بهترین؟

ژوئن 13, 2007 § 15 دیدگاه

یک هفته مزخرف دیگر از آموزشی  اجباری مانده…
افسران همه لبخند می‌زنند و اصرار دارند «بهترین دوران» زندگی‌مان را گذرانده‌ایم.
این وسط یکی‌مان معنی «بهترین دوران» – شاید هم «زندگی»- را نمی‌داند.

§ 15 پاسخ برای بهترین؟

  • شدیدا درکت میکنم برادر

  • خون آشام می‌گوید:

    همینه…

  • مسعود می‌گوید:

    اصولا در هر دوره ای -چه مدرسه‘ چه دانشگاه‘ چه…- بهت می گن که تو الان در بهترین دوران زندگیت قرار داری. من که تا به حال بهترینی ندیدم.

  • مریم می‌گوید:

    هی… روزگار…

  • سحر می‌گوید:

    دلم پکید ستوان! لعنت به هر چی آموزشیه هر چی که هست هر نوع آموزشی…

  • امید غیائی می‌گوید:

    آمدیم.
    همین.

  • مادمازل ایکس می‌گوید:

    نوشته های جالب و خواندنی داری..موفق باشی..باز هم اینجا خواهم امد!

  • عاطفه می‌گوید:

    همش یه هفته؟خوش به حالتون

  • A Friend می‌گوید:

    تبديل نسخه وب‌سايت و يا وبلاگ شما به نسخه وپ.
    وب‌سايت و يا وبلاگ شما با پرداخت مبلغي ناچيز بر روي سيستم "جي ‌پ ي‌آر ‌اس" که به سادگي آن را بر روي صفحات مبايل در هرجا و مکاني نمايش ميدهد!
    براي کسب اطلاعات بيشتر و سفارش با آي‌دي زير تماس حاصل نماييد:
    your_gprs_web_info_2

  • کامیار می‌گوید:

    منم کم کم دارم به سن سربازی نزدیک می شم ف باید یه فکری بکنم . 18 سالگی سنشه درسته ؟
    راستی خوشحال می شم به وبلاگ من هم سربزنین . توی چلچراغ همیشه مقاله ها تونو می خونم ( می خوندم )

  • روشنک می‌گوید:

    اونا از زاویه دیگه ای زندگی و بهترین دورانشو معنی میکنن
    یک هفته مزخرف هم خواهد گذشت مثل همه مزخرفها
    نمیدونم اینهمه میگن دوران شیرینیه از کجا میگن؟

  • عاطفه می‌گوید:

    وب لاگ جالبی دارین…..کی دیدی بهترین دوره ی آدما باشه…ما که خوبی ندیدیم!!!!!!!!!1
    موفق باشین…وب لاگ منم ببینین خوشحال می شم با نظرتون

  • حمید 5=2+2 می‌گوید:

    سروش روحبخش عزیز
    من تا تو و وبلاگت را کشف کردم تو به صفر یک پادگان منتقل شدی و نمی دانم در 512 یا 723 یا یک گروهان مسخره دیگر بهترین دوران زندگی ات را آغاز کردی!!!!
    از اینکه این روزها از یادداشت های اساسی تو اینجا خبری نیست
    اما هنوز خواب بزرگ برای من گذرگاه لذت بخشی است
    من هم یه جایی از ریدیوهد (انگولک کننده ی احوالاتم در همه ی دورانها) می نویسم و هستم…

    من آبان 82 در 721 صفریک بودم و حال تو را فکر می کنم می فهمم و مسخره می دونی چیه؟ تو بالاخره یه روزی برای همین روزها دلتنگی می کنی…
    آره باورکردنی نیست…من هم باور نمی کردم…

  • سحر می‌گوید:

    یه هفته تموم نشد؟

  • تاراز می‌گوید:

    حافظ خیاوی مانده آذر لعنتی که خدا را شکر توی تبعیدگاه ارومیه داره تیر خلاصو تو مخش چال میکنه گفتش برو به وب لاگ کاکا سروش سری بزن که خیلی خوفه.
    داش سروش هر چند توی خوابگاه امیرآباد ما روزی سه بار پیر می شدیم اما امروز روزگار گه ه هه تری یه من کاملا گه گیجه گرفتم دارم میرم سربازی سروش تو هم که با این نوشته هات ته دلمو خالی کردی .دمت قیژ کاکا سری به ما بزن

این چیست؟

شما در حال خواندن بهترین؟ در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: