بانویی که بخاطرش می کشند

سپتامبر 29, 2006 § 4 دیدگاه

خیلی تلگرافی و سریع آماده‌تان کنم :فیلم شهرگناه از روی کمیک ( در واقع گرافیک نوول) شهرگناه اثر فرانک میلر ساخته شده . کتاب میلر در مدت کوتاهی در زمره کمیک‌های کالت قرار گرفت . مجموعه 7 جلد با شخصیت‌های کمابیش مشترک که البته ساختار اپیزودیک‌اش اجازه می‌دهد آنها را جدا جدا هم بخوانید. داستان‌پردازی میلر در شهر گناه بسیار متأثر از آثار چندلر و فیلم نوآرهای دهه 40 و 50 است.

این مجموعه در ایران پیدا نمی‌شود و اگر بخواهید پگ کاملش را سفارش بدهید ( با فرض این که یک آشنای مهربون آن ور آب داشته باشید) چیزی حدود 90 تا 150 هزار تومان برایتان درمی‌آ‌ید. راه دیگرش البته مجهز بودن به اینترنت پرسرعت و استفاده از نرم‌افزارهای p 2 p است.

چندی‌ست که لینک یکی از کتابهایش را ( ترجمه‌شده به فارسی)  اینجا پیدا کرده‌ام . «بانویی که بخاطرش می‌کشند» دومین کتاب شهرگناه است که بیش از قصه‌پردازی ، بخاطر فضاسازی خاص و دیالوگ‌های قرص و محکمش شهرت دارد. میلر این کمیک را بعد از« خداحافظی سخت» و مرگ دردناک «مارو» ( همان موجود قلچماق وحشی و با مرام که در فیلم دنبال قاتل گلدی می‌گشت)آفرید ، با این حال محض تسلی به طرفداران مارو ، نقش کوچکی هم به او در «بانویی که به خاطرش می‌کشند» داده است.درباره این کمیک و باقی مجموعه حرفهای دیگری هم هست که بماند وقتی این یکی را دانلود کردید.

پی‌نوشت 1: ممنون از آکادمی فانتزی که مقدمات عیشمان را فراهم کرد و افسوس که جلوی این فایل نوشته :« به علت مغایرت با اساسنامه ، این مجموعه پی‌گیری نمی‌شود»

پی‌نوشت2: جای علیرضا میراسداله هم خالی. در اولین «منطقه‌آزاد»ی که برای چلچراغ درآوردم ، علیرضا یک صفحه درباره شهرگناه برایم نوشت ( که الان سایتشان مشکل دارد و متأسفانه نمی‌توانم لینکش را بگذارم) امیدوارم در نیوزلند هم «بهمن کوچیک» پیدا کند.

پی‌نوشت3: اگر هنوز داری می‌خوانی، عمراً کمیک‌باز نمی‌شوی!

§ 4 پاسخ برای بانویی که بخاطرش می کشند

  • نازنین برادران می‌گوید:

    سروش چقدر خوشحالم که از اون حال و هوای نه چندان خوب دراومدی. و بیشتر خوشحالم که دوستی مثل تو دارم که می تونم کلی چیز ازش یاد بگیرم. راستی در مورد طنز…اگر به طنز علاقه داری یه سری به دفتر طنز حوزه هنری بزن. خیلی خوب دارن فعالیت می کنن.این رو پیرو مطلب قبلی گفتم.

  • نازنین برادران می‌گوید:

    راستی! خوشحالم که میهمان خواب بزرگت هستم

  • فرهاد یلدا می‌گوید:

    ممنون

  • محسن م می‌گوید:

    سلام آقا سروش امیدوارم که انگشتت تا حالا خوب شده باشه.و دیگه تو پارک گفتگو معطل ندونم کاری های بعضی ها نشی.الان هم که اومدم دانشگاه و سخت مشغول کلاسها هستم.اگه کاری داشتی در خدمتم.سلام برسون.

این چیست؟

شما در حال خواندن بانویی که بخاطرش می کشند در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: