این یک بیانیه نیست

نوامبر 4, 2007 § 9 دیدگاه

1. برنامه نمایشگاه مطبوعات قطعی شد. روز شنبه 19 آبان از حول و حوش دو و نیم ..سه   تا ساعت هفت  در غرفه چلچراغ خواهم بود.دیدار چهره‌ به چهره با رفقای دیده و نادیده این سالها، خواب بزرگ را بسی مشعوف خواهد ساخت.

آرش خوشخو، علی میرمیرانی، جلال سعیدی و مهگامه پروانه هم قرار است آن روز در غرفه باشند.متاسفانه هنوز هیچ اطلاع دقیقی درباره تاریخ کل نمایشگاه ( از دیروز بود؟) و محل آن ( نمایشگاه بین‌الملی؟) ندارم.اگر کسی با خبر شد ما را هم خبر کند.

2.این ویندوز لایورایتر جدید آن قدر خوشگل و ملوس و خوش‌دست است آدم دلش نمی‌آید چیزی بنویسد! 2 روز است هی بازش می‌کنم با رنگ‌های تم‌اش بازی می‌کنم..هی می‌بندمش!

3.تم کوبریک وردپرس که از آن استفاده می‌کردم کمی خراب شده.کاری ندارم که به هم ریختگی آن محملی برای بحث‌های نژاد پرستانه میان کاربران شد.علی‌الحساب این دک و پوز که می‌بینید به خود گرفتیم.مشکل خاصی ندارد فقط دیگر هیدر قدیمی «خواب بزرگ» با آن آقایی که دارد با چمدان می‌رود(می‌آید؟) را نمی‌توانم استفاده کنم.از آنجایی که همیشه حق با مشتری است شما بگویید چطور است؟

4. چند ساعت پیش یک پست نوشتم که فقط یک ساعت روی وب بود . از آنجایی که مورد تفقد ناگهانی «حضرات» غیرارگانیکی که ازشان نوشته بودم قرار گرفت فعلاً حذفش کردم.

5.این چند پست اخیر لیدی آشوبی در زادگاهش به پا کرده است.قصه که با تلاشی برای پیدا کردن یک استاد قدیمی شروع شد ناگهان به جنگ خانگی آدم‌هایی تبدیل شد که از استحاله استاد دل پری داشتند.کامنت‌دانی این پست‌ها هم عملاً به فرروم‌ای برای اظهار عقیده شاگردان قدیمی شده که دیگر استادشان را قبول ندارند.

6.کورتکس مغزمان چربی گرفته.مقداری‌اش تقصیر این فصل چرند است که بی‌خودی شده سوگلی شاعران .

7.چند سال پیش یکی از سردبیرانی که مدت کوتاهی باهاش کار کردم به این شیوه نوشته‌ بند بند شماره‌دار ایراد گرفت که مگر : بیانیه حزبی می‌نویسی؟!

البته کلی جوابش برایش داشتم اما برای تست کردم خودم هم که شده مدتی قید این‌طور نوشتن را زدن و خودم را مجبور کردم حتی ایده‌های بی‌ربط را هم یک جوری کنار هم بگذارم که شماره گذاشتن نخواهد. از آن موقع خیلی گذشته و «خواب بزرگ «آنقدر در ذهن خودش موفق بوده که به خودش اجازه دهد در این فصل لوس اخته با این لایورایتر نازنازی با رجوع به مغز چربی‌گرفته اش برای این خزئبلات شماره تعین کند.

§ 9 پاسخ برای این یک بیانیه نیست

  • َشازده می‌گوید:

    آقای به خواب رفته ی بزرگ! نه به این دستاوردهای جدید کمپانی های نرم افزاری دل خوش کن و نه به نقدهایی که راجع به پستت می گویند یا حتی در مورد نوع نگارش به قول دوستمان بیانیه ی حزبی. فقط هرچه دل تنگت می خواهد بگو… ما خواننده ایم آقا.

  • Natalie می‌گوید:

    1 آقايي دارد با چمدان مي‌آيد!
    2 اين قالب مينيمال دوست داشتنيه. اما خيلي خوبه كه مي‌توني بي‌رنگي رو تحمل كني.
    3 شماره 1 و 2 هيچ ارتباطي با هم يا با ميزان چربي نداشته و ندارند!

  • «محمد» می‌گوید:

    فکر کردم که فید جدید وبلاگ را هم اد کرده‌ام و حضرتعالی کم کار شده‌اید اما الان که با این همه مطلب جدید مواجه شدم کلی شکه شدم!
    این شماره‌ای نوشتن هم عالمی داره و بهترین راه برای اینکه بدون زور زدن چند تا موضوع که یکی مغرب می‌ره و یکی مشرق را کنار هم آورد

  • nergal می‌گوید:

    سلام دوست عزيز
    من پست قبلي شما را در مورد O.B.E خواندم. تجربيات البته در اين مورد بسيار متفاوت و بعضا ضدونقيض است. در مورد تعداد كالبدها، نحله‌هاي مختلف اسراري اعداد مختلفي را ارائه مي‌دهند و در مورد كم و كيف سفر به بعد بالاتر و خطرات آن البته روايتها مختلف است و چه و چه. سعي شما در گردآوري و تجميع روشها از منابعي چند و بيان صميمانه آنها براي من قابل ستايش و البته تعجب برانگيز بود. در شعور روزمره كنوني، شايد اين دست مسائل كودكانه و فانتزي به نظر برسد. اميدوارم اين ناچيز، حمل بر جسارت و افاضه من‌غيرموضوعه نشود، فقط خواستم از احتمال حضور عناصري غير مادي در زندگي روزمره و اختلالاتي كه ممكن است در روند عادي معاش روي دهد، اطلاع دهم كه گويا در نوشته بدواً كافي و وافي به مقصود شما گويا از قلم افتاده. اشتباه ايكاروس غير قابل جبران است.
    در نهايت احترام و خضوع
    من.

  • سروش روحبخش می‌گوید:

    به nergal :
    در مورد حضور این عناصر چیزهایی می دانم اما طبق تجربه در برون فکنی ساده و خشک و خالی احتمال برخورد با این حضرات چندان زیاد نیست.

  • خازییل می‌گوید:

    ما که گفتیم رفیق
    قالب بدی نیست اما آن مرد چمدان بدست با آن اقتدارش چیز دیگری بود
    اقتداری که اثراتش بر روح قدم بر داشتن لوگوی لیدی هم خیلی خوب پیداست.

  • خازییل می‌گوید:

    راستی در راستای ملا لغتی شدن هرچه بیشترمان
    می خواستم بپرسم » خزعبلات » صحیح است یا «خزئبلات»؟

  • میلاد می‌گوید:

    سروش عزیز
    دیدن شما و آرش خوشخو مایه خرسندیه.
    فکر میکنم محل نمایشگاه «کانون پرورش فکری» باشه.
    راستی از اینکه با 40چراغ آشتی کردی خیلی خوشحالم

  • ROCK می‌گوید:

    نه… شماره اي نوشتن در مواقعي مثل اغلب نوشته هاي شما آدم رو از سر در گمي نجات ميده. لاقلش اينه كه ميدوني ماجرا عوض شده. ذهنت هي نميره و برگرده كه ارتباط بين مطالب واقعا غير مرتبط رو پيدا كني.خيلي هم خوبه. اما تم فبلي را بيشتر دوست داشتيم. مرد چمدان به دست (كه به زعم من داشت مي رفت ) چيز ديگه اي بود. لطفا بهش بگيد برگرده و از اون بالا دوباره رفتنشو شروع كنه.
    پ.ن: مگر در راهنماي وب نويسي براي خانم چاقه نگفتيد كه خواننده ترجيح ميده بيشتر از مسائل شخصي اطلاعاتي جديد در باره ي موضوعات اصلي وبلاگ بگيره؟ البته اين گلايه نيست و من ميدونم كه خواب بزرگ موضوع خيلي اختصاصي نداره ولي…

    در هر حال ممنون
    منتظر پست هاي بعدي مي مانيم.

این چیست؟

شما در حال خواندن این یک بیانیه نیست در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: