آگاتا کریستی و قضيه پوپر

ژوئیه 28, 2006 § 2 دیدگاه


كارل پوپر معتقد است يك قضيه تنها در صورتي معتبر است كه شرايط ابطالِ آن روشن باشد. در واقع قضاياي علمي معمولاَ «ابطال پذيرند». هم‌وطن كريستي ضعف اصلي داستان‌هاي او را روشن كرده است. يك بار، فصل نهايي قصه‌هاي او را مرور كنيد. جايي كه كارآگاه كريستي، داستان را از منظر خودش بازگو مي‌كند، معمولاً وقتي ارائه تئوري او به پايان مي‌رسد و نام قاتل (كه در جمع حاضر است) را مي‌گويد. رنگ از روي او مي‌پرد و در گيجي حاصل از مواجهه با عدالت يا به گناهش اعتراف مي‌كند، يا از جلسه فرار مي‌كند (كه كم از اعتراف ندارد). اجازه بدهيد تصور كنيم قاتل يك بار خونسرد و آرام نظراتِ پوآرو را بشنود و بدون فرار، اعتراف يا لرزش صدا، آنها را نپذيرد. پوآرو هيچ دليل و مدركي ندارد.
دليل او تنها داستانِ اصلي ماجراست كه با فراست كشف كرده و هر چند تمام جزئياتش با هم جور در مي‌آيند اما تماميِ ماجرا ابطال ناپذير است.
كارآگاه نظريه‌اي دارد؛ قاتل به صرف اين كه مي‌داند اين نظريه صحيح است، تسليم مي‌شود. حال آن كه با منطق پوپر تمامي داستاني كه كارآگاه باز مي‌گويد «ابطال ناپذير» است يعني معلوم نيست تحت چه شرايطي مي‌توان آن را رد كرد يا منكر آن شد.
كريستي با رو كردنِ تئوري چفت و بست دار و كاملي اين توهم را در خواننده ايجاد مي‌كند كه كارآگاهي در حال ارائه ادله و مدارك است و همگي‌مان را مقهور مي‌سازد.

§ 2 پاسخ برای آگاتا کریستی و قضيه پوپر

این چیست؟

شما در حال خواندن آگاتا کریستی و قضيه پوپر در خواب بزرگ هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: