پوستین

نوامبر 26, 2007 § 8 دیدگاه

» زمستان می‌آید، پوستین می‌باید شمس‌الدین را ، آری، سخت مصلحت است! »

مقالات شمس 

§ 8 پاسخ برای پوستین

  • ميم ميم می‌گوید:

    و من مرد پير ، در اين سرما…

  • ماکان می‌گوید:

    اری! سخت

  • saraaaaak می‌گوید:

    پوستيني كهنه دارم من… مي دانيد، قبايي ژنده است كه نمي دانم به كجاي اين شب تيره بايد بياويزمش، اگر به كارتان مي آيد برايتان مي فرستمش…. راستي من هم چاپ قديم صد سال تنهايي / فرزانه را دارم… يادگاري از….. هيچ كدام به كارتان مي آيد؟

  • saraaaaak می‌گوید:

    آقاي روحبخش! يك تشكر ويژه ، مخصوص ؛ پرملات براي مقاله ي » انگشت در چشم روزمرگي» . حلالمسائل جامع براي مشكلاتي كه فعلا با آنها رو به رو يم! مقسي بوكو! دانكي شون! تنكس! شكراَ و هر جور تشكري كه خودتان مي دانيد!

  • saraaaaak می‌گوید:

    داشتم «مترجم» مي خواندم مال سال 79 بود. مصاحبه اي با مرحوم امامي داشت كه در آ» ايشان پيشنهادي عملي براي ارتقا سطح كيفي ترجمه داشتند و آن اين كه براي ترجمه ها همم جايزه در نظر بگيرند. چندي پيش هم آقاي صاحبان زند درباره ي جايزه ادبي هاي ايراني مقاله اي داشتند كه خيلي اطلاع دهنده بود. دربارهي ترجمه چه؟ چيزي هست؟ جايزه اي؟ مافيايي؟ چيزي؟ ممنون مي شوم اگر پاسخ بدهيد!

  • Sorush Ruhbakhshe 40cheragh?!! ajab donyaye kuchiki! Zemestan mi aaiad?! khob khosh mi aaiad!

  • sahar می‌گوید:

    خوب زدی به جاده مولانا و شمس ها ادامه بده پسر

  • mrkhalili می‌گوید:

    گرفتمان عجیب لامصب شدیم

این چیست؟

شما در حال خواندن پوستین در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: