گفتگو با برادران کوئن / قسمت اول

اکتبر 11, 2006 § 3 دیدگاه

درحال آغاز خواندن مصاحبه بامزه‌ای با برادران کوئن هستید.

معلوم نیست کی جدی حرف می‌زنند و کی با یکی از آن شوخی‌های خاصشان دارند طرف را می‌پیچانند. با این‌حال علامت(!) را در موارد معدودی در متن بکار بردیم تا رویهم‌رفته در هر مورد قضاوتش با خوانندگان باشد که آیا دو برادر در حال توضیح یک نکته مهم فلسفی‌اند یا دارند با لذت مزخرف می‌بافند. این پست و پست بعدی کار مهرناز مصباح است ؛ ترجمه و تلفیقی از چند گفتگوی خواندنی دو برادر.در دو پست هم می‌گذارم تا خواندنش راحت‌تر باشد؛ اول توضیح کوتاهی درباره برادران کوئن و بعد مصاحبه.

جوئل كوئن 29 نوامبر 1954 و اتان كوئن 21 سپتامبر 1957 متولد شد. پدر و مادرشان استاد دانشگاه بودند. پدرش در رشته اقتصاد دانشگاه مينسوتا و مادر نيز در رشته تاريخ هنر دانشگاه سنت كلود تدريس مي‌كرد. وقتي بچه بودند، جوئل از راه چمن‌زني مقداري پول پس‌انداز كرد و يك دوربين ويوتيار سوپر8 خريد و دو برادر با هم به همراه پسر همسايه، مارك زيمرينگ، به بازسازي فيلم‌هايي مي‌پرداختند كه از تلويزيون ديده بودند. مثلا‌ «قرباني برهنه» ساخته كورنل وايلدر به زيمرز (زيمرينگ) در زامبيا تبديل شد. معمولا‌ زيمرينگ بازيگر و كوئن‌ها سازندگان فيلم بودند.

هر دو برادر به كالج راك‌سيمون در بارينگتون ماساچوست رفتند. اين كالج را به خاطر دانش‌آموزان زبده‌اي مي‌شناسند كه معمولا‌ زودتر از موعد مقرر تحصيلا‌ت ليسانس را شروع مي‌كنند.

جوئل پس از فارغ‌التحصيل شدن از راك سيمون دوره چهار ساله ليسانس فيلمسازي در دانشگاه نيويورك را گذراند و با يك فيلم 30 دقيقه‌اي به عنوان پايان‌نامه فارغ‌التحصيل شد. اتان نيز پس از را كه به دانشگاه پرينستون رفت و با مدرك ليسانس فلسفه از آنجا فارغ‌التحصيل شد. پايان‌نامه او نيز مقاله‌اي 39 صفحه‌اي با عنوان « دو ديدگاه از فلسفه اخير ويتگنشتاين» بود.

جوئل پس از دانشگاه به عنوان دستيار تهيه تعدادي كليپ موسيقي و فيلم تجاري كار كرد و با تدوين نيز آشنايي زيادي به دست آورد.

فيلم‌هاي برادران كوئن با تركيب طنز تلخ و گزنده با نماهاي شوك‌آور به فيلم نوآر و بسياري ديگر از سبك‌هاي فيلم‌سازي گذشته اداي دين مي‌كنند. عنصر اصلي در آثار آنها نيز ديالوگ است و اغلب براي پيشبرد داستان و پروراندن شخصيت‌ها از ديالوگ استفاده مي‌كنند. خشونت، ديگر عنصر اصلي آثار آنهاست به گونه‌اي كه در هر فيلم آنها حداقل يك نماي مرگ و معمولا‌ نيز چندين نماي مرگ ديده مي‌شود. اغلب نيز اين خشونت‌ها زير لواي طنزي تلخ و سياه ارايه مي‌شوند. ديگر ويژگي‌هاي دو برادر كوئن اين است كه هميشه قبل از ساخت فيلم استوري بورد آن را تهيه مي‌كنند، برخلا‌ف ديگر كارگردان‌ها كه معمولا‌ فقط براي نماهاي پيچيده از جمله بخش‌هاي اكشن استوري برد مي‌سازند. آنها معتقدند اين كار به تضمين دقيق‌تر بودجه مورد نياز فيلم كمك مي‌كند. «اصلا‌ح رنگ» ديگر بخش كار آنهاست. «اي برادر كجايي» اولين فيلمي بود كه به طور كامل از آغاز تا پايان توسط تكنيك‌هاي ديجيتالي اصلا‌ح رنگ شد. «مردي كه آنجا نبود»، «خشونت تحمل‌ناپذير»، «قاتلين پيرزن» ديگر فيلم‌هاي اين دو برادرند.درود بر سزار (2006) و «مردان پير سرزميني ندارند» (2007) فيلم‌هاي دردست تهيه آنهاست.

جوئل و اتان‌كوئن كه با عنوان «برادران كوئن» شناخته شده‌اند دو كارگردان آمريكايي‌اند كه به خاطر فيلم‌هاي كمدي عجيبي مثل «بزرگ کردن آريزونا» و«لبوفسكي بزرگ» و نيز فيلم‌هاي نئونوآوي همچون «فارگو» به شهرت رسيده‌اند.اين دو برادر، نويسندگي، كارگرداني و تهيه كنندگي فيلم‌هايشان را مشتركا انجام مي‌دهند و شيوه كاري‌شان چنان به هم نزديك است كه بازيگران مي‌گويند براي هر سئوالي مي‌توانند جواب مشابهي از دو برادر بگيرند.

با «اي برادرکجایی؟» شروع كنيم. موسيقي‌اش را چگونه انتخاب كرديد؟

جوئل: بخشي را از ميان موسيقي‌هاي قبلا‌ ضبط شده برگزيديم و بخشي نيز صرفا براي فيلم ساخته شدند.

اتان: در واقع پيش‌زمينه خاصي براي موسيقي فيلم نداشتيم و همزمان با ساخت فيلم موسيقي‌ها را انتخاب كرديم. شايد بشود گفت في‌البداهه بود.

كدام يك از آهنگسازان واقعا در فيلم حضور داشتند؟

جوئل: خانواده كاكس، وايتس، كريس تامس كينگ. هارتفورد هم قرار بود باشد اما مريض شد و نتوانست بيايد.

برويم سراغ «مردي كه آنجا نبود»، نامزد اسكار وكن 2001. به نظر مي‌رسد در اين فيلم از جيمزكين، نويسنده و فيلم‌هايي مثل «ديتور» الهام گرفته شده.

جوئل: «ديتور» و فيلم‌هايي مثل آن از جمله الهام‌بخش‌هاي ما بودند. اما براي الهام از كين دلا‌يل بيشتري داشتيم. او رمان‌هايي نوشته درباره قتل‌هاي داخلي و به زندگي روزمره افراد هم علا‌قه زيادي دارد. كارهاي روزانه آنها را از رستوران گرفته تا بانك و بيمه و اپرا، وارد آثارش مي‌كند. اينها عنصر اصلي رمان‌هاي او و همان چيزي بودند كه ما مي‌خواستيم.

اتان: «ديتور» فيلم عجيبي است كه با ديدن آن وارد كابوس دنياي شخصيت‌ها مي‌شود.

فرانسز مك‌دور ماند، «مردي كه آنجا نبود» را خيلي عجيب توصيف كرده است. شما با اين توصيف موافقيد؟

جوئل: من قطعا با اين توصيف موافق نيستم. البته حدس مي‌زنم چيزهاي عجيبي در اين فيلم هست. اما چيزهاي ديگري هم دارد كه كاملا‌ طبيعي‌اند.

عنوان فيلم را چطور انتخاب كرديد؟ اين عنوان حس هيچكاكي دارد.

جوئل: راستش را بخواهي عنوانش را خيلي دير انتخاب كرديم. معمولا‌ عناوين را يا خيلي راحت و در همان آغاز كار انتخاب مي‌كنيم يا كاري به آن نداريم تا آخر سر.براي اين فيلم پيشنهاد زيادي داشتيم تا اينكه در دقايق پاياني روز به اين عنوان رسيديم.

فرانسز همچنين اين فيلم را شخصي‌تر از ديگر آثارتان توصيف كرده. با اين توصيف موافقيد يا نه؟

اتان: من فكر نمي‌كنم اين فيلم شخصي‌تر يا غيرشخصي‌تر باشد. هيچ نكته زندگي‌نامه‌اي در آن وجود ندارد.

جوئل: ماجراي اين فيلم در دهه 1940 مي‌گذرد و بنابراين نمي‌تواند شخصي باشد. اينها داستان‌هايي‌اند كه ما را از تجارب دست اولمان دور مي‌كنند.

سئوالي ازتان دارم. با توجه به اينكه رشته دانشگاهي فلسفه بوده، فلسفه فيلمسازي‌ات چيست؟

اتان: فلسفه‌اي ندارم. يعني تا به حال به آن فكر نكرده‌ام.

براي ساخت «لبوفسكي بزرگ» چقدر از «خواب بزرگ» تاثير پذيرفتيد؟

جوئل: مي‌خواستيم يك داستان چندلر وارد داشته باشيم. حركت اپيزوديك فيلم و تلا‌ش شخصيت‌ها براي حل معما به اضافه پيرنگي كاملا‌ پيچيده كه هيچ اهميتي هم نداشته باشد.

اتان: نكته جالب ديگر اين بود كه شخصيت اصلي داستان كارآگاه خصوصي نباشد بلكه فقط حضور يك حس شهودي كه زير و زبر يك توطئه را تشخيص دهد وبه اين دليل شخصيت والتر خلق شد كه هميشه نيز حدس‌هايش غلط از آب درمي‌آيد.

چرا «آدم‌ربايي» مضمون مورد علا‌قه شماست؟

اتان: در واقع هيچ علا‌قه‌خاصي به اين مضمون نداريم و نمي‌دانم چطور در سه تا از فيلم‌هايمان حضور داشته است!

با توجه به اينكه تدوين فيلم‌هايتان را هم خودتان، البته با نام مستعار رودريك جينز، انجام مي‌دهيد، فكر مي‌كنيد روزي براي اين تدوين‌ها اسكار مي‌گيريد؟

اتان: اول بگويم كه رودريك جينز در ادبيات انگليس نام تدوينگري است كه كارش را دوست ندارد. دوم اينكه ما درباره اين مسئله با آكادمي‌مباحث زيادي داشته‌ايم اما بعد از اينكه مارلون براندو به همه ما گند زد پروكسي‌هاي آكادمي‌ديگر اجازه نمي‌دهند.

چقدر طول كشيد تا فيلمنامه «لبوفسكي بزرگ» را نوشتيد؟

جوئل: گفتنش سخت است. نوشتن فيلمنامه به چيزهاي زيادي بستگي دارد. در واقع نوشتن فيلمنامه تا آغاز فيلمبرداري تمام نمي‌شود و حتي بعد هم ريزه‌كاري‌هاي لا‌زم را انجام مي‌دهيم و كار روي اين فيلمنامه از سه سال قبل از ساخت شروع شد.

فيلم‌هايتان معمولا‌ در پايان يك پيام اخلا‌قي دارند. پيام «لبوفسكي بزرگ» چه بود؟

اتان: هيچ. در واقع هيچ يك از فيلم‌هايتان پيام اخلا‌قي ندارند.

تا به حال وسط ديدن يك فيلم از سينما بيرون آمده‌اي؟

هر دو با هم: اوه. بله.

جوئل: «تولد يك ملت» كسل‌كننده‌ترين فيلمي است كه ديده‌ام.

خريدهايتان را خودتان انجام مي‌دهيد؟

هر دو با هم: بله

اتان: خريدهاي خواروبار؟

بله. مثلا‌ قيمت يك پاكت شير چقدر است؟

اتان: حدود 69 سنت يا يك دلا‌ر يا همين حدودها.

§ 3 پاسخ برای گفتگو با برادران کوئن / قسمت اول

  • گیوتین می‌گوید:

    گیلیام یا کوئن‌ها! همیشه توی انتخاب بین این دو گروه موندم و البته همیشه دست‌آخر گیلیام رو انتخاب کردم. شاید بخاطر همون قضیه‌ی پیام اخلاقی باشه. با این‌حال باز هم به نظرم فوق‌العده‌ن. خصوصا وقتی کلونی گروهشون رو تکمیل می‌کنه.

  • فرهاد یلدا می‌گوید:

    ای برادر کیجایی؟هان.دلم ترکید

  • سحر می‌گوید:

    خوبم یعنی بد نیستم اما خدایی اش اصلا حال ندارم کم آوردم نمی دونم چرا از همه چی دور افتادم باید یک ریکاوری بکنم مرسی که یادم بودی راستی سروش پستهات طولانی است یه کم اگه کوتاهترشون بکنی و خوندی هاشو بذاری بهتره می دونی وبلاگی ها عادت به بلند خونی ندارن سنجد لازمند!

این چیست؟

شما در حال خواندن گفتگو با برادران کوئن / قسمت اول در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: