گفتگو با برادران کوئن / قسمت دوم

اکتبر 13, 2006 Comments Off on گفتگو با برادران کوئن / قسمت دوم

بدترين بويي كه تا به حال استشمام كرده‌اي چه بوده؟

جوئل: تا به حال به گري در اينديانا رفته‌اي؟ چنان بوي گندي در هواي آنجا وجود دارد كه نمي‌تواني تصور كني. اما نمي‌دانم چه بويي است.

اتان: در ويلمينگتون واقع در شمال كارولينا نيز يك آسياب كاغذي وجود دارد كه به عللي بوي بسيار بدي دارد. فكر مي‌كنم اين بو به روند كاغذسازي مربوط باشد.

جوئل: دربخشي ازآسيا هم ميوه‌اي هست به اسم دوريان كه بوي بدي مي‌دهد. در تاكسي‌هايشان هم معمولا‌ مي‌نويسند «از مصرف دوريان خودداري كنيد» البته مزه‌اش چندان بد نيست اما بوي بسيار آزاردهنده‌اي دارد.

اتان: و بعضي از پنيرهايي كه فرانسوي‌ها مي‌گويند دوست دارند.

دوست داري جسدت را به خاك بسپارند يا بسوزانند؟

جوئل: درباره‌اش زياد فكر نكرده‌ام اما اگر قرار باشد از بين آنها انتخاب كنم احتمالا‌ ترجيح مي‌دهم سوزانده شوم. علتش را هم نمي‌دانم.

آيا از اين مي‌ترسي كه در تابوت چشم باز كني؟

جوئل: بله اين ترسي است كه حتي نمي‌خواهم درباره‌اش فكر كنم. فكر كنم بهتر است كه سوزانده شوم.

جمله پيغام‌گير تلفن‌تان چيست؟

جوئل: زماني پيغام‌گير دفترمان اين بود، «شما با دفتر سيركل آريزونا، سيركل پروداكشنز كه به هادساكر مشهور است، صنايع هادساكر، مهاجرت هادساكر و همه شركت‌هايي كه زير چتر هادساكر قرار دارند، تماس گرفته‌ايد، در حال حاضر كسي نيست. لطفا پيغام بگذاريد.» اكثر مردم در ميانه عبارات گوشي را قطع مي‌كردند!

اتان: يكي از پيغام‌هاي كه برايمان ضبط شده اين است، « آه خداي من شماره را اشتباه گرفته‌ام و من از بونيس آيرس زنگ مي‌زنم. اما ارزشش را داشت» و بعد گوشي را گذاشت.

اولين آلبومي‌كه خريديد چه بود؟

اتان: موسيقي متن «ايزي رايدر»، اين فيلم را وقتي 10 ساله بودم ديدم. بعد از آن يك جفت از آلبوم‌هاي «استپن وولف»، خواننده راك اندر ول گرفتم.

در نوجواني شورشي و ياغي بودي؟

اتان: نه

جوئل: من هم نبودم.

اتان: مي‌دانم اما نمي‌گويم.

بهترين چيزي كه تا به حال از يك هتل دزديده‌اي چه بوده؟

اتان: يك زيرسيگاري از كاخ سفيد بلند كردم.

جوئل: خوب من ماليات مي‌دهم. آن اموال به همه مردم تعلق دارد. من از هتل وي كپ در آنتيبس هم زيرسيگاري دزديده‌ام.

اتان: تو فقط اجازه داري چيزهاي كوچكي مثل شامپو بدزدي، درسته؟

جوئل: بله. اما نه به اين صورت كه در حمام‌هاي مختلف دوره بيفتي و آنها را جمع كني.

خوب حالا‌ بساط سئوال‌هاي مزخرف را جمع كنيم و برويم سراغ «بارتون فينك»، نامزد جوايز متعددي در اسكار وكن 1991، ماجراي نمايش‌نامه‌نويس نيويوركي در اوايل دهه 40 كه به هاليوود مي‌آيد. وقتي بارتون در اتاقش در هتل ارل تنهاست آدم ياد «مستاجر» رومن پولا‌نسكي مي‌افتد، فيلم شوك‌آور 1976، درست است؟

اتان: بله. طنزي كنايي در اين ماجراست كه پولا‌نسكي…

جوئل: او در آن سال رياست هيئت داوران كن را به عهده داشت و برتون فينك با آن همه جايزه از مراسم خارج شد.

اتان: و بايد بگويم اين فيلم قبل از اينكه كمدي سياه يا هر چيز ديگري باشد فيلمي است از ژانر پولا‌نسكي.

جوئل: كاملا‌ درست است. و «مستاجر» فيلمي است كه هر دو ما با آن هم آشناييم و هم دوستش داريم.

اتان: البته در ژانر فرد تنها در اتاق هم مي‌گنجد.

جوئل: بله. «تنفر» پولا‌نسكي نيز شبيه آن است. قطعا از پولا‌نسكي تاثير گرفته‌ايم. مطمئنم.

اتان: پولا‌نسكي طنز خاص خودش را دارد. شايد نشود گفت فيلم‌هايش دقيقا كمدي‌اند اما در همه آنها حس طنز ويژه‌اي به چشم مي‌خورد.

هر چند فيلمسازان برجسته كم نيستند اما تعداد اندكي از آنها با استوديوهاي بزرگ كار مي‌كنند. حتي ديويدلينچ هم «مخمل آبي»، «قلبا وحشي» و «بزرگراه گمشده» را براي شركت‌هاي كوچك و مستقل ساخته. اما فاكس قرن بيستم از طريق همكاري با شركت «سيركل فيلمز» در واشنگتن تهيه‌كننده «رستاخيز آريزونا» و «بارتون فينك» بوده است. سيركل در تمامي‌فيلم‌هاي برادران كوئن سرمايه‌گذاري كرده. ماجرا چيست؟

اتان: ما هيچ‌كس را قانع نمي‌كنيم كه داستان بايد اينگونه يا آنگونه باشد و مجبور نيستيم از هيچ‌چيز در برابر هيچ‌كس دفاع كنيم. ما رابطه خوبي با سيركل فيلمز داريم. ما فقط فيلم‌نامه تكميل شده و بودجه لا‌زم را به آنها اعلا‌م مي‌كنيم و آنها مي‌گويند: باشه قبوله

جوئل: ما واقعا در اين زمينه خوش‌شانس بوده‌ايم كه توانسته‌ايم هر فيلمي كه دوست داريم بسازيم، آن هم به شيوه‌اي كه خودمان دوست داشته‌ايم. همه هم در مقايسه با استانداردهاي هاليوود فيلم‌هاي كم‌هزينه‌اي بوده‌اند و اين بخشي از عللي بوده كه ما توانسته‌ايم اين گونه فيلم بسازيم. شايد هم علت اصلي آن.

بعضي از منتقدين و مخاطبين فهميدند كه بارتون فينك را در هيچ طبقه‌بندي ژانري نمي‌توان قرار داد و به اين نتيجه رسيدند كه برادران كوئن سعي دارند عجيب و غيرقابل فهم باشند فقط به اين دليل كه عجيب و غيرقابل فهم بوده باشند اما برادران خودشان مي‌گويند اين طور نيست.

جوئل: عجيب بودن تصميم آگاهانه‌اي نيست.

اتان: به نظر من اين فيلم واقعا جذاب است و ما مي‌خواستيم همين‌طور باشد.

جوئل: و فكر نمي‌كنم درك فيلم به آن سختي بوده باشد كه مردم گمان مي‌كردند. فكر كنم بعضي مردم از سينما بيرون مي‌آيند و مي‌گويند: سر در نياوردم و من نمي‌فهمم آنها مي‌خواهند از چه چيزي سردر بياورند.

اتان: داستان فيلم عجيب اما سرراست است و در پايان همه آنچه را بايد بدانيم بارتون به مخاطب مي‌گويد و چيزي هم كه گفته نمي‌شود لا‌بد قرار نيست بدانيم. نكته اين جاست كه اگر آنچه باعث ابهام شده آشكار شود باز هم اتفاقي نمي‌افتد و دردي از مخاطب دوا نمي‌كند.مثلا‌ جعبه‌اي كه چارلي براي بارتون مي‌گذارد، همه مي‌خواهند بدانند در آن جعبه چيست. اين فيلم درباره ميزان نفهمي بارتون است. پس چه بهتر كه جعبه باز نشده باقي بماند. در واقع اين نكته كه بارتون جعبه را تا پايان فيلم باز نمي‌كند نشانه بلوغ اوست.

جوئل: و تا حدي مثل قاعده يك ژانر مي‌ماند: «جعبه را باز نكن».

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

این چیست؟

شما در حال خواندن گفتگو با برادران کوئن / قسمت دوم در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: