هم را ببینیم؟

نوامبر 9, 2007 § 18 دیدگاه

§ 18 پاسخ برای هم را ببینیم؟

  • سینا می‌گوید:

    ای بگم چی بشی سروش!
    من سه روز می اومدم و تو غرفه ی خودمون می موندم. توی این سه روز به طور متوسط 5 دقیقه یک بار می رفتم غرفه ی چلچراغ و می پرسیدم سروش اومد یا نه!
    دیگه منصور و نیما شاکی شدن اینقد سراغ تو رو گرفتم ازشون!
    حالا که من دارم میرم اراک دنبال درس و دانشگاه، تو داری می ری نمایشگاه؟؟؟؟

  • سروش روحبخش می‌گوید:

    به سینا:
    شرمنده سینا جان!
    من از اولش هم قرار بود شنبه بیام.عجیبه که بچه ها نگفتن.
    برگشتی می تونیم هم رو ببینیم

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    اتفاقن سر همان جن نویسی خودت ایده اش آمد. یخده هم وقتی یکی از این کتاب های مزخرف جن شناسی را در بیمارستان، بالای سر مارانای سینیور می خواندیم!
    بعد هم جناب سروان! ما از آن جایی که در سپاه مشغول خدمت هستیم، بود و نبود و کیفیت بودنمان چیزی به حفظ امنیت جان و مال و ناموس این مملکت اضافه و کم نمی کند! در جریانی که!

    حالا برو تو کف ساعت این کامنت!

  • سر هرمس مارانا می‌گوید:

    بعد هم نیت کرده بودیم بیاییم این ساعت ملاقات تان کنیم. نشد. یعنی یک سری اتفاقاتی افتاد که مجبوریم، می فهمید که؟!، مجبوریم این ساعت جای دیگری باشیم. گاس که وقتی دیگر.

  • گیوتین می‌گوید:

    پوووووووووووووووووووف 😦

  • سروش روحبخش می‌گوید:

    به سر هرمس مارانا:
    اصولاً ما حوصله تبدیل ساعت اجنبی را به ساعت خودمان نداریم(اینجا نوشته 11:30) و همین جاست که وردپرس + تنبلی از بروز سکته جلوگیری می کند

    به گیوتین:
    خبر خانه آمدن با شما.باقی ش با من و لیدی:)

  • sahar می‌گوید:

    از یه جای خوب به پاساژ زند توی کریم خان یه زنگ بزن ته پاساژ یه مغازه کوچولو دست چپ

  • خازییل می‌گوید:

    هی مستر
    ما فعلا بیش از یک هزار کیلومترز با آن جا فاصله داریم.
    کاش تا پنج و ده دقیقه صبر می کردید تا همه برسند…

  • ahou می‌گوید:

    خیلی خوشحال شدم از دیدنتون آقای خواب بزرگ عزیز.
    کلی هم ممنون از تبریک.
    🙂 استراتیومیموس هم سلام می‌رساند و می‌گوید برای راحتی می‌توانید اسی صدایش کنید. :))

  • ماهان می‌گوید:

    نمیشه یه روز دیگه هم بیاین؟

  • سروش روحبخش می‌گوید:

    به ماهان:
    راستش مشغله الکی روزمره نمی گذارد. شاید بزودی …جایی دیگر

  • شیزوفرنی تنها می‌گوید:

    man nashod biam.darso karo hezar kofto zahremare dige.yagheye shoma ra dar shabe chele jer khahim daad.

  • Osmosis می‌گوید:

    سلام بیگسلیپ، قضیه چیه؟ خواستگاری ماستگاریه؟ ایمیلم رو در فضای تخصیص‌ داده‌شده تایپ کردم ولی از جهت دابل چک:
    Osmosiiis-yahoo-com

  • ناشناس می‌گوید:

    از وقتی وبلاگت را عوض کردی خیلی سبک نویس شدی. قبلا چهار تا مطلب درست و حسابی توی وبلاگت پیدا می‌شد حالا که شده رد شدن از دیوار، خروج از جسم و این آخری هم که راندوو. فکر می‌کنم برای تو حیفه البته شاید هم اشتباه می‌کنم تو هم مثل دیگران

  • سروش روحبخش می‌گوید:

    ناشناس عزیز:
    به نگرانی‌ات درباره این وبلاگ احترام می‌گذارم.
    ولی در مورد سبک‌ نویسی منظورت را دقیقاً متوجه نشدم.
    آیا » برون فکنی کالبد اختری» سوژه سبکی است؟ یا من بد نوشته بودم؟ یا اساساً سوژه سبک وجود دارد؟
    راستش من طی 4 سال اخیر در نشریه‌ای کار کردم که مشهور است به تین‌ایجری.اعتقاد زیادی به سبک بودن فی‌النفسه هیچ سوژه‌ای هم ندارم.و برایم بسیار- تاکید می‌کنم بسیار- مهم است که بقبولانم تنها مواجهه سبک و جدی با سوژه‌ها وجود دارد و بس.

    در مورد آن چهار مطلب درست و حسابی هم …
    به قول حضرتمان: آن چهار مطلب هم تویی و ما در این میان نیستیم !

  • خران دو عالم می‌گوید:

    ای خدا … پس کی میشه اصفهانم مشمول این چیزا بشه!!!؟؟؟

  • سینا می‌گوید:

    ای‌شالا. حتمن می‌ام چون خیلی دلم برات تنگ شده

این چیست؟

شما در حال خواندن هم را ببینیم؟ در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: