ذن و هنر نبرد در ایجآوامپایرز
ژانویه 20th, 2011 § 60 دیدگاه

از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان 8 سال است به بازی ایجآو امپایرز یک اعتیاد دارم.تنها بازی محبوب این سالها که هیچوقت کهنه نشده و با هزار بازی استراتژیک دیگر – حتی دو و سه همین بازی- تاختش نمیزنم. حاصل این هشت سال سر و کله زدن با حریفهای متخاصم و وحشی، با کمبود غذا،چوب، سنگ یا طلا، با جادوگرهایی که افراد تو را با وردی از آن خودشان میکنند میتواند جزوهای شود به اسم هنر نبرد. این نوشته درباره اینجآو امپایرز نیست. درباره روش بردن در مبارزه نابرابر است.
1 بدیهیات این بازیهای استراتژیک سرزمین ساز را که میدانید. بازی با سه کارگر ساده و یک ساختمان کارگر ساز آغاز میشود. همزمان با شما گوشه تاریکی از سرزمین رقیبتان هم بازی را شروع کرده. شما باید طی بازی حواستان به چهار منبع غذا، سنگ، چوب و طلا باشد. کمبود هر کدام از اینها میتواند منجر به این شود که دیگر قادر به ساختن ساختمان، منجنیق یا انواع سرباز نباشید. سربازانی که خیلی زود برای محافظت از سرزمینتان از گزند دشمن خونخوار بهشان نیاز دارید.
2 آن اوایل من معصومانه سرم به کار خودم بود و از ساخت بناهای تازه لذت میبردم که ناغافل سر و کله لشکر حرامیان پیدا میشد و خانمان مرا نابود میکرد. بعد من هم شروع کردم به سرباز ساختن برای دفاع. همچنان بیفایده بود.قدرت نظامی دشمن هولناک بود. بعد…
3 بعد کمکم به جایی رسیدم که همه بازیکنان بازیهای استراتژیک بهش میرسند:طرح و توطئه برای بردن. در ذهن نقاط ضعف زمین خودم را میسنجیدم و سعی میکردم با برج و باروها تقویتش کنم.به تدریج درک کردم نکته سرعت عمل حریفم است.چه کار کردم؟ به محض آغاز بازی کارگردان سادهدلم را میبردم به قلب جایی که سرزمین دشمن بود و شروع میکردم به ساخت و ساز. دیگر برای حمله نیازی به لشکرکشی در طول زمین بازی نبود. من پیش از آن که او جان بگیرد آنجا بودم. با این تاکتیک بود که مراحل ساده و متوسط بازی را میبردم. اما در در سطح «سخت» و «سختترین» نقشهام به تنهایی کاربرد نداشت.همچنان او با سرعتی باور نکردنی لشکر میساخت و همواره از من قویتر بود.بعد…
4 بعد فهمیدم قدرتش حاصل اقتصاد است. در حالیکه که من تمام قوایم را معطوف به ساخت ارتش کردهام او به قدر ده ارتش طلا و سنگ و چوب جمع کرده و گرچه در اولین حمله ممکن است عقبنشینی کند، اما در حملههای بعدی – وقتی سربازان من یکییکی نابود شوند و من منابع غنی برای بازسازی ارتشام نداشته باشم- به تدریج مقاومت مرا میشکند.این بود که به راه حل دوم رسیدم اول بازی دور همه منابع انرژی زمین – جز آن که خودم در حال استخراجاش بودم- چند لایه حصار میکشیدم. بدون این که نگران حمله دشمن باشم، مسیرهای حساس او را با سنگ میبستم.طی زمانی که ارتش تا بن دندان مسلح او مشغول تخریب دیوارهایی بود که من دورتادورش کشیده بودم من با خیال راحت ارتشام را میساختم.بعد او حمله میکرد. در اولین حمله عقبنشینی میکردم. ساختمانهایم را رها میکردم تا در آتش خشم خصمم بسوزد. دق دلیاش را خالی کند و وقتش را صرفشان کند. من کمی عقبتر دوباره ارتشم را مجموع میکردم و در حمله دوم اغلب برد با من بود.چون او خیلی سریع برای بازسازی قوایش طلا و سنگ میخواست و من راه تمام طلاها و سنگها را سد کرده بودم. این بود که بدبخت و درهم شکسته وا میداد. اما بازی در حالت سختترین همچنان پیچیدهتر میشود. دشمن باهوشتر شده و در برابر حصارسازیهای من مقاومت میکند. گاهی حقه میزند. سرم را به جنگی زرگری و چند سرباز بیارزش گرم میکند ناگهان با لشکر شیطانی انبوهش سر میرسد. این طور وقتها…
5 این طور وقتها یک آموزه را خوب یاد گرفتهام: تا نمردهای مقاومت کن!
6 زمانی که همه اموالت را غارت کردند، لشکریانت را آتش زدند و فقط یک کارگر ساده برایت مانده… بازی هنوز تمام نشده، برو یک گوشه آدم و حوا را باز بیافرین.زندگی لعنتی را شروع کن. از چشم خصم پنهان شو و آرام آرام تمدن خودت را بساز. چراغ خاموش حرکت کن. هیاهو نکن. از این برجهای تیرک انداز نساز. بگذار دهها کارگر بیصدا منابع را استخراج کنند. بعد چه اتفاقی میافتد؟بعد زمانی میرسد که سوارکاری میفرستی سر و گوشی آب بدهد.بعد از کشف چیزی که میبینی شوکه میشوی. دشمن تمام منابع را خرج نبردهایش کرده. حالا برخلاف تصورت پشت همه برج و باروهایی که ساخته چهار سرباز پیزوری لرزان ماندهاند و یک فیل مریض. بازی رسیده به دقیقه یک ساعت و 10 دقیقه. تو مقاومت کردی. تو زنده ماندی.نرمنرمک با یک پیرمرد و یک سرباز و یک منجنیق راه میافتی سمت ساختمانهایش. ساختمانهای خالی یکی یکی بدون مقاومت نابود میشوند. پیرمردت وردی میخواند و همان چهار سرباز لرزان هم به تو میگروند. سرزمین پهناور دشمنت که روشن میشود میبینی فقط سایه بوده، فقط ترس بوده. اولدورم بولدورم بوده. ساختمانها پرنخوت اما خالی. آدمها بیآذوقه و انرژی و درمانده. به تلنگری از هم میپاشد. تو مقاومت کردی. تو زنده ماندی…و تو بردی.
7 میتوانم سر فرصت تمام بناهای منحوس او را با خاک یکسان کنم. اما گاهی از این لذت چشممیپوشم. سرزمین متروکه را رها میکنم. بیشتر کار میکنم. و مدتی بعد چوب و طلا و سنگام به قدر ساخت بزرگترین بنای بازی که برای ساختنش دهها کارگر باید 5 دقیقه زحمت بکشند- در مقیاس بازی خودش سالیست- فراهم میشود. من بنای بزرگ را میسازم. صبر نمیکنم که روی صفحه بنویسد یو آر ویکتوریوس – که تا اثر دشمن را از روی زمین پاک نکنی نمینویسد- همین که بدانم حال همه خوب است و گزندی به کسی نمیرسد، صفحه بازی را میبندم و میروم.
بشین بازیها RPG بکن بعد بیا راجع به قدرت داستان گویی غیر خطی و دخیل کردن مخاطب تو روند داستان که هیچ رسانه دیگه ای همچین قدرتی نمیتونه داشته باشه,بنویس… اما این AOE1 هم راستش هیچی یادم نمیاد بخوام نظری بدم راجع بهش..فکر کنم اشتباه میکنی برای هفت هشت سال پیش نیست وگرنه یک چیزی یادم میموند.هفت هشت سال پیش warcraft3 اومده بود بابا این برای حداقل 12-13 سال پیشه من اون موقع خیلی ناشی بودم احتمالا این بازی برام سخت بوده زود گذاشتم کنار.
حکمن مال 11 سال پیش است
داشتم فکر میکردم عجب آدم آبسسیوی(اگر معادل خوب فارسی داری بگو من یاد بگیرم) هستی:یکی از اون پستت که یک سری فیلمهارو بالای 20 دفعه!! دیدی یکی هم از این پست که بازی رو که خیلی هم اعتیادآور نیست و به شدت قدیمیه رو سالهاست داری بازی میکنی..شانس اوردی دستت به بازی هایی مثل civilization و world of warcraft و امثالهم که ذاتا اعتیاداورند,نخورده..هنوز اون دفعه ای که نزدیک 30 ساعت بدون وقفه پای یک دور بازی civilization 3 نشستم یادم میاد ترس ورم میداره.. واقعا عادت,بزرگترین دوست و در عین حال بزرگترین دشمن آدمه.
زندگی به مثابهی بازی.
hehe.hanooz in bazi
soroosh ghalamet chera intori shode?
avaz shode shadid.
borje tirak andaz
چطو شده؟:)
hala sobat mikonim rajebesh
سالها پیش Age of Empires بازی محبوب من بود و دقیقا با تو موافقم که با هیچ بازی استراتژیک دیگری نمیشود تاختاش زد! یعنی کاملا میفهمم چه حسی داری که نمیتونی از خیرش بگذری…
در مورد کلیت نوشتهات هم نظر نمیدهم که همه جایش مثل همیشه عالی است. فقط نحوهی قرار گرفتن عکس و justify نبودن نوشته یک ذره توی ذوق میزند.
موافق
13 سال پيش من كه تازه كامپيوتر را شناخته بودم به طور كاملا تصادفي و اشتباها به جاي يك بازي ديگر دستم رسيد به يك بازي استراتژيك و خوب قابل پيش بيني است كه اصلا نمي دانستم بايد چه كنم و خسته شدم و انداختمش دور اما خيلي خيلي دوست داشتم يك نفر بود و به من مي گفت كه بايد باچه طور بازي كنم. حالا كه 27 ساله شده ام و عمري از من گذشته با اين پست تو مي خواهم دوباره بروم يك بازي استراتژيك گير بياورم و اين دفعه ياد بگيرم مثل آدم بازي كنم.دوست داشتم اين پستت را
:.)
ماهم معتادیم!
نسخه شماره 2 بازی رو می گویی؟
یک
لايك
آقا شما از بلاگران محبوب یکی از دوستای مایین, ولی این اولین پستی بود که مارم اساسی درگیر کرد. اجرت با صاحب ذن
شکر خدا روسفید شدیم
خوب مینویسی نصف وبلاگت را خواندم و بقیه اش را به favorites سپردم تا بعد
agha gozashte az asle matlab ke benazaram tooofani bood va aali behesh pardakhte booodi.az hame oon harfa gozashte bezar ye pishnehade doostane behet bokonam.tamame motadan be bazihay esteratejiko mashoor mikone az jomle khode mano.bazihay esteratejik ba hezaran maghze ensani poshte har ghabile.vase man binazir bood.albate hatman midooni shenidi shayadam bazi kardi.travian.serch kon neto.agaram soali dashti bepors.rastesh tamame fekro zekram ine ke bade azmoone arshad baz beshinam pay in yejoorai divooone mikone mokhatabo in bazi.avalesh benazar mamoooli miad amma badesh ravanit mikone.hamin
تراوین بازی نکردم اما تراوین بازان زیادی را دیده ام.راستش از تصور این که از همین خواب و خوراک هم بیفتم می ترسم اما بایکی از دوستان تراوین باز مدام صحبت می کنیم و بهم آموزه هایش از بازی را می گوید و تشویقش می کنم بنویسد
آخ آخ تراوین تراوین. نرو سمت این. دیگه مثل این، ترس از شکست در مقابل یه حریف الکی نیست، ترس از شکست در مقابل عظمتی از حریفهای واقعیه. خیلی درگیر میکنه آدمو. اما چی بگم. بگم بازی نکنی واسه یه ایج باز شدیدا هیجان انگیزه، اگه بگم بازی کن، یه شب تا صبح که بیدار مونده بودی و هی فحش میدادی به زمین و زمون از جمله من چی…
دیده ام تراوین بازان بسیار در مرحله ناکام ترک. سمتش نمی روم
bale bayad begam ba inke 4 nafar roo ye acc bazi mikardim amma in etiad baes shod man rekorde 96 saat bikhabio tajrobe konam.too in 96 saat chiziam joz ab nakhordam.ras migi bazi nakoni behtare alan ke fekresho mikonam
من و دوستام عاشق این بازی هستیم. البته چند وقتی هست که ورژن دو رو بازی می کنیم و اگه بهش عادت کنی متوجه می شی که خیلی خوبه. خیلی بهتر از یک.
کلن خیلی حال می ده. به خصوص اگه چند نفری با هم بازی کنیم. ما معمولا تیم می شیم. یعنی دو یا سه نفر یه تمدن رو کنترل می کنیم در مقابل دو یا سه نفر دیگه که یه تمدن دیگه رو کنترل می کنن. جنگ ها هم دریایی هست معمولا. خلاصه خیلی حال می ده. خداست.
امروز می روم در کار نصب دو
نسخه
conquerers
رو پیدا کن. همون دو هست منتها یه مقدار از باگ هاش رو گرفتن. ایکونش آبی رنگه.
اولش شاید یه مقدار متفاوت به نظر برسه. اما خیلی زود متوجه می شی که خیلی خوبه. من اهل بازی های جدید نیستم این که می گم از یک برو به دو چون واقعا بهتر شده و همون سادگی ها و کیفیت یک رو هم در ضمن حفظ کرده.
آخ از «ایج او امپایرز». بعدتر رایز آو نیشن را هم تجربه کردم، ولی دوستاش نداشتم به این اندازه. دلیل واضحی هم دارد. هرچچه این استراتژیکها جدیدتر میشدند، قدرت تخریبی سلاحها میرفت بالاتر و این یعنی «سرعت» بازی زیاد میشد، «قدرت» تخریب بیشتر میشد، و همین ویژگیهای عصر مدرن (که یادم هست تا بمب اتم هم میرسید) به مزاج من ِ کند ِ آرامشپسند نمیساخت.
همینطوری آرامآرام با شمشیر و کمان و منجنیق را ترجیح میدادم.
تنها بدیش شاید این بود که «هوش» بازی پیشرفت نمیکرد و تو میکردی. این بود که خستهکننده میشد گاهی. یک طبع دیگر-ام هم این است که زود خسته میشوم از اکتشاف. صبور نیستم زیاد. همین است که من یازده سال معتاد-اش نشدم.
تجدید خاطرهی خیلی خوبی بود.
ولی در بحث قیاس با زندگی، یک گاف بزرگ میبینم در متن. آن آخر ماجرا، همیشه این احتمال هست که یک کارگر ساده از دشمن ماندهباشد و همین کار تو را بکند. درست است که بازی هوش زیادی ندارد، ولی احتمال ترسناکیست.
برای همین، من فکر میکنم بهتر است عکس نقیض مورد شمارهی 5 را هم رعایت کنیم:
«تا نبردهای بجنگ!»
اگرچه همین جمله هم با طبع خودم سازگار نیست، ولی اصلاش باید اینطور باشد بهنظرم…
آن کارگر ساده اگر همه منابع خرج تسلیحات شده باشد دیگر توانی برای ساخت تمدن ندارد خوشبختانه
درست یادم نیست
ولی میشد ساختمان بفروشی فکر کنم
نصف قیمت
اگر هم نمیشد خب مهم نیست، ما که راجع به بازی صحبت نمیکنیم، زندگی و آدمهای واقعی شاید انقدرها هم به اندازهی دشمن آن بازی احمق نباشند…
و فقط یه نویسنده خیلی خوب می تونه از هیچ چیز یه همچین چیز دوست داشنی ای بسازه
لطف داری
به قدری عالی مینویسی که اکثرا قبل از اینکه تو گودر به انتهای متن برسم، دستم میره رو گزینه لایک
ممنون
سلام
چقد این جمله تون تامل برانگیزه!کاملنم فیت الان ماس!
»
بعد فهمیدم قدرتش حاصل اقتصاد است. در حالیکه که من تمام قوایم را معطوف به ساخت ارتش کردهام»
موفق باشید
مارو یاد بازی تراوین و جنگای خونین انداختی جوون یادش بخیر
من هم همین کار رو می کردم. اول دور مواضع دشمن دیوار می کشیدم همزمان ارتش می ساختم. تا اون می اومد دیوار رو داقون کنه من دیوار رو ارتقا می دادم و برجهای نگهبانی می گذاشتم. همین گونه تقریبا برد با من بود حتی ساختمان هایم هم داقون نمی شدن. در سختترین شرایط هم ایت استراتژی جواب می داد. اما افسوس یه شیر پاک خورده ایی سی دی بازی رو برد که برد. الان اگه کسی لینک دانلود اون ورژن اول رو داره برام بفرسته تا بتونم دوباره بازی کنم ممنون میشم.
پک اش در سی دی فروشی ها هست
نشریه ی هنری «چکاوک»
http://www.chakavakart.com
نوشته خیلی جالبی بود. من هم مدتها معتاد این بازیها بودم و البته الان که نوشته تو رو خوندم دیدم که ظاهرا هنوز هم معتادم و رگی در من ریشه دوانده که نمی شه خشکوندش.
اما به هر حال روزمره های زندگی مانع می شه که حتی فکرش رو بکنم که به سمت این بازیهای دوست داشتنی برگردم ( راستش رو بخوای باید اعتراف کنم که فکرش رو می کنم اما نمی تونم برم سمتش چون مهلک هست)
به هر حال پیانده و سرزنده باشی. دلمون شاد شد با خوندن اینها یعنی حس مشترکی توی همه معتادای این بازیها وجود داره واقعا
salam soro0she aziz,kheili vaght bo0d neveshtehato nemikho0ndam,baad az modatha o0madam.baiad begam fogholade neveshti.
asheghe age hastam!makhsosan the conquer
آقا تو فوقالعادهاي! البته نه به خاطر اين بازي (كه من فقط وقتي داداشم بازي ميكرده ديدم و زياد ازش سر در نميارم)، بلكه به خاطر اين متن زيبا.
دست مريزاد.
آقا منم از 10-11 سال پیش معتاد این بازی هستم
اول ورژن 1 رو دیدم، خیلی حال کردم، رفتم بخرم، گفت ورژن دو هم اومده ازش، این جوری شد که ما رفتیم تو خط ورژن 2
اما نسخه ی Conquerors یه چیز دیگس
Age of Empires 2, The Age of conquerors
یه چیزی که در مورد ورژن 1 نمیدونم اینه که طلای «هاردست ها» تموم میشه یا نه، توی ورژن 2، اگه AIها رو با NotePad باز کنی، توی هوش مصنوعیش نوشته که برای هاردست ها هر چند دقیقه یک بار حدود 1000تا از هر چیز (طلا، چوب، غذا و سنگ)به صورت مجازی تولید میشه، مثل این که تقلب کنن مثلا، یا یه جور مائده ی آسمانی :دی
در مورد ورژن 1 ولی نمیدونم اینجوری باشه یا نه.
بله احتمال تمام شدن هست
اه خدای من ایج
در یک کلام باید بگم که زیباست. واقعا من عاشق این بازی بود و هستم البته
البته من دو رو بازی می کردم چون که اول من با دو اشنا شدم بعد یک ، یک یه چیز های باحالی داشت که دو نداشت ولی در کل دو به نظرم بهتر بود
دقیقا تمام چیز هایی که می گی رو واقعا حس کردم
هنوز هم صدایی که موقع مورد حمله قرار گرفتن افرادم می زد تو گوشم هنوز هم که بهش فکر می کنم هم ربان قلب میاد سراغم تا این صدا رو می شنیدم سریع تو نقش کنار دنبال محل حمله می گشتم واقعا استرس کشنده ای بود
نمی دونم تو یک هم بود یا نه ولی تو دو وقتی که نژادی رو برا بازی نگاه می کردی موقع رفتن به بازی یک اهنگ بخصوص برا خودش داشت من اهنگ وایکینگ ا رو خیلی دوس داشتم
هنوز هم به خاطر میارم اون موقع هایی رو که شب پنج شنبه خونه عمم جمع می شدیم من برادرم و دو تا پسر عمه هام پسر عموم والبته پای ثابت تمام بازی هامون عموم با 40 45 سال سن بود از ساعت 7و 8 غروب تا 4 و 5 صبح دست جمعی می شستیم و بازی می کردیم اووووووف چقدر باحال بود
یادش بخیر
واقعا از خوندن متنت لذت بردم ولی نمی دونم چرا چیزی از بازی تو دریا جنگ های دریایی ننوشتی اون هم خیلی جذاب بود عاشق خراب کردن سنگر دشمن از تو اب بود واقعا حال می داد :دی
اخر سر در مورد تراوین هم می گم هیچ وقت به پای ایج نمی رسه البته اولش خیلی جذابه و ادم رو وحشتناک معتاد می کنه ولی تا یه جایی می رسه که ادم رو زده می کنه و یهو همچی رو می زاره و می ره یه نگاهی به نفرات اول رتبه بندی می بینی که معمولا وسط بازی ول می کنن و می رن
بیشتر از این که فکری باشه و نیاز به استراتژی ریختن داشه باشه نیاز به بی خوابی کشیدن داره
جالبه برای کوتاه مدت ولی هسچ وقت به پای ایج نمی رسه یه بازی واقعا کلاسیک
بخشید طولانی شد و ممنون از متن فوق العادت دارم دنبال لینک دانلودش می گرد هوش کردم یه بار دیگه بازیش کنم
:.))
سلام…می خواهم ببینم با پاراگراف اخر پست جدیدم موافقی یا نه؟؟؟؟
راستش بیشتر شبیه یه تپه کوده تا یه متن. خیلی تکراری بود:)
و این که بودا می گه شاید تو بتونی یه گوسفند رو به آب برسونی اما نمی تونی بسازیش
؟
ممنونیم
سلام.
یادمه پیش مشاور می رفتی، خیلی ازش راضی بودی، می تونم شماره تماس و ادرسش را داشته باشم؟
خیلی بهش نیاز دارم.
سپاس
روانکاو. در همان پست شماره اش هست
بابا مهربون ، باگذشت، دلم رحم ، از خود گذشته، حکیم ….
عالی بود.
آقا سروش اگه نوشتن رو تعطیل کنی و به جاش برای خانوم دکتر تراکت پخش کنی بیشتر شناخته می شی
nدوره نویسندگی خلاق رو دوباره نمی ذاری؟؟؟
ولله الان دوره پیشرفته برای بچه های قبل در حال برگزاری است. نمی دانم که آیا اسفند فرصت می کنم یا خیر. خبرش را می دهم همین جا
یادم انداختی این بازی رو !
چقد که بازی کردم و ارتش های مختلف ساختم و دیوار ساختم !
اون اسب سفید ها رو دوست داشتم !
حتما میرم بازی میکنم !
hey man
we miss you
[...] رسوم زندگی ، سیاست و مبارزه را میشد ازش استخراج کرد(+). نامردیست اگر از این بخش خوبش نگویم. همچنین آگاهم که [...]