هرآنچه سخت و استوار است…

سپتامبر 8, 2006 § 6 دیدگاه

چند روز پیش در اتوبوس پیرمرد متشرعی حدیث عجیبی از قول حضرت محمد برایم نقل می‌کرد:

اگر کسی به گونه راستت سیلی زد، گونه دیگرت را هم جلو بیاور(!)

جمله معروف انجیل و یکی از مانیفیست‌های مسیحیت. چند سال پیش امکان نداشت هیچ پیرمرد متشرع مسلمانی این آموزه لطیف(منفعلانه؟) انجیل را با گفته‌های اسلام اشتباه بگیرد.

مدتهاست دولتمردان ایرانی ( و بسیاری از رسانه‌های داخلی ) به دنبال ترسیم تصویری کاملاً مهرآمیز از اسلامند.

اگر قبلاً اسلام، دین عطوفت و غضب ـ سنتزی از مسیحیت و یهود ـ بود،این‌ روزها دیپلماسی هسته‌ای ایجاب می‌کند تصویری صرفاً محبت‌آمیز داشته باشد. قانع کردن سایر مذاکره‌کنندگان ایجاب می‌کند دولتمردان نه تنها از موضع ایدئولوژیکِ تاریخی‌شان عقب بنشینند بلکه اساساً به ارائه تصویری کلی و بدون جزئیات از اسلام نیز راضی شوند. تصویری آنقدر کلی که تقریباً بر همه ادیان سکولاریزه شده و همه طرق مذهبی عرفانی عامه فهمِ پاستوریزه هم منطبق است.آنها این روزها در تلاشند اسلام از وجوه تاریخی عقیدتی مربوط به جهاد و آتش و خون ( که روزگاری باز به اغراق،تنها تصویر از اسلام معرفی می‌شد) تهی شود و مهر و شفقت که مدتهاست لقبِ رسمی مسیحیتِ سکولاریزه شده است، لقب اصلی دین ما هم بشود.

نکته بامزه اینجاست که خودشان نمی‌دانند این تغیر نشانه‌شناسی دینی چه هزینه‌هایی برایشان دارد.فعلاً گرم هستند و جهان هستی دارد در مورد رابطه دین و سیاست، آنها را در انتخابهای ناگزیری قرار می‌دهد.تفتیش عقیده از کتابهای وزارت ارشاد پیشین چیزی را حل نمی‌کند. گویی تقدیر براین است که سیمای سکولار اسلام توسط یکی از اصول‌گراترین دولتهای کشور شکل بگیرد.

همه می‌دانند چه بلایی می‌آید سرِ هرآنچه سخت و استوار است….

§ 6 پاسخ برای هرآنچه سخت و استوار است…

  • سحر می‌گوید:

    بی خیال سروش جان اینها خودشون هم نمی دوننن چی می خوان

  • فرهاد یلدا می‌گوید:

    تو بزن…

  • فرهاد یلدا می‌گوید:

    عرض کردم شما چک رو بزن

  • محسن (دانشجوی مهندسی مکانیک) می‌گوید:

    سلام آقا سروش خوشحالم که راه افتادی.زیادی هم راه افتادی و داری گردوخاک می کنی.پیاده شو با هم بریم .منتظر موفقیت های بعدی شما هستم.اگه کاری داشتی میتونی رو منم حساب کنی.(یه خواب بزرگ هم برا من ببین)

  • گیوتین می‌گوید:

    یادتون نره که همین جناب «هرآنچه سخت است و استوار…» هم با تصویر کردن اون اتوپیای ناگزیر سخت و استوارش این به اصطلاح توده ها رو تو بیدارباش نگه می داشت. «عامه» یعنی همین آقای روحبخش. یعنی کاریکاتورهای بیات شده و سخنان نغز سرهم بندی شده ای که کنسرو میشن تا موقع کمبود منابع از تو کلاه شامورتی بازهای سیاست بپرن رو صفحه ی تلویزیون. متاسفانه اون طرف قضیه هم خبرخاصی نیست. یه عده بازم یاد اون دکتر مزینانشون افتادن و دارن زور می زنن مسکن موقت تاریخ مصرف گذرونده ی سی سال پیشو دوباره به خورد مردم بدن، یه عده دیگه هم که صبح و شب با آکسفورد ادونسد فال می گیرن و دوره می افتن هی شعار این اَخه و اون بَهه می دن. اینست زندگی. تا کی دود شود و به هوا رود، خدا عالم است.

  • حبیب می‌گوید:

    هر چند از فرم احساساتي و شتابزده مطلبت خوشم نيومد ولي "تغيير نشانه شناسي ديني" موضوع جالبیه . میتونی بیشتر راجع بهش بنویسی؟

این چیست؟

شما در حال خواندن هرآنچه سخت و استوار است… در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: