گوشت ولوبیای سنتوری

فوریه 24, 2008 § 20 دیدگاه

1.آن‌قدر از آقای مهرجویی فیلم خوب دیده‌ایم که دلمان نمی‌آید بگوییم سنتوری فیلم خوبی نیست. نه این که ما خوشمان نیاید و نقل سلیقه شخصی باشد نه.بحث جزئیات و میزانسن و پس‌زمینه و استانداردهای خود جناب مهرجویی‌است. این سنتوری بقول لیدی مثل قرمه‌سبزی می‌ماند که سبزی و آب‌اش جدا باشد. علی‌الحساب و تا اطلاع ثانوی مهمان مامان و لیلا و درخت گلابی و دختردایی گمشده و اینها را نگاه می‌کنیم.

2.چند کمیک فرد اعلاء‌ دانلود کردیم که با هر کدامشان می‌شد چند ماهی دلخوش بود.اما حالا فقط سرسری نگاهشان می‌کنیم و با بیل می‌ریزیم داخل یک فولدر و می‌رویم سراغ دانلود بعدی. آری بشر چنین موجود قدرنشناس حریصی‌ است.

3.یک شیپورهایی داریم می‌زنیم که بعداً صدایش درمی‌آید.فعلاً همین‌قدر داشته باشید که در تکمیل و تکوین پروژه «کمیک برای همه» است. به لطف یک دو دوست عزیز داریم سازو کاری می‌سازیم برای رساندن کمیک‌ها به اهلش.قضیه را حالا نشنیده بگیرید و همین قدر بدانید که خواب بزرگ اهل تنها خوری نیست به جان خودش.

4. کامینگ سون: بزودی اینجا نوشته‌ای خواهید خواند » حقایقی درباره بروس پسر آقای وین »

§ 20 پاسخ برای گوشت ولوبیای سنتوری

  • خازییل می‌گوید:

    به جان عزیزتان قسم این جانب می میرد برای دانستن حقایق مربوطه

  • چپ کوک می‌گوید:

    خدا کنه کميک تون از نوع کميک استريپ باشه. اگه اينجوره من همه جوره پاي شيپورتون هستم.

  • alishams می‌گوید:

    خيلي خوب مينويسي. خوشم مياد اوريژيناليتي داره‌ D:

  • ناشناس می‌گوید:

    فكر مي كنيد رمقي براي مهرجويي بزرگ ماند توي اين اوضاع كه دل بگذارد براي فيلمش؟؟؟؟؟هنوز تازه آدم آزاده اي ست اين بشر.
    خودمان كرديم كه لعنت بر خودمان باد تك تك مايي كه…
    من دلم شيپور مي خواهد.

  • ساسان م. ک. عاصی می‌گوید:

    آخ که حرف بیل و فولدر و حرص و اینها شد… راست‌اش یک استانبولی طی همین هفته‌ی اخیر پر کرده‌ام ازین فری‌کمیک‌بوکزی که اینجا لینک‌اش را گذاشته‌اید، بعد دیدم دل‌ام آرام نمی‌گیرد، رفتم توی ویکی‌پدیا کمیک‌های جایزه‌گرفته را سرچ کردم و نشستم دانلود کردن آنها از همان‌جا، بعد تمام عقده‌های بتمنی‌ام را خالی کردم (دروغ می‌گویم! هنوز 200 تا یا بیشتر مانده تا کاملا راضی شوم!!!) و خلاصه خودتان حتما درک می‌کنید و این را می‌خواهم بگویم که هنوز حس می‌کنم این رپیدشر جای مزخرفی است که نمی‌گذارد ساعتی 10 تا کمیک دانلود کنم و راست‌اش چنان عقده‌ای‌وار مشغول فکر کردن به این دانلود کردنم که هنوز وقت نشده دو تا بیشتر بخوانم. حالا این‌همه طولانی گفتم هم دلیلی نداشت جز اینکه فکر کردم کسی در دنیا پیدا شد که بتوانم احساس کنم این رفتارم را درک می‌کند D: (مثلا پایه‌ام تیمارستان آرخام را چهار بار دانلود کنم شاید دلم خنک شود). بعد اینکه خواستم دوباره تشکر کنم بابت این گنج گنج‌های سلیمان (!) که لینک دادید… و اینکه از وقتی این بند چهارم را خواندم ده بار سر زدم شاید همین امشب پست مذکور را ببینم و دل توی دلم نیست تا حقایق را درباره‌ی این بروس خان کبیر بخوانم. آقا واقعا دست‌تان درد نکند، بابت این همه لذت ناب.
    سرخوش باشید و پیروز امیدوارم

  • niusha می‌گوید:

    جناب خواب بزرگ خیلی خوبه که از وضعیت اینترنت نفتی نجات پیدا کردید (حسودی میکنیم) من هم همچنان به پیش شماره ی خط و کافو ها و فیبر های نوری (و کلا تکنولوژی) فحش میدم که چرا ما رو … وزارت گنج هم نداریم که به سراغ wireless بریم. البته ما از این نت لاک پشتی هم کار زیاد میکشیم. فکر میکنم دانلود کردن arkham asylum شصت مگابایتی با سرعت 3kb در ثانیه کار بزرگی باشه! انگیزه ای هم که پشت این کار وجود داشت و باعث میشد وسط دانلود به پوچی نرسم و نت رو قطع نکنم این بود دقیقا: «شما (شامل همه عواملی که باعث میشن اینجانب از adsl محروم باشم) میخواین من نت پرسرعت نداشته باشم که نتونم دانلود کنم… فکر کردین! من با همین … هم انقدر دانلود میکنم تا چشمتون درآد!»

  • niusha می‌گوید:

    و بی صبرانه منتظر پرونده بروس وین هستیم… :دی

  • شورا می‌گوید:

    دومین شماره انیمک درباره انیمیشن پدر و دختر http://www.animak.ir

  • پلنگ صورتی می‌گوید:

    خواب بزرگ به سلامت باد؛ وقتی چشمان پاکمان به عبارت «کمیک برای همه» افتاد، از شدت ذوق همانجا دوخته و مات شد و تا دقایقی تکان نمی خورد در حالی که چند میلیمتر پایین تر، از دهانمان اصوات گوش خراشی به نشانه خوشحالی خارج می شد. امید داریم که با منتج به نتیجه شدن این پروژه، به مراد دل خویش رسیده و شاهد موفقیت را در آغوش کشیم…

  • شیزوفرنی تنها می‌گوید:

    باشد كه مقبول افتد اين اميد و آرزو.

  • از نام چه پرسی؟ می‌گوید:

    وای ! چه عالی! به ما هم می دهید ؟

  • سحر می‌گوید:

    کاملن باهات موفقم سروش ما همه مهرجویی رو دوست داریم اما علی سنتوری اونجور که لیلا و اجاره نشینهاو مهمان مامان و… ما رو سر حال میاره نمی آره آره علی سنتوری رو می شه با حذف بعضی قسمتها دیداصلن از اونجا شروع می شه که بابای طرف می اد خونه علی و …

  • پس از سکوت می‌گوید:

    کاش بزرگانی مثل مهرجویی کارنامه خودشان را اینگومه خراب نمی کردند.

  • mary می‌گوید:

    عزیز پس از سکوت
    شما یه نموره جوگیر شدیندا. چطور به سلیقه ی این خواب بزرگ(غیر از مورد زودیاک البته)اعتماد میکنی؟
    اگرم یحتمل قریب به یقین از خودتان گفتی که دگه(لهجه مه شدی اومدم) بدتر.
    اگر مهرجویی بزرگ است و فرض که سنتوری فیلم بدی باشد که کارنامه اش اینطوری هیچ چیش نمی شود. اما بی خیال بزرگی و اینها کارنامه اش را مثل یک کارگردان تجربه گرا برانداز باید کرد.
    به همین خدا… سنتوری فیلم خیلی خوبی بود.

  • خواب بزرگ می‌گوید:

    به mary :
    مگر ما ناظم مدرسه هستیم که استغفرالله به کارنامه حضرت مهرجویی بنگریم.
    تعدادی فیلم ساخته که از قضا اکثرشان بهترین های سینمای ایران هستند.ماشین شاهکار سازی هم که نیست.یک وقتهایی آدم بی حوصله و خسته و بی دقت می شود. وگرنه اثبات این که سنتوری فیلم حرام شده ای ست چندان مشکل نخواهد بود. برای همین گفتم بحث سلیقه شخصی نیست. اگر سر وکارمان با فیلم بدی بود – مثل سگ کشی – که جماعت همین طوری خر برفت و خر برفتش می کردند آدم دلش می آمد شیشکی بکشد و چیزهایی بپراند.اما خداوکیلی در مورد سنتوری که تازه در وضعیت عادی هم دیده نشده دست کم حالا کمی بی انصافی است. شاید روزی روزگاری سنتوری را بهانه کردیم تا بگوییم چرا نمی شود با قطعیت گفت که اثر هنری شاهکار است اما با قطعیت می توان گفت که اثری ضعیف است.

  • ناشناس می‌گوید:

    نتوري براي من همين ست كه سينماي مهرجويي ست.من بي تعارف نگاه شرقي و آزاده مهرجويي را با برادران كوئن كه اين روزها اسكار چهارم مي گيرد هم عوض نمي كنم.
    سنتوري شاهكاري در حد استاد نباشد هم(كه من چندان قبول ندارم)شاهكاري در حد سينماي ايران ست.شما خيال كرده ايد اوضاع فيلمسازي براي مهرجويي آن قدر ايده آل ست كه اگر 100%انرژي اش كه نه بتواند 80 درصد را روي كارش متمركز كند؟نخير.اتفاقا امروز خسرو سينايي حرف خوبي توي برنامه مردم ايران سلام مي زد اين كه 75 درصد انژي فيلمساز را قبل از شروع كار هدر مي دهند.براي مهرجويي اگر بيشتر نباشد كمتر نيست.حواشي سنتوري را از آن ابتدا بگيريد بياييد تا زمان كليد خوزدن كار ببينيد اگر خودتان بوديد چقدر از انرژي اوليه برايتان مانده بود كه تازه جوانيد و …
    بعد هم هنر كه آسمان خراش هوا كردن نيست كه هميشه با حال آدم جور بشود.خودتان كه بهتر مي دانيد امروزي كه آدم سر كاري را از ته عشق دارد فردا نفرت دارد به آن كار كه اگر امروز نشود ديگر نخواهد شد.
    بعد هم مهرجويي ان قدرها بزرگ ست كه نخواهد با يك فيلمو دو فيلم از اعتبارش كاسته شود در اوضاع كنني سينما مهرجويي فقط براي راكد نبودني شايد هست وگرنه او ديگر آن قدر فيلم شاهكارو چشم نواز دارد كه الكش را هم آويخته.
    فستيوال فجر پارسال را نگاه كنيد.وقتي آدم مي بيند فيلمي مثل روز سوم جايزه سيمرغ بهترين كارگرداني را مي گيرد در حالي كه…
    هنوز هم معتقدم سنتوري بهترين فيلم پارسال بود و مهرجويي بهترين كارگردان.به قول رادان جايزه نيازمند مهرجويي ست نه او…اما دل آدم براي اين بي سليقه گي ها مي سوزد.گرچه جشنواره امسال تاسف برانگيز تر از پارسال هم بود.
    مهرجويي سنتوري را خيلي بالاتر از ايده آل و نرمالهاي اين سالهاي سينما ساخت.
    من سنتوري را فراموش نمي كنم همان طور كه ليلا را همان طور كه سادگي مهمان مامان را همان طور كه…چون سنتوري اگر شاهكاري در حد آنها نباشد برونفكني روحي و فراز و نشيبهاي عاطفي كاري فيلمسازست جدا از سير داستاني هم كه نگاه كني اين فيلم همين روزهاي مهرجويي ست.خستگي او بي حوصله گي اش از روند سينمايي و…
    ايراد هاي فيلم را عامدانه قلمداد مي كنم و با خودم مي گويم اين فرياد بي صداي مهرجويي ست كه مي گويد:حال من خوبست اما تو باور نكن.
    شايد بهتر باشد ذهنيت قبليمان را از سينماي مهرجويي بگذاريم كنار فيلم امروزش به معيت جريانات نه تك بعدي نگريستن جناب خواب بزرگ.عوامل محيطي هميشه تاثير بيشتري از ژنهاي ابتدايي در روند شكل گيري دارند.حتي در سينما.

  • خواب بزرگ می‌گوید:

    به ناشناس:
    ما که البته حرفهای شما را درباره جناب مهرجویی و کارخانه شاهکار سازی گفته بودیم.اما…
    1.فرآیند خلق اثر کوچکترین ارتباطی به مخاطب ندارد.آنها دردسرهای هنرمند است و بس.
    2. ایرادهای فیلم عامدانه نیست.اگر منظور شما همان هایی باشد که ما دیدم قطعاً عامدانه نیست.اصلا چه معنی دارد کارگردان عامدانه اشتباه کند؟!
    3. خواب بزرگ و جد و آباء اش هم جمع شوند و انرژی شان را روی هم بگذارند «شیرک » هم نمی توانند بسازند چه برسد به سنتوری.با این حال این دلیلی بر خوب بودن فیلم نمی تواند باشد.
    4. ببینید.هی آدم را سیخ می زنید هی درباره فیلم نامحبوب فیلمساز محبوبش حرف بزند.
    5. آخر آخرش را قبلن هم گفته اند و گفته ام.اگر کسی از اثری خوشش آمد نازشستش و اگر خوشش نیامد نگاه نکند.سنتوری که بتهوون است آدمیزاد گاهی جواد یساری هم نیازمند است ….اما اینها چیزی را ثابت نمی کند.و متاسفانه سنتوری را فیلم خوبی نمی کند!

  • پس از سکوت می‌گوید:

    حرف زدن از شرایط کنونی سینما که کار درستی نیست.چون زمانی هم که مهرجویی آثار بزرگش را ساخت وضعیت سینمای ایران بهتر از الان نبود.اصلا کی وضعیت سینمای ایران خوب بوده؟ولی در همین شرایط بد هم کسانی مثل مهرجویی آثار خوبی خلق می کردند و اینقدر هم از ساخته خودشان تعریف نمی کردند.
    خیلی ها از سنتوری تعریف می کردند ولی من که هرچه گشتم نتوانستم نقاط قوت این فیلم را از زبانشان بشنوم.

  • ناشناس می‌گوید:

    بلايي سر آدم مي اوريد كه نمي تواند خفه بماند.من خفه نمي شوم.من سنتوري را دوست به هزار دليل.اولش ان كه بازي رادان.خود رادان كه عرضه يه همچين بازي نداشت آن را مهرجويي از ميان اين بشر كشيده بيرون.آن جا هايي هم كه از دست آن علي خان سنتوري حرص مي خوري ديگر از بي هنري خود رادان ست.
    فكر مي كنيد مهرجويي دل داشت كه فيلمش را جور ديگه اي تمام كند؟؟؟؟؟؟؟همان طور كه مهمان مامان را با مشت اخر نكوبيد توي چشممان.
    حرفتان را قبول ندارم مخاطب هم تاثير دارد وگرنه…به همان دلايل بالا مراجعه كنيد.بعد هم هنر را اگر تراوشهاي روحي و ذهني در سطح ديدگاه عام هم ببينيم باز اثر دارد.مابقي بحث باشد براي بعد.
    عامدانه نه اينكه بشيند بگويد خب اينجا اين ميزانسن فوق العاده ست اما من مي خواهم با خودم لج كنم.ماجرا زخم روح و خستگي و …كه خودش كار را خراب مي كند.بي حوصله گي كه مي گويد بگذار همين جور باشد حوصله فكر بيشتري ندارم بگذار مردم هم بفهمند ديگر خسته شده ام.
    خواب بزرگ به تنهايي جاهايي استادست و سنتوري كه سهلست ليلا و مهمان مامان خودش را مي سازد.به جان خودم.تعارف كه نداريم.
    اين ربطي ندارد كه سيخ در كار باشد يا نه.مهرجويي دنياي سينمايي مرا هم معني مي كند فيلمساز محبوب من هم هست از همه سينمايش را هم با دنيا عوض نمي كنم در مقام دفاعي برخواسته ام كه دادخواهي ام قطعا بنا بر حق ست.فكر مي كنيد توصيف قرمه سبزي وار شما از سنتوري عين خار توي چشم من نرفت اما خوب شد زخم كهنه سر باز كرد ناله هايم شروع شد.
    بعد هم سنتوري آه مرا هم كشيد بيرون من ليلا مي خواستم اما…
    اين دليل نمي شود كه دوستش نداشته باشم و باشيم.
    سنتوري قبلا هم گفتم حال امروز داريوش مهرجويي ست.از خودتان شنيدم كه شاعر را سلاخي زماني نكنيم بگذاريم او خودش در شعرش معني مي شود.خب اين هم امروز استادست چه بخواهيم چه نه.قضاوت را هم ما نكنيم 50 سال بعد هم قطارهايي كه زمان را از هنر مي گيرند خواهند كرد.
    اوضاع خوب نيست مثل هميشه نيست وقتي نام علي را از اسم فيلم حذف مي كنند كه توهين ست به امام علي بايد به كجا پناه برد؟؟؟؟؟؟؟؟سنتوري فيلم خوبيست چون آدم ماحضري محقرش بعض مي اندازد.شور خوانندگي رادان را باور مي كند و بهترست بدانيم سياهي لشكرها هم انجا خودشان به شور آمدند بدون رهبري.سنتوري در حد استاد نبود در اين شكي نيست اما نسبت به سينماي امروز كجاست؟؟؟؟قطعا در رتبه هاي اول پس درست نيست كه مي گوييد سنتوري فيلم خوبي نيست.تا خود صب مي تونم دفاعيه صادر كنم.اما فقط جاي همه حرفها مي گويم فيلم را تك بعدي ديدن درست ست مگر اينكه بخواهي كليت فيلم را به پاي ميز محاكمه بكشي.
    مي دانم بحث را بايد با كامنت شما خواب بزرگ محترم تمام شده تلقي مي كردم اما نتوانستم.قبول دارم كه شما من و هر كس ديگر عقيده اش مهم ست براي همين حرفهاي مهم مهمم را نزدم.فايده اي كه ندارد.

  • بعد از چند روز وقت کردم بیام نت. خوشحالم برای وایمکس!!!
    تبریک…..تبریک….

این چیست؟

شما در حال خواندن گوشت ولوبیای سنتوری در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: