید هنگام نیاز علامت خفاش را مقابل پرژکتور بزرگی بگذارد تا تصویر آن بر ابرهای همیشگی شهر سایه افکند.سال یکم زمان پیروزی‌های مکرر است.مبارزه با جانیان ضعیف خرده‌پای خیابانی . اما پلشتی پلشتی را جذب می‌کند.بزودی گاتهام پاتوق رقیبان خشن قدرتمندی می‌شود: جوکر ،‌پنگوئن، مترسک، دو چهره و دیگران.اسطوره بتمن و نبرد پایان‌ناپذیر آغاز می‌شود.و زندگی دوگانه بروس وین در کسوت یک میلیونر عیاش و شوالیه تاریکی.

رابین : همکار یا …؟

ملاقات با یک بندباز جوان به نقطه عطفی در مبارزات بتمن بدل می‌شود.دیک‌گریسون که خانواده‌اش توسط جانیان قتل‌عام شده‌اند به بتمن می‌پیوندد و با نام مستعار رابین همکاری‌اش را با او آغاز می‌کند. ورود دشمنان اصلی به صحنه کارزار بتمن را از آینده و خطرات احتمالی برای دیک بیمناک می‌سازد.بتمن دیگر به او اجازه همکاری نمی‌دهد و اولین رابین به این صورت از استادش جدا می‌شود.

چندی بعد بتمن همکاری‌اش را با رابین 2 آغاز می‌کند.جیسون تاد نوجوان ولگردی که بتمن او را در حال سرقت تایرهای اتومبیلش غافلگیر می‌کند.جیسون شورشی و احساساتی است.گه‌گاه از فرامین استاد سرپیچی می‌کند.روزی که می‌فهمند مادرش زنده است برای یافتن او پنهانی بتمن را ترک می‌کند و به دام جوکر می‌افتد. بتمن دیر به نجات او می‌رسد و جیسون تاد در داستان » مرگی در خانواده » توسط جوکر کشته می‌شود.مرگی که بروس هیچ‌گاه خود را بخاطر آن نبخشید. لباس مخصوص رابین2 در دخمه بتمن و به یاد او باقی می‌ماند.

رابین3 تیموتی تیم درک که مدتهاست به راز زندگی دوگانه وین/بتمن پی برده به مراتب از رابین‌های قبلی قوی‌تر و در توانایی‌های جسمی به استاد خود نزدیک‌تر است.

به تدریج با شکل‌گیری همکاری مدام بتمن و رابین‌(ها) زمزمه‌هایی مبنی بر ارتباط غیر افلاطونی این سوپرقهرمانان به گوش خورد.سال 1951 وقتی یک همجنس‌خواه نزد روانکاوش اعتراف می‌کند که به شدت بروس را «می‌خواهد» ماجرا اوج می‌گیرد. فردریک ورتهام روانکاو که از قضا نماینده مجلس هم هست تلاش می‌کند جلوی انتشار این کمیک‌بوک‌های «منحرف» را بگیرد. فعالیت او طرفداران شوالیه سیاه را وامی‌دارد تا برای رفع این سوتفاهم مدرک جمع کنند.هر چند ورتهام موفق به تحریم بتمن نمی‌شود اما بحث پیرامون تمایلات بتمن هیچ‌گاه پایان نیافت. خصوصاً این که در دنیای او به ندرت زنها جایی دارند و روابطش با جنس مخالف اغلب عقیم و بی‌ثمر می‌ماند.مثل رابطه عشق و نفرت‌اش با زن گربه‌ای. که بروس زن‌گربه‌ای را در نقابش دوست دارد و زن‌گربه‌ای برعکس بروس را در زندگی واقعی‌اش.

گاتهام سیتی : شهر دنیا

منتقدین اولیه معماری گاتهام را بسیار به نیویورک شبیه می‌دانستند. این شباهت بی‌مناسبت نیست. چون خود نیویورک اغلب نمادی از زندگی مدرن شهری است.

احساس دوگانه بروس به شهر پدری‌اش کاملاً مشابه احساس اغلب ماست.از آن متنفر است اما چاره‌ای از آن ندارد.مدام دم از نفرتش از پلشتی آن می‌زند اما ترکش نمی‌کند و دلش بند است و تلاش می‌کند نجاتش دهد. این موقعیت مدرن از دیگر نقاط تمایز بتمن با سایر سوپرقهرمانانی است که متعلق به دوران وحدتی اسطوره‌ای اند.بتمن اخلاقیاتی دون‌کیشوت‌وار است. نه به مثابه یک ابله ساده‌دل. بل چون کسانی که به بی‌نتیجه بودن کارشان واقفند اما آن را تنها راه حل و وظیفه اساسی خود می‌دانند.درست مثل هنرمندان مثل اغلب روشنفکران. بتمن یک منزوی مردم‌گریز است.کسی که با ترسهای خودش سعی می‌کند جانیان را بترساند.کسی عامدانه با ساختن شمایل اسطوره‌ای دیگران را مبهوت می‌کند. یک تحقیق عریض و طویل ادعامی‌کند بتمن یک سابقاً کاتولیک مطرود است. چه‌طور در این زمانه هزار رنگ گیج‌کننده می‌توان قاطعانه مومن بود؟

‌‌‌***

بهترین‌های بتمن:

شوالیه تاریک بازمی‌گردد

ماجرای شوالیه‌تاریک در آستانه 50 سالگی. زمانی که مدتهاست لباس بتمن را نپوشیده و گوردون تنها و تلخ‌اندیش آرزوی بازگشت او را دارد. این گرافیک‌نوول باشکوه که اولین بار در 1986 منتشر شد فرانک میلر جوان را به اوج شهرت رساند. جیسون تاد (رابین 2) 6 سال پیش مرده بود و بسیاری از طرفداران بتمن به ادامه موفقی از این کاراکتر امیدوار نبودند. میلر 16 سال بعد ادامه داستان را در «بتمن مجدداً ضربه می‌زند » یا DK2 نوشت که هیچ‌گاه توفیق اثر جریان‌ساز اولی را نداشت.( و نک اینجا)

تیمارستان آرخام

راهی که میلر آغاز کرده بود در 1989 به انتشار اثری یکه منجر شد به اسم «تیمارستان آرخام: خانه‌ای خطرناک در زمینی خطرناک» بتمن رسماً قابلیت‌های بزرگسالانه‌اش را رو کرد. این کتاب نه تنها برای خوانندگان نوجوان کمیک‌ بتمن قابل فهم نبود بلکه فضای خشن و مالیخولیایی‌اش قطعاً برایشان آزاردهنده می‌نمود. اما کتاب به سرعت میان بزرگسالان طرفدار بتمن محبوب شد و باب تازه‌ای در دنیای گرافیک‌نوول باز کرد.( نک اینجا )

بتمن :سیاه و سفید

. مجموعه چند ده داستان گرافیکی می‌نیمال است با محوریت بتمن و همه سیاه و سفید.هر کدام کار یک نفر است و تنوع بی‌نظیری در طراحی و فضا سازی و داستان دارد. از داستان غم ‌انگیزی و سیاهی درباره «دو چهره» که حتی با جراحی پلاستیک هم نمی‌تواند روح دوپاره‌اش را به هم بچسباند تا قصه مضحکی که در آن بتمن و جوکر سر طرفداری از جدول کلمات متقاطع تایم و نیوزویک گیس‌کشی می‌کنند.
چاپ مجموعه از 1996 آغاز شده و تا سال 2007 که جلد سومش درآمد ادامه داشت.

بتمن: فرزند رویاها

ترکیبی از داستانهای بتمن و مانگاهای ژاپنی. داستان در دو مکان گاتهام سیتی و توکیو رخ می‌دهد و به سنت مانگاهای کلاسیک سیاه‌ و سفید و قطور است.داستانی پرو پیمان از داروهای روان‌گردانی که شخص را اسیر رویاها می‌سازند…

انتشارات دی‌سی‌کمیکس قائل به جهان‌هایی موازی جهان ماست.طبعاً آنجا هم سوپرقهرمانانی بدل نمونه‌های آشناشان دارند.تریلوژی بتمن وامپیر در یکی از این جهان‌ها رخ می‌دهد.جایی که بتمن به اصل خفاشی خود برگشته و یک خون‌آشام/شکارچی خون‌آشام است. قصه هر کدام از سه داستان در فضای رعب‌انگیز و خونین و گاتهامی آخرالزمانی می‌گذرد. بتمن خون‌آشام در هر سه داستان به مرگی خودخواسته می‌میرد.تصویر آلفرد و گوردون غمگین که بنا به خواسته بتمن تیرک چوبی در قلب او فرو می‌کنند به زودی از ذهن نمی‌رود.

مردی که می‌خندد

نسخه تازی‌ای از کمیک دهه 40 دی‌سی کمیکس که جوکر را به جهان معرفی کرد.مردی که می‌خندد که عنوانش را از کتاب ویکتور هوگو به عاریت گرفته بیش از این که داستان شوالیه تاریک باشد ماجرای ظهور جوکر است. جوکری که مثل سایه وارد شهر می‌شود و مردمان گاتهام را به خنده های هیستریک و جنون‌آمیز وامی‌دارد.

جوک مرگبار

این بار آلن مور اسطوره‌ای خود افتخار داده و خود این قصه را نوشته.یکی از شکست‌های بتمن و جنایات دیگر جوکر.باربارا گوردون دختر ستوان گوردون که مدتی‌است در کسوت بت‌وومن به یاری بتمن و رابین می‌آید با شلیک گلوله جوکر برای همیشه علیل می‌شود.

پ ن: این لیست کامل نیست!…

کمیک‌های فوق را می‌توانید از کمیک‌شاپ نیز بخرید!

§ 12 پاسخ برای حقایقی درباره بروس پسر آقای وین

  • niusha می‌گوید:

    مرسی به خاطر مطلب عالی تون!

    چند تا مورد رو اشاره کنم من:

    1. مطمئن نیستم ولی فکر کنم توی کمیک ها بتمن توسط ارتش قاتل ها (که توی batman begins ارتش تاریکی نام داشتند) تعلیم داده نشده بود. باز هم تاکید که مطمئن نیستم!

    2. من از رابین بدم میاد :دی

    3. اینجا منبع بسیار خوبیه برای انتخاب کمیک های بتمن:
    http://comics.ign.com/articles/624/624619p5.html

  • شیزوفرنی تنها می‌گوید:

    وب قشنگي دري به منم سر بزن.:دي

  • Farbud می‌گوید:

    من همیشه آرزوم بود یکی بیاد بشینه برام همه‌ی کمیک‌بوک‌های معروف رو توضیح بده. الان هم با این‌که خوندن این متنت به اندازه‌ی ویکی‌پدیاش طول می‌کشه، ولی چون حس توضیح دادن داره واسه‌م کلی حال می‌ده. کیپ آپ آقا.

  • محسن می‌گوید:

    از بچگی عاشق ابهت بتمن بودم و هر بار با دیدنش به وجد می آمدم ممنون که به خاطرات بردی و البته بازگشت دوباره برای اینکه بتمن را دوست بدارم…

  • golmaryam می‌گوید:

    میگم که آقای خواب بزرگ، شما که ناراحت نمیشین من این پست شما رو همینجوری هوشتی از بالا به پایین اومدم و نخوندم؟ حالا شاید بعدا حس و حالش اومد ولی جاست ناو آدم دلش یک پست شخصی متمایل به بهار میخواد..

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    آقا ماچ! آقا هاگ! آقا ذوق دانی مان ترکید!

  • amir می‌گوید:

    آقا زنده باد…دمت گرم

  • شوالیه تاریکی@ می‌گوید:

    منم از رابین خیلی خیلی بدم میاد اگه کسی طرفدارش هست باید فیلمی جداگانه براش بسازن –زنده باد بتمن که حالا اسمش شده شوالیه تاریکی —بتمن یعنی مرد تنهایی و تاریکی–
    یادم رفت جوکر رو هم خیلی دوست دارم و دشمن شماره یکه بتمنه-
    همون قدر که بتمن سیاه و تاریکه جوکر طلافی کرده و مثل دلقکا لباس میپوشه این به نظر من یه فضای خاصی به فیلمهای بتمن داده—

  • lix.lexes می‌گوید:

    بتمن و رویای بزرگ برای ساختن دوباره ی GOTHAM CITY.

    آیا واقعاً می شود از داستان های ZsasZ گذشت یا از چهره ی

    زیبا ی TWO FACE آیا PENGUIN یک شوخی است؟

    و عشق من به زیبایی ARKHAM و SCARECROW

    و این رویای شب تاریک وباران و رعد های اسطوره ای

    و صدای شنل های BAT MAN و پاهای JOKER

    ای کاش گاتهام وجد همیشگی ما را درک می کرد…

    من BOB KANE را درک می کنم…

  • […] در زمینی خطرناک جوکر رهبر شورشیان آرخام است. آنها بتمن را دعوت می‌کنند به ضیافت مجانین. جایی که باید بفهمد […]

  • اشکان می‌گوید:

    به وبلاگ منم سر بزن

    راستی نظر هم بده

  • ali reza می‌گوید:

    بتمن دوست دارم.لاك پشت نينجا دوست دارم. از بدو تولد عاشقشون بودم.

این چیست؟

شما در حال خواندن حقایقی درباره بروس پسر آقای وین در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: