تبدیل فرشته الهام به سگ پاولوف

فوریه 17, 2008 § 11 دیدگاه

چیزهای دیگری درباره نوشتن

فرشته الهام را با همه ناز و غمزه و اطوارش ، می‌توان شرطی کرد.نویسندگانی که از نوشتن ارتزاق می‌کنند به تدریج درمی‌یابند نمی‌توان افسار نان روزانه را به دست این فرشته خانم نامطمئن پر ادا سپرد.

این راهنمای کوچک تبدیل فرشته الهام است به سگ پاولوف.

1.کی بنویسیم؟

باید خودتان را به نوشتن در ساعات و روزهای مشخصی از هفته عادت دهید.این عملیات هر چند ابتدا کمی مکانیکی و بی‌روح به نظر می رسد اما نتیجه‌بخش است.بعضی‌ها طرفدار الهام شبانه‌اند و زودتر از نیمه شب دستشان به نوشتن نمی‌رود.عده‌ دیگری هم هستند که ترجیح می‌دهند 9 شب بخوابند تا نوشتن در اولین ساعات طلوع را از دست ندهند. هر دو این زمانها مختصات خودشان را دارند.شب‌ها بیشتر با خیال عجین‌اند و صبح‌ها با ایده.گرچه به سختی می‌توان این دو را تفکیک کرد اما حقیقت این است که نوشته‌های شبانه و سحرگاه تفاوت‌های زیادی با هم دارند.

تجربه شخصی: متاسفانه خدمت سربازی فرصت شب‌نویسی و صبح‌نویسی را گرفته. به همین دلیل از ساعت 4 عصر تا 10 شب اوقاتی است که به طور طبیعی به نوشتن می‌گذرد. این برنامه از جمعه ظهر آغاز می‌شود و تا 3 شنبه ادامه دارد.4 شنبه و 5 شنبه مخصوص تفریح و استراحت است.تفریحی که شاید باز خود نوشتن باشد!

2.کجا بنویسیم؟

شرایط فیزیکی ، حالت بدن ،‌دما و میزان گرسنگی و سیری شدیداً در احضار فرشته کذایی موثرند.توصیه کلی این است که شرایطی مهیا کنید که بتوانید چند ساعت را بی‌وقفه در همان حالت بمانید.عناصر مزاحم مثل تلفن را پخش و پلا کنید.یک تنقل به دردبخور دم دستتان باشد که مجبور نشوید برای رفع جوع از سر کار بلند شوید.

توصیه ایمنی : اگر روی کاغذ می‌نویسید از سطح شیب‌دار استفاده کنید.اگر با کی‌برد، سعی کنید مونیتور درست مقابل چشمتان باشد.خم بودن طولانی گردن شما را به درد مزمنی دچار می‌سازد که راقم این سطور را گاهی سخت محتاج سالیسیلات می‌کند.برای سطح شیب‌دار هم لازم نیست پولی خرج کنید.یک کتاب قطور ( آکسفورد ادونس) و یک کتاب نازک با جلد محکم ( مثلاً لوک خوش‌شانس) می‌توانند سطح شیب‌دار مناسبی بسازند.

سؤال سخت‌افزاری : با کی‌بردی که لای تمام دکمه‌هایش خاکستر سیگار پخش وپلاست چه باید کرد؟ جواب : بسازید! البته این راه‌حل هم شاید به کارتان بیاید.

 3.چی‌بشنویم؟

نوشتن در حال شنیدن موسیقی یکی از راه‌های کلاسیک شرطی‌ کردن فرشته الهام است.نویسنده‌هایی که عادت به نوشتن با موسیقی دارند همیشه فولدرهای طبقه‌بندی شده تمیزی دم دستشان هست از انواع موسیقی برای تحریک انواع احساسات.از موزارت تا جوادیساری.موسیقی فیلم بی‌نظیر است. در شکل خوبش هم شنیده نمی‌شود هم تاثیر می‌گذارد. زبیگنیوف پرایزنر هر چند زیاد دستمالی شده اما هنوز که هنوزه از موثرترین‌هاست. بهتر است که موسیقی اگر آوا دارد به زبان مادری نباشد.یا زبانی که خوب می‌فهمید.»شنیدن کلمات» دست‌انداز نوشتن است. مگر این که قطعه کذایی را آنقدر شنیده باشید که دیگر کلمات به گوشتان نیاید.قبل‌تر گفته شد که این برخورد با موسیقی شاید کمی چیپ و کاربردی به نظر برسد.اما چه چاره؟ این هم از تقوای کثافت نویسنده است که به همه چی باید از دید «کاربردش » برای نوشتن نگاه کند.

4.ایده‌هایمان را برای کی تعریف کنیم؟

محض رضای خدا : هیچ‌کس! ایده‌هایتان را بنویسید.برای کسی تعریف نکنید. آن‌ها رازهای شخصی شمایند.برای رهایی خودتان هیچ‌وقت حاضر نشوید پتانسیل عزیز نهفته را به ثمن بخس از دست بدهید.اگر دیدید نوشتنش به هر دلیل فعلاً از دستتان خارج است باز بیهوده خرجش نکنید.گوشه‌ای با چند کلمه کلیدی یادداشت کنید تا وقتی که بتوانید بنویسیدش.تنها استثناء وقتی است که می‌خواهید درباره موضوعی جدلی ذهنتان را روشن کنید.حالا یک همدم خوب صبور و مطلع کیمیا است.اجازه بدهید به ایده‌تان حمله کند.نقاط ضعفش را بگوید. کمکتان کند ایده را بسط و صیغل دهید.لازم نیست وارد تمام جزئیات شوید.همین‌که بتوانید نزدش بدون توضیح اضافه بلند فکر کنید کافی است. ( و خواب بزرگ از دوست‌قدیمی‌اش لیدیM بابت کمک‌های بی‌دریغش ممنون است) 

***

«…تو گویی بچه دیوی هست که چون من به نوشتن می‌آغازم بر بال قلبم می‌نشیند و آن را از راه به در می‌برد؛ واگر بپرهیزم و از چنگ اغوایش بگریزم ،‌ اندیشه‌هایم بی‌روح و بی‌طعم و کسالت‌بار می‌شوند.»

سر والتر اسکات

§ 11 پاسخ برای تبدیل فرشته الهام به سگ پاولوف

  • شیزوفرنی تنها می‌گوید:

    چاره شما جهت دوران قفليدگي مغزي چيست؟
    زور زدن و كلنجار رفتن با كاغذ و قلم تا چيزي از نوشته در بيايد يا به كنار نهادن اسباب تقرير تا رسيدن زمان نوشتن؟

    نفرماييد كه شرايط بايد محيا نمود.پاره اي اوقات پرنده الهام اين چيزها سرش نميشود.

  • perslim می‌گوید:

    چقدر خوبست که گوش بزنگ این الهه بود و قدرت به کار کشیدنش نیز مهارتی است و آن مهارت را لازمه ایست و آن لازمه چیزی نیست , جز این چنین توانایی شما , که کلمات در دستتان موم اند .

  • شیزوفرنی تنها می‌گوید:

    راستي ما خودمان دوبار كيبردمان را شسته ايت و تازه وايتكسي هم نموده ايم.هيچي نميشود.امتحان كنيد!

  • pantea می‌گوید:

    همهء فرمايشات شما متين. اما اگر هفته‌ها به اجبار در خونه محبوس شديم و مخمون کاملاً از هر چی ايده است تهی شد، اونوقت چه خاکی به سرمون کنيم؟

    در مورد کيبورد اگر کار به جاهای باريک کشيد و تميز کردنش ديگه ميسر نبود يه روش ديگه هم وجود داره: سيمش رو با دقت و احتياط از کامپيوتر جدا کنيد، اون رو دور کيبورد بپيچيد، کيبورد رو با سيمش به صورت عمودی وارد يک کيسهء پلاستيکی کنيد، و کيسه رو جلوی در خونه بگذاريد. سپس از همون راه به نزديکترين فروشگاه وسائل کامپيوتری تشريف ببريد و يه دونه نوش رو بخريد! من سالهاست که اين کار رو ميخنم و خوب جواب ميده. فقط در مورد کيبورد لپ‌تاپم نميدونم چيکار کنم. دکمهء اسپيسش يه سوراخ گنده هم داره که با خاکستر داغ به وجود اومده. لعنت بر اين بازيهای کامپيوتری!

  • محبوبه میم می‌گوید:

    البته این فرشته خانم گاه آن قدر هولناک می شود که نمی توان حتی جهتی را نگاه کرد که آن جا ایستاده چه ؟ گاهی که می خواهی نباشد وهست ؟

  • ناشناس می‌گوید:

    حرفاي شما زميني بود؟يا من مريخي شده ام؟
    بارها التماس اين عجوزه الهه نما را كرده ام كه بيايد و فقط 2 خط فقط يك صفحه از سر سلامت رفاقت كند و نيامده من چه جوري حاليش كنم آخر كه كي بيا و …شما هم حرفي مي زنيد ها.
    آن كجا بنويسيم هم يك روسري يا پتو و يك چراغ قوه هميشه در دست رس ترست.راحتي اش اينست كه توي هر خونه اي گير مي آد و توي هر شهري نيازي نيست دلتنگ نوشته هاي اتاق خودمان بشويم به علاوه در مكانهاي عمومي هم جواب مي دهد.تاريكي و باريكه نورش معمولا جواب مي دهد.
    موسيقي هم شعر نابش خودش سيب ست واسه اين حسن كچل مكتب نرو فرشته لقب.
    اين يك سوال ست:
    فقط مشكل من همان اوليست.اول ماجرا بايد از كجا شروع كرد كه هم تنبلي نباشد هم ايده باشد هم…
    واي از دست اين عفريته كه هميشه بي موقع مي ايد واي.(الانست كه قهر كند الهه نازمان)
    كيبورد هم ارزش تميز كردن نداره تازه شكستنش كيف ميده يه كيبورد نو كم دردسر تره.پيشنهاد وقتي ديگه تصميم گرفتين يه كيبورد نو بخرين انواع آزمايشارو رو كيبورد قديمي انجام بدين و لذت ببرين و بعدم بندازينش دور.

  • weblaf می‌گوید:

    به‌به!
    آدرس من عوض شد. اگه یه لطف بکنی و لینک weblaf.gelayeha.com رو به weblaf.ir تغییر بدی خیلی محشر می‌شه!

  • بنفشه محمودی می‌گوید:

    نظرتان درباره املای درست کلمات چیست؟!

  • alone141 می‌گوید:

    نوشته شما برايم جالب بود ولي من هميشه و در تمام مراحل مختلف هرگاه شروع به نوشتن كنم فقط شايد بتونم يك يا دوخط بنويسم و بعدش ديگر تمام افكارم پراكنده مي شود و سررشته كار از دستم خارج مي شود و در باره مطلبي كه مينويسم دچار چند گانگي مي شوم و براي همين هميشه از نوشتن انشاء متنفر بودم ولي بعضي وقتها به اين كار نياز مبرم پيدا مي كنم براي همين تمامشان را بر روي يك كاغذ خيالي كه پنهان از چشم نا محرمان باشد مي نويسم و فقط خودم آنهارا مي خوانم و بعد هم نابودشان مي كنم . شايد با راهنمايي هاي كه كردي بتونم قدرت نوشتنم را افزايش دهم و شايد روزي هم نويسنده شدم 🙂

  • پلنگ صورتی می‌گوید:

    مثل همیشه عالی بود استادِ گرامی. راستی تبریک به خاطر ماجرای مسعود خان بهنود (یه رایزنی هایی بکنین شاید ازین به بعد مقالات سروش خان روحبخش رو توی روز آنلاین هم خوندیم!)

  • golmaryam می‌گوید:

    پس اینجوریه؟ من فکر کردم فقط کار همون فرشته هست، نگو کار سگه است.

این چیست؟

شما در حال خواندن تبدیل فرشته الهام به سگ پاولوف در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: