فرصت سوزی در کلمبیا

سپتامبر 25, 2007 § 7 دیدگاه

در شرایطی که منتقدان دولت یکی‌یکی خاموش می‌شوند ( و سر و کارشان اغلب با قوه قضائیه یا آن روزنامه معروف می‌افتد) دانشگاه کلمبیا بهترین فرصت بود تا عده‌ای بدون ترس بگیر و ببند خیلی صریح از مستر پریزیدنت چیزهایی را بپرسند که طرحش اینجا ممنوع است.
دانشگاه کلمبیا رسماً این فرصت را سوزاند. با لحن تند و تحقیرآمیز مسئولین دانشگاه حالا رسانه‌های دولتی می‌توانند با خیال راحت از زیر  انعکاس من‌من احتمالی پرزیدنت شانه خالی کنند و با جنجال سر «لحن غیر مهمان نوازانه و غیر دانشگاهی « آنجا کل ماجرا را تبدیل به یک شهیدنمایی کامل کنند.
منتظر باشید تا جمعه بعد ملت غیور بروند و حساب کلمبیایی‌ها را برسند.
به این می‌گویند فرصت‌سوزی.

§ 7 پاسخ برای فرصت سوزی در کلمبیا

  • سجاد صاحبان زند می‌گوید:

    اولين باري كه مي آم اين جا. خوشگله وب لاگت. اما در مورد فرصت سوزي خيلي باهات موافق نيستم.

  • محبوبه میم می‌گوید:

    مرسی از انتخابت.دنبال متن سخنرانی رییس دانشگاه بودم که شنیده بودم از کانال های ماهواره ای با زیر نویس پخش شده اما وقتی سراغ وبلاگت آمدم وپستت را دیدم با خودم گفتم کاشکی چیز دیگری از خدا خواسته بودم .باز هم مرسی

  • محمد می‌گوید:

    ما برای این نوع شانس‌ها یک واژه‌ای به کار می‌بریم که چون اینجا خانواده رد می‌شه، نمی‌شه گفت!

  • سوفیا می‌گوید:

    ممنون که متن سخنرانی را اینجا گذاشتید. خیلی لذت بردم از خواندنش. به هر حال رییس دانشگاه کلمبیا که صحبتش به هیچ وجه بی ادبانه نبوده و صددرصد حق داشته و دیگر فکر نمی کنم کسی بتواند صریح تر از این حرف بزند و بپرسد. این […] اگر می خواست پاسخ بدهد همین را پاسخ می داد. اصلا جوابی هم می شود داد در این وضعیت؟ فایده ای هم دارد؟
    راستی آن جمله واسلاوهاول چقدر قشنگ بود. ارزشش را دارد که آدم بارها تکرارش کند: تمامی زندانهای جهان برای جلوگیری از آزادی انسانها کافی نیستند.
    هاول البته خودش مدتی زندانی بوده و می دانسته چه دارد می گوید.

  • سحر می‌گوید:

    آی گفتی سروش جان حالا دیگهکی می تونه این مظلوم رو جمع کنه؟ خدایی این آمریکایی ها خیلی احمقن…

  • سحر می‌گوید:

    زودیاک رو دیر خوندم دوبار دیدمش سروش خیلی وقت پیش چیزی که به خاطرم مونده تلاش مشتی روزنامه نگار هوچی بازه که می خوان تکلیف یک ماجرا رو با پلیسی که اتفاقن این بار باهوش نیست روشن کنند می دونی من قبلش می دونستم زودیاک واقعی هم همینطور بی دلیل توی آمریکا قتل می کرده و واقعن هم دستگیر نشده… روایت فینچر خوبه اما خب یک جاهایی هم کسل کننده است اما به قول تو همون آدامسه دیگه… اونقدر به شلوارم چسبید که دوبار دیدمش

  • بنفشه می‌گوید:

    یه کلام هم از سجاد صاحبان زند بپرسید!
    تو چه جور دوستی هستی که اولین باره به وبلاگ دوستت سر می زنی؟!

این چیست؟

شما در حال خواندن فرصت سوزی در کلمبیا در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: