آه ای جوان! این حنجره بوسیدنی ست

فوریه 2, 2007 § 29 دیدگاه

می‌خواهید آتش دوباره زبانه بکشد؟
دوست دارید وسط این خاکستر روزمره دوباره نعره مستانه بشنوید؟
یاد جهان‌های دیگر برایتان زنده شود؟

پس  اینک خانم ها و آقایان با محسن نامجو آشنا شوید:

+ زمستان 76 کنسرتی در دانشکده مهندسی مشهد برگزار شد به اسم «سه تار سوز» . کار یک گروه جوان سه نفره . سرپرستشان جوانک محجوب و لاغر اندامی بود به اسم «نامجو» …»محسن نامجو»
با مجید رفتیم. تو اون مودهای خل مشنگی بود که دانشجویان پزشکی وقتی وسط آن همه جزوه فیزولوژیک به روح انسان فکر می‌کنند،‌دچارش می‌شوند.  قبل کنسرت ولو شد روی صندلی. واکمنش را در آورد و متالیکا گوش کرد. سوت زد. بلند بلند با جیمز هتفیلد هم‌خوانی کرد و حرص همه دور وبری ها رو در آورد. 10 دقیقه از کنسرت گذشت که دیدم ساکت شده و گوشی از گوشش افتاده.
هی!…روح بشر آنجا بود.در آن نعره‌های رعدآسای که از حنجره و پنجه آن جوانان بیرون می‌ریخت.
همه کسانی که آن سه شب در سالن بودند با احساس  سکرآوری روبرو شدند که تا به‌حال تجربه نکرده بودند.
وقتی ساعت 12 شب در آن سوز گدا کش از سالن بیرون زدیم ، سردمان نشد. چیزی درونمان می‌خواند: دفْ‌دفْ دفِ تنورِ تنم ،تنورِ تنورِ تنم را ااااااااااااا بدفْ….

+ زمستان 78 در ول‌گردی‌ها ی خیابان انقلاب آن تکه کاغذ را دیدم و یکی از خوشبخت‌ترین آدم های آن شب جهان شدم. کاش آرزوی دیگری کرده بودم. نوشته بود : «کنسرت آوازهای شرقی/بر اساس مقام‌های خراسانی/ آهنگساز و سرپرست گروه :محسن نامجو »
تاریخش هم همان‌شب دانشگاه هنر. از کنسرت سه تارسوز یک فیلم هندی‌کمی داغون برایم مانده بود که فقط بکار مرور خاطره می‌آمد. مدتها بود می‌خواستم بدانم این بشر کجاست ، چه‌کار می‌کند و چطور می‌شود بقیه کارهایش را شنید؟
آن شب با خاطره تکان‌دهنده‌دیگری تمام شد. قطعه‌ای به‌نام «بگو بگو …» که شعرش ترکیبی از شعر حافظ بود و سروده‌غریب خانمی به نام آرزو خسروی. کسی که بعدها فهمیدم با آهنگساز، تاریخ دلداری دارند. دلداری کار خودش را کرد و این قطعه  سال 2004در جشنواره موسیقی TehranAvenue.com  دوم شد.
کاغذی در ورودی سالن بود که درخواست اسپانسر برای انتشار آلبوم‌های این گروه می‌کرد.

+ زمستان 85 .مجید زنگ می‌زند و می‌گوید محسن نامجو را می‌شناسی؟
می‌گوید یکی از آلبوم‌هاش تکثیر شده. 9 سال بعد آن شب.
بعد در خبر می‌خوانم که به اتفاق رضا میرعابدینی به فستیوال روتردام  هلند دعوت شده اند.

+ برای همه کسانی که روزگاری از شنیدن موسیقی خوب سنتی مشعوف می‌شدند و حالا از این همه ابتذال و پوسیدگی دلشان به هم ‌می‌خورد ، شنیدن قطعات نامجو لذت‌بخش خواهد بود.

+ عیش‌تان را به تعویق نمی‌اندازم .توضیحی هم ندارم. فقط دو نکته کوچک در بروشور آوازهای شرقی آمده بود که دوست دارم نقلش کنم:
1. امید است شکل اجرای این کنسرت ، به شکلی ارتجالی و خام‌دستانه ، دنباله‌روی کارهای اساتیدی چون حسین علیزاده و کورش یغمایی تلقی نشود که اگز چنین باشد ، این افتخاری‌ست برای ما ، نه آنها.
2. می‌توانید مطمئن باشید که ملودی‌های آوازی که در این اجرا می‌شنوید برگرفته از صدها سال سابقه‌ی موسیقی در روستاهای‌ست که کیلومترها با جاده آسفالت فاصله دارند ، به همین دلیل بکر و دست‌نخورده باقی مانده‌اند.

* قطعه نوبهاری را دانلود کنید( 7 دقیقه . ۷۱/1 MB )

* قطعه ترنج را دانلود کنید ( ۵/۴ دقیقه . ۱۳/۴ MB )

* مدخل محسن نامجو در ویکی‌پدیا فارسی
( البته محل تولدش مشهد نیست. تربت‌جام است)

* نوشته‌ای دیگر( از سایت خبرنگاران صلح)

آپدیت : لینک هفت مقاله از خود نامجو را گیر آوردم … هر کدامش را هم نخواندید آخریش را از دست ندهید

سخنی با خوانندگان، سخنی با نوازندگان

اشاره‌ای در باب موسيقی و نقیض آن

موسيقی مستقل در ايران

گزارشی مختصر از یک اجرای کافه‌ای مربوط به دهه‌های ۱۹۴۰-۵۰

یادداشت‌های موسیقی: تقدیس گام مینور (الف: جایگاه سوم گام)

اشاره‌ای اجمالی بر ریتم یک ملّت

§ 29 پاسخ برای آه ای جوان! این حنجره بوسیدنی ست

  • آذین می‌گوید:

    چقدر خوشبیختیم که هنوز هستند این اخگرها در شبهای زمستانی…
    من هم با بگو بگو شناختمش و هنوز همان است که دل می برد. گرچه ترنج و نوبهاری هم…

  • ---- می‌گوید:

    …( البته محل تولدش مشهد نیست. تربت‌جام است)… همه ما در بیان گذشته ها دچار اشتباه میشویم.

  • زهرا می‌گوید:

    مرسی از اطلاعاتی که دادید فکر کنم همه اونهایی که مثل من فقط نامی شنیده بودن با خوندن این مطلب اطلاعاتشون جمعتر میشه. واقعا ممنون.
    راستی مطالب صفحه اصلیت رو خوندم. مشخصه که برای هر مطلب کلی وقت و مطالعه می کنی. اون مطلب چرا کلاهمان چس معرکه است هم خیلی جالب بود مرسی

  • محیا می‌گوید:

    ممنون … واقعاً مرسی . این آهنگا روزمو ساخت …

  • شهره می‌گوید:

    تشکر بعد از فراموشی این نوع موسیقی و در کل زندگی. نفس آرومی کشیدم همراه با لبخند…

  • سرزمین رویایی می‌گوید:

    لذت بردم

  • شازده می‌گوید:

    سلام.
    آقا به کار خوب بر می خورین مارو خبر کنین.
    البته می دونم که بعضیا تصادفی به تورتون میافته. اما اگه فرصت دار گیر آوردین مارو هم بی بهره نذارین.

  • عیسی.ب می‌گوید:

    هر کسی سلایقی دارد . و سلیقه ی شما هم محترم است ! نمی دانم که بود این را می گفت که روح هنر موسیقی ست . ممنون از لینک هایی که گذاشته بود … کامل و بی نقص .

  • سحر می‌گوید:

    از معرفی ات ممنون جالب بود

  • امید غیائی می‌گوید:

    سلام.سروش اگه به سایت من سر زده باشی این چند روزه میبینی که قالبش مثل سایت توئه.ولی کپی رایت رو رعایت کردم و تو یه پست نوشتم از قالب تو استفاده کردم.حالا چند تا مشکل دارم میخواستم ازت بپرسم ولی میلت کار نکرد.میشه بهم میل بزنی و من هم ازت سئوال هام رو بپرسم.واقعاًممنون.
    مخلصم.امید.

  • خواب بزرگ می‌گوید:

    خوشحالم از خوش آمدنتان رفقا!
    گمانم همه مان باید از نامجو تشکر کنیم

  • آذین می‌گوید:

    قبلا چه جوری بودم؟ حالا چه جوری ام؟
    راستش… زندگیم کم شباهت به موج سینوسی کوسینوسی نیست 🙂

  • امید غیائی می‌گوید:

    سلام رفیق.خیلی به دردم خورد.یه چیز دیگه معرفی کن برم بخونم بیشتر یاد بگیرم مثل عکس گذاشتن و اونطوری لینک کردن صفحات توی متن.البته از عکس گذاشتن و ایجاد یه فضا یه ذره بلدم ولی قبلاً تو قالب قبلی میتونستم اینجا نیتونم.
    واقعاًممنون.
    خیلی مخلصم امید

  • امید غیائی می‌گوید:

    سلام رفیق.خدا کنه تا من امشب تو اینترنتم این مطلب رو بخونی.من یک سی دی از این محسن خان شما دارم که نمیدونم اون موقع که من از یکی از دوستاش گرفتم گفت تا حالا پخش نشده،شاید الان شده باشه و همونی باشه که شما ها میگید.اسم این کاستش اونطوری که تو فایلهای سی دی هست "جوره باز"ه.من یه ذره تو این مسائل حافظه خوبی ندارم ولی تا دلتون بخواد گوش و چشم قوی تو به خاطر سپاری موسیقی و تصویر دارم تا صداش رو شنیدم شناختمش.حالا اگه خواستی بگو تا تقدیم کنم.در ضمن میتونی از ایمیلم ای دی یاهوم رو هم add کنی تا راحتتر باشی.اون کاستش رو من حدوداً پارسال همین موقع گرفتم.البته من اون دوستش رو نه میشناختم نه دیگه دیدمش. تو یه کافه دید من ورفیقم حرف موسیقی تلفیقی و اینها رو میزنیم از نوت بوکش این رو برای ما زد و داد بهمون.ولی کارش فوق العاده است.همون ترکیبی که میگفته با کارهای علیزاده قابل مقایسه است.میترسم در نیومده باشه کارش ضایع شه بره رو اینتر نت برای دانلود.خبرم کن.

  • امید غیائی می‌گوید:

    سلام عزیزم.من هم که از وب خیلی چیزی نمیدونم.این به اون در.حالا اگه بگی آیا میشه اینهارو گذاشت جایی برای دانلود میذارم.اگر هم نه آدرسی،پاتوقی،چیزی داری بگو بیارم دو دستی تقدیم کنم.حدوداً 16 تا آهنگه.همین.
    مخلصم امید

  • سحر می‌گوید:

    نه توی فیلم یک سگ هست که بین دو زمان مشترکه اسمش جکه با کیت شطرنج بازی می کنه …

  • امید غیائی می‌گوید:

    سلام رفیق.بالاخره با این هوش سرشارم تونستم یکی از آهنگهای "محسن نامجو" رو بذارم برای دانلود.یه سایتم سر بزنید و حالش رو ببرید.فقط نمیدونم بقیه اش رو هم بذارم یا نه.خوندن بقیه مطالبم خالی از فایده نیست ها.حالا از ما گفتن.

  • گیوتین می‌گوید:

    مقاله‌ی ریتم جداً جالب بود. ولی گمون می‌کنم آقای نامجو یادشون رفته بود به درونی نبودن این ریتم اشاره بکنن. من اعتقاد دارم تا وقتی ریتم درونی و بیرونی یه ملت هماهنگ باشه، کندیِ ریتم زندگی نباید براشون سخت باشه. همین ملت شریف سنگاپور مثلاً. اگه ما ساعت‌ها پشت ترافیک چرت می‌زنیم، سنگاپوری‌ها با سرعت تقریباً 30 کیلومتر در ساعت‌شون به کند شدن ریتم کمک می‌کنن. می‌تونیم بگیم توی ساختار پیچیده‌ی یه اجتماع بیمار، ریتم از ایرانی‌ها گرفته شده. طوری که با کوچکترین محرکی (پیروزی تیم فوتبال، چهارشنبه‌سوری،…) که فرصت بروز پیدا می‌کنه، به خشن‌ترین و کنترل‌نشده‌ترین شکل ممکن خودنمایی می‌کنه.
    ترانه‌ها هم قشنگ بودن و البته عجیب. گمون می‌کنم باید کارهای بیشتری از نامجو بشنوم تا بتونم به قول خودش با ریتمش همراه بشم.

  • ... می‌گوید:

    کاش میم و نون هم وقتی یک هفته افتاده بودن تو خونه یه آدم با معرفت رو پیدا می کردن که لا اقل حالشون رو بپرسه…دنیای سگی شده…

  • چطوری آقا؟
    دل نوشتن ندارم… حیف
    excuse…

  • آقاي همسر می‌گوید:

    مشعوفم كردي…. چقدر دوست داشتم آن اجرا را از نزديك مي ديدم… من عاشق موسيقي خراساني ام … خوش باشي رفيق

  • رضا می‌گوید:

    وااااای یادش بخیر …. اتفاقا همین چند روز پیش تو فکرش بودم داشتم فکر میکردم که این آدم با این همه استعداد ممکنه حروم شه و کلی دلم سوخت یاد کنسرت مشهدش افتادم و اینکه چه حیف که یه نسخه خوب ازش نیست واقعا کارش عالی بود
    یادمه شرلی همسر آمریکای دکتر بقراط و خود دکتر بعد از این کنسرت از من خواستن که چند تا کاست اینجوری براشون بگیرم که بفرستن آمریکا ولی خب هیچی نبود!
    حالا که اینجور شد اگه چیزی ازش پیدا کردی حتما منو خبر کنین

  • ُمحسن جو جو می‌گوید:

    ان نخورید ..
    احتمالا موقعی که دود هروین اش میزنه بیرون از گلوش ببوسش ..
    بسه دیگه .. اه

  • خواب بزرگ می‌گوید:

    به محسن جوجو(…؟):

    بنای خواب بزرگ بر این است که کامنت‌های توهین آمیز و بی نام و نشان را حذف کند.

    با این حال کامنت شما را برای توضیح دو نکته حفظ می‌کنم:
    1. با فرض این که تهمت شما صحت داشته باشد،
    زندگی خصوصی هیچ کس به ما ربطی ندارد .
    2. نکته مهم‌تر : حنجره با گلو فرق دارد.

    توضیح عمومی: عنوان این پست را از شعر دفدف رضا براهنی گرفتم که نامجو آن را در کنسرت سه تار سوز مشهد خواند

  • ع.ر می‌گوید:

    عشقولیه منه حنجرشو بخورم

  • Ermia می‌گوید:

    خدا حفظش کنه

  • آذر صبری می‌گوید:

    چونانت دوست میدارم…ساربان…بگو بگو و … به آهنگاش معتادشدم.

  • ندا می‌گوید:

    آرزو خسروی همونی نیس که تو مستند سالور با نامجو هست؟اما نامجو با کس دیگه ای به قول خودتون تاریخ دلداری داشته.

  • ندا.دوباره می‌گوید:

    اما اون نیچه بود که به تبعیت از شوپنهاور موسیقی رو روح هنر گرفت.

این چیست؟

شما در حال خواندن آه ای جوان! این حنجره بوسیدنی ست در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: